حجتالاسلام بهمنی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران، با اشاره به برخی از مهمترین فرازهای تاریخ تشیع و تاریخ اسلام، بر ضرورت بازخوانی تاریخ ائمه اطهار(ع) با رویکرد «انسان ۲۵۰ ساله» تأکید کرد و گفت: اگر با همان رویکردی که در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» مطرح شده است به تاریخ نگاه کنیم، درمییابیم که از امیرالمؤمنین علی(ع) تا امام زمان(عج)، جلوههای گوناگون یک حقیقت واحد را مشاهده میکنیم.
وی اظهار داشت: این نوع نگاه البته ریشههای کلامی و فلسفی دارد و بر این اساس، میتوان امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام زینالعابدین(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و دیگر ائمه اطهار(ع) را جلوههای مختلف یک حقیقت دانست؛ همان حقیقتی که در شرایط و موقعیتهای تاریخی متفاوت ظهور و بروز پیدا کرده است.
حجتالاسلام بهمنی افزود: در حقیقت، اگر ۱۴ معصوم(ع) و بهویژه ۱۲ امام را در امتداد یک حقیقت واحد ببینیم، بسیاری از فراز و فرودهای تاریخ تشیع برای ما معنای روشنتری پیدا میکند. حتی مفهوم «قرار» که در تعبیر «امام دوازدهم» میتوان به آن توجه کرد، هم میتواند به معنای قول و عهد باشد و هم به معنای آرامش، سکون و دلگرمی؛ بنابراین اگر این مفهوم را بهدرستی بفهمیم، نگاه ما به تاریخ امامت نیز متفاوت خواهد شد.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: تا زمان امام صادق(ع)، شیعه با وجود همه فراز و فرودهای تاریخی، امکان شناخت امام را در شرایط نسبتاً مشخصتری داشت. پس از امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام زینالعابدین(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، شیعیان با شخصیت و جایگاه امامان خود آشنایی مستقیمتری داشتند، اما از امام صادق(ع) به بعد، به نظر میرسد وارد مرحلهای میشویم که نوعی رزمایش برای یک دوران سختتر و پیچیدهتر آغاز شده است.
وی با اشاره به ماجرای شهادت امام صادق(ع)، گفت: هنگامی که امام صادق(ع) به شهادت رسیدند، مسئله جانشینی ایشان به موضوعی بسیار حساس تبدیل شد. در آن زمان اعلام شد که امام صادق(ع) جانشین خود را معرفی کردهاند و خلیفه عباسی نیز دستور داد همه کسانی را که بهعنوان جانشین معرفی شدهاند، به قتل برسانند.
حجتالاسلام بهمنی افزود: حتی نقل شده است که وقتی به خلیفه گفته شد نمیتوان پنج نفر را به قتل رساند، او پاسخ داد که چرا نمیشود و هنگامی که گفته شد یکی از آن افراد، خود شما هستید، روشن شد که امام صادق(ع) برای حفظ جان امام پس از خود، تدبیری اندیشیده بودند.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، شیعه مجبور شد برای شناخت حجت خدا، بیش از گذشته به شناخت و تشخیص خود تکیه کند. در همین چارچوب، نمونهای از شیعیانی را میبینیم که از ایران و نیشابور برای امام صادق(ع) امانت و پرسشهایی به مدینه برده بودند و پس از بازگشت و اطلاع از شهادت امام، با مسئله شناسایی امام بعدی مواجه شدند.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: این فرد بر اساس شرایط موجود شروع به بررسی کرد و تلاش کرد از طریق نشانهها و معیارها امام پس از امام صادق(ع) را بشناسد؛ حتی مسئله فرزند بزرگتر یا فرزند کوچکتر مطرح شد. بنابراین، از این مرحله به بعد، حتی در زمان حضور امام معصوم نیز شیعه باید برای شناخت حجت خدا، از قدرت تشخیص و معرفت خود استفاده میکرد.
حجتالاسلام بهمنی با اشاره به دوران امام جواد(ع)، اظهار داشت: هنگامی که به امام جواد(ع) میرسیم، مسئله سن امام به یک موضوع مهم تبدیل میشود. تا پیش از امام جواد(ع) و حتی در زمان امام رضا(ع)، سن ائمه(ع) برای پذیرش مسئولیتهای اجتماعی، سن طبیعی و متعارفی بود؛ اما در مورد امام جواد(ع)، گویی قرار است حجاب دیگری کنار برود و حقیقتی برای شیعه آشکار شود؛ اینکه امامت یک حقیقت الهی است و ارتباطی با جسم، جثه و سن ظاهری انسان ندارد.
