به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدکاظم طباطبایی، رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث، امروز چهارشنبه ۲۸ مردادماه در نشست تخصصی و رونمایی از کتاب تحلیل فهرستی از تازهترین آثار بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی که در مدرسه عالی فقاهت حرم مطهر رضوی برگزار شد، با تبیین جایگاه کتاب و سنت در منظومه معرفت دینی، اظهار داشت: منابع معرفتی دین در اصل به کتاب و سنت بازمیگردد و هر دلیل و منبع دیگری که بخواهد در عرصه معرفت دینی مورد استفاده قرار گیرد، باید گزارهها و آموزههای خود را به کتاب و سنت بازگرداند تا بتوان آن را در چارچوب معرفت دینی مورد استناد قرار داد.
وی با اشاره به مفهوم سنت در دانش حدیث افزود: سنت در این بحث، مجموعه قول، فعل و تقریر معصوم(ع) اعم از پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) است؛ بنابراین اگر فردی مستقیماً سخن یا رفتار معصوم را مشاهده یا دریافت کند، با خود سنت مواجه است، اما هنگامی که یک فرد غیرمعصوم، سخن معصوم را برای شخص دیگری نقل میکند، آنچه در اختیار مخاطب قرار میگیرد، حکایت و گزارش سنت یا همان حدیث است.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث تصریح کرد: همین تفاوت، یک مسئله بنیادی را در دانش حدیث پیش روی پژوهشگر قرار میدهد و آن، چگونگی اثبات همانی حدیث با سنت است؛ به این معنا که چگونه میتوان اطمینان پیدا کرد آنچه امروز در قالب یک روایت در اختیار ما قرار دارد، همان سخن یا فعل معصوم(ع) است و در فرایند نقل، دچار تغییر، تحریف، تصحیف، حذف یا نقل به معنا نشده است.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی ادامه داد: این مسئله از نخستین دورههای صدور سنت تا امروز همواره یکی از دغدغههای اصلی دانش حدیث بوده است؛ زیرا فاصله میان زمان صدور سخن معصوم و زمان دسترسی پژوهشگر به متن حدیث، موجب شده است مسئله چگونگی انتقال، حفظ و اعتبارسنجی این میراث اهمیت ویژهای پیدا کند.
وی با اشاره به وضعیت انتقال حدیث در سده نخست اسلامی گفت: برای فهم این موضوع باید به دورههای نخست بازگشت و بررسی کرد که پیش از شکلگیری کتابهای حدیثی و نظامهای مدون رجالی و فهرستی، مردم چگونه از یک نقل به سنت منتقل میشدند و چگونه درستی انتساب سخن به معصوم(ع) را احراز میکردند.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث افزود: در دوره نخست اسلامی هنوز مبنای علمی و مدون مشخصی برای ارزیابی حدیث، آنگونه که بعدها شکل گرفت، وجود نداشت و به نظر میرسد مردم از همان سیره عقلایی موجود در روابط اجتماعی استفاده میکردند؛ همانگونه که امروز نیز در زندگی روزمره، اگر فردی خبری را از شخص دیگری نقل کند، میزان اعتماد به آن نقل را با توجه به شناخت، سابقه و شرایط انتقال خبر ارزیابی میکنیم.

وی اظهار داشت: با افزایش اهمیت سنت و ضرورت حفظ دقیق سخنان معصومان(ع)، همین شیوههای عقلایی بهتدریج ضابطهمندتر شد و تلاش شد معیارهای دقیقتری برای تشخیص صحت نقل و میزان انطباق آن با سخن اصلی شکل بگیرد.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با اشاره به تفاوت میان نقل به معنا و انتقال دقیق الفاظ گفت: در برخی گفتوگوهای معمول، انتقال مضمون سخن کفایت میکند و ضرورتی ندارد که عین الفاظ گوینده بازگو شود؛ اما در سخنان توحیدی، اعتقادی و برخی مباحث فقهی، ظرافت و دقت واژگان اهمیت بیشتری پیدا میکند و این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان صرفاً مضمون سخن را منتقل کرد یا باید عین تعبیر معصوم(ع) نیز حفظ شود.
وی افزود: بنابراین، مسئله اعتبار حدیث تنها به این محدود نمیشود که چه کسی روایت را نقل کرده است، بلکه باید فرایند انتقال روایت، نوع نقل، امکان تغییر در الفاظ و مضمون و مسیر رسیدن آن به منابع موجود نیز مورد بررسی قرار گیرد.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با بیان اینکه از دوره امام باقر و امام صادق(ع) مرحله جدیدی در انتقال میراث حدیثی شکل گرفت، گفت: در این دوره، امکان کتابت و ثبت مکتوب حدیث افزایش یافت و در میان شیعیان، آثار نوشتاری و نقل شفاهی در کنار یکدیگر قرار گرفتند؛ ازاینرو میراث حدیثی شیعه را نمیتوان صرفاً به نقل شفاهی یا صرفاً به کتابت محدود کرد.
وی تأکید کرد: اینکه گفته شود همه روایات شیعه از ابتدا بهصورت مکتوب منتقل شدهاند، ادعای کاملی نیست و در مقابل، این تصور که میراث شیعه نیز همانند برخی جریانهای دیگر صرفاً بر نقلهای شفاهی استوار بوده، نادرست است؛ بلکه در میراث شیعه، هر دو شیوه نقل شفاهی و مکتوب در کنار یکدیگر حضور داشتهاند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با اشاره به شواهد موجود در منابع حدیثی خاطرنشان کرد: در برخی گزارشهای روایی، اصحاب ائمه(ع) هنگام مراجعه به امام، نوشته و لوح خود را همراه داشتند و مطالب را ثبت میکردند و در مواردی نیز امامان(ع) آنان را به مراجعه به کتابها و نوشتههای موجود در میراث اهلبیت(ع) ارجاع میدادند؛ این شواهد نشان میدهد که کتابت و حفظ مکتوب حدیث، در فرهنگ حدیثی شیعه جایگاه قابل توجهی داشته است.
وی اظهار داشت: شناخت این مراحل و توجه به چگونگی انتقال میراث حدیثی، مقدمهای ضروری برای فهم تحلیل فهرستی است؛ زیرا تحلیل فهرستی در واقع تلاش میکند علاوه بر بررسی افراد موجود در سلسله سند، مسیر انتقال کتابها و میراث مکتوب را نیز بازسازی و اعتبارسنجی کند.
تفاوت رویکرد رجالی و فهرستی در اعتبارسنجی روایات
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث، با اشاره به تفاوت میان روش رجالی و تحلیل فهرستی اظهار داشت: برای بررسی میراث حدیثی شیعه، صرفاً توجه به شخصیت راویان و ارزیابی وثاقت یا ضعف آنان کافی نیست؛ بلکه باید مسیر انتقال کتابها و میراث مکتوب نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: در روش رجالی، هنگامی که در سلسله سند یک روایت با فردی ناشناخته مواجه میشویم، ممکن است به دلیل مجهول یا مهمل بودن او، روایت از نظر سندی ضعیف تلقی شود؛ در حالی که در تحلیل فهرستی، پرسش متفاوتی مطرح میشود و آن این است که این فرد چگونه در مسیر انتقال یک کتاب قرار گرفته و چه نقشی در انتقال میراث مکتوب داشته است.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث ادامه داد: گاهی فردی که از نظر رجالی شناختهشده نیست، دقیقاً به دلیل اینکه صاحبنظر یا محدث برجستهای نبوده، در انتقال یک میراث مکتوب خانوادگی دخل و تصرفی نکرده است و این مسئله میتواند در بررسی مسیر انتقال کتاب، یک امتیاز محسوب شود؛ بنابراین آنچه در روش رجالی ممکن است نقطه ضعف تلقی شود، در برخی موارد از منظر تحلیل فهرستی میتواند دارای کارکرد دیگری باشد.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با اشاره به نمونههایی از این مسئله در میراث حدیثی شیعه تصریح کرد: اگر فردی بخواهد نسخهای از کتاب یکی از محدثان را به دست آورد، یکی از راههای طبیعی و قابل توجه، مراجعه به خانواده و وارثان صاحب کتاب و دریافت میراث مکتوب از آنان است؛ در چنین شرایطی، اگر فرد واسطه صاحب اندیشه و دیدگاه علمی خاصی نباشد، احتمال دخل و تصرف او در متن کمتر خواهد بود و این موضوع در تحلیل مسیر انتقال کتاب اهمیت پیدا میکند.
وی خاطرنشان کرد: بنابراین، در تحلیل فهرستی، ناشناخته بودن یک فرد در سلسله انتقال لزوماً به معنای بیاعتباری مسیر نیست؛ بلکه باید دید این فرد در چه جایگاهی قرار گرفته، چه چیزی را منتقل کرده و مسیر انتقال آن میراث چگونه بوده است.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث افزود: هنگامی که چند سند یا چند طریق نقل را با یکدیگر مقایسه میکنیم، روش صرفاً سندمحور ممکن است نتیجهای مانند صحیح بودن یک سند و صحیح بودن سند دیگر و در نهایت وجود اضطراب در روایت ارائه دهد؛ اما تحلیل فهرستی تلاش میکند منشأ این تفاوتها را در مسیرهای انتقال کتاب و میراث مکتوب جستوجو کند.
وی بیان کرد: در این شیوه، هر روایت تنها به عنوان یک زنجیره اسامی دیده نمیشود، بلکه باید مشخص شود روایت از چه کتابی آمده، آن کتاب چگونه منتقل شده، چه کسانی در مسیر انتقال آن قرار داشتهاند و آیا تفاوتهای موجود میان نقلها، ناشی از تفاوت منابع، جریانهای حدیثی، مناطق جغرافیایی یا شرایط انتقال میراث بوده است یا خیر.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با اشاره به شکلگیری تدریجی این رویکرد گفت: تحلیل فهرستی به صورت یک نظام کامل و مدون از ابتدا در اختیار پژوهشگران نبوده است، بلکه این شیوه در طول سالهای تدریس و تحقیق آیتالله مددی، بهتدریج در جریان مباحث فقهی و حدیثی شکل منسجمتری پیدا کرده است.
وی افزود: یکی از ویژگیهای برجسته آیتالله مددی، تسلط بسیار گسترده بر متون حدیثی و توانایی تحلیل همزمان آنهاست؛ ایشان متون فراوانی را در ذهن دارند و هنگام مواجهه با یک روایت یا مسئله، ارتباط آن را با دیگر منابع و نقلهای موجود بررسی میکنند.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث ادامه داد: نتیجهای که مخاطب از این تحلیل دریافت میکند، حاصل سالها انس با متون و بررسی دقیق میراث حدیثی است، اما بازسازی فرایندی که پژوهشگر را به آن نتیجه رسانده، کار سادهای نیست؛ از همین رو، تلاش شاگردان و پژوهشگرانی که این شیوه را بررسی و صورتبندی کردهاند، اهمیت ویژهای دارد.
وی با اشاره به نقش پژوهشگران این حوزه، بهویژه تدوینکنندگان کتاب تحلیل فهرستی، اظهار داشت: ارزش این کار در آن است که تلاش شده یک شیوه تفکر و روش تحلیلی که در ذهن و تجربه علمی استاد شکل گرفته، به زبان علمی و روشمند ارائه شود تا پژوهشگرانی که ارتباط مستقیم با این استاد ندارند نیز بتوانند از این روش استفاده کنند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی تصریح کرد: اهمیت این اثر تنها در انتشار یک مقاله یا ارائه یک بحث نظری نیست، بلکه تلاش شده تحلیل فهرستی به عنوان یک روش معرفی شود؛ روشی که میتواند به تدریج قواعد آن استخراج، تکمیل و در موضوعات مختلف حدیثی اجرا شود.
وی با اشاره به ظرفیت این روش در حوزههای مختلف معرفتی افزود: تحلیل فهرستی نباید تنها در مباحث فقهی مورد استفاده قرار گیرد، بلکه میتوان آن را در حوزههایی مانند اعتقادات، زیارات و دیگر موضوعات روایی نیز به کار گرفت؛ در هر یک از این حوزهها ممکن است بخشی از میراث در منابع مختلف، کتابهای کمترشناختهشده یا حتی منابع خارج از جریان اصلی حدیثی شیعه نقل شده باشد که بررسی مسیر انتقال آنها میتواند اطلاعات تازهای در اختیار پژوهشگر قرار دهد.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با اشاره به اهمیت بازشناسی منابع حدیثی گفت: در برخی موارد، روایتی در چند منبع با مضمون مشترک اما با تفاوتهایی در الفاظ دیده میشود؛ تحلیل فهرستی میتواند به جای کنار گذاشتن این تفاوتها، آنها را به عنوان داده پژوهشی مورد بررسی قرار دهد و مشخص کند هر نقل از چه مسیری به دست ما رسیده است.
وی افزود: این شیوه بهویژه در مواردی که بخشی از یک میراث حدیثی از بین رفته یا تنها از طریق منابع بعدی در اختیار ما قرار گرفته است، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا میتوان با مقایسه نقلهای باقیمانده، بخشی از مسیر انتقال میراث مفقود را بازسازی کرد.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با اشاره به میراث حدیثی کوفه خاطرنشان کرد: میراث حدیثی کوفه در دورههای مختلف مسیرهای متفاوتی را طی کرده است؛ بخشی از آن به قم و بخشی به بغداد منتقل شده و گاهی یک متن در هر دو جریان حضور داشته و گاهی تنها در یکی از این دو حوزه نقل شده است.
