زهرا کبیری پور در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه عنوان کرد: مسئله حجاب در جامعه امروز ما، مسئلهای نیست که بتوان آن را صرفاً به میزان پوشش زنان در خیابان یا اجرای یک قانون تقلیل داد. حجاب در منظومه اسلامی، پیش از آنکه یک نشانه ظاهری باشد، بخشی از یک نظام اخلاقی و تربیتی گستردهتر است که با مفاهیمی همچون عفاف، حیا، کرامت، هویت و سلامت روابط اجتماعی پیوند دارد.
وی ادامه داد: اصل حکم شرعی حجاب برای زن مسلمان روشن است؛ اما روشن بودن حکم به معنای آسان بودن تحقق اجتماعی آن نیست. میان «حکم» و «فرهنگ» فاصلهای وجود دارد که با دستور و بخشنامه بهتنهایی پر نمیشود. اگر امروز میان آنچه اسلام درباره پوشش زن میخواهد و بخشی از واقعیت اجتماعی فاصلهای ایجاد شده است، مسئله اصلی این نیست که آیا باید از حجاب دفاع کرد یا نه؛ مسئله این است که چگونه میتوان حجاب را دوباره به یک ارزش فهمشده و زیسته در جامعه تبدیل کرد؟
مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه باید میان حفظ حکم و شیوه تحقق اجتماعی حکم تفکیک قائل شویم، اضافه کرد: حکم شرعی روشن است؛ اما بازسازی فرهنگ حجاب نیازمند تربیت، تبیین، اقناع، روایتسازی، الگوپردازی و برنامهریزی بلندمدت است.
حجاب؛ حکمی شرعی با یک مسئله فرهنگی بزرگتر
وی گفت: رهبر شهید انقلاب در ۱۵ فروردین ۱۴۰۲ در دیدار مسئولان نظام درباره اصل مسئله حجاب فرمودند کشف حجاب حرام شرعی و حرام سیاسی است. اما در همان سخنان نکتهای را مطرح کردند که برای فهم شیوه مواجهه با این مسئله بسیار مهم است: «بسیاری از کسانی که کشف حجاب میکنند، ممکن است همچنان اهل دین، دعا، ماه رمضان و ارتباط عاطفی با ارزشهای دینی باشند.» ایشان سپس تأکید کردند: «دشمن با نقشه و برنامه وارد این کار شده، ما هم باید با برنامه و نقشه وارد بشویم؛ کارهای بیقاعده و بدون برنامه نباید انجام بگیرد.»
کبیری پور تصریح کرد: این فرمایشات دو نکته را همزمان پیش روی ما قرار میدهد نخست اینکه اصل حکم شرعی نباید در اثر ملاحظات اجتماعی کمرنگ شود؛ دوم اینکه مواجهه با یک پدیده اجتماعی پیچیده را نمیتوان به واکنشهای مقطعی و برخوردهای پراکنده فروکاست. اگر مسئله با برنامه و در یک فرایند فرهنگی شکل گرفته است پاسخ نیز باید برنامهمند باشد. بنابراین دفاع از حجاب به معنای چشمپوشی از پیچیدگیهای اجتماعی آن نیست؛ همانطور که توجه به مسائل اجتماعی نیز نباید به معنای تردید در اصل حکم شرعی باشد.
هدف فقط باحجاب شدن نیست؛ ساختن جامعه عفیف است
وی گفت: یکی از خطاهای مهم در سیاستگذاری فرهنگی آن است که گاهی خود حجاب به مقصد نهایی تبدیل میشود در حالی که حجاب در منظومه اسلامی بخشی از فرهنگ بزرگتر عفاف است. عفاف یعنی انسان در برابر نگاه، رفتار، گفتار، میل و روابط اجتماعی خود مرزهایی را به رسمیت بشناسد و به کرامت خویش و دیگری احترام بگذارد. از این منظر حجاب یکی از نمودهای بیرونی این نظام اخلاقی است اما تمام آن نیست.
فعال فرهنگی اضافه کرد: اگر فقط درباره پوشش زن سخن بگوییم اما درباره نگاه مرد، کیفیت روابط زن و مرد، ادبیات گفتاری، محتوای رسانهای، تبلیغات تجاری، نمایش بدن، سبک مصرف و الگوهای رفتاری فضای مجازی سخن نگوییم، تصویری ناقص از عفاف ارائه کردهایم.
وی با اشاره به اینکه حجاب باید در منظومه عفاف فهم شود، تاکید کرد: عفاف باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود. از این منظر جامعه عفیف جامعهای نیست که صرفاً زنان آن پوشیده باشند؛ جامعه عفیف جامعهای است که در آن انسان به کالا، بدن به ابزار تبلیغات و رابطه اجتماعی به میدان تحریک تقلیل پیدا نکند.
