خبرگزاری حوزه | ۱. فضیلت اخلاقی شجاعت در حقیقتگویی را میتوان مرز و معیار شناخت روشنفکر واقعی از روشنفکرنماها دانست. اظهارنظر برخی روشنفکران در فضای جنگ و مبارزه ملت سرافراز ایران، موضوعی اخلاقی تحت عنوان شجاعت روشنفکری را مورد توجه قرار داده است که با نگاه دقیق علمی و اخلاقی و البته از منظر نکتهسنجیهای قرآنی و روایی، جای بحث بسیار دارد؛ چرا که همواره ما با برخی از بهظاهر روشنفکرهایی مواجهیم که بهشدت نسبت به بیان حقیقت بخیل و در کتمان آن حریصاند. از سویی در بسیاری موارد به ناحق نکاتی را بیان میکنند که از جاده انصاف و اخلاق بیرون است.
۲. درواقع از مصادیق شجاعت، شجاعت علمی و فکری است که نشانه استقلال و حریت اهل فکر و اندیشه بهشمار میرود. این شجاعت که بیشتر از قلب و نفس انسان سرچشمه میگیرد، افراد را به رفتارهایی همچون حقگویی، حقپذیری و حقطلبی وامیدارد و باعث میشود در صورت تذکر و آگاهی نسبت به فهم اشتباه خود، بر آن پافشاری نکنند و کجفهمی و گاهی انحراف در دیدگاه خود را با صراحت و شجاعت بیان کنند. این روحیه آغاز رشد و نمو اخلاقی انسان است که اگر استمرار یابد در رشد علمی و عملی انسان نیز راهگشاست.
۳. در مقابل چنین شجاعتی، ترس قرار دارد. اهل علم گاهی از ترس جایگاه خود، حق را کتمان میکنند و ترجیح میدهند با بیان خلاف حق، یا سکوت، یا بیان سخنان دوپهلو، موقعیت خود را بین دوستان و همکیشان حفظ کنند.
به فرموده امام شهید(قدس سره) در جمع خبرگان:
«ترس از جو، ترس از فضا؛ اگر این حرف را بزنیم، علیه ما خواهند بود؛ اگر این حرف را بزنیم، فلان لکه را به ما خواهند چسباند؛ این ترسها فهم انسان را هم مختل میکند. گاهی انسان به خاطر این ترسها، به خاطر این ملاحظات، صورت مسئله را درست نمیفهمد؛ نمیتواند مسئله را درست درک بکند و حل بکند؛ موجب اشتباه خواهد شد.» (بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، 02/07/1388)
چنین ترس و واهمهای درونی است که افراد را در دام کتمان یا انحراف حقیقت گرفتار میسازد و مسیر انحطاط اخلاقی خود و جماعت پیروان خود را هموار میسازد.
۴. جنگ تحمیلی دوازدهروزه و رمضان و پس از آن به دلیل تأثیرات عینی و عملی که در صحنه زندگی افراد گذاشت، باعث تحولات معرفتی عوام و خواص گردید. این اتفاق مذموم زمینهای شد تا برخی از بهاصطلاح روشنفکران نسبت به دیدگاههای سابق خود تجدید نظر کرده و چنین شجاعتی را از خود بروز دهند. در این میان، برخی از افراد چون: عبدالکریم سروش، عطاءالله مهاجرانی و بیژن عبدالکریمی نمونهای از افرادی هستند که بعد از سالیانی که آب در آسیای روشنفکریِ بزککرده غرب میریختند، این شجاعت را به خرج دهند و از حقیقت آنگونه که هست پردهبرداری که هست پردهبرداری کنند.
۵. به نظر میرسد این رویکرد بیش از آنکه به حوزه شناخت ذهنی و فهم ارتباط داشته باشد، به حوزه عقل و عاطفه و روحیات افراد وابسته است. حب و بغض به غرب در کنار خودشیفتگی علمی، مانع بروز چنین شجاعتی در افراد میشود. شجاعت یک روحیه اخلاقی و صفت درونی است که افراد را به حقپذیری و حقگویی وامیدارد. امثال اینان اگر مسیر اندیشه، عقل و اخلاق را مستمر بپیمایند، قطعاً حقیقت را آنگونه که هست انتشار خواهند داد، هرچند همواره عده و عُدهای هستند که چنین روشنگریهایی را خوش نمیدارند و ممکن است در برخی از آنان چنین شجاعتی دیر نپاید و جایش را به ترس بدهد. این حالت روحی اگر از حال به ملکه تبدیل شود، میتواند برای ایشان و اصحابشان مایه خیر و روشنگری گردد.
این سخن بیژن عبدالکریمی خطاب به روشنفکران که میگوید: «اشتباه خود را بپذیرید و به دامان ملت ایران برگردید!» نمونهای است از شجاعت و صراحت در حقگویی که استمرارش میتواند راهگشا باشد.
۶. جماعت روشنفکرِ فریفته بزکهای غرب باید به وجدان اخلاقی خود اعتنا کنند تا شجاعت فکری و روحی آنان مجال ظهور و بروز یابد. شجاعتی که آبشخورش عقل و وجدان است نه سواد و دانش صرف. سوادی که در تعابیر علمی ما به عنوان حجاب اکبر از آن یاد میشود:
العلم حجاب اکبر؛ این حجاب قطعاً مانع خواهد شد تا فریاد وجدان و ندای عقل، انسان را از غفلت، فراموشی، گمراهی، خطا و اشتباه برهاند.
دکتر محمدجواد فلاح / دانشیار گروه اخلاق اسلامی دانشگاه معارف اسلامی










نظر شما