وی افزود: قرآن کریم نیز درباره حضرت عیسی(ع) نمونهای را بیان میکند که ایشان در سنین کودکی به مقام نبوت معرفی میشوند. بنابراین، این پرسش مطرح میشود که اگر خداوند میتواند در کودکی مقام نبوت را به انسانی عطا کند، چرا امامت و حجیت الهی را نمیتوان مستقل از سن و جثه ظاهری فهم کرد؟
حجتالاسلام بهمنی با اشاره به دوران امام زمان(عج)، گفت: هنگامی که به دوران امام زمان(عج) میرسیم، مسئله شناخت امام و حجت الهی پیچیدهتر میشود. در ماجرایی، راوی نقل میکند که امام به او امانتی میسپارند و میفرمایند به فلان مکان برو و هنگامی که بازگشتی، من دیگر حضور ندارم. راوی در ادامه میپرسد که جانشین شما چه کسی خواهد بود و امام پاسخ میدهند: جانشین من کسی است که بر من نماز میخواند.
وی ادامه داد: اینجا نیز امام نام جانشین خود را بهصورت صریح بیان نمیکنند، بلکه نشانهای ارائه میدهند تا شیعه بتواند از طریق آن حجت خدا را شناسایی کند. راوی نقل میکند که بازگشت و با جعفر کذاب مواجه شد و با خود گفت: خدایا، این فرد نمیتواند امام منتظر باشد. سپس منتظر ماند تا ببیند چه اتفاقی رخ خواهد داد. در ادامه، نوجوانی همچون ماه از پشت پرده و از داخل ساختمان و اتاق حضرت خارج شد و فرمود که من برای اقامه نماز سزاوارترم. سپس نماز را اقامه کرد و این ماجرا به دوره غیبت صغرا و پس از آن به دوره نواب خاص منتهی شد.
وی تأکید کرد: این روند نشان میدهد که مسیر تاریخ تشیع به سمت آن حرکت کرده است که شیعه باید از نظر اجتماعی و معرفتی رشد کند. من همیشه این مسیر را به دورههای مختلف رشد تشبیه میکنم؛ یک دوره دبستان، یک دوره راهنمایی، یک دوره دیپلم و سپس دانشگاه. تکامل یعنی هرچه جامعه رشد میکند، آزمونها نیز دشوارتر میشوند.
حجتالاسلام بهمنی اظهار داشت: این تاریخ در واقع مسیر آمادهسازی شیعه برای ظهور و برای درک و دریافت حقیقت امامت امام زمان(عج) است. هرچه شیعه در این مسیر رشد کرده، مسئولیتهای بزرگتری نیز متوجه آن شده است.
وی ادامه داد: وقتی کسی چشمبهراه یک مهمان یا عزیز است، خانه او وضعیت دیگری پیدا میکند. اطرافیان از او میپرسند چه خبر است و او در پاسخ میگوید منتظر آمدن فلان شخص هستم. بنابراین، چشمبهراهی صرفاً یک انتظار ذهنی نیست، بلکه با اشتیاق، امید، آمادگی، پاکی و طهارت همراه است.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: اگر قرار است مهمانی بیاید، خانه را تمیز میکنیم و محیط را برای حضور او آماده میسازیم. اگر قرار است عزیزی مانند حضرت مهدی موعود(عج) ظهور کند، باید دل و اندیشه خود را پاک و آماده کنیم.
وی خاطرنشان کرد: انتظار امام زمان(عج) تنها به زبان آوردن نام حضرت یا اظهار علاقه به ظهور محدود نمیشود، بلکه انتظار حقیقی، انسان را به سمت آمادگی، اصلاح خود، پاکسازی دل و اندیشه و افزایش معرفت نسبت به امام سوق میدهد.
حجتالاسلام بهمنی گفت: وقتی تاریخ تشیع را از این زاویه نگاه کنیم، درمییابیم که فرازهای مختلف زندگی ائمه اطهار(ع) در کنار یکدیگر، یک مسیر واحد را شکل میدهند؛ مسیری که هدف آن رشد و بلوغ شیعه و آمادهسازی او برای درک حقیقت امامت و زمینهسازی برای ظهور حضرت ولیعصر(عج) است.
انتهای پیام/










نظر شما