عفاف مسئولیت یکطرفه نیست
مدرس حوزه و دانشگاه افزود: در مسأله حجاب و عفاف نمیتوان همه بار آن را بر دوش زنان گذاشت. مرد نیز مسئول نگاه و رفتار خویش است. خانواده نیز در تربیت نقش دارد. رسانه در تولید تصویر زن و مرد مسئول است. بازار و تبلیغات در نوع استفاده از بدن انسان مسئولاند. هنر در ساختن الگوهای زیبایی و سبک زندگی اثرگذار است و فضای مجازی نیز در عادیسازی بسیاری از رفتارها نقش دارد.
وی یادآور شد: این دیدگاه از اهمیت حجاب زن نمیکاهد؛ بلکه نشان میدهد حجاب درون یک نظام اجتماعی عفاف معنا پیدا میکند. جامعهای که از زن انتظار پوشش دارد، اما همزمان بدن زن را در تبلیغات و رسانه به ابزار جلب توجه تبدیل میکند، در پیام فرهنگی خود دچار تناقض است. جامعهای که از مرد انتظار کنترل نگاه دارد، اما دائم او را در معرض انبوهی از تصاویر تحریککننده قرار میدهد نیز نمیتواند تمام مسئولیت را متوجه فرد کند.

فعال فرهنگی گفت: اگر هدف ساختن جامعه عفیف است، باید از خود بپرسیم: سهم خانواده، رسانه، بازار، مدرسه و دانشگاه، فضای مجازی و حتی سهم منِ دغدغهمند در شیوه سخن گفتن و امر به معروف چیست؟
حجاب فقط از زن محافظت نمیکند بلکه میتواند تربیت کند
وی بیان کرد: بارها درباره نقش حجاب در امنیت اجتماعی زن سخن گفته شده اما کمتر درباره نقش تربیتی آن بحث شده است. حجاب هنگامی که به انتخابی آگاهانه و درونی تبدیل شود میتواند نوعی تمرین روزمره برای خویشتنداری، مراقبت از خود، احترام به حریم شخصی و فاصله گرفتن از نگاه ابزاری به بدن باشد. از این منظر حجاب فقط یک محدودیت نیست بلکه میتواند یک تجربه تربیتی باشد. اما این بُعد تربیتی زمانی شکل میگیرد که حجاب با معنا همراه شود. نمیتوان از دختر نوجوان انتظار داشت صرفاً به دلیل یک دستور، پوششی را بپذیرد که هیچ توضیحی درباره فلسفه، آثار و نسبت آن با شخصیت و کرامت خود دریافت نکرده است.
کبیری پور گفت: دختر جوان امروز باید بتواند درباره حجاب سؤال کند: چرا پوشش؟ چرا پوشاندن مو؟ چرا بدن زن نباید به نمایش عمومی گذاشته شود؟ حجاب چه نسبتی با آزادی دارد؟ چرا نباید ارزش انسان به میزان دیدهشدن بدن او وابسته شود؟ این پرسشها را نمیتوان با عصبانیت پاسخ داد. باید با منطق، قرآن، سیره اهلبیت(ع)، فقه، تجربه زیسته زنان و دانش اجتماعی درباره آنها گفتوگو کرد. اگر ما برای این پرسشها پاسخ قانعکننده فراهم نکنیم، فضای مجازی پاسخ خود را ارائه خواهد کرد.
زن محجبه؛ فقط نماد حجاب نیست
وی اظهار کرد: اگر قرار است حجاب به جامعه بازگردد، باید جایگاه اجتماعی زن محجبه نیز تقویت شود. نمیتوان از زن محجبه انتظار داشت که همواره پرچمدار حفظ حجاب باشد، اما در تصویر عمومی جامعه نقش اجتماعی او کمرنگ باقی بماند. زن محجبه نباید فقط در برنامههای مناسبتی، پوسترهای فرهنگی یا قابهای تبلیغاتی دیده شود. او باید در متن زندگی اجتماعی یعنی در دانشگاه، بیمارستان، رسانه، ورزش، هنر، پژوهش، مدیریت، کارآفرینی و فعالیتهای اجتماعی دیده شود. زن مسلمان میتواند در جهان معاصر حضور داشته باشد و برای حضور اجتماعی خود مجبور به حذف هویت دینیاش نباشد.
پژوهشگر حوزوی یادآور شد: باید توجه داشته باشیم مسئله فقط دیدهشدن در قاب رسانه نیست. زن محجبه باید احساس کند که در طراحی فرهنگ عمومی نیز دیده میشود؛ یعنی سبک زندگی، نیازها، اوقات فراغت، حضور اجتماعی، اشتغال، ورزش، تفریح و مطالبات او نیز موضوع سیاستگذاری فرهنگی است. اگر قرار است زن محجبه الگوی اجتماعی باشد نباید تنها زمانی که برای دفاع از حجاب به او نیاز داریم، به سراغش برویم. تکریم زن محجبه بخشی از سیاست بازسازی فرهنگ حجاب است.
زن کمحجاب را از جامعه دینی حذف نکنیم
وی عنوان کرد: در نقطه مقابل نباید برای تقویت جایگاه زن محجبه، زن کمحجاب یا بیحجاب را از دایره جامعه دینی خارج کنیم. رهبر شهید انقلاب در ۱۴ دی ۱۴۰۱ فرمودند: «بدحجابی یا ضعف حجاب درست نیست، اما این موجب نمیشود که ما این [افراد] را از حوزه دین و انقلاب و مانند اینها خارج بکنیم و خارج بدانیم.» این نگاه برای سیاست فرهنگی بسیار تعیینکننده است. ممکن است زنی در مسئله حجاب ضعف داشته باشد، اما همچنان پیوندهای عاطفی و معنوی خود را با دین، خانواده، اهلبیت(ع) و ارزشهای اخلاقی حفظ کرده باشد. بنابراین میان «ضعف در حجاب» و «گسست کامل از دین» نباید یکسانی ایجاد کرد.
کبیری پور تاکید کرد: اگر هدف ما بازگشت حجاب است مخاطب این بازگشت باید همچنان در دایره گفتوگو باقی بماند. کسی که امروز با حجاب کامل فاصله دارد لزوماً کسی نیست که با دین فاصله گرفته است. این تفاوت اگر در سیاست فرهنگی دیده نشود، به جای کاهش فاصله اجتماعی، آن را بیشتر خواهد کرد.
شیوه امر به معروف باید عفیف باشد
وی بیان کرد: یکی از مهمترین و حساس ترین بخشهای فرهنگ عفاف، شیوه مواجهه ما با دیگری است. نمیتوان برای دفاع از ارزشهای اخلاقی، اخلاق را کنار گذاشت. تذکر دادن به یک زن درباره پوشش اگر با تحقیر، توهین، برچسبزنی، افشای تصویر یا داوری درباره شخصیت او همراه شود، نهتنها به بازسازی عفاف کمک نمیکند، بلکه ممکن است تصویری خشن و غیرعفیف از دین ایجاد کند. به همین خاطر بیانات رهبر شهید انقلاب درباره نحوه مواجهه با مسئله حجاب تنها به اصل حکم محدود نمانده و در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۲ نیز بر «رفق و مدارا» در امر و نهی تأکید شده است. همچنین در ۴ آذر ۱۳۷۷ بر ضرورت تحقیق، تبلیغ و ترویج دیدگاه درباره حجاب تأکید کردند. این مجموعه بیانات نشان میدهد که مواجهه با حجاب در نگاه قائد شهید امت صرفاً «برخورد» نیست؛ بلکه تبیین، تبلیغ، اخلاق، مدارا و فرهنگسازی نیز اجزای این مواجهه هستند.
فعال فرهنگی گفت: یکی از دشواریهای امروز آن است که حجاب در ذهن بخشی از نسل جدید بیش از آنکه با مفاهیمی مانند کرامت، حیا، هویت و معنویت پیوند داشته باشد به یک نشانه سیاسی تبدیل شده است. وقتی یک ارزش دینی بیش از اندازه در میدان نزاعهای سیاسی تعریف شود ممکن است پذیرش یا رد آن نیز به یک موضع سیاسی تبدیل شود.
وی ادامه داد: راه برونرفت انکار جنبه قانونی حجاب نیست؛ بلکه بازگرداندن معنای فرهنگی و انسانی آن است. زن نباید ارزش اجتماعی خود را از میزان دیدهشدن ظاهرش بگیرد و حضور اجتماعی او نباید وابسته به نمایش بدن باشد. در چنین روایتی، حجاب دیگر فقط نشانه یک جریان سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از یک انتخاب دینی و اخلاقی برای نحوه حضور انسان در جامعه است.
کبیری پور اظهار کرد: حجاب نباید نخستین بار در خیابان به دختر معرفی شود. پیش از آنکه کودک وارد فضای عمومی شود، باید در خانواده مفهوم حریم، احترام به بدن، حیا، کرامت و رابطه سالم زن و مرد را تجربه کرده باشد. پدر و مادر باید بتوانند با فرزند خود درباره بدن، زیبایی، فضای مجازی، روابط زن و مرد و پوشش گفتوگو کنند. اگر خانواده تنها زمانی درباره حجاب سخن بگوید که دختر تصمیمی متفاوت گرفته است، بخش مهمی از فرآیند تربیت از دست رفته است. بنابراین بازگرداندن حجاب به جامعه از خیابان آغاز نمیشود بلکه از خانواده آغاز میشود.
رسانه باید زن محجبه را واقعی روایت کند
وی تاکید کرد: رسانه امروز با نسلی مواجه است که هر روز با صدها تصویر و روایت درباره زن، زیبایی، موفقیت و سبک زندگی روبهرو میشود. در چنین فضایی نمیتوان انتظار داشت چند شعار فرهنگی با انبوه روایتهای رقیب مقابله کند. ما به فیلم، سریال، مستند، ادبیات، پادکست و محتوای شبکههای اجتماعی نیاز داریم که زن محجبه را انسانی واقعی و چندبعدی نشان دهند نه شخصیتی شعاری و دستنیافتنی. زنی که زندگی میکند، کار میکند، میخندد، سؤال دارد، موفق میشود، دغدغه اجتماعی دارد و در عین حال به حجاب خود پایبند است. این همان الگویی است که میتواند حجاب را از یک «دستور» به یک «سبک زندگی معنادار» تبدیل کند.
قانون لازم است؛ اما فرهنگ ماندگار میکند
مدرس حوزه و دانشگاه گفت: در جامعهای که اکثریت آن مسلمان است و نظام حقوقی آن بر مبانی اسلامی استوار است، قانون نسبت به هنجارهای اساسی جامعه مسئولیت دارد اما قانون به تنهایی فرهنگ تولید نمیکند. قانون میتواند مرزها را تعیین کند اما خانواده تربیت میکند، مدرسه آموزش میدهد، دانشگاه گفتوگو میکند، مسجد معنا میسازد، رسانه روایت میکند، هنر تصویر میآفریند و الگوهای اجتماعی رفتار را عادی میکنند.
وی تصریح کرد: اگر میخواهیم حجاب پایدار شود باید یک زنجیره فرهنگی شامل خانواده، تربیت، آموزش، تبیین، روایت رسانهای، الگوی اجتماعی و قانون داشته باشیم که هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد.
حجاب را باید به جامعه برگرداند؛ نه فقط به سر
پژوهشگر حوزوی اضافه کرد: مسئله حجاب را نباید به یک جنگ دائمی میان باحجاب و بیحجاب تبدیل کرد زیرا هدف بزرگتر ساختن جامعهای عفیف است؛ جامعهای که در آن زن و مرد پیش از آنکه بدن دیده شوند انسان دیده شوند؛ جامعهای که در آن کرامت زن محجبه محترم باشد، زن کمحجاب از دایره گفتوگو حذف نشود، مرد نسبت به نگاه و رفتار خود مسئول باشد و رسانه و بازار نیز در برابر تصویری که از انسان میسازند پاسخگو باشند.
وی گفت: اگر حجاب را فقط به «پوشش سر» تقلیل دهیم، ممکن است درگیر جنگی بیپایان بر سر یک نشانه ظاهری شویم. اما اگر حجاب را در منظومه عفاف ببینیم، مسئله بسیار بزرگتر میشود: تربیت انسان، حفظ کرامت، سلامت روابط اجتماعی، صیانت از خانواده و ساختن محیطی که در آن انسان به بدن تقلیل پیدا نکند به همین خاطر عنوان مسئلۀ حجاب باید از «مبارزه با بیحجابی» فراتر برود و به بازسازی فرهنگ عفاف برسد. رهبر شهید انقلاب در ۱۵ فروردین ۱۴۰۲، پس از تأکید بر ضرورت مواجهه برنامهمند با این مسئله، با نگاهی امیدوارانه فرمودند: «این مسئله قطعاً حل خواهد شد.» البته این امید با انکار واقعیت به دست نمیآید بلکه با برنامه به دست میآید.
کبیری پور عنوان کرد: باید حکم شرعی را روشن نگه داشت اما در کنار آن معنا ساخت؛ باید قانون را حفظ کرد اما فرهنگ تولید کرد؛ باید از حجاب دفاع کرد اما عفاف را فراموش نکرد؛ باید زن محجبه را تکریم کرد اما زن کمحجاب را از دایره دین بیرون نراند؛ باید تذکر داد اما اخلاق را قربانی نکرد.
وی تاکید کرد: حجاب را باید به جامعه برگرداند؛ اما برای این کار ابتدا باید فرهنگ عفاف را به جامعه برگرداند و عفاف زمانی به فرهنگ تبدیل میشود که از زن و مرد آغاز شود و تا خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه، هنر، بازار، فضای مجازی و حتی شیوه مواجهه ما با یکدیگر امتداد پیدا کند. در این شرایط حجاب دیگر فقط یک پوشش نخواهد بود بلکه نشانهای از جامعهای خواهد بود که کرامت انسان را فهمیده و درک کرده است.
انتهای پیام











نظر شما