خبرگزاری حوزه | یکی از بزرگترین چالشهای ما در فهم سیره ائمه معصومین(ع)، نوعی تصویرسازی کلیشهای است که ریشه در عدم شناخت دقیق شرایط زمانه و راهبردهای کلانِ آن بزرگواران دارد. در این میان، شخصیت امام سجاد(ع) بیش از همه دچار این سوءفهم شده است؛ چرا که بسیاری ایشان را چهرهای منزوی یا صرفاً گریانی میدانند که پس از عاشورا به گوشهای از مدینه پناه برده بود. اما در نظریه انسان ۲۵۰ ساله که توسط امامِ شهیدِ انقلاب اسلامی(قدس سره) تبیین شده است، دوران ۳۴ ساله امامت حضرت زینالعابدین(ع) یکی از حیاتیترین و راهبردیترین مقاطع تاریخ اسلام است؛ دورهای که نه با سکون، بلکه با تداوم هوشمندانه شناخته میشود.
امامتِ تداومبخش؛ فراتر از انزوا
بسیاری از مورخان و اندیشمندان، امامت امام سجاد(ع) را نقطه اتصال میان دو مرحله بحرانی میدانند: فاجعه عاشورا و بازسازی جبهه حق. پرسش اصلی اینجاست که چرا امام(ع) در کربلا به شهادت نرسیدند؟ پاسخ به این پرسش، ما را به مسئله مصلحت الهی در حفظ رهبری جامعه میرساند. بیماری مصلحتی حضرت در ظهر عاشورا، نه یک ضعف، که یک تدبیر الهی برای حفظ محورِ امامت بود تا نسل نبوت و خط ولایت از میان نرود.
این منطقِ حفظِ رهبر، حقیقتی است که در تاریخ انقلاب اسلامی نیز بهروشنی دیده میشود. در تجربه پس از انقلاب، بارها شاهد بودهایم که چگونه مشیت الهی، رهبریِ نهضت را در بزنگاههای خطرناک ــ از ترور سال ۱۳۶۰ تا حوادث سالهای اخیر ــ حفظ کرده است؛ از جمله حفظ رهبر شهید انقلاب، حضرت امام خامنهای در ۶ تیر سال ۱۳۶۰ که اگر مورد ترور قرار نمیگرفتند در حادثه ۷ تیر به شهادت میرسیدند، و نیز حفظ رهبر سوم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای(مدظلهالعالی) در حادثه ۹ اسفند ۱۴۰۴.
این شباهت، صرفاً یک همترازی تاریخی نیست؛ بلکه نشاندهنده حکمت و اراده الهی در هندسه مدیریتِ جامعه اسلامی است: حفظِ ستونِ خیمه، برای عبور از سختترین گردنهها و بحرانها. همانگونه که اگر امام سجاد(ع) نبودند، میراث عاشورا در غبارِ تحریفِ بنیامیه دفن میشد، امروز نیز تداوم راه انقلاب در گروِ حفظِ مسیرِ رهبری است که بارِ سنگینِ امانتِ امام راحل را بر دوش دارد.
مواجهه با جنگ روایتها؛ از کوفه تا کاخ شام
امام سجاد(ع) پس از عاشورا با فضایی روبهرو بودند که در آن، دستگاه تبلیغاتی بنیامیه با استفاده از ابزارهای زر، زور و تزویر، افکار عمومی را بهگونهای مدیریت کرده بود که جامعه نسبت به اهلبیت(ع) دچار انحراف و زاویه شود.
حضرت زینالعابدین(ع) در چنین شرایطی، دو اقدام کلان را در پیش گرفتند:
۱. افشاگری در میدانِ دشمن:
برخورد قاطع ایشان در مجلس ابنزیاد و خطبه آتشین در کاخ یزید، نشان داد که سکوت در قاموس امامت معنا ندارد. زمانی که ابنزیاد از سرِ استکبار تهدید به قتل میکند، پاسخ صریح امام که:
«أَ بِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِی یَا ابْنَ زِیَادٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَةٌ وَ کَرَامَتَنَا الشَّهَادَة؟» (بحارالانوار: ج ۴۵، ص ۱۱۸)
آیا مرا به مرگ تهدید میکنی ای پسر زیاد؟ آیا ندانستی که کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست؟
۲. ابهت پوشالی استبداد را در هم شکست
این روحیه، شبیه همان چیزی است که ما در مواجهه رهبر انقلاب اسلامی با نظام سلطه میبینیم؛ همان صلابتِ حکیمانه که در برابر فشارهای بینالمللی و تهدیدها، با تکیه بر عزت ملی و قدرتِ معنوی، هیمنه دشمنان را فرو میریزد و میدان را به نفع جبهه حق تغییر میدهد؛ الگویی است که رهبر شهید انقلاب اسلامی به سیره معصومین(ع) تأسی کرده است.
سلاحهای راهبردی؛ بازسازی تمدنی
اقدامات امام سجاد(ع) در دوران پس از حماسه، نهادینهسازی راهبردها در قالبهای ماندگار و اثربخش بود:
کادرسازی: امام در فضایی که مردم از ترس یا تطمیع، دور اهلبیت(ع) را خالی کرده بودند، با تربیت شاگردان تراز اولی چون ابوحمزه ثمالی و سعید بن جبیر، شبکهای از نیروهای صالح و انقلابی ساختند که بذرِ آگاهی و معرفت را در سراسر جهان اسلام پراکنده کردند.
سلاح دعا: صحیفه سجادیه، فراتر از یک کتاب دعا، مانیفستِ جامعهپردازی و سندِ تمدنسازی است؛ به گونهای که امام خمینی(ره) در وصیتنامه سیاسی الهی خود به درستی آن را قرآن صاعد نامیدند. دعا در مکتب امام سجاد(ع)، ابزاری برای تزریق روحیه مبارزه، عزتطلبی و تحکیم ساختارِ اخلاقی به جامعهای بود که دچار یأس و خمودگی شده بود.
بکاء سیاسی: گریههای مدام امام، نه از سر ضعف، که سلاحی برای مبارزه و فریادی خاموش بود. این گریهها، حافظه تاریخیِ جامعه را نسبت به فاجعه کربلا زنده نگه میداشت تا تحریفگران نتوانند حقایق را وارونه جلوه دهند؛ شیوهای که امروز نیز در مکتبِ انقلاب برای زنده نگه داشتنِ روحیه «حماسه، جهاد و شهادت» از آن بهره گرفته میشود.
نتیجه
امام سجاد(ع) با حکمت الهی نه تنها جانِ مبارکشان برای تداوم جریان امامت حفظ شد، بلکه با روشنگری و کادرسازی، سنگبنای تمدن نوین اسلامی را در اوج خفقانِ اموی بنا نهادند.
توجه به این حکمت و مصلحت الهی در سیره نورانی امام سجاد(ع) به ما میآموزد که رهبریِ الهی در افقِ انسان ۲۵۰ ساله، فراتر از بندِ زمان و مکان، همواره بر دو اصل استوار و خدشهناپذیر تکیه دارد:
حفظ ارزشهای اصیل و تطبیق هوشمندانه با شرایط زمانه.
رضا جوکار؛ مدرس گروه معارف اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی










نظر شما