یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸
خاطراتی از اوجِ مهربانی شهید مدافع‌حرم محمدمهدی فریدونی

حوزه/ مهربانی واقعی، در همان سال‌هایِ کودکی و در میانِ محله‌هایِ فقیرنشین ریشه دواند. شهید فریدونی با دیدنِ حسرت نگاه کودکان هم‌سن‌وسال خود، از لذت داشتن چیزهای نو گذشت تا دیگران نیز لبخند بزنند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، روایت‌هایِ منتشرشده از زندگی شهید مدافع حرم محمدمهدی فریدونی، نشان می‌دهد که چگونه ریشه‌هایِ ایثار و مهربانی، از همان دورانِ کودکی و در میانِ محرومیت‌ها، در شخصیتِ این مجاهد شکل گرفته است.

دهه‌ی هفتاد بخاطر تبعاتِ جنگ؛ بیشتر مردم توی مضیقه‌ی مالی بودند. برا همین بچه‌های مدرسه اغلب از لباس‌ها و لوازم‌التحریر دستِ دوم برادر و خواهر خودشون استفاده می‌کردند. اگر هم دانش‌آموزی لوازم‌ تحریرش بخصوص مداد و دفتر مشق همراهش نبود؛ با کتک و اصطلاحاً شیلنگ داغ و ترکه‌ی انار و برخورد تندِ معلم مواجه می‌شد. یادمه اون ایام محمدمهدی همیشه یه مدادتراش و پاک‌کن اضافه همراه خودش می‌آورد؛ به این نیت که اگه کسی به مشکل خورد، به دادش برسه و از تنبیه شدن نجاتش بده... و چقدر هم به دادمون رسید با این کارش...

دمِ عید وقتی حقوق و عیدی معلمی رو گرفتم؛ با محمدمهدی که اون موقع ۵ یا ۶ ساله بود؛ رفتیم و براش یه کفش خریدم. خونه‌ی ما توی محله فقیرنشین بود و چون خانواده‌ها قدرت خرید چندانی نداشتند؛ خیلی از بچه‌های محل بجای کفش، دمپایی می‌پوشیدند. وقتی محمدمهدی کفش جدیدش رو پوشید، توی کوچه متوجه نگاه حسرت بچه‌ها شد. برا همین تصمیم گرفت نوبتی کفشش رو بده تا دوستاش هم بپوشن. بعد از یه مدت هم دیگه اون کفش رو نپوشید و گفت: چون دوستام مث کفشِ من رو ندارن؛ منم دیگه نمی‌پوشمش...

منبع: خبرگزاری دفاع‌مقدس؛ وابسته به بنیاد حفظ و نشر ارزشهای دفاع‌مقدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha