خبرگزاری حوزه | حمید بهمنی، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه سینمای قرآنی از مهمترین ظرفیتهای فرهنگی و هنری کشور برای ایجاد ارتباط میان جامعه و معارف قرآن کریم است، اظهار کرد: قرآن تنها کتابی برای تلاوت و قرائت نیست، بلکه یک جهانبینی کامل درباره انسان، زندگی، جامعه، اخلاق، معنویت و رابطه انسان با خداوند ارائه میدهد و همین مسئله ظرفیت بسیار گستردهای را برای سینما ایجاد میکند. وقتی از سینمای قرآنی سخن میگوییم، نباید تصور کنیم منظور صرفاً ساخت فیلمهایی با موضوع مستقیم داستانهای قرآن است؛ بلکه هر اثر سینمایی که بتواند بخشی از نگاه و جهانبینی قرآن به انسان و زندگی را به زبان هنر منتقل کند، میتواند در این حوزه تعریف شود. سینما به دلیل قدرت تصویر، داستان و شخصیتپردازی میتواند مفاهیم عمیق قرآنی را از سطح مفاهیم ذهنی به تجربهای عینی و قابل لمس برای مخاطب تبدیل کند.
وی افزود: متأسفانه سینمای قرآنی در کشور ما هنوز به جایگاه واقعی خود دست پیدا نکرده است و یکی از دلایل آن، نگاه مقطعی و مناسبتی به این حوزه است. در بسیاری از مواقع زمانی به فکر تولید آثار قرآنی میافتیم که مناسبت خاصی در تقویم وجود داشته باشد، در حالی که قرآن موضوعی مناسبتی نیست و ارتباط انسان با قرآن نیز نباید به زمان یا رویداد خاصی محدود شود. سینمای قرآنی باید به عنوان یک جریان مستمر در سینمای کشور دیده شود و برای آن برنامهریزی بلندمدت صورت گیرد. ما باید به جای اینکه هر چند سال یکبار یک اثر دینی تولید کنیم و بعد آن را رها کنیم، یک جریان حرفهای ایجاد کنیم که در آن پژوهشگر، فیلمنامهنویس، کارگردان، تهیهکننده و سایر عوامل تولید از مرحله ایده تا اکران در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
این کارگردان سینما و تلویزیون با اشاره به ظرفیتهای دراماتیک قصص قرآنی تصریح کرد: قصص قرآنی از نظر دراماتیک بسیار غنی هستند و موضوعاتی مانند انتخاب، ایمان، تردید، وسوسه، مبارزه، شکست، پیروزی، صبر، امید، خیانت، وفاداری و تحول انسان در آنها وجود دارد. اینها همان عناصری هستند که یک درام قدرتمند را شکل میدهند. بنابراین اگر امروز یک فیلمساز بخواهد به سراغ قصص قرآنی برود، نباید صرفاً به بازگویی یک داستان تاریخی فکر کند. باید ببیند در دل آن قصه چه مسئله انسانی و چه کشمکش دراماتیکی وجود دارد و چگونه میتوان آن را برای مخاطب امروز بازآفرینی کرد. اگر این نگاه وجود داشته باشد، قصص قرآن نه تنها قدیمی و متعلق به گذشته دیده نمیشوند، بلکه میتوانند به موضوعاتی کاملاً معاصر تبدیل شوند و مخاطب امروز را با خود همراه کنند.
بهمنی ادامه داد: یکی از آسیبهایی که در برخی آثار دینی و قرآنی شاهد آن هستیم، این است که به جای توجه به عمق مفاهیم، به نشانهها و نمادهای ظاهری اکتفا میشود. اینکه در یک فیلم از یک نماد مذهبی، یک دیالوگ قرآنی یا یک نشانه بصری استفاده کنیم، به تنهایی به معنای قرآنی بودن اثر نیست. ممکن است فیلمی مملو از این نشانهها باشد، اما در رفتار شخصیتها، روابط انسانی و مسیر داستان هیچ اثری از جهانبینی قرآن مشاهده نشود. سینمای قرآنی زمانی معنا پیدا میکند که نگاه قرآنی در تار و پود داستان حضور داشته باشد. اگر درباره عدالت سخن میگوییم، باید عدالت را در تصمیم و رفتار شخصیت ببینیم؛ اگر درباره توکل حرف میزنیم، باید شخصیت در یک موقعیت دشوار قرار بگیرد و مفهوم توکل در انتخاب او دیده شود. این نوع روایت بسیار تأثیرگذارتر از بیان مستقیم مفاهیم است.
وی با تأکید بر ضرورت ترجمه جهانبینی قرآنی به زبان درام اظهار کرد: سینما زبان خاص خودش را دارد و نمیتوان انتظار داشت مفاهیم قرآنی را همانگونه که در یک متن آموزشی یا سخنرانی بیان میکنیم، وارد فیلم کنیم. فیلم باید با تصویر، موقعیت، شخصیت و کنش سخن بگوید. اگر فیلمساز بخواهد درباره صبر صحبت کند، بهتر است شخصیتی را در یک بحران جدی قرار دهد و نشان دهد که او چگونه با آن بحران مواجه میشود، نه اینکه چند دقیقه از فیلم را به توضیح درباره فضیلت صبر اختصاص دهد. مخاطب باید مفهوم را در جریان داستان کشف کند. به اعتقاد من، هرچه فیلمساز بیشتر به قصه و شخصیت اعتماد کند، نیاز او به شعار و توضیح مستقیم کمتر خواهد شد و اثر نیز سینماییتر و ماندگارتر خواهد بود.
این کارگردان با اشاره به اهمیت شخصیتپردازی در آثار قرآنی گفت: یکی از مهمترین مسائل در ساخت فیلمهای دینی، شخصیتپردازی است. شخصیت نباید صرفاً وسیلهای برای انتقال پیام باشد. حتی در روایتهای تاریخی و قرآنی باید تلاش کنیم ابعاد انسانی و دراماتیک شخصیتها را به درستی بشناسیم و آنها را در موقعیتهای داستانی قرار دهیم. البته این مسئله به معنای تغییر یا تحریف شخصیتهای قرآنی نیست، بلکه به معنای استفاده درست از ظرفیتهای روایی و انسانی قصه است. مخاطب زمانی با یک شخصیت ارتباط برقرار میکند که بتواند مسئله، انتخاب و موقعیت او را درک کند. وقتی این ارتباط شکل گرفت، مفهومی که فیلم قصد انتقال آن را دارد نیز تأثیر بیشتری خواهد داشت.
بهمنی بیان کرد: در این میان نقش فیلمنامه بسیار مهم است. ما نمیتوانیم با یک ایده خوب و چند تصویر زیبا، فیلم قرآنی ماندگار بسازیم. فیلمنامه باید از ابتدا بر اساس منطق درام شکل بگیرد و در عین حال نسبت دقیقی با منابع و مفاهیم قرآنی داشته باشد. اینجاست که ضرورت همکاری میان پژوهشگران دینی و فیلمنامهنویسان بیشتر احساس میشود. پژوهشگر میتواند لایههای مختلف یک موضوع قرآنی را در اختیار نویسنده قرار دهد و نویسنده نیز باید بتواند این محتوا را به شخصیت، کشمکش، موقعیت و داستان تبدیل کند. اگر این تعامل درست شکل بگیرد، نتیجه میتواند اثری باشد که هم از نظر دینی قابل دفاع باشد و هم از نظر سینمایی مخاطب را جذب کند.
وی افزود: یکی دیگر از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد، استفاده از زبان و تکنیکهای روز سینماست. گاهی تصور میشود که فیلم دینی یا قرآنی باید الزاماً با همان الگوهای روایی و بصری گذشته ساخته شود، در حالی که مخاطب امروز با سینمای جهان آشناست و سطح انتظار او از نظر روایت، تصویر، تدوین، جلوههای بصری و شخصیتپردازی بسیار بالاست. سینمای قرآنی اگر بخواهد با مخاطب نسل جدید ارتباط برقرار کند، باید از نظر حرفهای چیزی کم نداشته باشد. استفاده از تکنولوژیهای جدید، طراحی تولید مناسب و فرمهای روایی خلاقانه هیچ منافاتی با محتوای قرآنی ندارد؛ مسئله این است که تکنیک در خدمت محتوا و داستان قرار بگیرد و صرفاً به نمایش ظاهری تبدیل نشود.
این کارگردان سینما و تلویزیون با اشاره به ضرورت فاصله گرفتن از کلیشهها بیان کرد: ما نیاز داریم در سینمای قرآنی جسارت بیشتری داشته باشیم. البته این جسارت به معنای بیتوجهی به متن قرآن یا تغییر مبانی آن نیست، بلکه باید اجازه دهیم فیلمساز از زوایای تازه به مفاهیم قرآنی نگاه کند. قرآن درباره مسائل متنوعی مانند خانواده، روابط اجتماعی، عدالت، فقر، قدرت، مسئولیت، اخلاق، امید و انتخاب انسان سخن گفته است و بسیاری از این موضوعات امروز نیز در جامعه ما مطرح هستند. بنابراین میتوان از این مفاهیم الهام گرفت و داستانهایی معاصر خلق کرد که مستقیماً بازگویی یک قصه تاریخی نباشند، اما ریشه و نگاه آنها از جهانبینی قرآن سرچشمه بگیرد.
بهمنی با تأکید بر اهمیت ارتباط سینمای قرآنی با نسل جوان اظهار کرد: اگر میخواهیم قرآن از مهجوریت خارج شود، باید زبان مخاطب امروز را بشناسیم. نسل جوان با تصویر و داستان ارتباط بسیار خوبی برقرار میکند، اما در مقابل، نسبت به بیان مستقیم و شعارهای تکراری واکنش منفی نشان میدهد. بنابراین باید به جای اینکه دائماً به جوان بگوییم چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، داستانی برای او تعریف کنیم که خودش در جریان آن با یک مسئله اخلاقی و انسانی مواجه شود. اگر شخصیت فیلم در برابر یک انتخاب سخت قرار بگیرد و مخاطب همراه او تصمیم بگیرد، مفهوم قرآنی میتواند به شکل عمیقتری در ذهن او باقی بماند. این همان نقطهای است که هنر میتواند کاری را انجام دهد که گاهی بیان مستقیم قادر به انجام آن نیست.
وی ادامه داد: در کنار تولید، مسئله اکران و دیده شدن آثار قرآنی نیز اهمیت فراوانی دارد. گاهی فیلم ساخته میشود، اما به دلیل ضعف در تبلیغات، اکران محدود یا نبود برنامه مناسب برای معرفی اثر، مخاطب گستردهای پیدا نمیکند. نمیتوان انتظار داشت فیلمی که برای آن برنامهریزی جدی تبلیغاتی و اکران صورت نگرفته است، بتواند جریان فرهنگی ایجاد کند. اگر سینمای قرآنی را یک جریان مهم فرهنگی میدانیم، باید از مرحله تولید تا اکران و حتی عرضه در پلتفرمهای مختلف برای آن برنامه داشته باشیم. مخاطب باید بداند چنین آثاری تولید شدهاند و احساس کند با یک اثر سینمایی حرفهای مواجه است، نه صرفاً یک محصول مناسبتی.
این کارگردان با اشاره به نقش سیاستگذاری فرهنگی در تقویت سینمای قرآنی گفت: حمایت از این حوزه باید هدفمند باشد. حمایت صرفاً مالی کافی نیست و ما به حمایت از ایده، فیلمنامه و نیروی انسانی نیز نیاز داریم. برگزاری کارگاههای تخصصی فیلمنامهنویسی با محوریت قصص قرآن، حمایت از پژوهشهای کاربردی، ایجاد فرصت برای فیلمسازان جوان و همچنین برگزاری رویدادهایی که بتوانند میان حوزه علم و هنر ارتباط برقرار کنند، میتواند بسیار مؤثر باشد. مهمتر از همه این است که نگاه مدیران فرهنگی به سینمای قرآنی از یک پروژه کوتاهمدت به یک جریان بلندمدت تغییر کند. اگر این نگاه ایجاد شود، میتوان امیدوار بود که در آینده شاهد آثار بیشتری باشیم که هم از نظر محتوایی غنی و هم از نظر سینمایی حرفهای باشند.
بهمنی در ادامه با بیان اینکه سینمای قرآنی ظرفیت حضور در عرصه بینالمللی را نیز دارد، اظهار کرد: نباید تصور کنیم مفاهیم قرآنی فقط برای مخاطب مسلمان یا مخاطب ایرانی قابل فهم است. بخش زیادی از مفاهیمی که قرآن درباره آنها سخن میگوید، مفاهیمی انسانی و جهانشمول هستند. عدالت، ظلم، خانواده، بخشش، امید، مبارزه با وسوسه، مسئولیتپذیری و انتخاب میان خیر و شر، موضوعاتی هستند که هر انسانی در هر نقطهای از جهان میتواند با آنها ارتباط برقرار کند. اگر این مفاهیم در قالب داستانی قدرتمند و با استانداردهای حرفهای سینما روایت شوند، میتوانند مخاطبان بینالمللی را نیز تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین سینمای قرآنی علاوه بر یک وظیفه فرهنگی داخلی، میتواند بخشی از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیز باشد.
وی در پایان تأکید کرد: برای اینکه سینمای قرآنی بتواند جایگاه واقعی خود را پیدا کند، باید از نگاه سطحی و نمادگرایانه عبور کنیم و به عمق جهانبینی قرآن برسیم. قصههای قرآنی ظرفیتهای عظیمی برای درام دارند و مفاهیم قرآن نیز میتوانند دستمایه خلق داستانهای معاصر قرار گیرند. مهم این است که فیلمساز به جای شعار دادن، داستان تعریف کند؛ به جای توضیح دادن، شخصیت بسازد و به جای استفاده صرف از نمادهای ظاهری، جهانبینی قرآن را در رفتار و انتخاب شخصیتها جاری کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، سینما میتواند مخاطب را بدون اجبار و از مسیر هنر با قرآن همراه کند و زمینهای فراهم آورد تا مفاهیم قرآنی از حالت صرفاً نظری خارج شده و به تجربهای انسانی و قابل لمس تبدیل شوند. به اعتقاد من، آینده سینمای قرآنی زمانی روشن خواهد بود که میان ایمان، هنر و زبان حرفهای سینما پیوندی واقعی برقرار شود.
انتهای پیام










نظر شما