خبرگزاری حوزه | در بازخوانی تاریخ اسلام، نام خدیجه کبری (سلاماللهعلیها) چون ستارهای است که روشناییاش از عمق درک الهی برمیآید. او نخستین کسی است که فهمید رسالت پروژهای تمدنیاست برای بازسازی انسان بر اساس توحید.
در مکهی جاهلیت، ثروت و منزلت اجتماعی معیار کرامت بود. اما خدیجه (س) آن معیار را شکست و در برابر ساختار مردسالار ثروتمحور، معنویت زن را به صحنه آورد. کسی که با شجاعت گفت: پول من، قدرت من و آبروی من باید در خدمت ایمان باشد.
آنجا بود که «انفاق» معنا گرفت قبل از آنکه فتحی واقع شود. رهبر انقلاب فرمودند:
«اگر فداکاریهای خدیجه کبری نبود، شاید این حرکت عظیم و پرخطر نبوی در آغاز به چنین استحکامی نمیرسید. او سرمایهاش را گذاشت، آبرویش را گذاشت، جانش را هم فدا کرد؛ چون ایمان داشت.»
در فضای تنگ و پرخطر مکه این رفتار یک حرکت انقلابی بود؛ زنی که پیش از فتح و در نهایت تنگنا، همه را گذاشت تا تمدن توحیدی زاده شود. قرآن میان کسانی که قبل از فتح انفاق کردند و آنان که پس از آن تمایز قائل است؛ زیرا ایمان پیش از قدرت، معیار صدق است.
در آیه دهم سوره مبارکه حدید میخوانیم:
لَا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ؛ و در این تمایز خدیجه از نخستین مصادیق است.
در منظومه معرفتی اسلام شیعی، نقش زن در تاریخ یک نقش فرعی نیست؛ زن در این نگاه حامل معناست. همانگونه که فاطمه زهرا (س) «حجت امامت» شد، خدیجه «رحم رسالت» بود؛ مبدأی حیات معنوی پیامبر در تمامیت وجودی خویش. او نه تنها به نبی ایمان آورد بلکه ایمان را زیست کرد.
رهبر انقلاب در نگاه ژرفی میفرمایند:
«حضرت خدیجه مظلومه است؛ جناب خدیجه (سلاماللهعلیها) غریب است. حالا شما میگویید مادر یازده امام؛ امّا در واقع مادر دوازده امام است؛ چون امیرالمؤمنین را در آغوش خودش، در دامان خودش، در زندگی خودش پرورش داد تا چند سالگی.»
(بیانات در دیدار همایش بزرگداشت حضرت خدیجه، ۱۳۹۵/۰۲/۲۰)
این تعبیر، معنای تاریخی خدیجه را گسترده میسازد: اگر فاطمه، استمرار نبوت است، خدیجه آغاز آن بستر است؛ دو حلقه در زنجیره ولایت. مادری امیرالمؤمنین در دامان خدیجه یعنی پیوند عینی نبوت و امامت از نخستین روزهای بعثت.
در این قاب خدیجه دیگر صرفاً بانوی احساس نیست؛ او «استراتژی ایمان» است. با تصمیمی آگاهانه، مسیر رسالت را ممکن کرد. اگر ابوطالب نگهبان بیرونی پیامبر بود، خدیجه نگهبان درونی او بود؛ ستون آرامش هنگامی که همه در بیرون تکفیر میکردند. در عمق بعثت خدیجه نهاد «امنیت روانی رسالت» را ساخت چیزی که امروز در ادبیات انقلاب اسلامی از آن به «پایه فرهنگی جهاد تبیین» میتوان یاد کرد.
هر نهضت الهی برای بقا به پناهی مؤمنانه نیاز دارد و خدیجه نخستین الگوی این پناه است. او نشان داد که زن میتواند در نقطهی مرکزی تاریخ بایستد.
زن خدیجهوار بازتعریف حضور است: حضور در میدان ایمان، اقتصاد و تصمیم، بیآنکه از لطافت عاطفه کاسته شود.
از او زهرای مطهر برخاست و از زهرا، امت ولایت. این یعنی ساختار نبوت بر ستون زن مؤمن و هوشیار شکل گرفت و هر انقلابی که بر پایه آن ایمان در طول تاریخ تداوم یافت از عاشورا تا انقلاب اسلامی ایران ادامه همان خط خدیجه است.
در عصر رسانه و جنگ شناخت پیام خدیجه همچنان جاری است: ایمان باید خردمندانه باشد، محبت باید جهتدار باشد و زن باید ستون تمدن بماند.
او به ما آموخت که روحهای بزرگ جهان را در سکوت و فداکاری دگرگون میکنند.
خدیجه (سلام الله علیها) زنی که در برابر جاهلیت با لبخند ایمان ایستاد و گفت: حق، هزینه دارد و من آنم که میپردازم!
طاهره موحدیپور(مهدا)










نظر شما