دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۵
هراس از آینده در جهان بی‌هویت

سریال "سیلو" روایتگر جهانی بسته و کنترل‌شده است که ساکنانش در سازه‌ای عظیم زیرزمینی زندگی می‌کنند و نکته جالب توجه این که هرگونه سؤال درباره جهان بیرون از سیلو ممنوع است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، برای علاقه‌مندانِ پیگیر سریال‌های آخرالزمانی، تماشای سریال "سیلو" جالب توجه و تا حدودی شعف‌انگیز بوده است؛ سریالی که از منظر فرمی و محتوایی، واجد بسیاری از نشانه‌ها و مؤلفه‌های یک اثر "دیستوپیایی" است. این اثر در زمان پخش فصول اول و دوم به‌اندازه‌ای محبوب شد که از جمله پرمخاطب‌ترین سریال‌های اپل تی‌وی در یک دهه اخیر لقب گرفت.

این مجموعه که با اقتباس از رمان‌ سیلو نوشته‌ی "هیو هاوی"، تولید شده و فصل سوم آن نیز چند هفته‌ای است که در حال پخش است، جهانی بسته و کنترل‌شده را روایت می کند که ساکنان آن در سازه‌ای عظیم زیرزمینی زندگی می‌کنند و نکته جالب توجه این که هرگونه سؤال درباره جهان بیرون از سیلو ممنوع است.

سریال‌های آخرالزمانی و مقوله هراس از آینده

در سال‌های اخیر و به ویژه پس از همه‌گیری کرونا، "هراس از آینده" به یکی از مباحث موردتوجه در سریال‌هایی از این جنس تبدیل شده است، کما این که مواردی همچون نابودی زمین، بیماری‌های فراگیر، حمله بیگانگان، اتمام منابع غذایی، ایجاد نیروهای توتالیتر و از بین رفتن آزادی که عناصر مهم آثار آخرالزمانی را تشکیل می‌دهند، حاکی از آن است که گویا جامعه تمایل دارد تا ترس‌های سرکوب‌شده‌ی خودش را در قاب نمایش اعم از فیلم یا سریال مشاهده کند.

به دیگر سخن، فیلم‌های دیستوپیایی، آشکارکننده‌ی بخش سایه‌ی روان یک جامعه محسوب می شوند و به همین خاطر نیز مخاطب دوست دارد آنچه را که پس می‌زند، در جهانی امن ببیند.

تماشای سریال سیلو و علاقه‌مندی مخاطبِ پیگیر برای آمدن فصل جدید آن نیز از همین روست، چرا که بیننده از این طریق می‌خواهد تا سازنده اثر، ترس را برایش شبیه‌سازی کند، اما نه در جایی که آدرنالین‌ خونش به‌طرز طبیعی افزایش یابد.

از منظر برخی روانشناسان، شور و شوق مخاطب به تماشای فیلم‌های آخرالزمانی به ویژه بعد از دوران همه‌گیری کرونا محصول عناصری است که ذهن آدمی را بیش از پیش به خود مشغول ساخته است. برای مخاطب سریال هایی از جنس سیلو شاید جذاب باشد که پرده‌هایی از وضعیت آخرالزمانی و زندگی در زیرزمین را تجربه کند آن‌هم زمانی که این گونه القا می‌شود، بروز و ظهور نبردهای هسته‌ای در آینده، دور از ذهن نیست و لذا از این منظر نباید در تحلیل این قبیل آثار تنها به بُعد سرگرمی آن‌ها توجه کرد.

روایت شخصیتی که شکست‌ناپذیر نیست

بی شک از جمله مهم‌ترین مؤلفه‌های موفقیت نسبی سریال سیلو، شخصیت "جولیت نیکولز" با بازی "ربکا فرگوسون" است. او برخلاف بسیاری از قهرمانان محصولات ژانر علمی- تخیلی، شخصیتی شکست‌ناپذیر دارد و در بدو امر، رفتاری عادی البته توأم با پرسش‌ها و ابهاماتی قابل پیش‌بینی از خود نشان می‌دهد، ضمن آنکه در عین حال به جهت کنجکاوی و حس عدالت‌خواهی، در مسیری قرار می‌گیرد که به زعم مخاطب، شاید بازگشت از آن امکان ناپذیر باشد اما او همچنان در دل خطر گام برداشته و به دنبال کشف حقیقت است.

البته از این نکته نباید غافل شد که در فصل سوم این مجموعه، چالش اصلی جولیت دیگر تنها یافتن حقیقت نیست، بلکه فراتر از این مسأله باید تصمیم بگیرد که با این حقیقت چه کند و اینکه چگونه قادر به تحمل پیامدهای آن است.

قهرمان قصه در اینجا دیگر صرفاً یک مهندس یا مکانیک باهوش نیست که در پیِ حل معما باشد، بلکه تبدیل به شخصیتی شده که می‌بایست درباره آینده حدود یک هزار انسان ساکن در سیلو بلکه انسان‌های دیگر در سیلوهای محتمل دیگر، تصمیم بگیرد.

بحران هویت و چالش تصمیم‌گیری

درگیرشدن با بحران هویت و در عین حال قدرت بر تصمیم‌گیری در چنین اتمسفری، شاید یکی از چالش‌های مهم انسان امروزی باشد که نسبت به آینده خود به دلایل متعدد، بیمناک است و در سریال سیلو کوشیده شده که از منظر و دریچه ای نسبتاً نوین به این چالش پرداخته شود.

توسعه مقیاس داستانی از سوی دیگر در فصل سوم مجموعه، ذهن مخاطب را با مباحثی همچون ساختار قدرت و نقش هوش مصنوعی در جهت‌دهی به آن همچنین پیش‌بینی وضعیت زیست بشری در آینده پر از ابهام، آشناتر می‌سازد به خصوص این که تدوین موازی صورت گرفته در این فصل، باعث درگیرشدن بیشتر بیننده سریال با کدهایی از زمان‌های مختلف مرتبط با قصه می‌گردد.

در توجه به مؤلفه شخصیت‌پردازی سریال نیز باید به این نکته حائز اهمیت توجه کرد که اساساً در این فصل، شخصیت‌ها همواره در آزمون اتخاذ تصمیم‌های دشوار قرار دارند؛ تصمیم‌هایی که نه فقط بر روی زیست آنها و نزدیکانشان بلکه سایر انسان‌های مستقر در سیلو نیز تأثیرگذار است و به هر حال این را می دانیم که هر انتخابی یک هزینه‌ای دارد، ضمن آن که همچنان شاهد حفظ و بلکه بسط فضای معماگونه سریال هستیم که از این حیث مخاطب در فضای تعلیق برای ادامه ماجرا نگه داشته می‌شود.

شاید بتوان گفت که در ظاهر امر، "سیلو" دربردارنده قصه‌ای درباره آینده و فناوری است، اما در واقع رویکرد اصلی‌اش راجع به انسان‌ها و هویت و تصمیم‌گیری آن‌هاست، چه آن که همان‌طور که گفته شد، هراس از ناشناخته‌ها، تمایل به آزادی، حساسیت نسبت به کنترل اجتماعی و اهمیت دست‌یابی به حقیقت و اعلان آن، موضوعاتی هستند که موجب می‌شوند این مجموعه فراتر از یک اثر علمی تخیلیِ معمولی تلقی شود.

سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha