به گزارش خبرگزاری حوزه از تهران، حجتالاسلام مهدی نخاولی، کارشناس دینی، روز دوشنبه در برنامه تلویزیونی «آفتاب شرقی» با اشاره به جایگاه امیرالمؤمنین(ع) در مسیر سیر و سلوک و فهم معارف قرآن کریم، اظهار کرد: امام علی(ع) همانند «فاتحةالکتاب» است و همه سیر و سلوک به او بازمیگردد.
وی با بیان اینکه «فاتحةالکتاب» صرفاً به معنای قرار گرفتن سوره حمد در ابتدای قرآن نیست، افزود: وقتی از فاتحةالکتاب صحبت میکنیم، منظور کتاب ظاهری که باز کردهایم و این صفحه در ابتدای آن قرار گرفته نیست؛ فاتحةالکتاب زمانی نازل شد که هنوز کتاب به شکل کامل نازل نشده بود و یکی از نخستین سورههایی بود که نازل شد. البته به حسب ظاهر، هنگامی که قرآن ترتیب سورهای پیدا کرد، طبیعی بود که این سوره در ابتدای قرآن قرار بگیرد و فاتحةالکتاب باشد، اما در حقیقت فاتحةالکتاب به معنای فتح باب ورود به کتاب و راه یافتن به حقایق قرآن است.
حجتالاسلام نخاولی ادامه داد: به همین دلیل است که قرائت این سوره در نماز واجب شده و انسان حداقل روزانه ۱۰ مرتبه آن را میخواند؛ در حالی که قرائت سایر سورههای قرآن هر روز واجب نیست و برای آن جایگزین وجود دارد. سوره حمد در حقیقت فتح باب حقایق قرآنی است.
وی با اشاره به جایگاه امیرالمؤمنین علی(ع) در فهم معارف نبوی گفت: امیرالمؤمنین(ع) که پیامبر اکرم(ص) درباره او فرمود باب مدینه علم و حکمت است، نقش «باب» و راه ورود به این معارف را دارد. اگر کسی میخواهد به پیامبر(ص) متصل شود، باید از مسیر امیرالمؤمنین(ع) حرکت کند. این همان نقش نخست علی(ع) است که باب فتوحات معنوی باشد.
این کارشناس دینی در ادامه با اشاره به شرایط پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و حاکمیت بنیامیه اظهار کرد: اسلام وارد فضای بنیامیه و خلفا شد و به تدریج نقشهای برای اضمحلال اسلام شکل گرفت؛ به گونهای که تصور میشد اسلام باید از بین برود و کنار گذاشته شود. آنان فکر میکردند آخرین مرحله این نقشه و ضربه نهایی را یزید خواهد زد.
وی افزود: این مسئله دارای اسناد تاریخی است. یزید هنگامی که سرهای بریده را نزد او آوردند، تصور میکرد کار تمام شده است؛ چراکه آخرین مدافعان اسلام را از بین برده بود و دیگر اسلام وکیل و مدافعی ندارد. وقتی حضرت علی بن الحسین(ع) سخن گفتند، یزید پرسید تو چه کسی هستی؟ حضرت فرمودند: من علی بن الحسین هستم. یزید تعجب کرد و گفت مگر علی بن الحسین در کربلا کشته نشد؟
حجتالاسلام نخاولی این اتفاق را از تدبیر الهی دانست و گفت: این همان «مکر الهی» است؛ خداوند در همان روزها یا یک روز قبل و بعد از عاشورا، حضرت امام سجاد(ع) را به بیماری مبتلا کرد، به گونهای که ایشان نتوانستند وارد صحنه جنگ شوند و این مسئله برای حفظ سرمایه امامت بود.
وی ادامه داد: دشمن تصور نمیکرد که حضرت علی بن الحسین(ع) باقی بماند. از طرف دیگر، یک علی از خاندان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) یعنی حضرت علیاکبر(ع) به شهادت رسیده بود و امام حسین(ع) درباره ایشان فرمودند که شبیهترین مردم به رسول اکرم(ص) است. دشمن تصور کرد علی بن الحسین(ع) همان حضرت علیاکبر(ع) است و شاید به همین دلیل بود که دشمن تلاش داشت هیچ اثر، نام و نشانی از این خاندان باقی نماند و سلسله امامت را قطع کند.
وی با اشاره به اینکه یزید تصور میکرد با شهادت امام حسین(ع) آخرین ضربه را به اسلام وارد کرده است، افزود: پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و ورود کاروان اسرا، یزید تصور میکرد ضربه نهایی را زده و دیگر کار تمام شده است. او گمان میکرد اکنون قدرت در اختیار اوست و هرکس بخواهد اقدامی انجام دهد، با مشت آهنین حکومت مواجه خواهد شد.
این کارشناس دینی تصریح کرد: اما دو مسئله ورق را برگرداند؛ نخست معجزاتی که از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) رخ داد و دوم سخنان، اقدامات، تدبیرها و معجزاتی که از کاروان بازماندگان عاشورا مشاهده شد.
وی با اشاره به برخی از حوادث پس از شهادت امام حسین(ع) گفت: ما این معجزات را در تاریخ میخوانیم و از کنار آن عبور میکنیم، اما باید توجه داشته باشیم که چه اثر اجتماعی و تبلیغی عظیمی داشته است. برای نمونه، سر بریده امام حسین(ع) قرآن میخواند. دشمن امام حسین(ع) را با تبلیغات گسترده، «خارجی» معرفی کرده بود؛ یعنی کسی که از دین خارج شده است و حتی گفته میشد دیگر مسلمان نیست و احترامی برای او وجود ندارد.
حجتالاسلام نخاولی ادامه داد: در چنین شرایطی، وقتی سر بریدهای که دشمن او را خارج از دین معرفی کرده بود، آیات قرآن را تلاوت میکند، این اتفاق چه شعاع تبلیغی و چه اثری بر روح و روان انسانی دارد که هنوز سلامت قلب و فطرت بیداری داشته باشد؟ دشمن تمام نشانههای کفر را به امام حسین(ع) نسبت داده بود، اما مردم با چنین صحنههایی مواجه شدند.
وی افزود: نمونه دیگری نیز در ماجرای سر مطهر امام حسین(ع) در تشت رخ داد؛ فردی مسیحی در همان مجلس گفت که چنین صحنهای را در خواب دیده است. اینها همه بخشی از آثار شهادت است.
این کارشناس دینی با اشاره به آثار شهادت در مسیر حق اظهار کرد: خون شهید و خون ریختهشده در راه خدا آثار عمیقی دارد و میتواند تحول بزرگی ایجاد کند. وقتی رهبر شهید انقلاب به شهادت رسید، آیا کسی تصور میکرد مردم چنین حضوری پیدا کنند؟ میلیونها نفر برای او آمدند و این نشان میدهد خون شهید چه اثری در جامعه ایجاد میکند.
وی گفت: پس از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نیز قیام توابین و قیامهای مختلف شکل گرفت و شهادت امام حسین(ع) زمینه زوال تدریجی بنیامیه را فراهم کرد؛ به گونهای که این حکومت مدت زیادی دوام نیاورد و پیش از آنکه به نیم قرن برسد، از هم پاشید.
حجتالاسلام نخاولی در ادامه به نقش بازماندگان واقعه عاشورا اشاره کرد و گفت: از سوی دیگر، سخنان، اقدامات، تدبیرها و معجزاتی که از کاروان باقیمانده عاشورا رخ داد، در خنثی کردن نقشه دشمن نقش اساسی داشت.