وی ادامه داد: در برخی موارد نیز با میراثی مواجه هستیم که نه در جریان قم و نه در جریان بغداد حضور پررنگی داشته و در منابع دیگری باقی مانده است؛ بررسی اینکه چرا یک میراث در یک دوره منتقل نشده اما در دورهای دیگر به منطقهای دیگر راه یافته، از جمله موضوعاتی است که تحلیل فهرستی میتواند برای آن پرسشهای جدیدی مطرح کند.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث تأکید کرد: این تفاوتهای جغرافیایی و تاریخی در انتقال میراث، دادههای مهمی برای تبارشناسی روایات فراهم میکند و اگر تنها با معیارهای رجالی به آنها نگاه شود، ممکن است بخش قابل توجهی از این اطلاعات از دست برود.
وی با اشاره به نمونه کتاب بصائر الدرجات گفت: این کتاب نمونه مناسبی برای بررسی ظرفیت تحلیل فهرستی است؛ زیرا بخشی از میراث آن در منابع بعدی باقی مانده و بررسی چگونگی انتقال این مطالب و مسیرهایی که از طریق آنها به منابع متأخر رسیدهاند، میتواند پرسشهای مهمی را درباره تاریخ انتقال میراث حدیثی مطرح کند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی خاطرنشان کرد: در چنین مواردی، پژوهشگر باید به جای آنکه صرفاً بر اساس وضعیت یک راوی، کل روایت را کنار بگذارد، مجموعه مسیرهای انتقال، منابع، کتابها و شواهد موجود را در کنار یکدیگر قرار دهد و سپس درباره اعتبار و منشأ روایت داوری کند.
وی با تأکید بر اهمیت ادامه این مسیر پژوهشی گفت: تحلیل فهرستی ظرفیت آن را دارد که بخشی از میراث حدیثی شیعه را با نگاهی تازه بازخوانی کند و از طریق تبارشناسی منابع و مسیرهای انتقال، امکان دستیابی به دادههایی را فراهم آورد که با روش صرفاً سندمحور کمتر قابل مشاهده است.

رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث، با اشاره به ظرفیت این روش در حوزههای مختلف معرفتی اظهار داشت: یکی از عرصههایی که میتوان تحلیل فهرستی را در آن به کار گرفت، روایات پزشکی و میراث مرتبط با طب است؛ زیرا در این حوزه نیز با مجموعهای از روایتها و کتابهایی مواجه هستیم که از نظر منشأ، مسیر انتقال و میزان اعتبار، وضعیت یکسانی ندارند.
وی افزود: اگر تحلیل فهرستی درباره روایات پزشکی و کتابهایی که در آنها مطالب طبی نقل شده است، بهصورت دقیق اجرا شود، میتواند بخشی از نقاط مبهم و تاریک این میراث را روشن کند و مشخص سازد که هر روایت از چه منبعی آمده، چه مسیری را طی کرده و چگونه وارد مجموعههای حدیثی شده است.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با تأکید بر ضرورت تعریف دقیق مفهوم روایت پزشکی تصریح کرد: پیش از ورود به بحث اعتبارسنجی، باید مشخص شود که منظور از روایت طبی چیست؛ اگر مراد از روایت پزشکی، روایاتی باشد که درباره شناخت بیماری، تشخیص بیماری، دارو و روش درمان سخن میگویند، چنین روایاتی در منابع اصیل حدیثی شیعه بسیار اندک است.
وی ادامه داد: در بخش قابل توجهی از میراث روایی، مطالبی درباره خواص برخی خوراکیها، میوهها و مواد غذایی وجود دارد، اما نمیتوان همه این موارد را به معنای دقیق کلمه، روایت پزشکی دانست؛ پزشکی به معنای تخصصی آن، نیازمند شناخت بیماری، تشخیص، پیشگیری و درمان است و باید میان این حوزهها و روایات مربوط به خواص خوراکیها تفکیک صورت گیرد.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با اشاره به وضعیت روایات مربوط به شناخت بیماریها گفت: در میراث حدیثی اصیل، روایت قابل اتکایی که به شکل گسترده درباره شناخت بیماری، علائم آن، تشخیص بیماریهای مشابه و روش تمایز آنها سخن گفته باشد، بسیار کم است؛ این مسئله نشان میدهد که نمیتوان از مجموعه موجود، یک نظام کامل پزشکی استخراج کرد.
