خبرگزاری حوزه | آنگاه که کاروانِ نور، خسته از تازیانههای سفر و غبارِ بیابان، بر دروازههای قمِ مألوف فرود آمد، گویی فرشتگانِ مقرب، بالگسترده بر گردِ هودجی بودند که حاملِ «پارهای از تنِ امامت» بود.
قم، آن شهرِ همیشه منتظر، در آن روزگارِ غریب، خود را در آینهی زلالِ حضورِ او بازیافت. ورودِ بانو، نه یک آمدنِ ساده، که «استقرارِ برکت» در زمینی بود که سالها چشمانتظارِ رایحهی علوی مانده بود. وقتی ایشان در «میدانِ میر» (بیتالنور) قدم نهادند، گویی زمان در آن نقطه ایستاد. آنکه «کریمهی اهلبیت» نام گرفت، تنها دخترِ یک امام نبود؛ او تجلیِ «عفتِ فاطمی» و «صبرِ زینبی» در هیئتِ یک بانویِ ترازِ مکتبِ اهلبیت بود.
او نهتنها جسمِ نحیف و رنجور از فراقِ برادر را به قم آورد، که روحی بزرگ را به کالبدِ این سرزمین دمید. این هجرت، یک «هجرتِ تمدنساز» بود.
اگر نگاهی پژوهشی به این رخداد داشته باشیم، درخواهیم یافت که حضورِ حضرت معصومه (س)، قم را از یک شهرِ عادی به «دارالعلمِ آلمحمد» بدل کرد. ایشان با آمدنشان، پیوندی ناگسستنی میانِ «ولایت» و «معرفت» در این خاکِ مقدس ایجاد کردند.
آن حریمِ مطهر، از همان روزِ نخست، کانونِ جوششِ حکمت و فقاهت شد؛ چنانکه گویی چشمهای از کوثر در قلبِ کویر جوشید و قرنهاست که عطشِ جانهای تشنهی حقیقت را سیراب میکند.
ورودِ این بانوی ممتاز به قم، پاسخِ عملیِ تاریخ به ندایِ «فاطمةُ بضعةٌ مِنّی» بود. قم، آغوشِ خود را برایِ نگینی گشود که قرار بود زینپس، پناهگاهِ دلشکستگان و پناهِ عالمان باشد.
هر سنگفرشی که آن روز، سایهسارِ گامهایِ مبارکِ ایشان شد، امروز در ملکوت، گواهی میدهد که آن ورود، آغازِ حیاتِ طیبهای بود که قم را به «حرمِ اهلبیت» بدل ساخت. امروز که بر گنبدِ زرینِ ایشان مینگریم، باید درک کنیم که این شکوهِ معماری، تنها پوستهای است بر حقیقتی عمیقتر: «قم، امانتدارِ گوهری است که نورِ ایمان را در تاریکترین شبهایِ ظلمتِ تاریخ، روشن نگه داشت.»
علی احمد پناهی، دانشیار پژوهشگاه حوزه و دانشگاه










نظر شما