وی با اشاره به ماجرای دفن شهدای کربلا اظهار کرد: همه ما شنیدهایم که پس از عاشورا، اجساد شهدا بر زمین ماند و قبیله بنیاسد آمدند و آنها را دفن کردند، اما این پرسش مطرح است که چه کسی پیکرها را دفن کرد؟ امام سجاد(ع) چگونه در این صحنه حضور پیدا کرد، در حالی که در مسیر اسارت، همه شاهد بودند که حضرت علی بن الحسین(ع) در غل و زنجیر قرار داشت؟
این کارشناس دینی افزود: امام سجاد(ع) در همان زمان در کنار بنیاسد حاضر شد و آنان را راهنمایی کرد. بنیاسد میپرسیدند این پیکر متعلق به چه کسی است و در هر مرحله اتفاقی شگفت رخ میداد. ما امروز چون در بستر تاریخ قرار گرفتهایم و این وقایع را نقل میکنیم، گاهی متوجه آثار اجتماعی و عظمت این حوادث نمیشویم.
وی ادامه داد: امام سجاد(ع) با دست خود بالای قبر پدر بزرگوارشان نوشتند: «هذا قبر أبی الحسین بن علی». حضرت خود وارد قبر شدند و آنقدر در قبر ماندند که دیگران تصور کردند شاید ایشان نیز از دنیا رفتهاند. اینها نشانههایی بود که نشان میداد آنچه دشمن درباره اهلبیت(ع) تبلیغ میکرد، حقیقت ندارد؛ آنان نه تنها مسلمان بودند، بلکه دارای جایگاه و کرامت الهی بودند.
حجتالاسلام نخاولی با اشاره به سخنان امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) در دوران اسارت گفت: سخنان حضرت علی بن الحسین(ع) و حضرت زینب(س) نقشه دشمن را بهطور کامل خنثی کرد و فضای جامعه را تغییر داد. کار به جایی رسید که خود یزید دوباره به پوشش نفاق بازگشت و تلاش کرد مسئولیت جنایت را از خود دور کند.
وی افزود: یزید که در ابتدای ورود کاروان اسرا سخنانی گفته بود و تصور میکرد اسلام از بین رفته است، بعداً مدعی شد که من مسلمان هستم و این جنایت را به عبیدالله بن زیاد نسبت داد و گفت من دستور قتل امام حسین(ع) را نداده بودم.
این کارشناس دینی خاطرنشان کرد: سخنان و روشنگریهای امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) فضا را تغییر داد که حتی در خانه و دربار یزید نیز تردید و اعتراض ایجاد شد. در یکی از این موارد، فردی مسیحی که در دربار حضور داشت، اظهار کرد که شب قبل همین صحنه را در خواب دیده است و پس از مشاهده سر مطهر امام حسین(ع)، تحت تأثیر قرار گرفت و اظهار ارادت کرد و گفت من مسلمانم و به این حقیقت ایمان دارم.
وی ادامه داد: این اتفاقات نشان داد که حتی در کاخ یزید نیز موجی ایجاد شده بود و دیگر امکان ادامه دادن همان تبلیغات اولیه وجود نداشت. یزید ناچار شد دوباره به پوشش نفاق بازگردد و ادعای مسلمانی کند.
حجتالاسلام نخاولی با اشاره به رفتار یزید پس از عاشورا گفت: یزید در حالی که پیش از این آشکارا موضعی ضداسلامی گرفته بود و حتی شراب میخورد، دوباره تلاش کرد خود را در پوشش اسلام نشان دهد. در واقع، یکی از آثار مهم قیام امام حسین(ع) این بود که جریان حاکم دیگر نتوانست آشکارا با اسلام مخالفت و تظاهر به کفر کند.
وی در پایان با اشاره به نقش امام سجاد(ع) در احیای اسلام پس از واقعه عاشورا گفت: اسلام پس از عاشورا مانند نهالی بود که به سمت خشکی میرفت، اما دوباره جوانه زد و رویید. یکی از عوامل اصلی این رویش دوباره، نقش امام سجاد(ع) بود؛ امامی که پس از شهادت امام حسین(ع)، با معنویت، تدبیر، روشنگری و اقدامات خود زمینه استمرار و احیای اسلام را فراهم کرد.
انتهای پیام/










نظر شما