جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۰:۳۳
لزوم صیانت از زبان و ادبیات فارسی با ابزار تأثیرگذار "شعر"

بهره‌گیری از ابزار تأثیرگذار شعر به منظور حراست و صیانت از گوهر والایی چون زبان و ادبیات فارسی بی شک یک مساله انکارناپذیر است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، فرارسیدن "روز ملی شعر و ادب فارسی"و بزرگداشت مقام استاد شهریار به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین شاعران معاصر کشور، بی شک نیکوفرصتی است برای آن که به یکی از مباحث بسیار مهم و مبنایی در حوزه فرهنگ کشور یعنی پاسداری و صیانت از زبان و ادبیات فارسی توجهی جدی و البته غیرشعاری داشته باشیم

صدالبته که در فرهنگ ما، زندگی با شعر آغاز و با شعر نیز بدرقه می شود، چه آن که کودک در گاهواره، لالایی می شنود و از همان آغاز به شعر اُنس می گیرد و پس از مرگ نیز، آرایه مزارش، شعری است که برایش می سرایند و چه بسا خود پیش از مرگ برای خویش شعری می سُراید.

در واقع همین آمیختگی ما با شعر و تأثیری که شعر بر فرهنگ و روحیات و رفتار ما می گذارد، ضرورت پرداختن به آن و ضرورت پاسداری از حریم این عنصر اعجاز آفرین را بیش از پیش هویدا می سازد.

به دیگر سخن باید گفت که زبان و ادبیات فارسی به عنوان دومین زبان جهان اسلام و زبان حوزه فرهنگ و تمدن ایرانی، با هزاران آثار گرانسنگ در عرصه‌های مختلف ادبی، عرفانی، فلسفی، کلامی، تاریخی، هنری و مذهبی همواره مورد توجه و اعتقاد ایرانیان و مردمان سرزمینهای دور و نزدیک بوده است.

نکته جالب توجه این که با وجود رویدادها و حوادث پر تب و تاب و بعضاً ناخوشایند، باز هم این زبان شیرین و دلنشین در دورترین نقاط جهان امروزه حضور و نفوذ داشته است.

زبان فارسی البته صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه اگر نیک بنگریم به نوعی ظرف تمدنی ما به شمار می رود از این حیث و منظر که اندیشه‌های متعالی، حکمت‌های اسلامی و اخلاق ایرانی را در خود جای داده است.

به اعتقاد تحلیلگران و کارشناسان، در راستای بهره‌گیری حداکثری از ظرفیت شعر و ادبیات به منظور حفظ این زبان، می‌توان این رویکردها را در سه سطح مورد توجه قرار داد و به تحلیل عمیق هر یک پرداخت.

۱-از منظر سطح راهبردی به این معنا که ادبیات به عنوان «سد دفاعی» در برابر هجمه واژگان بیگانه متجلی بشود.

نباید از یاد ببریم که زبان‌های مهاجم و عمدتاً انگلیسی در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی با ورود واژگان تکنولوژیک و سبک زندگی غربی، در حال فرسایشِ ساختارهای نحوی و معنایی زبان فارسی هستند.

در همین راستا ما نیاز به احیای واژگان مهجور باشیم؛ توضیح بیشتر این که ادبیات کلاسیک (از فردوسی و سعدی تا حافظ) مخزنی از واژگان اصیل و ریشه‌دار است. تولید محتواهای ادبی که این واژگان را در بسترهای مدرن بازتعریف می‌کنند، می‌تواند مانع از حذف تدریجی آن‌ها شود.

نکته حائز اهمیت دیگر در همین راستا ناظر به اهمیت معادل‌سازی‌های هوشمندانه است، چه آن که فرهنگستان زبان و ادب فارسی به تنهایی قادر به حفظ زبان نیست. ادیبان و شاعران با خلق ترکیب‌های جدید آن هم برگرفته از ظرفیت‌های دستوری زبان می‌توانند واژگانِ خوش‌آهنگِ جایگزین برای اصطلاحات فرنگی بسازند.

۲- از منظر سطح تولیدی به این معنا که شاهد پیوند مهم ابزار شعر با محتوای رسانه‌ای باشیم.

طبعاً برای تأثیرگذاری بر نخبگان و جامعه به‌ویژه نسل جدید، ادبیات نباید محدود به کتاب‌های قفسه‌نشین شود.

در همین راستا باید شاهد حضور پررنگ تر شعر در رسانه‌های نوپدید باشیم. در همین خصوص نکته تکمیلی که وجود دارد این است که استفاده از «شعر کوتاه»، «طنز ادبی» و «نثر مسجع» در قالب‌های نوین همچون پادکست‌ها، ویدیوهای کوتاه شبکه‌های اجتماعی و حتی سناریوهای مجموعه های نمایشی، می‌تواند ذائقه زبانی مخاطب را اصلاح کند. وقتی دیالوگ‌های یک سریال از غنای ادبی برخوردار باشند، زبان معیارِ جامعه نیز ارتقا می‌یابد.

همچنین در همین خصوص نباید از اهمیت و ضرورت بهره گیری از ادبیاتِ مطالبه‌گر غافل شد، چه آن که بی گمان استفاده از فرم‌های ادبی برای طرح موضوعات اجتماعی همچون عدالت‌خواهی، نقد اشرافی‌گری یا ترویج حیا که مدل‌های آن در سیره شهدا وجود دارد، زبان را به ابزاری برای بیان دغدغه‌های تمدنی تبدیل می سازد.

۳- از منظر سطح تمدنی؛ با این توضیح که نگاه به زبان به مثابه تقویت هویت ملی-اسلامی تلقی گردد.

با استناد به تأکیدات امام و رهبر شهیدمان بر حفظ زبان فارسی، می‌توان ادبیات را به عنوان رکنِ «تمدن نوین اسلامی» تقویت کرد که در همین خصوص باید به مؤلفه مهمی همچون آموزشِ «چندلایه» توجه داشت. توضیح بیشتر هم این که؛ ادبیات نباید فقط توصیفی باشد. برای حفظ زبان، باید «حکمتِ ادبی» را وارد کرد. متونی که حاوی تفکر عمیق فلسفی و عرفانی باشند، خواننده را وادار به درکِ دقیقِ واژگان می‌کنند و این تمرین ذهنی، مانع از سطحی شدن زبان می‌شود.

از سوی دیگر ما نیاز به استفاده از دیپلماسی ادبی در منطقه باشیم، چرا که زبان فارسی، زبانِ مشترکِ جبهه مقاومت و منطقه است و لذا تقویت روابط ادبی با شاعران و نویسندگانِ فارسی‌زبان در افغانستان، تاجیکستان و حتی مناطق شبه‌قاره، «عمق استراتژیک» زبان فارسی را افزایش قابل توجهی می دهد.

سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha