دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۸:۲۷
تفکر تا روایت؛ مأموریت مرکز رسانه حوزه خوزستان در پیوند هنر، رسانه و اندیشه دینی

حوزه/امروز بخش قابل توجهی از ادراک مردم از مسائل مختلف، از مجرای رسانه و هنر شکل می‌گیرد. یعنی رسانه صرفاً یک ابزار انتقال پیام نیست، بلکه در بسیاری از موارد در شکل‌گیری ذهنیت، نگرش و حتی اولویت‌های فکری جامعه نقش دارد.

در سال‌های اخیر، فضای مجازی به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های شکل‌گیری افکار عمومی، انتقال پیام‌های فرهنگی و دینی و مواجهه با تحولات اجتماعی تبدیل شده است؛ عرصه‌ای که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک ابزار ارتباطی دانست، بلکه بخش مهمی از زیست روزمره جامعه را دربر گرفته است. در چنین شرایطی، حوزه‌های علمیه نیز برای ایفای نقش فرهنگی و تبلیغی خود ناگزیر از حضور هدفمند، حرفه‌ای و اثرگذار در این فضا هستند. بر همین اساس، مرکز رسانه و تبلیغ فضای مجازی حوزه علمیه خوزستان با هدف سامان‌دهی ظرفیت‌های رسانه‌ای و تبلیغی، تولید و انتشار محتوای دینی و تقویت حضور فعال و هوشمندانه حوزه در فضای مجازی شکل گرفته است.

با گذشت مدتی از فعالیت این مرکز، امروز ارزیابی عملکرد آن از ابعاد مختلف، از جمله میزان تحقق اهداف، کیفیت و تنوع تولیدات رسانه‌ای، شبکه‌سازی و توانمندسازی طلاب و فعالان رسانه‌ای، نحوه بهره‌گیری از ظرفیت‌های نوین ارتباطی و میزان تأثیرگذاری بر مخاطبان، اهمیت ویژه‌ای دارد. از این‌رو خبرنگار خبرگزاری حوزه در اهواز در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام سید محمدامین شفیعی مدیر مرکز رسانه و تبلیغ فضای مجازی حوزه علمیه خوزستان، ضمن بررسی مهم‌ترین اقدامات و دستاوردهای مرکز رسانه و تبلیغ فضای مجازی حوزه علمیه خوزستان، به چالش‌ها و کاستی‌های موجود نیز پرداخته و چشم‌انداز این مجموعه برای حضور مؤثرتر و حرفه‌ای‌تر حوزه علمیه در عرصه رسانه و فضای مجازی را بررسی کرده است.

سوال:مرکز رسانه حوزه علمیه خوزستان از چه تاریخی فعالیت خود را آغاز کرد؟ با چه چالش‌هایی مواجه بود و چه اقداماتی برای شکل‌گیری ساختار، تأمین نیروی انسانی و تثبیت جایگاه این مرکز در مجموعه حوزه انجام شد؟

حجت‌الاسلام شفیعی : مرکز رسانه حوزه علمیه استان خوزستان در دی‌ماه ۱۴۰۳ فعالیت خودش را آغاز کرد. طبیعتاً در ابتدای شکل‌گیری، با چند چالش اساسی مواجه بودیم.

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، تأمین نیروی انسانی بود. طلبه‌ها در کنار فعالیت‌های رسانه‌ای، دغدغه‌های جدی دیگری از جمله تحصیل، تبلیغ و فعالیت‌های فرهنگی دارند و برای ما مهم بود که فعالیت رسانه‌ای به هیچ‌وجه مانع انجام وظایف اصلی و مسیر طلبگی آنها نشود.

بنابراین تلاش کردیم مدل همکاری را به شکلی طراحی کنیم که طلبه‌ها بتوانند در کنار تحصیل و فعالیت‌های تبلیغی، در حوزه رسانه هم نقش‌آفرینی کنند. با شناسایی ظرفیت‌ها، تقسیم مناسب مسئولیت‌ها و مدیریت زمان، به‌تدریج توانستیم این مسئله را کنترل کنیم و در مدت کوتاهی به یک ساختار نسبتاً پایدار در حوزه نیروی انسانی برسیم.

مساله مهم دیگر، جا انداختن ضرورت و جایگاه چنین مجموعه‌ای در ساختار حوزه بود. مرکز رسانه در واقع یک تجربه جدید در ساختار حوزه علمیه استان خوزستان محسوب می‌شد و طبیعتاً وقتی یک ساختار جدید برای نخستین‌بار شکل می‌گیرد، این سؤال مطرح می‌شود که آیا حوزه اساساً به چنین مجموعه‌ای نیاز دارد و آیا می‌توان فعالیت رسانه‌ای و هنری را در کنار مأموریت‌های اصلی حوزه به‌صورت سازمان‌یافته دنبال کرد یا نه.

برای مهم بود که ضرورت وجود چنین مرکزی را در عمل نشان دهیم و کار را انجام بدهیم و با خروجی واقعی، اهمیت آن را نشان بدهیم. به مرور، وقتی تولیدات و فعالیت‌های مرکز شکل گرفت و ظرفیت طلاب در حوزه رسانه و هنر دیده شد، نگاه‌ها نیز نسبت به این مجموعه تغییر کرد و مرکز رسانه توانست جایگاه خودش را در ساختار حوزه پیدا کند.

به نظرم یکی از مهم‌ترین اتفاقات آن دوره همین بود که نشان دادیم طلبه می‌تواند در کنار تحصیل و تبلیغ، در عرصه هنر و رسانه هم نقش‌آفرین باشد و حوزه می‌تواند برای این ظرفیت، یک بستر سازمان‌یافته ایجاد کند.

سوال : مرکز رسانه حوزه علمیه خوزستان چه کارویژه‌ها و مأموریت‌هایی را برای خود تعریف کرده است و این مأموریت‌ها چگونه در کنار یکدیگر به تقویت ظرفیت رسانه‌ای و هنری حوزه کمک می‌کنند؟

حجت‌الاسلام شفیعی:ما برای مرکز رسانه چند کارویژه اصلی تعریف کرده‌ایم که در واقع مکمل یکدیگر هستند.

اولین کارویژه، شناسایی، جذب، تربیت و شبکه‌سازی نیروی انسانی است. در اهواز و سایر نقاط استان خوزستان، طلبه‌های بسیار توانمندی داریم که در عرصه‌های مختلف هنر و رسانه فعالیت می‌کنند و بعضاً آثارشان در جشنواره‌های مختلف هم به موفقیت‌هایی رسیده است. اما یکی از مسائلی که وجود داشت، پراکندگی این ظرفیت‌ها بود؛ افراد مستعد و توانمند، غالباً به صورت جزیره‌ای و مستقل فعالیت می‌کردند و ارتباط منسجمی میان آنها وجود نداشت.

یکی از مأموریت‌های مرکز این بود که این ظرفیت‌های پراکنده را شناسایی و به یکدیگر متصل کند و زمینه شکل‌گیری یک شبکه از طلاب هنرمند و دغدغه‌مند را فراهم کند؛ شبکه‌ای که بتواند به صورت جمعی، حرفه‌ای و هدفمند در عرصه هنر و رسانه فعالیت کند.

کارویژه دوم، تولید محتوای حرفه‌ای و مسئله‌محور است. این تولیدات را می‌توان در دو بخش اصلی تعریف کرد؛ بخشی از تولیدات ما مستقیماً با حوزه و روحانیت مرتبط است؛ از معرفی ظرفیت‌های حوزه و کمک به جذب و معرفی مسیر طلبگی گرفته تا معرفی علما و شخصیت‌های علمی استان، روایت زندگی و سیره شهدای روحانی و موضوعات مرتبط با هویت حوزوی.

در کنار این، بخش دیگری از تولیدات ما ناظر به مسائل عمومی جامعه و اتفاقات روز است. تلاش می‌کنیم مرکز رسانه صرفاً رسانه‌ای برای بیان مسائل داخلی حوزه نباشد، بلکه در موضوعات مهم و مورد نیاز جامعه نیز نقش خود را ایفا کند و بتواند با زبان هنر و رسانه، روایت‌های مؤثر و به‌موقعی ارائه دهد.

کارویژه سوم، آموزش و توانمندسازی طلاب در حوزه هنر و رسانه است. طبیعتاً برای ما مهم است که ظرفیت رسانه‌ای در حوزه فقط به تعداد محدودی نیروی متخصص محدود نشود. در چشم‌انداز مرکز، توسعه آموزش‌های رسانه‌ای و هنری برای طلاب و ایجاد مسیر رشد استعدادهای جدید، جایگاه مهمی دارد.

در واقع اگر بخواهم همه اینها را در یک جمله خلاصه کنم، مأموریت ما این است که ظرفیت انسانی حوزه را شناسایی و شبکه‌سازی کنیم، این ظرفیت را توانمند کنیم و در نهایت آن را به تولید آثار حرفه‌ای، اثرگذار و مورد نیاز جامعه برسانیم.

سوال :با توجه به مأموریت مرکز رسانه، چه نسبتی میان تربیت و شبکه‌سازی نیروهای رسانه‌ای و تولید محتوا قائل هستید؟ آیا مرکز باید بیشتر بر تولید آثار تمرکز کند یا بر شناسایی و پرورش نیروی انسانی؟

حجت‌الاسلام شفیعی:من بین تربیت، شبکه‌سازی نیروی انسانی و تولید محتوا نه‌تنها دوگانه‌ای نمی‌بینم، بلکه این دو را کاملاً مکمل یکدیگر می‌دانم. از همان روز اول فعالیت مرکز رسانه، هر دو مسیر را به صورت همزمان دنبال کردیم و هرچه جلوتر رفتیم، بیشتر به این باور رسیدیم که موفقیت در یکی، به تقویت دیگری منجر می‌شود.

اگر شبکه‌سازی، جذب و تربیت نیروی انسانی به‌درستی انجام شود، طبیعتاً کیفیت و غنای تولیدات رسانه‌ای هم افزایش پیدا می‌کند. وقتی بتوانیم طلبه‌های مستعد را شناسایی کنیم، آموزش بدهیم، تجربه کسب کنند و در یک شبکه حرفه‌ای قرار بگیرند، خروجی نهایی هم از نظر فنی و هم از نظر محتوایی ارتقا پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، تولیدات خوب خودشان یکی از ابزارهای شبکه‌سازی هستند. وقتی یک مجموعه آثار باکیفیت و اثرگذار تولید می‌کند، این آثار دیده می‌شوند و همین دیده‌شدن باعث می‌شود افراد مستعد و علاقه‌مند بیشتری با مجموعه آشنا شوند و برای همکاری اعلام آمادگی کنند.

هدف ما این است که این چرخه را در مرکز رسانه تقویت کنیم. به همین دلیل، مرکز رسانه را صرفاً یک مجموعه تولید محتوا نمی‌دانیم؛ بلکه تلاش می‌کنیم بستری برای کشف استعداد، تربیت نیروی رسانه‌ای و تولید آثار حرفه‌ای و اثرگذار ایجاد کنیم.

به نظرم آینده رسانه حوزه هم دقیقاً به همین نقطه وابسته است؛ اینکه از تعداد محدودی نیروی فعال عبور کنیم و بتوانیم یک نسل رسانه‌ای از طلاب توانمند تربیت کنیم که خودشان در آینده، نیروهای جدید را آموزش بدهند و این جریان را ادامه دهند.

سوال: اگر بخواهید به عملکرد مرکز رسانه حوزه علمیه خوزستان در حوزه تولیدات هنری و رسانه‌ای اشاره کنید، مهم‌ترین تولیدات و تجربه‌های موفق این مرکز در این مدت چه بوده و چه بازخوردی از سوی مخاطبان داشته است؟

حجت‌الاسلام شفیعی:در این مدت، به لطف خدا و با حضور نیروهای متخصص و دغدغه‌مند در مرکز رسانه، تولیدات را با یک استاندارد حرفه‌ای دنبال کرده‌ایم و خوشبختانه بخش قابل توجهی از آثار با استقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شده است. اگر بخواهم به چند نمونه شاخص اشاره کنم، یکی از مهم‌ترین آنها مجموعه «گزینه‌ای به نام حوزه» بود که در سال ۱۴۰۴ در چهار قسمت تولید و منتشر شد.

این مجموعه با هدف پاسخ به پرسش‌ها و دغدغه‌های نوجوانانی تولید شد که درباره ورود به حوزه علمیه فکر می‌کنند؛ اینکه اساساً حوزه چه مسیری است، چه ظرفیت‌هایی دارد و یک طلبه در این مسیر با چه فضایی مواجه خواهد بود. تلاش کردیم به جای یک معرفی رسمی و کلیشه‌ای، با خلاقیت و زبان روز به سؤالات واقعی مخاطب پاسخ بدهیم.

خوشبختانه این مجموعه بسیار فراتر از پیش‌بینی ما دیده شد و به‌ویژه در پلتفرم‌های داخلی مانند ایتا و بله، بازنشر گسترده‌ای پیدا کرد. بر اساس بررسی بازدیدها و بازنشرهای انجام‌شده، مجموع انتشار و مشاهده این چهار قسمت به حدود چند میلیون بازدید رسید. نکته مهم‌تر برای ما این بود که این اثر علاوه بر دیده‌شدن، به نوعی به اعتبار و شناخته‌شدن مرکز رسانه هم کمک کرد و نشان داد حوزه می‌تواند تولیدات حرفه‌ای و مخاطب‌محور در این عرصه داشته باشد.

در کنار این، مجموعه‌ای از پرونده‌های ویژه برای معرفی علما و شخصیت‌های حوزوی استان تولید کردیم که هر پرونده شامل چند قالب هنری از جمله پوستر، اینفوگرافی و موشن‌گرافیک بود. برای نمونه، پرونده ویژه سیدالعلما با محوریت معرفی مرحوم آیت‌الله بهبهانی و همچنین پرونده ویژه "علامه" با محوریت معرفی شخصیت آیت الله کرمی از جمله این آثار بودند که با استقبال خوبی، به‌ویژه از سوی مخاطبان حوزوی و علاقه‌مندان به تاریخ و شخصیت‌های علمی استان، مواجه شدند.

یکی دیگر از تجربه‌های مهم ما، مستند کوتاه «غائله شب» بود. بعد از اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی و حمله به چند حوزه علمیه در استان خوزستان، از جمله حوزه علمیه رامهرمز، تلاش کردیم خیلی سریع در میدان حاضر شویم و روایت این اتفاق را ثبت کنیم. دوستان ما به رامهرمز اعزام شدند و مستندی کوتاه از این ماجرا تولید شد. این اثر هم در سطح استان و هم در سطح ملی بازخوردهای خوبی داشت.

از دیگر تولیدات اخیر مرکز که مورد توجه قرار گرفت، مججوعه پوستر «طریق العلماء» بود که با محوریت معرفی علمای استان خوزستان با استفاده از ظرفیت پیاده‌روی اربعین و ایام اربعین تولید شد. ایده این کار و اجرای آن در مرکز رسانه شکل گرفت و خوشبختانه با استقبال خوبی در فضای مجازی مواجه شد.

سوال : با توجه به نقش روزافزون هنر و رسانه در شکل‌دهی به ادراک و نگرش جامعه، اساساً چرا حوزه علمیه باید در عرصه هنر و رسانه حضور داشته باشد و این حضور چه ضرورتی برای حوزه و جامعه امروز دارد؟

حجت‌الاسلام شفیعی: به نظر من ضرورت حضور حوزه در عرصه هنر و رسانه را باید از یک واقعیت مهم شروع کرد؛ امروز بخش قابل توجهی از ادراک مردم از مسائل مختلف، از مجرای رسانه و هنر شکل می‌گیرد. یعنی رسانه صرفاً یک ابزار انتقال پیام نیست، بلکه در بسیاری از موارد در شکل‌گیری ذهنیت، نگرش و حتی اولویت‌های فکری جامعه نقش دارد.

با توجه به مسئولیت تاریخی حوزه و روحانیت در زمینه هدایت و تعالی فکری جامعه، طبیعی است که حوزه نمی‌تواند نسبت به چنین عرصه مهمی بی‌تفاوت باشد. اگر هنر و رسانه یکی از زبان‌های اصلی ارتباط با جامعه امروز است، حوزه باید این زبان را بشناسد و بتواند از آن برای انتقال مفاهیم دینی و انسانی استفاده کند.

از طرف دیگر، امروز با یک جنگ ترکیبی و به‌ویژه جنگ شناختی و رسانه‌ای مواجه هستیم. رسانه یکی از مهم‌ترین ابزارهای این میدان است. حوزه و روحانیت هم در طول تاریخ، هرجا احساس کرده‌اند یک عرصه جدید بر سرنوشت فکری و فرهنگی جامعه اثرگذار است، نسبت به آن بی‌تفاوت نبوده‌اند. بنابراین امروز هم لازم است در این میدان حضور جدی، آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده داشته باشیم.

اما شاید یک ضرورت عمیق‌تر هم وجود داشته باشد و آن، نسبت میان فکر و رسانه است.

رسانه قدرتمند معمولاً پشتوانه فکری دارد. اگر به جریان‌های بزرگ رسانه‌ای دنیا نگاه کنیم، می‌بینیم که تولیدات هنری و رسانه‌ای آنها صرفاً مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و تصاویر جذاب نیست؛ پشت بسیاری از این تولیدات، یک دستگاه فکری و فرهنگی وجود دارد که آن اندیشه را در قالب هنر و روایت به مخاطب منتقل می‌کند.

حوزه علمیه مهم‌ترین مرکز تولید فکر و اندیشه دینی است. بنابراین اگر حوزه در تولید فکر فعال باشد اما نتواند این فکر را به زبان رسانه و هنر ترجمه کند، بخشی از ظرفیت خود را در ارتباط با جامعه از دست خواهد داد.

از این جهت، ما معتقدیم حضور حوزه در رسانه نباید صرفاً به معنای تولید چند پوستر، کلیپ یا فیلم باشد؛ بلکه باید بتواند پیوندی میان «فکر»، «هنر» و «رسانه» ایجاد کند.

هدف ما این نیست که رسانه را صرفاً به ابزاری برای تبلیغ تبدیل کنیم؛ هدف این است که معارف و اندیشه‌ای که حوزه تولید می‌کند، بتواند با زبان روز و در قالب‌های حرفه‌ای به جامعه عرضه شود.

سوال:با توجه به اینکه بخشی از تولیدات که محتوای مذهبی دارند با استقبال مورد انتظار مخاطب امروز مواجه نمی‌شوند، از نظر شما دلیل این فاصله چیست و مرکز رسانه حوزه علمیه برای شناخت مخاطب و متناسب‌سازی محتوا و قالب‌های تولیدی خود چه رویکردی را دنبال می‌کند؟

حجت‌الاسلام شفیعی:به نظر برای مواجه نشدن با این چالش، قبل از هر چیز باید مخاطب را به‌درستی شناخت. ما در مرکز رسانه تلاش کردیم ابتدا مشخص کنیم مخاطب هر بخش از تولیدات ما دقیقاً چه کسی است و چه زیست، دغدغه و نیازی دارد. طبیعتاً بخشی از مخاطبان ما طلاب هستند و بخشی دیگر ممکن است نوجوانان یا عموم مردم باشند؛ بنابراین نمی‌توان برای همه مخاطبان با یک زبان و یک قالب صحبت کرد.

بعد از شناخت مخاطب و نیاز او، سراغ انتخاب زبان و قالب مناسب می‌رویم؛ اینکه برای انتقال یک مفهوم مشخص، آیا پوستر مناسب‌تر است، موشن‌گرافیک، مستند، روایت، داستان یا قالب دیگری. بنابراین تلاش ما این است که فرم و زبان را متناسب با مخاطب انتخاب و طراحی کنیم تا محتوایی که تولید می‌شود، صرفاً یک محصول رسانه‌ای نباشد، بلکه پاسخگوی یک نیاز واقعی از مخاطب باشد و دلیلی برای ارتباط او با آن محتوا ایجاد کند.

مرحله بعد هم برای ما ارزیابی و اصلاح مستمر است. یعنی بعد از انتشار، بازخورد مخاطب را بررسی می‌کنیم؛ اگر کاری مورد استقبال قرار نگرفته، تلاش می‌کنیم ریشه آن را پیدا کنیم و ببینیم مشکل از موضوع، روایت، فرم، زبان یا شیوه ارائه بوده است. از طرف دیگر، وقتی کاری با استقبال مواجه می‌شود، بررسی می‌کنیم که چه عواملی باعث موفقیت آن شده تا بتوانیم از آن تجربه در تولیدات بعدی استفاده کنیم.

البته در این مسیر یک نکته برای ما بسیار مهم است و آن اینکه «متناسب‌سازی با مخاطب» را نباید با «تغییر محتوا برای خوشایند مخاطب» اشتباه گرفت. ما معتقدیم می‌توان زبان و فرم را به‌روز کرد، اما نباید برای جذب مخاطب از اصالت مفاهیم دینی و مبانی خودمان عدول کنیم. به تعبیر دیگر، باید فرم را متناسب با زمان و مخاطب تغییر داد، نه اینکه مبنا و محتوای دینی را تغییر دهیم.

اتفاقاً تجربه نشان داده که مسئله اصلی، کمبود محتوا نیست. ما در معارف اسلامی محتوای بسیار غنی و عمیقی برای ارائه داریم. چالش اصلی این است که چگونه این مفاهیم را با زبان، روایت و فرم هنرمندانه‌ای به مخاطب امروز منتقل کنیم. مفاهیم دینی، اگر درست و زیبا ارائه شوند، همچنان ظرفیت بالایی برای ارتباط با مخاطب دارند؛ چراکه با فطرت انسان ارتباط دارند.

بنابراین به نظرم مسئله امروز ما بیش از آنکه کمبود محتوا باشد، کمبود زبان و فرم مناسب برای انتقال محتواست. وظیفه ما این است که این زیبایی و عمق را همان‌گونه که هست، اما با زبان قابل فهم و جذاب برای مخاطب امروز ارائه کنیم؛ بدون اینکه برای جلب مخاطب، از اصالت و صحت محتوا فاصله بگیریم.

سوال :با توجه به تغییر سبک زندگی و گسترش فضای مجازی، برخی معتقدند شیوه‌های سنتی تبلیغ دیگر پاسخگوی نیاز مخاطب امروز نیست و باید جای خود را به تبلیغ نوین و رسانه‌ای بدهد. شما با این دیدگاه موافقید؟

حجت‌الاسلام شفیعی: من اساساً با این تلقی موافق نیستم که تبلیغ نوین قرار است جای تبلیغ سنتی را بگیرد یا اینکه امروز چون فضای مجازی و رسانه اهمیت پیدا کرده، باید منبر، وعظ، خطابه و حضور میدانی را کنار بگذاریم و همه ظرفیت تبلیغ را به فضای مجازی منتقل کنیم.

به نظرم این یک دوگانه‌سازی اشتباه است. ما هم به تبلیغ حضوری و سنتی نیاز داریم و هم به تبلیغ در فضای نوین. اتفاقاً این دو می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. فضای مجازی می‌تواند ارتباط اولیه ایجاد کند، مخاطب را با یک مفهوم، یک مبلغ یا یک جریان آشنا کند و دامنه ارتباط را گسترش دهد؛ اما ارتباط انسانی، حضور اجتماعی، گفت‌وگوی مستقیم و منبر همچنان جایگاه و کارکرد خودشان را دارند و نمی‌توانند به‌سادگی جایگزین شوند.

ما نباید به این نتیجه برسیم که چون امروز فضای مجازی اهمیت زیادی پیدا کرده، پس باید از فضای حقیقی و حضور میدانی غافل شویم. همان‌طور که اشتباه است تبلیغ را فقط در روش‌های سنتی خلاصه کنیم و ظرفیت‌های جدید را نادیده بگیریم، این طرف ماجرا هم اشتباه است که همه چیز را به فضای مجازی تقلیل بدهیم.

به نظرم آینده تبلیغ، آینده ترکیب هوشمندانه ظرفیت‌هاست؛ یعنی مبلّغی که هم منبر را می‌شناسد، هم مخاطب امروز را، هم رسانه و هنر را و می‌تواند این ظرفیت‌ها را در کنار یکدیگر به کار بگیرد. در واقع مسئله، انتخاب بین تبلیغ سنتی و تبلیغ نوین نیست؛ مسئله این است که چگونه این دو را در یک منظومه تبلیغی مکمل یکدیگر قرار دهیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha