به گزارش خبرگزاری حوزه، ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) والاترین عمل در ترازوی سنجش و کلید استجابت دعاست؛ سنتی قدسی که با هر بار شنیدن نام مبارک پیامبر اکرم (ص) بر زبان مؤمنان جاری میشود. با این حال، گاه پنداری نادقیق رواج یافته که این ذکر موجب ارتقای درجات پیامبر (ص) میگردد؛ باوری که با غنا و کمال مطلق نبوی ناسازگار است. حجتالاسلام حامد اسدی با استناد به آیات قرآن، تفسیر المیزان و روایات معتبر، به واکاوی دقیق این موضوع پرداختهاند که در ادامه، متن کامل این بیانات تقدیم نگاه شما میگردد.
صلوات بر پیامبر اکرم (ص)، عاملی برای نزدیکی و تقرب به ساحت آن حضرت و در نتیجه، تقرب به درگاه خداوند سبحان است. در کتاب شریف «کافی» روایتی گهربار نقل شده که در ترازوی سنجش اعمال، هیچچیز سنگینتر و ارزشمندتر از ذکر صلوات بر محمد و آل محمد (ص) نیست.
در روایات آمده است کسانی که در روز جزا، کفه اعمالشان سبک و ناچیز به نظر میرسد، با افزودن ذکر صلوات به ترازوی سنجش، موازین اعمالشان سنگین و ارزشمند میگردد. همچنین در روایتی دیگر، از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که میفرمایند: «صلوات فرستادن شما بر من، مایه استجابت دعاها و برآورده شدن حاجات شماست».
و خداوند را از شما خشنود میگرداند و اعمالتان را پاک و مطهر میسازد؛ از این رو، تمام نفع و برکتی که از صلوات حاصل میشود، در نهایت به خود ما بازمیگردد. در نهجالبلاغه نیز آمده است که اگر خواهان استجابت دعا و برآورده شدن حاجات خویش هستید، دعا را با صلوات بر پیامبر اکرم (ص) همراه سازید تا حاجتهایتان برآورده گردد.
با نگاهی به روایات مربوط به صلوات، همواره با چنین تعابیری مواجه میشویم. اهل بیت عصمت و طهارت (ع)، صلوات را چنان شرح دادهاند که تمام منفعت و برکت آن به خودِ ما میرسد؛ چرا که در هیچ روایتی نیامده است که صلوات ما سودی برای پیامبر اکرم (ص) داشته باشد؛ همانگونه که اهانت به ایشان نیز ضرری به آن حقیقت مطلقه نمیرساند. سود و ضرر این عمل، تنها به گوینده بازمیگردد؛ اگر صلوات بفرستید، منفعتش به خودتان میرسد و اگر (نعوذبالله) اهانت کنید، ضررش به خودتان خواهد رسید، زیرا مقام والای پیامبر اکرم (ص) از هرگونه آسیب مصون است. ایشان مظهر «غنا» و بینیازی هستند و خداوند، صفت بینیازی خود را به نحو اتم در وجود رسول خدا تجلی کرده است.
آیا ما در دعای جامعهی کبیره نخواندیم که: «...انَّ ذِکْرَ الْخَیْرِ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ وَ اَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْواهُ وَ مُنْتَهاهُ»؟
این یعنی اگر ذکری از خیر باشد، ابتدا، اصل، فرع، معدن، مأوا و نهایتِ آن خیر، پیامبر و آل ایشان هستند.
با توجه به اینکه صلوات، خود از مصادیق «ذکر خیر» است، پس این صلوات هم اصلِ این ذکر خیر است و هم فرع، آغاز و انجامِ آن.
این ذکر خیر، در حقیقت از آنِ پیامبر و آل اوست؛ اگر شما صلوات میفرستید، خیری جاری شده است که آغاز و انجامش به خودِ پیامبر اکرم و خاندان ایشان بازمیگردد. بنابراین، معنا ندارد که ما با صلواتی که میفرستیم، خیری به پیامبر اکرم (ص) برسانیم؛ چراکه این خیر از همان ابتدا از ناحیهی رسولالله (ص) به ما رسیده است. این خیر از معدن حقیقت و رحمت ایشان نشئت گرفته و به ما سرایت کرده است؛ پس ما با صلوات و تقرب به آن حقیقت، در واقع به خودمان خیر میرسانیم.
متأسفانه گاهی شنیده میشود که برخی میگویند صلواتِ ما باعث میشود جایگاه رسولالله (ص) و ائمهی طاهرین (ع) در نزد خداوند ارتقا یابد و موجب بالا رفتن درجات معصومین (ع) شود؛ با این استدلال که چون درجاتِ خیر انتهایی ندارد، پیامبر اکرم (ص) تا روز قیامت در حال ارتقاست.
این سخن نادرست است. گویندگانِ این کلام، معنای حقیقی ولایت و امامت را درنیافتهاند؛ چرا که فرضِ وجودِ مقامی که اهلبیت (ع) هنوز به آن دست نیافتهاند، مستلزم قائل شدنِ نقص در وجود مقدس ایشان است.
این باور که صلواتِ ما موجب رفعتِ جایگاه و ارتقای درجاتِ معصومین (ع) میشود، عملاً به معنای قائل شدن به نقص در ساحت ایشان است؛ چرا که فرضِ ناقص بودنِ وجودِ اهلبیت (ع)، زیربنای چنین اعتقادی است. در حالی که خیر، حقیقتی است که در وجود ایشان به کمال رسیده است.
اهلبیت (ع) تجلیِ کامل و بیپایانِ خیر هستند. «انتها» در این عبارت، به معنای محدودیتِ خیر نیست، بلکه بیانگر آن است که اهلبیت (ع) مظهرِ خیرِ نامحدودِ الهیاند. وقتی حقیقتی «بینهایت» است، مفاهیمِ «بالاتر» یا «پایینتر» برای آن موضوعیت ندارد؛ چرا که پیامبر اکرم (ص) مظهرِ بینهایتِ ذاتِ اقدسِ الهی است و خداوند، صفتِ کمالِ خویش را به نحو اتم در وجود ایشان متجلی کرده است.
در خصوصِ برخی اذکارِ رایج در تشهدها مبنی بر درخواستِ رفعتِ درجه برای پیامبر (ص)، باید تأکید کرد که این تعابیر فاقد سندِ معتبر بوده و غیرقابل استناد هستند. پذیرشِ اینکه با صلواتِ ما، کمالی بر پیامبر افزوده شود، مستلزمِ پذیرشِ این انگارهی باطل است که ایشان پیشتر فاقدِ آن کمال بودهاند. واقعیت آن است که ما محتاجِ صلواتیم تا از طریقِ این ذکر، به ساحتِ مقدسِ اهلبیت (ع) تقرب جوییم و از برکاتِ وجودی ایشان بهرهمند گردیم.
در تفسیر شریف «المیزان»، به نکته بسیار ظریفی در این باره اشاره شده است؛ آنجا که خداوند متعال میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ ۚ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا»
یعنی خداوند و ملائکهاش بر پیامبر صلوات میفرستند، ای کسانی که ایمان آوردهاید، شما نیز بر پیامبر صلوات و سلام فرستید.
علامه طباطبایی در تبیین این آیه میفرمایند: اینکه خداوند ابتدا صلوات خود و ملائکه بر پیامبر را ذکر کرد و سپس مؤمنان را به صلوات امر نمود، دلالت بر این دارد که صلواتِ مؤمنان بر پیامبر، نوعی تبعیت از صلوات خداوند و ملائکه است. در واقع، ما با فرستادن صلوات، از خداوند درخواست میکنیم که بر پیامبر صلوات بفرستد؛ یعنی ما خودمان صلوات نمیفرستیم، بلکه از خداوند میخواهیم که رحمت و صلوات خود را بر ایشان نازل کند. این مطلب در روایات مستفیض نیز تأیید شده است که فرستادن صلوات بر پیامبر، در حقیقت مساوی است با درخواستِ صلوات از خداوند برای ایشان.
نکته ظریف دیگری که از این آیه برداشت میشود، تفاوت معنایی در کاربرد کلمه «صلوات» است. در اینجا، پس از ذکر صلوات بر پیامبر، ذکر نشده است که این صلوات سودی به ایشان میرساند؛ در حالی که در همین چند آیه پیشتر، آمده است که خداوند و ملائکه بر مؤمنان صلوات میفرستند تا آنان را از ظلمات به سوی نور خارج کنند:
«هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَ مَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ».
در مورد مؤمنان، صلواتِ خداوند به معنای رحمت و هدایت است تا آنها را از تاریکی به سوی نور سوق دهد، اما در مورد پیامبر اکرم (ص)، صلواتِ ما ناشی از طلبِ رحمت و ارتقای مقام ایشان نیست، بلکه تبعیتی است از رحمتِ بیپایان الهی که بر ایشان جاری است.

خداوند متعال در مورد مؤمنان میفرماید که صلواتِ خود و ملائکه را بر آنها میفرستد تا آنها را از ظلمات به سوی نور خارج کند؛ یعنی این صلوات، نفع و سودمندیِ مشخصی برای مؤمنان دارد. اما در مورد پیامبر اکرم (ص)، هرگز نفرموده است که خداوند و ملائکه بر ایشان صلوات میفرستند تا ایشان را از ظلمات به سوی نور خارج کنند؛ نعوذبالله مگر که پیامبر در ظلمات است؟!
این تفاوت در بیان، نشاندهندهی جایگاه والای ایشان است. در مورد مؤمنان، هدف از صلوات الهی، هدایت از تاریکی به نور است، اما در مورد پیامبر اکرم (ص)، ایشان خود تجلیِ نور و ظهورِ خداوند هستند. خداوند پیامبر را از هرگونه نیازی بینیاز ساخته است، لذا دیگر سخنی از خروج از ظلمات به سوی نور در مورد ایشان معنا ندارد.
بنابراین، آنچه در میان مردم و در زبانها (افواه و السنه) گردش میکند که «صلواتِ ما موجب رفعت درجه یا بالا رفتن جایگاه معصومین (ع) میشود»، مطلبی نادرست است. کسی که مظهرِ اتمّ و بینهایتِ خداوند سبحان است، دیگر مفهوم «بالاتر» یا «پایینتر» برای او معنا ندارد؛ زیرا بینهایت، فراتر از مفاهیمِ جهتدارِ بالا و پایین است.
امیدواریم که انشاءالله صلواتهای ما، صلواتی حقیقی و از سرِ تبعیت باشد و ما را به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص)، ائمه اطهار (ع) و در نهایت به درگاه خداوند سبحان نزدیک گرداند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.










نظر شما