وی افزود: درباره درمان نیز مواردی وجود دارد که امام(ع) برای فردی خاص، با توجه به وضعیت او، توصیهای درمانی بیان کرده است؛ اما در بسیاری از این موارد، بیماری دقیق فرد برای ما روشن نیست و نمیتوان نسخهای را که در یک شرایط خاص برای یک فرد صادر شده است، بدون توجه به شرایط و زمینه آن، به یک دستور عمومی پزشکی تبدیل کرد.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با ذکر نمونهای از روایات درمانی اظهار داشت: در برخی روایات، فردی نزد امام(ع) از یک مشکل جسمی سخن میگوید و امام توصیهای برای او بیان میکند؛ اما این روایت به معنای ارائه یک دستورالعمل عمومی برای همه افراد مبتلا به آن علامت نیست، زیرا همان علامت ممکن است در بیماریهای مختلف دیده شود و تشخیص علت آن نیازمند دانش پزشکی است.
وی خاطرنشان کرد: حتی اگر بخشی از روایات درمانی را معتبر بدانیم، باید شرایط صدور روایت، وضعیت فرد، نوع بیماری، ویژگیهای جسمی و حتی مبانی مربوط به مزاج و شرایط محیطی آن دوره را در نظر بگیریم؛ بنابراین استفاده مستقیم و بدون واسطه از این روایات در پزشکی امروز، نیازمند بررسیهای بسیار دقیق است.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی در ادامه به روایات مربوط به خواص خوراکیها اشاره کرد و گفت: در منابع حدیثی، بهویژه در برخی کتابهای اصلی، روایات متعددی درباره خوراکیها و میوههایی مانند سیب و انار وجود دارد و این روایات میتواند موضوع پژوهشهای حدیثی، تاریخی و حتی میانرشتهای قرار گیرد.
وی افزود: برای نمونه، اگر درباره انار روایاتی در منابع مختلف وجود دارد، باید ابتدا متن دقیق روایت، واژگان آن، مسیر انتقال، اعتبار سند و منشأ آن بررسی شود و سپس با یافتههای علمی و تجربیات پزشکی و طب سنتی مقایسه شود؛ نه اینکه از ابتدا نتیجه پزشکی مورد نظر را بر روایت تحمیل کنیم.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با اشاره به برخی تحقیقات جدید در این زمینه اظهار داشت: برخی پژوهشگران که خود دارای تخصص پزشکی هستند، مجموعه روایات مربوط به یک خوراکی مانند انار را گردآوری و اعتبارسنجی کردهاند و در کنار آن، تحقیقات علمی انجامشده درباره آثار این ماده غذایی را نیز بررسی کردهاند. این نوع مطالعات میانرشتهای میتواند مسیر مناسبی برای بررسی علمی روایات مرتبط با خوراکیها باشد.
وی تأکید کرد: در چنین پژوهشهایی، نخست باید روایت را بهدرستی شناخت و تبار آن را مشخص کرد و پس از آن، درباره نسبت دادن یک خاصیت به یک ماده غذایی سخن گفت. بدون این مراحل، نمیتوان میان یک روایت معتبر و یک نقل متأخر یا ضعیف تفاوت قائل شد.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی با اشاره به وجود برخی کتابهای متأخر و کمترشناختهشده در حوزه روایات طبی بیان کرد: بخشی از کتابهایی که مطالب فراوانی درباره دارو و درمان دارند، در مقایسه با منابع اصلی حدیثی وضعیت متفاوتی دارند؛ در برخی از آنها مؤلف یا مسیر انتقال کتاب بهدرستی شناختهشده نیست و این آثار در طرق شناختهشده میراث حدیثی قرار نگرفتهاند.
وی افزود: این مسئله به معنای نادیده گرفتن کامل این کتابها نیست؛ بلکه اگر چنین آثاری دارای روایت طبی هستند، باید بهعنوان یک میراث روایی مستقل مورد بررسی قرار گیرند و مسیر انتقال آنها، زمان تألیف، مؤلف، منابع مورد استفاده و نسبت آنها با میراث اصیل حدیثی مشخص شود.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث ادامه داد: در اینجا دقیقاً ظرفیت تحلیل فهرستی آشکار میشود؛ زیرا پژوهشگر میتواند بررسی کند که یک روایت چگونه از یک کتاب به کتاب دیگر منتقل شده و آیا در منابع اصلی نیز سابقه دارد یا اینکه تنها در آثار متأخر و ناشناخته دیده میشود.
وی با اشاره به ضرورت تبارشناسی روایات پزشکی اظهار داشت: اگر درباره یک ماده غذایی یا یک روش درمانی، روایتی در چند کتاب وجود دارد، باید روشن شود که آیا همه این کتابها از یک منبع مشترک استفاده کردهاند یا اینکه روایت از مسیرهای مستقل به آنها رسیده است. تفاوت این دو وضعیت، در ارزیابی اعتبار روایت بسیار مهم است.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی خاطرنشان کرد: حتی در مواردی که یک روایت در چند منبع تکرار شده است، صرف تعدد منابع به معنای تعدد طرق و افزایش اعتبار نیست؛ زیرا ممکن است همه این منابع، یک روایت را از یک منبع پیشین نقل کرده باشند. بنابراین، تبارشناسی روایت برای تشخیص استقلال یا وابستگی مسیرهای نقل ضرورت دارد.
وی در ادامه به اهمیت شناخت میراث حدیثی مناطق مختلف اشاره کرد و گفت: در میراث حدیثی شیعه، جریانهای حدیثی قم، بغداد و کوفه در دورههای مختلف با یکدیگر ارتباط داشتهاند و بخشی از میراث یک منطقه به منطقه دیگر منتقل شده است. شناخت این مسیرها میتواند در بررسی روایات طبی نیز اطلاعات مهمی در اختیار پژوهشگر قرار دهد.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث افزود: اگر یک روایت در یک جریان حدیثی حضور داشته و در جریان دیگری وجود نداشته باشد، این تفاوت باید مورد بررسی قرار گیرد. تحلیل فهرستی میتواند به پژوهشگر کمک کند تا منشأ این تفاوتها را پیدا کند و مشخص سازد که یک روایت در چه دورهای و از چه مسیری وارد یک مجموعه حدیثی شده است.
وی با بیان اینکه روایات طبی باید مانند سایر روایات از مراحل اعتبارسنجی عبور کنند، تصریح کرد: نمیتوان صرفاً به دلیل آنکه یک روایت درباره درمان، خوراکی یا بیماری سخن میگوید، آن را به اهلبیت(ع) نسبت داد. نخست باید همانی حدیث با سنت احراز شود و سپس درباره استفاده از محتوای آن سخن گفت.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی تأکید کرد: اگر پژوهشگر نتواند انتساب یک روایت به معصوم(ع) را اثبات کند، نمیتواند محتوای آن را بهعنوان سخن اهلبیت(ع) عرضه کند؛ این مسئله در روایات پزشکی اهمیت بیشتری دارد، زیرا نسبت دادن یک دستور درمانی به دین، در صورت نادرستی میتواند علاوه بر آسیب علمی، پیامدهای عملی برای مردم داشته باشد.
وی با اشاره به برخی ادعاها درباره درمان بیماریهای جدید از طریق روایات گفت: برخی بیماریها و مسائل پزشکی جدید در دوره صدور روایات اساساً موضوعیت نداشتهاند و طبیعی است که انتظار داشته باشیم برای بیماریای که در آن زمان مطرح نبوده، روایت مشخصی درباره تشخیص و درمان آن وجود نداشته باشد.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث خاطرنشان کرد: اگر برای موضوعات بسیار جزئی فقهی در میراث روایی، روایت و پرسش وجود دارد، اما درباره بیماریهای پیچیده و فراگیر امروز روایت مشخصی نداریم، نمیتوان با تفسیرهای بیضابطه و نسبتهای غیرمستند، برای آنها نسخه درمانی از متون حدیثی استخراج کرد.
وی گفت: ظرفیت اصلی تحلیل فهرستی در حوزه روایات پزشکی، نه تولید یک دانش پزشکی از متون حدیثی، بلکه بازشناسی و تبارشناسی این میراث، تفکیک منابع معتبر از منابع متأخر و ناشناخته، روشن کردن مسیر انتقال روایات و فراهم کردن زمینهای برای فهم دقیقتر و علمیتر این دسته از روایات است.

اعتبارسنجی روایات پزشکی و پیامدهای نسبتهای غیرمستند
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث، با اشاره به ضرورت تعیین مرز میان میراث حدیثی و دانش پزشکی اظهار داشت: روایات پزشکی نیز همانند سایر روایات باید از مراحل دقیق اعتبارسنجی عبور کنند و صرف وجود یک روایت در یک کتاب، برای نسبت دادن محتوای آن به پیامبر اکرم(ص) یا اهلبیت(ع) کافی نیست.
وی افزود: پژوهشگر حدیث باید پیش از استفاده از محتوای یک روایت، نسبت آن با سنت را احراز کند و مشخص سازد که آیا این روایت واقعاً سخن معصوم(ع) است یا در دورههای بعد و از طریق منابعی که اعتبار آنها روشن نیست، وارد میراث روایی شده است.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با بیان اینکه تحلیل فهرستی میتواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند، تصریح کرد: در این روش، علاوه بر بررسی سند و راویان، مسیر انتقال کتاب و روایت نیز مورد توجه قرار میگیرد و پژوهشگر تلاش میکند تبار یک روایت را از نخستین منابع تا کتابهای متأخر دنبال کند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی ادامه داد: در مورد روایات طبی، این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا در کنار منابع اصیل حدیثی، کتابهایی وجود دارد که حجم قابل توجهی از مطالب درمانی در آنها آمده، اما مؤلف، زمان تألیف یا مسیر انتقال بسیاری از مطالب آنها به روشنی مشخص نیست.
وی خاطرنشان کرد: اگر روایتی درباره درمان یک بیماری یا خاصیت یک ماده غذایی در چند کتاب دیده شود، باید بررسی کرد که آیا این نقلها از مسیرهای مستقل به یکدیگر رسیدهاند یا همه آنها در نهایت به یک منبع ناشناخته و متأخر بازمیگردند؛ تنها در صورت روشن شدن این مسیر میتوان درباره ارزش حدیثی آنها قضاوت کرد.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با تأکید بر ضرورت توجه به تفاوت میان روایات اصیل و منابع متأخر گفت: بخشی از مطالب طبی که در برخی کتابها دیده میشود، در میراث حدیثی اصلی سابقه روشنی ندارد و در طرق شناختهشده انتقال کتابهای حدیثی نیز قرار نگرفته است؛ این موارد باید جداگانه بررسی شوند و نمیتوان آنها را بدون تحقیق به منابع نخستین نسبت داد.
وی با اشاره به مفهوم دانش اسلامی افزود: برخی علوم مانند فقه، به دلیل برخورداری از پشتوانه گسترده روایی و شکلگیری یک فرایند طولانی علمی، ظرفیت تبدیل شدن به یک دانش منسجم را داشتهاند؛ اما روایات پزشکی از چنین پشتوانهای برخوردار نیستند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی اظهار داشت: در حوزه فقه، مجموعه گستردهای از روایات و پرسشهای فقهی وجود داشته و فقهای شیعه در طول قرون، با استفاده از این منابع و روشهای استنباط، دانش فقه را سامان دادهاند. در حوزه اخلاق نیز اگرچه روایات اخلاقی به خودی خود یک دانش کامل اخلاقی نیستند، اما از ظرفیت کافی برای شکلگیری دانش اخلاق اسلامی برخوردارند.
وی ادامه داد: در حوزه پزشکی چنین وضعیتی وجود ندارد؛ زیرا دادههای روایی موجود برای تأسیس یک دانش پزشکی کامل کافی نیست. بنابراین، سخن گفتن از دانش مستقلی به نام طب اسلامی، به معنای دانش پزشکی مبتنی بر روایات، از نظر تاریخی و علمی نیازمند پشتوانهای است که در منابع موجود مشاهده نمیشود.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث تصریح کرد: این سخن به معنای بیارزش بودن روایات مرتبط با سلامت، خوراک و درمان نیست؛ بلکه باید جایگاه واقعی آنها را شناخت؛ این روایات میتوانند موضوع مطالعات حدیثی، تاریخی، فرهنگی و میانرشتهای قرار گیرند، اما نباید از آنها چیزی فراتر از ظرفیت واقعیشان انتظار داشت.
وی با اشاره به ضرورت بررسی علمی روایات مربوط به خوراکیها اظهار داشت: اگر روایتی درباره خاصیت یک میوه یا ماده غذایی وجود دارد، میتوان آن را از نظر سند، متن، تبارشناسی و شرایط تاریخی بررسی کرد و در مرحله بعد، یافتههای پزشکی و علمی درباره همان ماده را نیز مورد مطالعه قرار داد؛ اما این دو حوزه نباید بدون روش علمی با یکدیگر خلط شوند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی افزود: حتی در مواردی که یک روایت از نظر سندی قابل قبول باشد، فهم آن نیازمند توجه به شرایط فرهنگی و تاریخی دوره صدور است؛برخی توصیههای مربوط به شیوه مصرف مواد غذایی یا سبک زندگی، در بستر فرهنگی و اقلیمی خاصی مطرح شدهاند و نمیتوان بدون بررسی شرایط امروز، آنها را عیناً به جامعه معاصر تعمیم داد.
وی همچنین با اشاره به مسئله ادعاهای درمانی درباره بیماریهای جدید گفت: نسبت دادن درمان بیماریهایی مانند سرطان به روایات، بدون پشتوانه معتبر حدیثی و پزشکی، اقدامی نادرست است؛ زیرا بیماریهای جدید دارای پیچیدگیهای فراوان هستند و درمان آنها نیازمند دانش تخصصی و روشهای معتبر پزشکی است.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث با هشدار نسبت به دخالت افراد غیرمتخصص در روند درمان بیماران اظهار داشت: برخی پزشکان متخصص، از پیامدهای ورود مدعیان درمانهای غیرعلمی به فرایند درمان بیماران سخن گفتهاند و این مسئله در مواردی موجب تأخیر در درمان علمی و تشدید وضعیت بیمار شده است.
وی افزود: این مسئله زمانی نگرانکنندهتر میشود که بیماران یا خانوادههایی که توان پرداخت هزینههای سنگین درمان را ندارند، به امید دستیابی به درمان ارزانتر یا سریعتر، به توصیههایی مراجعه کنند که پشتوانه علمی و حدیثی کافی ندارند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی تأکید کرد: مسئله فقط یک اختلاف علمی میان دو دیدگاه نیست، بلکه با جان و سلامت انسانها ارتباط دارد. ازاینرو، پژوهشگر دینی باید نسبت به پیامدهای اجتماعی و عملی سخنان خود حساس باشد و میان نقل حدیث، تفسیر حدیث و ارائه توصیه درمانی تفاوت قائل شود.
وی با اشاره به ضرورت همکاری میان حوزه حدیث و جامعه پزشکی گفت: بررسی روایات طبی میتواند عرصه مناسبی برای پژوهشهای مشترک میان متخصصان حدیث و پزشکان باشد؛ در چنین پژوهشهایی، متخصص حدیث وظیفه دارد سند، متن، منشأ و مسیر انتقال روایت را بررسی کند و متخصص پزشکی نیز درباره محتوای علمی و امکان ارزیابی آن در چارچوب دانش پزشکی اظهار نظر کند.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث خاطرنشان کرد: در چنین رویکردی، نه میتوان همه روایات طبی را به دلیل پزشکی نبودن کنار گذاشت و نه میتوان هر روایت مربوط به سلامت را به عنوان دستور پزشکی قطعی پذیرفت؛ بلکه باید هر روایت در جایگاه واقعی خود قرار گیرد.
وی با اشاره به ظرفیت کتاب تحلیل فهرستی برای چنین مطالعاتی اظهار داشت: یکی از کارکردهای مهم این روش، فراهم کردن امکان بازسازی مسیر انتقال میراث مکتوب و شناسایی منابع اولیه است. اگر این روش در حوزه روایات طبی نیز به شکل دقیق اجرا شود، میتواند مشخص کند کدام روایات ریشه در منابع اصیل دارند و کدام مطالب در دورههای متأخر به این میراث افزوده شدهاند.
حجتالاسلام والمسلمین طباطبایی افزود: در این مسیر باید متن روایت، نسخههای مختلف، منابع ناقل، مسیرهای انتقال، وضعیت راویان و زمان ورود روایت به منابع مختلف در کنار یکدیگر بررسی شود. چنین مطالعهای میتواند تصویری دقیقتر از تاریخ شکلگیری و انتقال روایات طبی ارائه کند.
وی با تأکید بر ضرورت ادامه این تحقیقات گفت: تحلیل فهرستی هنوز در آغاز مسیر توسعه و کاربردهای گسترده خود قرار دارد و میتواند در آینده در حوزههای مختلف حدیثی به کار گرفته شود. تبارشناسی روایات، بازشناسی منابع مفقود، بررسی جریانهای حدیثی و تحلیل مسیرهای انتقال میراث از جمله عرصههایی است که این روش ظرفیت ورود جدی به آنها را دارد.
رئیس پژوهشکده علوم و معارف حدیث مؤسسه دارالحدیث در پایان با تقدیر از پژوهشگران تدوینکننده کتاب تحلیل فهرستی خاطرنشان کرد: این اثر میتواند زمینهساز مرحله جدیدی از مطالعات حدیثی باشد و اگر این مسیر با دقت علمی ادامه پیدا کند، ظرفیتهای تازهای برای شناخت میراث روایی شیعه و اعتبارسنجی دقیقتر احادیث فراهم خواهد شد.
وی ابراز امیدواری کرد: با ادامه این جریان پژوهشی، دیدگاههای علمی و روش تحلیلی استادان این عرصه بیش از گذشته تدوین و روشمند شود و نسل جدید پژوهشگران حوزه حدیث بتوانند این روش را در موضوعات مختلف به کار گیرند و گامی مؤثر در تبارشناسی و بازشناسی میراث حدیثی شیعه بردارند.
انتهای پیام/











نظر شما