شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۵
علوم تربیتی اسلامی نیازمند بازسازی هویت علمی است

حوزه/ حجت الاسلام لطیفی با تأکید بر ضرورت بازسازی هویت علمی علوم تربیتی اسلامی، اظهار داشت: آموزه‌ها و اندوخته‌های سنتی و علوم تربیتی مدرن به‌تنهایی پاسخگوی مسائل تربیتی جامعه نیستند و بازسازی این علوم نیازمند بازتعریف موضوع، سنخ معرفت، غایت و روش‌شناسی تربیت و بازخوانی ظرفیت‌های میراث معرفتی اسلام است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه در مشهد، حجت‌الاسلام علی لطیفی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی، در کرسی ترویجی بازسازی هویت علمی تربیت اسلامی در قلمروی علوم اسلامی که به همت مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد(ص) و با همکاری مرکز تخصصی آخوند خراسانی و دیگر نهادهای علمی در سالن جلسات مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد(ص) برگزار شد، اظهار داشت: نقطه عزیمت در بحث بازسازی علوم تربیتی اسلامی این است که مشخص شود جمهوری اسلامی برای تدبیر مسائل تربیتی خود به چه علم یا علومی نیاز دارد.

وی افزود: کشور با مجموعه‌ای از مسائل تعلیم و تربیت در مقیاسی گسترده‌تر از آموزش و پرورش مواجه است و برای حل این مسائل باید مشخص شود چه علومی می‌توانند پاسخگوی نیازهای موجود باشند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تصریح کرد: از یک سو آموزه‌ها، داشته‌ها و اندوخته‌های سنتی ما به‌تنهایی برای پاسخگویی به نیازهای امروز کفایت نمی‌کند و از سوی دیگر، علوم تربیتی مدرن نیز پاسخگوی همه مسائل جامعه ما نیست؛ بنابراین نیازمند فهم و بازسازی علوم تربیتی متناسب با شرایط خود هستیم.

اسلامی‌سازی یا تأسیس علوم تربیتی؛ مسئله‌ای فراتر از دو رویکرد

حجت الاسلام لطیفی با اشاره به رویکردهای مختلف در زمینه علوم تربیتی اسلامی گفت: در دوره‌ای ادبیات اسلامی‌سازی علوم مطرح بود و در دوره‌ای دیگر، تولید و تأسیس علوم جدید مورد توجه قرار گرفت؛ اما رویکرد مورد نظر در این زمینه، اقدامی ترکیبی است که با فهم دقیق علوم تربیتی مدرن و بازسازی آن در چارچوب نیازهای جامعه اسلامی دنبال می‌شود.

وی ادامه داد: علوم تربیتی مدرن تعریف واحد و روشنی ندارد و نباید آن را صرفاً با رشته‌هایی که امروز در دانشگاه‌ها با عنوان علوم تربیتی ارائه می‌شوند، یکسان دانست؛ زیرا میان یک علم یا مجموعه‌ای از علوم با رشته‌های دانشگاهی تفاوت ماهوی وجود دارد.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی بیان کرد: در این زمینه پرسش‌های بنیادینی مطرح است؛ از جمله اینکه آیا اساساً یک علم تربیتی داریم یا علوم تربیتی، ملاک وحدت و تمایز این علوم چیست و آیا علم تربیتی علمی مستقل است یا تابع علومی همچون روان‌شناسی محسوب می‌شود.

وی افزود: در برخی دیدگاه‌ها، آنچه تحت عنوان تعلیم و تربیت شناخته می‌شود، در واقع کاربرد روان‌شناسی در قلمرو تربیت است و حتی درباره اصل وجود علم تربیت نیز مناقشه وجود دارد.

حجت الاسلام لطیفی خاطرنشان کرد: این پرسش‌ها صرفاً مباحثی درباره عناوین رشته‌های دانشگاهی نیست، بلکه پرسش‌هایی فلسفی درباره علم است و هنگامی که از تربیت اسلامی سخن می‌گوییم، باید به این پرسش‌های بنیادین نیز پاسخ دهیم.

وی با تأکید بر ضرورت توجه به سنخ معرفت تربیتی اظهار داشت: باید مشخص شود معرفت تربیتی چه نوع معرفتی است و آیا دانش نظری است یا عملی و چه تفاوتی میان این دو وجود دارد؛ زیرا بر اساس سنخ معرفت، موضوع و روش علم نیز متفاوت خواهد بود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ادامه داد: در موضوع‌شناسی نیز باید مشخص شود تربیت اسلامی دقیقاً به چه حقیقتی اشاره دارد و حدود و مرز موضوع آن چیست؛ مفهوم‌شناسی صرفاً به معنای مراجعه به لغت‌نامه و یافتن معنای یک واژه نیست، بلکه باید حقیقت مورد مطالعه و قلمرو آن به‌صورت دقیق مشخص شود.

وی گفت: در علوم تربیتی باید درباره غرض و هدف علم نیز پرسش کرد؛ اینکه آیا هدف علم تربیتی صرفاً شناخت حقایق و مسائل مربوط به پدیده‌های تربیتی است یا اینکه این علم باید معلم، مربی و عامل تربیتی را برای اثرگذاری و انجام مأموریت حرفه‌ای آماده کند.

حجت الاسلام لطیفی افزود: این دو تلقی، اهداف متفاوتی را برای علم تربیتی ایجاد می‌کند و به تبع آن ساختار دانش و مسائل این علم نیز متفاوت خواهد بود.

وی با اشاره به تفاوت رویکردهای آلمانی و انگلیسی ـ آمریکایی در علم تربیتی بیان کرد: در رویکرد آلمانی، هدف علم تربیتی یا پداگوژی به‌عنوان یک علم انسانی، ارتباط بیشتری با آماده‌سازی معلم برای ایفای مأموریت حرفه‌ای دارد و همین مسئله در تعریف مسائل و روش این علم اثرگذار است.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی تأکید کرد: روش‌شناسی علم نیز متأثر از موضوع، سنخ معرفت و غایت آن است و هنگامی که این مباحث در فضای اسلامی مطرح می‌شود، باید همین پرسش‌های بنیادین را از منظر اسلامی نیز مورد بررسی قرار داد.

بازسازی، مسیر متفاوت از اسلامی‌سازی و تأسیس علوم تربیتی است

حجت الاسلام لطیفی تصریح کرد: رهیافت مورد نظر، نه اسلامی‌سازی علوم تربیتی موجود و نه تأسیس یک قلمرو دانش مستقل با عنوان تربیت اسلامی، بلکه بازسازی است.

وی در توضیح چرایی انتخاب رویکرد بازسازی، گفت: تجربه غرب در تولید و تدوین علوم انسانی مدرن نشان می‌دهد این علوم صرفاً از یک فرایند نظری و انتزاعی به وجود نیامده‌اند، بلکه مدرنیته یک تحول فراگیر فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بود که در پی آن، صورت‌بندی‌های نظری جدیدی شکل گرفت.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه افزود: غرب در مواجهه با تحولات جدید، به ذخیره معرفتی خود، عمدتاً میراث یونان و بخشی از میراث روم و مسیحیت، مراجعه کرد و تلاش کرد این ذخیره را به‌گونه‌ای بازخوانی کند که بتواند وضعیت جدید و نیازهای جامعه را توضیح دهد و پاسخگو باشد.

وی ادامه داد: از این منظر، بازسازی می‌تواند مسیری اصیل‌تر و بومی‌تر از اسلامی‌سازی صرف یا تأسیس از نقطه صفر باشد؛ زیرا در این رویکرد، میان میراث معرفتی و شرایط تاریخی و اجتماعی موجود ارتباط برقرار می‌شود.

میراث اسلامی ظرفیت گسترده‌ای برای بازسازی علوم تربیتی دارد

حجت الاسلام لطیفی با اشاره به مراحل انجام‌شده در مطالعه خود گفت: در این پژوهش ابتدا روایتی از آنچه در گذشته شکل گرفته بررسی و سپس با بازگشت به میراث معرفتی جهان اسلام، قلمروهای مختلفی که به‌نحوی به مسئله تربیت پرداخته‌اند، مورد مطالعه قرار گرفته است.

وی افزود: هیچ فرهنگ و تمدنی را نمی‌توان یافت که مسئله چگونگی تربیت نسل جدید و چگونگی رشد و استکمال انسان برای آن مطرح نباشد. تربیت در معنایی عام، مسیری است که انسان و جامعه برای رسیدن به نقطه ایده‌آل مورد نظر خود طی می‌کنند و مفهوم استکمال می‌تواند به‌خوبی به این حقیقت اشاره کند.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی خاطرنشان کرد: در میراث اسلامی، آثار تفسیری و حدیثی بخش مهمی از مباحث مربوط به استکمال انسان را دربر گرفته‌اند و این دو منبع، از محورهای اساسی شکل‌گیری بسیاری از معارف تربیتی در دیگر حوزه‌ها بوده‌اند.

وی ادامه داد: آثار دعایی و عبادی نیز به دلیل پرداخت گسترده به مسائل تربیتی باید به‌عنوان یک قلمرو مستقل مورد توجه قرار گیرند. علم اخلاق نیز یکی از مهم‌ترین علوم میراث مسلمانان در زمینه تربیت است و بخش قابل‌توجهی از مباحث تربیتی در تاریخ تمدن اسلامی در این حوزه مطرح شده است.

حجت الاسلام لطیفی افزود: آثار مرتبط با حکمت عملی، تدبیر منزل و سیاست مدن، آثار عرفانی، فقه، منطق، فلسفه و طب نیز هر یک به بخش‌هایی از مسئله تربیت و استکمال انسان پرداخته‌اند.

آثار آدابی و اندرزنامه‌ها بخشی مغفول از میراث تربیتی اسلام هستند

وی با اشاره به آثار آدابی اظهار داشت: در میراث اسلامی، مجموعه گسترده‌ای از آثار با عنوان ادب و آداب وجود دارد که موضوعاتی همچون آداب تعلیم و تعلم، آداب پزشکی، آداب قضاوت و حتی آداب حرفه‌های مختلف را بررسی کرده‌اند و این آثار بخشی مهم از میراث تعلیم و تربیت اسلامی به شمار می‌روند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: بخشی از آثار مربوط به اسرار عبادات و تکالیف دینی نیز به‌صورت درهم‌تنیده به مباحث فقهی و تربیتی پرداخته‌اند.

وی افزود: آثار جامع در حوزه علوم معاملات نیز با هدف هدایت و ارشاد عمومی جامعه نوشته شده‌اند که از جمله نمونه‌های برجسته آن می‌توان به احیاء علوم الدین و کیمیای سعادت اشاره کرد.

حجت الاسلام لطیفی تصریح کرد: اندرزنامه‌ها، پندنامه‌ها و توصیه‌های اخلاقی نیز اگرچه لزوماً علم به معنای خاص کلمه نیستند، اما بخشی از میراث معرفتی جهان اسلام در حوزه تربیت محسوب می‌شوند و نباید آنها را نادیده گرفت.

وی با انتقاد از نگاه محدود به میراث علوم اسلامی اظهار داشت: وقتی میراث معرفتی مسلمانان را صرفاً در فقه، اصول، تفسیر، حدیث، فلسفه و کلام خلاصه می‌کنیم، از بخش مهمی از ظرفیت‌های تربیتی این میراث غفلت خواهد شد.

حجت الاسلام لطیفی در ادامه با طرح بحث جهان‌شمولی علوم انسانی گفت: یکی از مسائل اساسی در علوم انسانی مدرن این است که آیا علوم انسانی اساساً باید جهان‌شمول باشند یا خیر.

وی افزود: ویلهلم دیلتای از چهره‌های اثرگذار علوم انسانی مدرن و سنت آلمانی علم تربیتی است که درباره امکان علم تربیتی جهان‌شمول بحث کرده و بر اساس مبانی خود نشان می‌دهد که علم تربیتی جهان‌شمول به آن معنا که تصور می‌شود، نه الزاماً مورد نیاز و نه لزوماً امکان‌پذیر است.

رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی تصریح کرد: ما در حوزه تربیت هم به معرفت جهان‌شمول نیاز داریم و هم به معرفت‌هایی که جهان‌شمول نیستند؛ بخش قابل‌توجهی از معرفتی که برای حل مسائل تعلیم و تربیت، به‌عنوان یک حوزه عملی، به آن نیاز داریم، می‌تواند ناظر به شرایط تاریخی، فرهنگی و اجتماعی باشد.

وی ادامه داد: در میراث اسلامی نیز تقسیم‌بندی مهمی درباره علوم وجود داشته که امروز کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ بر اساس این تقسیم، برخی علوم در طول تاریخ و با تغییر ملل، دولت‌ها و اعصار ثابت می‌مانند و برخی علوم متناسب با شرایط فرهنگی و تاریخی تغییر می‌کنند.

حجت الاسلام لطیفی گفت: فقه نیز با این تحلیل، لزوماً دانشی جهان‌شمول به معنای یکسان بودن گزاره‌های آن برای همه ملل و اعصار نیست، بلکه دانشی است که برای حل مسائل در یک بستر مشخص شکل گرفته است.

وی تأکید کرد: توجه به این تقسیم‌بندی می‌تواند افق جدیدی در تربیت اسلامی ایجاد کند؛ زیرا در تربیت اسلامی علاوه بر دانش‌های جهان‌شمول، به مجموعه‌ای از دانش‌ها و توصیه‌هایی نیاز داریم که متناسب با زمان، مکان، فرهنگ و واقعیت اجتماعی باشند.

مسئله تربیت فقط با تولید علم حل نمی‌شود

حجت الاسلام لطیفی با اشاره به ماهیت عملی تعلیم و تربیت اظهار داشت: تاریخ تحولات علوم تربیتی و تجربه تربیتی غرب نشان می‌دهد که مسئله حل مشکلات همیشه صرفاً مسئله علم نیست و نباید بیش از اندازه از علم انتظار داشت.

وی افزود: در قلمروهای عملی مانند تربیت، باید برای تجربه، عمل و سایر مؤلفه‌های اثرگذار بر فرایند تربیت نیز جایگاه مناسبی در نظر گرفت.

علوم تربیتی اسلامی نیازمند بازسازی هویت علمی است

در ادامه مجتبی همتی‌فر، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد و ناقد اول این کرسی، با اشاره به اهمیت موضوع اظهار داشت: مسئله اصلی در این بحث، چیستی دانش تعلیم و تربیت اسلامی یا علم تعلیم و تربیت اسلامی است و در کنار آن باید پرسش هستی‌شناختی درباره حدود، مرزها و قلمرو این پدیده نیز مورد توجه قرار گیرد.

وی افزود: این دو پرسش ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند؛ زیرا تلقی ما از هویت و چیستی یک پدیده، حدود و قلمرو آن را نیز مشخص می‌کند و از سوی دیگر، تلقی ما از مرزهای یک پدیده بر برداشت ما از ماهیت آن اثر می‌گذارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه پرداختن به این مسئله از دو جهت دشوار است، گفت: نخست، گستردگی موضوع است؛ زیرا برای بررسی آن باید با مباحث مختلفی همچون فلسفه، علم دینی و روش‌شناسی آشنا بود و دوم، مفاهیم انتزاعی متعددی است که در این بحث مطرح می‌شود و ایجاد اشتراک بین‌الاذهانی درباره آنها دشوار است.

همتی‌فر تصریح کرد: با وجود این دشواری‌ها، پرداختن به چیستی و قلمرو علوم تربیتی اسلامی اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا نحوه حکمرانی، سیاست‌گذاری علمی، مدیریت علمی و حتی تصمیم‌گیری درباره ایجاد رشته‌های دانشگاهی، انتشار کتاب‌ها و انتخاب موضوعات پژوهشی تحت تأثیر تلقی ما از هویت این علم قرار می‌گیرد.

وی ادامه داد: دو مقدمه مطرح‌شده از سوی حجت‌الاسلام لطیفی قابل توجه است؛ نخست اینکه علوم تربیتی جدید برای پاسخگویی به این پرسش‌ها لازم هستند اما کافی نیستند و دوم اینکه مراجعه به میراث معرفتی گذشتگان می‌تواند افق نگاه ما را گسترش داده و امکان صورت‌بندی متفاوتی از تعلیم و تربیت را فراهم کند.

اسلامی‌سازی علوم تربیتی نباید به مواجهه واکنشی محدود شود

ناقد اول کرسی با اشاره به تفاوت اسلامی‌سازی واکنشی و رویکرد فراکنشی اظهار داشت: در یک مواجهه واکنشی، پژوهشگر عمدتاً به نظریه‌ها و دیدگاه‌های رایج در علوم تربیتی مدرن مراجعه و آنها را بازآرایی، تعدیل یا اصلاح می‌کند و یا تلاش می‌کند نظریه‌ای جدید در برابر آنها ارائه دهد.

وی افزود: اما در یک مواجهه فراکنشی، تحولات علمی به‌صورت طبیعی و بنیادین مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ همان‌گونه که در تحولات پارادایمی علوم در غرب، با تغییر نظریه‌ها، موضوعات و حتی قلمروهای علمی نیز تغییر کرده‌اند.

همتی‌فر خاطرنشان کرد: در تحول از رفتارگرایی به شناخت‌گرایی، صرفاً نظریه‌ها تغییر نکردند، بلکه موضوعات جدیدی همچون شناخت و ذهن نیز وارد قلمرو علم شدند؛ بنابراین در تحول بنیادین، هم نظریه و هم موضوع علم می‌تواند دچار تغییر شود.

وی گفت: اگر قرار باشد بازسازی علوم تربیتی اسلامی به‌صورت جدی دنبال شود، باید این امکان را در نظر گرفت که هم موضوع و هم نظریه‌های علمی نسبت به پدیده تربیت دچار تحول شوند.

عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد یکی دیگر از پیش‌فرض‌های قابل بررسی را نحوه مطالعه علوم تربیتی در جهان دانست و اظهار داشت: برای شناخت قلمرو علوم تربیتی نباید به یک یا چند دیدگاه خاص اکتفا کرد، بلکه لازم است یک استقرای روشمند از تجربه‌های علمی موجود در جهان صورت گیرد.

وی با اشاره به مطالعه‌ای درباره رشته مطالعات برنامه درسی، گفت: در یک بررسی، حدود ۷۰ دپارتمان برنامه درسی در دانشگاه‌های مختلف جهان مطالعه شد و مشخص شد در مقطع کارشناسی ارشد، حدود ۸۰ رشته علمی در قلمرو برنامه درسی وجود دارد که متناسب با اقتضائات و نیازهای جوامع مختلف شکل گرفته‌اند.

همتی‌فر افزود: در برخی دانشگاه‌ها رشته‌هایی مانند برنامه درسی آموزش ارزش‌ها یا برنامه درسی در مذهب ایجاد شده است و این نشان می‌دهد برخی از قلمروهایی که در میراث معرفتی اسلامی نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند، در قالب رشته‌های علمی متناظر در دانشگاه‌های جهان امروز نیز وجود دارند.

وی تأکید کرد: برای گسترش قلمرو یک رشته علمی، ابتدا باید نظریه‌پردازی و پژوهش صورت گیرد و نظریه‌های علمی درباره موضوع تولید شود و سپس بر اساس این پشتوانه نظری، قلمروهای جدید مطالعاتی شکل بگیرند.

همتی‌فر تصریح کرد: در بحث علوم تربیتی نباید از یک نظریه خاص، نتیجه‌ای کلی درباره تمام علوم تربیتی گرفت؛ برای مثال، اینکه برخی نظریه‌پردازان تعلیم و تربیت را کاربرد روان‌شناسی در قلمرو تربیت می‌دانند، تنها یک دیدگاه در این رشته است و نمی‌توان آن را نماینده همه دیدگاه‌های علوم تربیتی دانست.

وی افزود: همچنین بحث درباره جهان‌شمول بودن یا نبودن علم تربیتی نیز یک موضع نظری است و نباید آن را با کل دانش تعلیم و تربیت یکسان دانست.

ناقد اول کرسی خاطرنشان کرد: باید میان رشته علمی، قلمرو علمی و نظریه‌های علمی تفکیک قائل شد؛ زیرا رشته علمی یک مسئله است، قلمرو آن مسئله‌ای دیگر و نظریه‌هایی که درباره موضوعات آن مطرح می‌شوند، موضوعی متفاوت هستند.

وی گفت: اگر این تفکیک‌ها در بازسازی علوم تربیتی اسلامی مورد توجه قرار گیرد، امکان ارائه صورت‌بندی دقیق‌تر و جدیدتری از مسئله و دستاوردهای این حوزه فراهم خواهد شد.

علوم تربیتی اسلامی نیازمند بازسازی هویت علمی است


در ادامه، امین خندقی، استاد تمام دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد و ناقد دوم این کرسی، اظهار داشت: مباحث مطرح‌شده برای من آموزنده بود؛ زیرا در مطالعات و تعاملات موجود در حوزه تعلیم و تربیت با نگاه بومی و اسلامی، غفلت جدی نسبت به مبانی و به‌ویژه فلسفه علم تعلیم و تربیت وجود دارد.

فلسفه علم تعلیم و تربیت حلقه مغفول مطالعات تربیتی است

وی افزود: یکی از حوزه‌هایی که می‌تواند در این زمینه معنا پیدا کند، فلسفه علم تعلیم و تربیت است، اما پژوهشگران و آثار موجود در این حوزه بسیار اندک هستند و به همین دلیل، در بسیاری از مطالعات از میانه مسیر به مباحث تعلیم و تربیت وارد می‌شویم، بدون اینکه ابتدا درباره هویت و مبانی علم مورد نظر تعیین تکلیف کرده باشیم.

استاد تمام دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: چه کسانی که بر بومی بودن علوم تربیتی تأکید ندارند و چه کسانی که بر آن تأکید دارند، اگر بدون تعیین تکلیف مبانی وارد عرصه عمل شوند، با مشکلات جدی مواجه خواهند شد.

وی ادامه داد: پس از انقلاب اسلامی تلاش‌های گسترده‌ای در عرصه عمل تربیتی انجام شده است، اما در مواردی به دلیل فقدان نگاه مبنایی، فعالیت‌ها در میانه مسیر متوقف شده و این مسئله موجب شده است در برخی حوزه‌ها با کندی رشد و حتی عقب‌گرد مواجه شویم.

خندقی با اشاره به مطالعات حوزه کودکی در تمدن اسلامی گفت: در مطالعات مربوط به کودکی نیز می‌توان نمونه‌ای از ظرفیت میراث اسلامی برای بازسازی دانش تربیتی را مشاهده کرد.

وی افزود: پژوهشگرانی در حوزه مطالعات کودکی در تمدن اسلام در قرون میانه، با مراجعه به منابعی همچون فقه، آثار مربوط به سلامت، آداب، سوگ‌نامه‌ها، آثار پزشکی و حتی مینیاتورها، به توصیف متفاوتی از وضعیت کودکی در تمدن اسلامی رسیده‌اند.

استاد تمام دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: این مطالعات نشان می‌دهد وقتی پژوهشگر به گستره بیشتری از منابع وارد می‌شود، ممکن است به نتایجی متفاوت از روایت‌های رایج در مطالعات غربی درباره تاریخ کودکی دست پیدا کند و این تفاوت می‌تواند بر مطالعات و سیاست‌گذاری‌های امروز نیز اثرگذار باشد.

وی با اشاره به پیش‌فرض‌های موجود در بحث بازسازی علوم تربیتی اظهار داشت: یکی از مسائل مهم این است که در بازخوانی میراث معرفتی، جایگاه مسائل و چالش‌های هر دوره تاریخی به‌درستی مشخص شود؛ زیرا هر دانش و تجربه‌ای در پاسخ به مسائل و نیازهای یک دوره شکل گرفته است.

خندقی افزود: اگر میراث معرفتی را به دو دسته کلی چیستی و چگونگی تقسیم کنیم، لازم است نسبت میان این دو و همچنین جایگاه مسائل واقعی هر دوره تاریخی را مشخص کنیم؛ زیرا چگونگی‌ها نمی‌توانند مستقل از فهم ما از انسان، کمال انسان، زمانه و زمینه اجتماعی شکل بگیرند.

وی تصریح کرد: در فرایند تولید علم، ارتباط میان نظریه و واقعیت اهمیت اساسی دارد و مسئله علمی نیز در رفت‌وآمد میان نظریه و واقعیت شکل می‌گیرد؛ بنابراین در بازسازی علوم تربیتی اسلامی، صرف توجه به چیستی و چگونگی کافی نیست و باید واقعیت تربیتی جامعه نیز به‌صورت دقیق توصیف و مطالعه شود.

استاد تمام دانشکده علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: مطالعات مربوط به فرهنگ، تجربه‌های اجتماعی و واقعیت‌های تربیتی، چه در وضعیت مطلوب و چه در نابسامانی‌ها، می‌تواند به فهم دقیق‌تر زمینه تربیت کمک کند و لازم است جایگاه این مطالعات در صورت‌بندی علوم تربیتی اسلامی روشن شود.

خندقی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به دو برداشت از مفهوم تعلیم و تربیت اسلامی گفت: یک برداشت این است که علوم تربیتی اسلامی، دانش تربیت هر انسانی برای استکمال بر اساس فهمی است که از انسان در قرآن و منابع اسلامی ارائه شده و این تلقی اختصاصی به مسلمانان ندارد.

وی افزود: برداشت دیگر، تعلیم و تربیت برای جامعه مسلمانان است که در آن، مؤلفه‌هایی مانند شریعت، احکام و فقه نیز در فرایند تربیتی وارد می‌شود.

ناقد دوم کرسی ادامه داد: این تفکیک می‌تواند در ساختار علوم تربیتی اسلامی نیز اثرگذار باشد؛ زیرا بخشی از این دانش ممکن است ادعای عام و فرازمینی داشته باشد و بر اساس فهم اسلامی از انسان، برای انسان فارغ از زمان، مکان و ملیت قابل طرح باشد، در حالی که بخش دیگری متناسب با جامعه مسلمانان و شرایط تاریخی و فرهنگی آنان شکل می‌گیرد.

وی تأکید کرد: هرچه از مبانی کلی و فهم چیستی انسان به سمت عمل نزدیک‌تر شویم، زمینه و موقعیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و این امر باید در بازسازی و صورت‌بندی علوم تربیتی اسلامی مورد توجه قرار گیرد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha