خبرگزاری حوزه | عبدالله اسفندیاری، کارگردان، تهیهکننده و نویسنده سینما، با بیان اینکه مقابله با ایرانهراسی در سینمای غرب نیازمند شناخت ظرفیتهای فرهنگی و تمدنی ایران است، اظهار کرد: سینمای ایران برای معرفی کشور به مخاطبان جهانی نباید به تقلید از الگوهای هالیوودی روی بیاورد، بلکه باید با تکیه بر هویت مستقل خود، روایتهایی انسانی و ماندگار خلق کند.
وی با اشاره به نقش سینما در شکلدهی به افکار عمومی افزود: سینما تنها وسیلهای برای سرگرمی نیست، بلکه میتواند در انتقال فرهنگ، معرفی تاریخ و بازنمایی هویت ملتها نقش داشته باشد. در مقابل، بخشی از تولیدات سینمای غرب، بهویژه هالیوود، با ارائه تصویرهای کلیشهای از ایران و جوامع مسلمان، زمینه شناخت نادرست مخاطبان از این جوامع را فراهم میکنند.
اسفندیاری با بیان اینکه ایرانهراسی پدیدهای محدود به سالهای اخیر نیست، تصریح کرد: در طول تاریخ، قدرتهای استعمارگر برای توجیه سیاستهای خود، ملتهای دیگر را با تصویرهایی تهدیدآمیز یا عقبمانده معرفی کردهاند. سینما نیز در برخی موارد در خدمت این رویکرد قرار گرفته و با تکرار شخصیتهای منفی و روایتهای یکسویه، تصویری غیرواقعی از جوامع شرقی ارائه داده است.
این فعال سینما ادامه داد: در بخشی از آثار هالیوودی، قهرمانان غربی در جایگاه نجاتدهندگان جهان قرار میگیرند و شخصیتهای متعلق به جوامع دیگر، بهویژه خاورمیانه، بهعنوان تهدیدی برای امنیت و آرامش معرفی میشوند. چنین روایتهایی پیچیدگیهای تاریخی و اجتماعی ملتها را نادیده میگیرند و مخاطب را به سمت برداشتی سادهشده از واقعیت سوق میدهند.
وی با تأکید بر اینکه نباید همه آثار سینمای غرب را یکسان ارزیابی کرد، گفت: مسئله اصلی، فیلمهایی هستند که با تکیه بر کلیشههای تکراری، یک ملت را به مجموعهای از ویژگیهای منفی تقلیل میدهند. برای مقابله با این جریان، صرفاً اعتراض به تولیدات هالیوود کافی نیست؛ بلکه باید آثاری تولید کنیم که امکان شناخت واقعیتر ایران را برای مخاطبان جهانی فراهم آورند.
سینمای ایران از ظرفیتهای تمدنی خود غافل نشود
اسفندیاری با اشاره به پیشینه تاریخی و فرهنگی ایران اظهار کرد: تمدن ایرانی مجموعهای از تجربههای تاریخی، ادبی، هنری و اجتماعی است که در طول قرنها شکل گرفته و با فرهنگ اسلامی و شیعی پیوند خورده است. این ظرفیت میتواند زمینهساز تولید آثاری باشد که تصویری عمیقتر از ایران ارائه میکنند؛ بهشرط آنکه فرهنگ و تاریخ صرفاً بهعنوان عناصر تزئینی در فیلمها حضور نداشته باشند.
وی افزود: یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ ایرانی، شاعرانگی آن است؛ ویژگیای که تنها به شعر محدود نمیشود و در معماری، هنرهای تجسمی، روابط انسانی و شیوه زندگی مردم نیز دیده میشود. سینمای ایران در دورههایی توانسته است این ویژگی را به زبان تصویر منتقل کند و از همین مسیر، مخاطب را با جنبههایی از هویت ایرانی آشنا سازد.
این تهیهکننده سینما با اشاره به آثار عباس کیارستمی بیان کرد: در فیلمهایی مانند «خانه دوست کجاست؟» میتوان دید که چگونه یک داستان ساده و روزمره، ظرفیت طرح موضوعاتی مانند مسئولیتپذیری، اخلاق و روابط انسانی را پیدا میکند. چنین آثاری بدون نیاز به شعارهای مستقیم، بخشی از فرهنگ ایرانی را به مخاطب معرفی میکنند و نشان میدهند که برای حضور مؤثر در سینمای جهان، الزاماً به تولیدات پرهزینه و جلوههای ویژه گسترده نیاز نیست.
اسفندیاری همچنین از فیلم «مادر» ساخته علی حاتمی و «روز واقعه» به کارگردانی شهرام اسدی و نویسندگی بهرام بیضایی بهعنوان نمونههایی از آثار برخوردار از ظرفیت فرهنگی یاد کرد و گفت: این فیلمها از مسیر روایت و شخصیتپردازی، بخشی از ارزشها و تجربههای تاریخی جامعه ایران را بازتاب دادهاند. اهمیت چنین آثاری در این است که مخاطب را با فرهنگ ایرانی مواجه میکنند، نه اینکه صرفاً پیامی ازپیشتعیینشده را به او منتقل کنند.
تقلید از هالیوود راهکار مناسبی نیست
وی در ادامه با اشاره به تفاوت امکانات تولید و توزیع میان سینمای ایران و هالیوود اظهار کرد: هالیوود از زیرساختهای مالی، فناوری و تبلیغاتی گستردهای برخوردار است، اما این امکانات بهتنهایی تضمینکننده ارزش هنری یک فیلم نیست. سینمای ایران نباید تصور کند که برای رقابت در عرصه جهانی، باید دقیقاً همان مسیر را طی کند و از الگوهای روایی و تجاری سینمای آمریکا تقلید کند.
این کارگردان افزود: بهرهگیری از فناوریهای روز و استانداردهای حرفهای تولید ضروری است، اما ابزار باید در خدمت داستان قرار گیرد. اگر فیلمساز بهجای شناخت موضوع و یافتن زبان مناسب برای روایت آن، صرفاً به دنبال بازسازی جلوههای ظاهری آثار هالیوودی باشد، ممکن است هویت فرهنگی اثر خود را از دست بدهد.
اسفندیاری با اشاره به برخی آثار سینمای ایران خاطرنشان کرد: فیلمهایی مانند «دیدهبان» و «مهاجر» از جمله آثاری هستند که تجربه جنگ را در پیوند با باورها، شرایط اجتماعی و ویژگیهای فرهنگی جامعه ایران به تصویر کشیدهاند. در چنین آثاری، موضوع اصلی صرفاً نمایش درگیری و تقابل نیست، بلکه موقعیت انسان و انتخابهای او نیز اهمیت دارد. این ویژگی میتواند به شکلگیری روایتی مستقل و متمایز کمک کند.
وی تأکید کرد: سینمای ایران برای تأثیرگذاری در جهان باید بتواند از تجربههای بومی خود، داستانهایی با قابلیت ارتباط جهانی بسازد. مفاهیمی مانند خانواده، دوستی، اخلاق، مسئولیت و رنج انسانی در فرهنگهای مختلف قابلدرک هستند. اگر این مفاهیم با فیلمنامهای قوی و شخصیتپردازی باورپذیر همراه شوند، میتوانند مخاطبانی فراتر از مرزهای ایران پیدا کنند.
تولید فیلم بهتنهایی کافی نیست
اسفندیاری با اشاره به محدودیتهای حضور سینمای ایران در بازارهای بینالمللی گفت: یکی از مشکلات این است که گاهی تصور میکنیم صرف تولید یک فیلم ارزشمند یا حضور در جشنوارهها برای معرفی فرهنگ ایران کافی است؛ درحالیکه دیدهشدن آثار به عوامل متعددی وابسته است. کیفیت هنری، تبلیغات، ترجمه مناسب، دسترسی به شبکههای توزیع و شناخت مخاطبان کشورهای مختلف، همگی در میزان اثرگذاری یک فیلم نقش دارند.
وی ادامه داد: ممکن است اثری از نظر هنری ارزشمند باشد، اما به دلیل نبود برنامه مناسب برای عرضه و معرفی، نتواند از محدوده مخاطبان محدود فراتر برود. بنابراین، سیاستگذاری سینمایی باید تولید و توزیع را دو بخش مرتبط بداند و برای حضور مستمر آثار ایرانی در بازارهای جهانی برنامهریزی کند.
این نویسنده سینما همچنین بر اهمیت پژوهش در تولید آثار تاریخی و سیاسی تأکید کرد و گفت: برای روایت رویدادهای مهم کشور، ارتباط میان فیلمسازان، پژوهشگران، مستندسازان و مراکز نگهداری اسناد باید تقویت شود. آثاری که بر پایه اطلاعات معتبر و شناخت دقیق شرایط اجتماعی ساخته میشوند، از قابلیت بیشتری برای دفاع از روایت خود برخوردارند و کمتر در معرض نقدهای ناشی از اغراق یا تحریف قرار میگیرند.
هنرمندان را نباید به واکنشهای فوری محدود کرد
اسفندیاری با بیان اینکه آفرینش هنری به زمان و فرصت نیاز دارد، اظهار کرد: نباید از همه هنرمندان انتظار داشت که بلافاصله پس از هر رویداد سیاسی یا نظامی، موضع خود را اعلام کنند یا اثری متناسب با آن بسازند. گاهی یک تجربه اجتماعی باید در ذهن هنرمند شکل بگیرد و بهتدریج به یک اثر هنری تبدیل شود. سکوت موقت یک هنرمند نیز لزوماً به معنای بیتفاوتی او نیست.
وی افزود: آثار واکنشی و فوری نیز میتوانند ارزشمند باشند، اما نباید تنها معیار ارزیابی فعالیت هنرمندان قرار گیرند. در بسیاری از موارد، آثاری که پس از تأمل، پژوهش و فاصلهگرفتن از هیجان اولیه تولید میشوند، ماندگاری بیشتری پیدا میکنند. هر هنرمند باید بتواند با زبان تخصصی خود، از سینما و موسیقی گرفته تا ادبیات و هنرهای تجسمی، تجربههای جامعه را بازتاب دهد.
اسفندیاری در پایان تأکید کرد: مقابله مؤثر با ایرانهراسی نیازمند تولید مستمر آثار باکیفیت، تقویت زیرساختهای عرضه بینالمللی و اعتماد به ظرفیتهای فرهنگی ایران است. سینمای کشور زمانی میتواند تصویری ماندگار از ایران در جهان ارائه کند که بهجای واکنشهای شتابزده یا تقلید از الگوهای خارجی، بر روایت مستقل خود تکیه کند و جامعه ایران را با همه پیچیدگیها، تنوع و تجربههای انسانی آن به مخاطبان معرفی کند.
انتهای پیام










نظر شما