دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۵
پژوهش حقیقی باید از توصیف مسائل به ارائه راهکار برسد

حوزه/ برگزیده کشوری هجدهمین جشنواره «بانوی کرامت»، با تأکید بر ضرورت مسئله‌محوری در پژوهش گفت: پژوهش حقیقی زمانی شکل می‌گیرد که مشکلات جامعه شناسایی و با روش‌های علمی و بهره‌مندی از قرآن و معارف دینی برای آن راهکار ارائه شود.

سمیه قیاسوند، پژوهشگر برگزیده همدانی در هجدهمین جشنواره «بانوی کرامت» در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در همدان، کسب رتبه برگزیده و موفقیت کشوری در این جشنواره را نه نقطه پایان، بلکه فرصتی برای تعمیق دانش و آغاز فعالیت‌های جدی‌تر پژوهشی دانست و گفت: عشق و علاقه به قرآن کریم و تمسک به آن به‌عنوان نسخه بی‌بدیل زیست انسانی و همچنین باور قلبی و عقلانی به اندیشه‌های راهبردی ولی فقیه، از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری و موفقیت این دو پژوهش بوده است.

این پژوهشگر طلبه در ادامه این گفت‌وگو، به تشریح مسئله اصلی و یافته‌های دو پژوهش، فرآیند انجام تحقیقات، نقش استادان و مجموعه مدرسه علمیه الزهراء(س) همدان در شکل‌گیری این آثار و همچنین ضرورت حرکت پژوهش‌های حوزوی از موضوع‌محوری به مسئله‌محوری پرداخت و به سوالات ذیل چنین پاسخ داد:

* لطفا در مورد رمز موفقیت و کسب دو عنوان برگزیده کشوری در هجدهمین جشنواره «بانوی کرامت» مطالبی را بیان کنید؛ این موفقیت چه حسی برای شما داشت و چه چیزی را حاصل این موفقیت می‌دانید؟

احساس خاصی نداشتم؛ بلکه آن را فرصتی برای تعمیق دانش و آغازی برای فعالیت‌های جدی‌تر دانستم و امیدوارم بتوانم در آینده با الهام از این مسیر، آثار مؤثرتری ارائه دهم. به نظرم عامل برگزیده شدن دو پژوهش؛ نخست، عشق و علاقه به قرآن کریم و تمسک به قرآن به عنوان نسخه بی‌بدیل زیست انسانی و دوم؛ باور قلبی و عقلانی به اندیشه‌های راهبردی ولی فقیه جامعه که این دو عامل چراغ راه ما در غبار فتنه‌ها هستند.

* شما در این جشنواره با دو اثر در دو بخش متفاوت برگزیده شدید؛ چه شد که این دو موضوع را برای پژوهش انتخاب کردید؟

در نگاه اول شاید این دو اثر در دو بخش مجزا به نظر برسند، اما از نظر بنده دو سنگر متصل در یک جبهه واحد هستند. ما امروز در قلب یک جنگ شناختی همه‌جانبه علیه «نهاد خانواده» و «هویت زن مسلمان» قرار داریم. دشمن دقیقاً روی همین دو نقطه تمرکز کرده است: از یک سو تلاش برای فروپاشی بنیان خانواده، و از سوی دیگر القای این شبهه که نظام اسلامی مانع پیشرفت و اقتدار اجتماعی زن است. حس کردم پاسخ به این دو هجمه، نیازمند دو سلاح مبنایی است: برای حفظ سنگر خانواده به سراغ چشمه سار قرآن رفتم تا نشان دهم «صبر فعال» ستون پایداری خانه است؛ و برای حفظ سنگر هویت زن، به امتداد تفکر قرآنی در عصر حاضر یعنی بیانات رهبر معظم انقلاب تمسک جستم تا اثبات کنم زن، رکن اقتدار اجتماعی نظام اسلامی است.

* درباره پژوهش «تبیین نقش زنان در اقتدار اجتماعی نظام اسلامی ایران از دیدگاه مقام معظم رهبری» بفرمایید؛ مسئله اصلی این پژوهش چه بود و چرا پرداختن به نقش زنان در اقتدار اجتماعی را ضروری دانستید؟

مسئله اصلی این پژوهش، تبیین ضابطه‌مند نقش زنان در افزایش اقتدار اجتماعی نظام اسلامی بر اساس منظومه فکری مقام معظم رهبری بود. ضرورت این پژوهش — به‌ویژه پس از حوادث و فتنه‌های زن‌محور سال‌های اخیر — در این بود که با منطق علمی و استناد به سال اندیشه های ولی فقیه اثبات کنیم اسلام و نظام اسلامی حضور اجتماعی زن را نفی نمی‌کند، و آن را پیش‌شرط و نیاز حیاتی برای اقتدار و استحکام درونی نظام می‌داند؛ البته حضوری که توأم با حفظ کرامت، حجاب و محوریت خانواده باشد.

* مهم‌ترین مؤلفه‌های نقش‌آفرینی زنان در اقتدار اجتماعی که در این پژوهش به آن رسیدید، چیست؟

با بررسی و تحلیل دقیق بیانات امام شهید از سال ۱۳۶۱ تا ۱۴۰۱، توانستیم نقشه جامع حضور اجتماعی زن را در قالب ۶ محور بنیادین و مؤلفه‌های کلیدی صورت‌بندی کنیم که تصویر روشنی به دست می‌دهد:

۱. شرایط حضور (۸ مؤلفه): حفظ عفاف و پوشش، صیانت از عواطف و لطافت روحی زن، و اولویت‌بخشی به بنیان خانواده.

۲. جایگاه و ضرورت حضور (۶ مؤلفه): به رسمیت شناختن زن به‌عنوان موتور محرک انقلاب و مایه آبروی نظام.

۳. عرصه‌های حضور و اشتغال (۱۲ مؤلفه): حضور در امور تخصصی و شایسته، و تصدی مناصب عالی و اثرگذار مثل نمایندگی مجلس شورای اسلامی.

۴. تداوم نسل و شاهکار مادری (۶ مؤلفه): مبتنی بر نگاه رهبر معظم انقلاب که «تربیت فرزند، هنر بی‌بدیل زن است و با زیستِ مادری محقق می‌شود».

۵. تخصص‌گرایی در سطوح عالی (۵ مؤلفه): پیشگامی زنان در مرزهای دانش که آبروی انقلاب است، و نگاه پیشرو رهبری در ضرورت وجود فقیه و مجتهد زن.

۶. الگوپردازی (۵ مؤلفه): معرفی قله‌هایی چون حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) و تبدیل زن مسلمان ایرانی به الگوی رهایی‌بخش زنان جهان.

جمع‌بندی این مؤلفه‌ها نشان می‌دهد که اقتدار نظام اسلامی، پیوندی ناگسستنی با شکوفایی عفیفانه و تخصصی زنان در جامعه دارد.

* به نظر شما چه فاصله‌ای میان ظرفیت واقعی زنان در جامعه و نقش‌آفرینی فعلی آنان وجود دارد و پژوهش شما چه راهکاری برای فعال‌تر شدن این ظرفیت ارائه می‌کند؟

امروزه میان ظرفیت عظیم علمی، معنوی و مدیریتی زنان با نقش‌آفرینی واقعی آنان در جامعه فاصله محسوسی وجود دارد. ریشه این فاصله در دو مانع اصلی است: نگاه‌های تحجرآمیز و سنتی که حضور زن را محدود می‌سازد، و در مقابل، نگاه غربی که زن را به ابزار مصرف تقلیل داده و نقش اصیل او را تضعیف می‌کند.

این پژوهش با استخراج ۶ محور کلیدی، الگویی برای عبور از افراط و تفریط پیشنهاد می‌دهد: از جمله؛ تخصص‌گرایی همراه با حفظ هویت اسلامی، توازن دقیق میان نقش خانوادگی و مسئولیت اجتماعی، ۳جایگزینی الگوی زن مسلمان به جای الگوهای شرقی و غربی و حرکت به سمت حضور تخصص‌محور، عفیفانه، مسئولانه و خانواده‌مدار بانوان برای شکوفایی اقتدار ملی.

* پژوهش دوم شما درباره «کارکرد صبر در پایداری و تعالی نهاد خانواده در قرآن کریم» است. چه مسئله‌ای در حوزه خانواده، شما را به سمت این موضوع هدایت کرد؟

مشاهده دو خلأ اساسی در جامعه و فضای علمی مرا به این سمت برد: نخست، خطای مفهومی در فرهنگ عمومی: متأسفانه مفهوم «صبر» در روابط خانوادگی به اشتباه معادل «انفعال، سکوت، خودخوری و سوختن و ساختنِ آسیب‌زا» دانسته شده که خود ریشه گسست‌های عاطفی است. دوم، خلأ پژوهشی: عمده پژوهش‌های پیشین، صبر را صرفاً یک «فضیلت فردی یا تکنیک روان‌شناختی کنترل استرس» دیده‌اند و به «کارکرد ساختاری صبر در روابط خانوادگی بر پایه متن وحی» کمتر پرداخته بودند. لذا با استناد به آیات قرآن و تفاسیر معتبر نشان دادیم که صبر قرآنی، یک خویشتن‌داری منفعلانه نیست، بلکه یک «راهبرد فعال، عقلانی و روان‌شناختی-اجتماعی» برای مدیریت تعارضات و تعالی خانواده است.

* در این پژوهش، صبر صرفاً به معنای تحمل و شکیبایی مطرح شده یا قرآن کریم کارکردهای گسترده‌تری برای آن در خانواده در نظر گرفته است؟

خیر، صبر هرگز به معنای تحمل منفعلانه نیست. دستاورد اصلی این پژوهش، بیان این حقیقت بود که قرآن برای صبر یک ساختار چندبعدی قائل است. در این مطالعه پنج کارکرد کلیدی صبر از قرآن به شرح زیر استخراج شد:

۱. پایداری روانی (تاب‌آوری معنوی): حفظ سکینه در بحران‌های سختی چون فقر و از دست دادن عزیزان.

۲. ثبات ساختاری: جلوگیری از فروپاشی نظام خانواده در تنش‌ها و تفاوت سلیقه‌ها.

۳. انتقال تربیتی: استمرار بخشیدن به ارزش‌ها در نسل بعد (نظیر الگوی تربیتی لقمان حکیم).

۴. مدیریت تعارض: تبدیل تنش‌ها به فرصت رشد و بازسازی رابطه (مانند مدیریت صبورانه و مدبرانه حضرت یعقوب).

۵. مقاومت ارزشی: صیانت از هویت ایمانی و معنوی خانواده در برابر فشارهای ضدارزشی پیرامون.

* مهم‌ترین یافته پژوهش شما درباره نقش صبر در پایداری و تعالی خانواده چه بود و این یافته چگونه می‌تواند در زندگی خانوادگی امروز کاربرد داشته باشد؟

یافته محوری پژوهش این بود که صبر به عنوان ابزاری اساسی در مدیریت و تقویت روابط خانوادگی و جلوگیری از فروپاشی نهاد خانواده در قرآن کریم مطرح شده است. آیات قرآن بر اهمیت صبر در تقویت استقامت خانوادگی، مدیریت بحران‌ها و تربیت فرزندان با ارزش‌های دینی تأکید دارند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت توجه به آموزه‌های قرآنی در ارتقای تاب‌آوری خانوادگی و افزایش استحکام نهاد خانواده در جوامع مختلف تأکید می‌کند

* با توجه به اینکه هر دو پژوهش شما به موضوعات «زن و خانواده» مرتبط است، آیا میان یافته‌های این دو پژوهش ارتباطی می‌بینید؟

بله، این دو کار مکمل یکدیگر در بازنمایی الگوی زن مسلمان هستند:

۱. ارتباط کارکردی: زنی که بناست در جامعه نقش‌آفرینی مقتدرانه داشته باشد، به تاب‌آوری ذهنی و پختگی روانی نیاز دارد. به کاربردن «صبر فعال» در بستر خانه، دقیقاً این توانمندی مدیریتی و مهار هیجانات را تأمین می‌کند.

۲. ارتباط در هدف‌گذاری: اقتدار اجتماعی زن هرگز به معنای پشت‌پا زدن به خانواده نیست؛ بلکه برآمده از یک کانون خانوادگی امن و باثبات است. چون کانون خانواده پایگاه آرامش و مهد تربیت تمدن‌سازان است، و زن مدیر و آرامش‌بخش خانه و در عین حال کنشگر بصیر و مقتدرِ اجتماع است پس داشتن صبر فعال نه منفعلانه برای بانوان به عنوان یک ضرورت احساس می شود.

* فرآیند انجام این پژوهش‌ها چگونه بود؟ از مرحله انتخاب موضوع تا مطالعه منابع، تدوین و دفاع از اثر، چه مراحلی را طی کردید؟

هر دو پژوهش با ماهیت کیفی و روش توصیفی-تحلیلی پیش رفتند:

۱- در پژوهش اول، از روش «تحلیل محتوای کیفی» بر روی بیانات مقام معظم رهبری بهره بردیم؛ فیش‌برداری، استخراج کدها و مقوله‌بندی مفاهیم در یک فرایند رفت‌وبرگشتی انجام شد تا منظومه ۶ محوری شکل گیرد.

۲- در پژوهش دوم، با شیوه «تفسیر موضوعی» و «تحلیل مضمون»، مضامین قرآنی از تفاسیر معتبر استخراج، کدگذاری و سپس با ادبیات تاب‌آوری در علوم انسانی تطبیق داده شد.

هدف در هر دو تحقیق، عبور از جمع‌آوری گزارش‌گونه و دستیابی به «مدل‌های مفهومیِ کارآمد» بود.

* در مسیر انجام پژوهش با چه چالش یا مانعی روبه‌رو شدید و چگونه آن را مدیریت کردید؟

دو چالش عمده داشتم:

۱. پالایش بیانات مقام معظم رهبری: با وجود پایگاه داده ی معظم له بنام؛ WWW.KHAMENEI.IR)) اما داده مدونی متناسب با پرسش تحقیق موجود نبود؛ لذا حجم عظیمی از بیانات مطالعه، پالایش و پیاده‌سازی شد.

۲. در پژوهش صبر، چالش اصلی من پرهیز از تحمیل نظریات روان‌شناسی مدرن غربی بر آیات قرآن کریم بود.

* نقش استاد راهنما، استادان و مجموعه مدرسه علمیه الزهراء(س) همدان را در شکل‌گیری و ارتقای این آثار چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تولید هر اثر پژوهشی نتیجه تاثیر پذیری از یک محیط فکری و علمی زنده و سازنده است نه فقط تلاش فردی.

۱. نقش استاد راهنما(سرکار خانم دکتر نسرین اسدبیگی): ایشان با جهت دهی مسیر پژوهش به بنده کمک کردند تا موضوعات مناسبی برای تحقیقات خود پیدا کرده و در این مسیر با کمکها و راهنمایی خود و ایجاد انگیزه پژوهش نقش مهمی در ایجاد آثار پژوهشی داشتند.

۲. اساتید بزرگوار مدرسه الزهراء(س): پایه‌های فکری، فهم اصیل دینی و بینش فکری بنده و سایر طلاب حوزه علمیه الزهرا(س) حاصل تلمذ و شاگردی در محضر این اساتید بزرگوار و تلاش خالصانه و خستگی ناپذیر ایشان می باشد که با تمام وجود همه ی داشته های خود را در اختیار ما قرار می دهند و با حوصله و روی باز تمامی سوالات و گره های ذهنی طلاب را چه در داخل کلاس و چه ساعات خارج از کلاس پاسخ می دهند. به غیر از دعا هیچ واژه ی برای تشکر از این اساتید فداکار و دلسوز کفایت نمیکند.

۳. مجموعه مدرسه علمیه الزهراء(س) همدان: این مدرسه ی علمی با فراهم‌آوردن بستر پژوهش، ایجاد جلسات پژوهشی و پیش نشست‌های همایشهای مختلف و اطلاع رسانی و پیگیری رویدادهای پژوهشی محیطی مناسب برای رویش ایده های مهیا کرده و نقش مهمی در انگیزه دهی تشویق طلاب برای ایجاد آثار پزوهشی دارد.

* به عنوان یک طلبه پژوهشگر، مهم‌ترین مهارتی که فکر می‌کنید یک پژوهشگر حوزوی برای تولید یک اثر علمی قوی باید داشته باشد، چیست؟

مهم‌ترین مهارت، تشخیص و شناخت مسائل و مشکلات اصلی جامعه و بیان راه حل برای این مشکلات با توجه به منابع قرآنی و روایی می باشد.

* به نظر شما برای اینکه پژوهش‌های حوزوی از مرحله تولید مقاله و اثر علمی فراتر بروند و به حل مسائل واقعی جامعه کمک کنند، چه تغییری در شیوه پژوهش لازم است؟

نیازمند سه تحول اساسی در نگاه به مسائل و شیوه پژوهش هستیم:

۱. عبور از موضوع‌محوری به مسئله‌محوری: آغاز پژوهش از معضلات و مسائل واقعی جامعه.

۲. تقویت پژوهش‌های بین‌رشته‌ای: ایجاد زبان مشترک میان علوم دینی و علوم انسانی (روان‌شناسی، جامعه‌شناسی) برای امکان سیاست‌گذاری اجرایی.

۳. عبور از توصیف به تجویز (تدوین بسته‌های سیاستی): مقالات علمی باید دارای راه¬حل¬های اجرایی برای نهادهای جامعه و عموم مردم باشند. طلبه باید نقش خود را از بازگوکردن نظریات علمی فراتر برود و برای حل مشکلات جامعه راه حل کاربردی(عملی) ارائه دهد.

* چه توصیه‌ای برای طلابی دارید که علاقه‌مند به ورود جدی‌تر به عرصه پژوهش هستند اما هنوز موضوع مشخصی برای شروع ندارند؟

چهار گام کاربردی را پیشنهاد می‌کنم:

۱. مسئله‌شناسی میدانی: به دنبال عناوین جذاب نباشند؛ مسائل و مشکلات فکری، اخلاقی و تربیتی پیرامون خود را شناسایی کنند.

۲. کشف شکاف‌های پژوهشی: مقالات برجسته سال‌های اخیر را تحلیل و نقد کنند تا خلاء های آشکار شود.

۳. تمرکز تخصصی و اجتناب از پراکنده گویی: در یک حوزه مشخص که مورد علاقه است و در ان زمینه تخصص دارد به مطالعه و تحقیق بپردازد.

۴. از مقالات کوتاه، نقد و یادداشت‌های پژوهشی آغاز کنند تا به پروژه‌های اثرگذار بر جامعه برسند.

* در پایان، اگر بخواهید تجربه کسب این دو عنوان برگزیده کشوری را در یک جمله برای دیگر طلاب پژوهشگر بیان کنید، چه می‌گویید؟

پژوهش حقیقی زمانی شکل میگیرد که درد و مشکلات جامعه شناسایی شده و با روش های علمی و بهره مندی از قرآن و معارف دینی به حل آن مشکلات پرداخته شود.

* مهم‌ترین یافته پژوهش شما چه بود که احساس می‌کنید می‌تواند یک مسئله واقعی امروز جامعه را تحت تأثیر قرار دهد؟

مهمترین یافته این دو پژوهش ارائه یک مدل اجرایی برای پایداری اجتماعی و تحکیم نظام خانواده است. پژوهش اول نشان داد که بر اساس منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، اقتدار نظام اسلامی پیوندی ناگسستنی با حضور اجتماعی زن مومن و متخصص دارد که در قالب محورهای راهبردی در مقاله ارائه شده است. در پژوهش دوم با استخراج نظام مند آیات قران کریم بیان شد که صبر یک راهبرد فعال ، عقلانی و روانشناختی-اجتماعی برای مدیریت تعارضات و تعالی خانواده است.

* اگر بخواهید یکی از یافته‌های پژوهش خود را از فضای مقاله به میدان عمل وارد کنید، اولین اقدامی که پیشنهاد می‌کنید چیست؟

از طریق مشاوره‌های خانواده و دوره‌های پیش از ازدواج زوجین را با مفهوم صبر فعال آشنا کرده و مهارتهای کاربردی و رفتاری صبر فعال را به عنوان یک ضرورت برای پایداری نظام خانواده به آنها آموزش دهیم. در یک جمله؛ صبر فعال را از یک مفهوم اخلاقی به یک مهارت یا دستورالعمل ملموس و قابل اجرا برای پایداری نظام خانواده دربیاوریم.

در بخش اقتدار اجتماعی زنان نیز تدوین آیین نامه هایی اجرای بدون نقص برای حمایت عملی از مادران شاغل انجام شوند تا آنها بتوانند هر دو مسئولیت مهم خود(مادری و فعالیت اجتماعی) را در کنار هم با مراعات موازین اخلاقی و اسلامی به نحو احسن و با خیال راحت انجام دهند.

* چه چیزی باعث شد از میان موضوعات متعدد حوزه زن و خانواده، دقیقاً این دو مسئله را برای پژوهش انتخاب کنید؟

این انتخاب‌ها واکنشی دقیق به نیاز جامعه و الهام‌گرفته از محیط علمی حوزه بود که نتیجه تلاش های خالصانه اساتید و کادر اجرایی در آگاهی دادن به طلاب در مورد مسائل روز جامعه می باشد.

۱. در پژوهش اقتدار اجتماعی زنان، پس از فتنه تلخ پاییز ۱۴۰۱ با محوریت شعار «زن، زندگی، آزادی» که اعتبار اجتماعی و بین‌المللی کشور مورد طمع دشمن واقع شد و پیرو رهنمودهای مکرر رهبر معظم انقلاب مبنی بر کار ریشه‌ای در مقوله زن، احساس تکلیف کردم تا با تکیه بر منظومه فکری حضرت آقا بیان کنم نظام اسلامی زن را محدود نکرده و پیشرفت و اقتدار خود را بر دوش زنان مؤمن و متخصص بنا نهاده است.

۲. در پژوهش صبر در خانواده، جرقه موضوع در پیش‌نشست همایش تخصصی «زن و خانواده؛ کاوش‌های عقلانی و وحیانی» زده شد. با استماع خلاصه مقاله استاد محترم سرکار خانم دکتر اسدبیگی و علاقه ذاتی که به موضوعات تفسیری داشتم با ایشان مشاوره کردم و تصمیم گرفتم پژوهشی با موضوع تاثیر صبر بر پایداری خانواده با محوریت آیات قرآن انجام دهم.

بنابراین، یکی از پژوهش ها در مواجهه با جنگ شناختی دشمن (سطح کلان) و دیگری برای علاج سستی بنیان خانواده در حوزه روابط فردی (سطح خرد) پایه‌گذاری شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha