به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، فرامرز عابدینی، رئیس مرکز تولید محتوا مدرسه عالی حکمرانی دانشگاه دفاع ملی امروز دوشنبه در آیین رونمایی از پوستر نخستین همایش ملی «مسائل الهیاتی حکمرانی در ایران» که در سالن جلسات مرکز همایشهای غدیر برگزار شد، با تبیین رویکردهای مختلف در مواجهه با حکمرانی اسلامی، بر ضرورت شکلگیری نظام معرفتی و چارچوب نظری مستقل در این حوزه تأکید کرد و با اشاره به وجود چهار رویکرد اصلی در مواجهه با حکمرانی اسلامی گفت: رویکرد نخست، رویکرد سلبی است که اساساً ورود به ادبیات حکمرانی را انحراف از مسیر اصلی میداند و معتقد است نباید وارد این عرصه شد. در این نگاه، پرداختن به مباحث حکمرانی ضرورتی ندارد و ممکن است موجب دور شدن از مبانی و مسائل اصلی دینی شود.
وی افزود: رویکرد دوم، رویکرد تقلیلگرایانه یا تحویلگرایانه است. در این رویکرد، بدون آنکه مفهوم حکمرانی بهدرستی شناخته و ابعاد آن بررسی شود، مباحث مربوط به حکومت اسلامی با عنوان حکمرانی اسلامی مطرح میشود. در واقع، تفاوتهای مفهومی و نظری میان حکومت و حکمرانی مورد توجه قرار نمیگیرد و همان مباحث پیشین با ادبیاتی تازه بازگو میشود.
رئیس مرکز تولید محتوا مدرسه عالی حکمرانی دانشگاه دفاع ملی ادامه داد: رویکرد سوم، رویکرد تهذیبی است که تلاش میکند با افزودن وصف اسلامی به مفاهیم و الگوهای رایج حکمرانی، آنها را اصلاح کند. برای نمونه، ممکن است از حکمرانی شبکهای سخن گفته شود و با افزودن وصف اسلامی، تصور شود که الگوی مورد نظر با مبانی اسلامی سازگار شده است؛ در حالی که اسلامی کردن یک مفهوم صرفاً با افزودن یک صفت محقق نمیشود و باید مبانی، پیشفرضها و چارچوب نظری آن نیز مورد بررسی قرار گیرد.
وی با اشاره به رویکرد چهارم اظهار کرد: در این رویکرد، مفاهیم و معارف دینی در چارچوب دستگاه تحلیلی و نظام معرفتی غرب تفسیر میشوند. در چنین شرایطی، اگرچه ممکن است از مفاهیم دینی سخن گفته شود، اما معیار فهم و تحلیل همچنان همان چارچوبی است که در نظام معرفتی دیگری شکل گرفته است. در نتیجه، امکان دارد مفاهیم اسلامی در فرایند تحلیل، معنای اصلی خود را از دست بدهند یا در قالبی متفاوت بازتعریف شوند.
عابدینی با بیان اینکه مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی به دنبال عبور از این چهار رویکرد است، گفت: در این مسیر باید ادبیات علمی رایج حکمرانی را شناخت و با مباحث و نظریههای مطرح در این حوزه آشنا بود، اما شناخت این ادبیات نباید به معنای پذیرش بیچونوچرای مبانی و چارچوبهای تحلیلی آن باشد. مسئله اصلی، دستیابی به نظام معرفتی مستقل برای فهم و تبیین حکمرانی اسلامی است.
وی افزود: این چارچوب نظری باید با تکیه بر منظومه فکری امامین انقلاب و سیره عملی آنان در عرصه حکمرانی شکل بگیرد. بنابراین، نمیتوان صرفاً با اقتباس از نظریههای موجود یا ایجاد تغییراتی در اصطلاحات رایج، به نظریهای منسجم در حوزه حکمرانی اسلامی دست یافت. لازم است مبانی نظری، مفاهیم و نسبت میان اجزای این منظومه بهصورت روشمند استخراج و تبیین شود.
تفاوت میان معارف تبیینی و معارف اقامهای در پژوهشهای دینی
رئیس مرکز تولید محتوا مدرسه عالی حکمرانی دانشگاه دفاع ملی در ادامه، با اشاره به ضرورت توجه به ابعاد مغفول معارف دینی اظهار کرد: یکی از مسائل اساسی در پژوهشهای دینی، تفاوت میان معارف تبیینی و معارف اقامهای است. در بخش قابل توجهی از مطالعات گذشته، تمرکز اصلی بر تبیین مفاهیم و معارف دینی بوده است؛ اما اینکه این معارف چگونه باید در عرصه عمل، ساختارهای اجتماعی، سازمانها و نظام حکمرانی تحقق پیدا کنند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی اظهار داد: برای نمونه، در مباحث اعتقادی ممکن است ابعاد مختلف توحید ذاتی، صفاتی و افعالی بهخوبی تبیین شود، اما پرسش مهم این است که این معارف چگونه باید در زندگی اجتماعی و مناسبات میان انسانها ظهور پیدا کنند و در نظام اداره جامعه اثرگذار باشند. به بیان دیگر، تنها شناخت و تبیین یک حقیقت دینی کافی نیست، بلکه باید مسیر تحقق و اقامه آن حقیقت در عرصه اجتماعی نیز روشن شود.
عابدینی تصریح کرد: پرداختن به این مسئله به نظام معرفتی و روششناختی مشخص نیاز دارد. اگر قرار است معارف دینی در عرصه حکمرانی حضور مؤثر داشته باشند، باید نسبت میان این معارف و ساختارهای اجرایی و اجتماعی بررسی شود. در این صورت، پژوهش دینی از سطح تبیین مفاهیم فراتر میرود و به چگونگی تحقق آنها در عرصه اداره جامعه نیز میپردازد.
استا دانشگاه دفاع ملی با بیان اینکه حکمرانی در معارف اسلامی امری بشری با اهداف الهی است، گفت: اداره امور اجتماعی به بشر واگذار شده است، اما این واگذاری به معنای مستقل بودن حکمرانی از نظام امر الهی نیست. انسان در عرصه اداره جامعه با مسئولیتها، انتخابها و سازوکارهای مختلفی روبهروست، ولی این اختیار باید در چارچوب اهداف و جهتگیریهای الهی فهم شود.
رئیس مرکز تولید محتوا مدرسه عالی حکمرانی دانشگاه دفاع ملی افزود: مسئله مهم در این زمینه، چگونگی همراستا کردن حکمرانی بشری با حکمرانی الهی است. این موضوع نیازمند پژوهشهایی است که بتوانند نسبت میان معارف دینی، عقلانیت اجتماعی و واقعیتهای اداره جامعه را روشن کنند. همچنین باید مشخص شود که چگونه میتوان میان عالم غیب و عالم شهود ارتباط برقرار کرد و معارف دینی را در فرایندهای واقعی تصمیمگیری و اداره جامعه به کار گرفت.
وی ادامه داد: تحقق حکمرانی اسلامی تنها به حضور افراد متدین یا برخورداری مدیران از ویژگیهای اخلاقی و اعتقادی محدود نمیشود. هرچند وجود افراد شایسته در جایگاههای مدیریتی اهمیت دارد، اما برای تحقق اهداف حکمرانی اسلامی، وجود سازوکارها، زیرساختها و نظامهای عملیاتی متناسب نیز ضروری است. به همین دلیل، باید به دنبال شکلگیری یک نرمافزار جامع برای حکمرانی اسلامی بود که بتواند مبانی و اهداف دینی را به فرایندهای اجرایی و ساختارهای اجتماعی پیوند دهد.
عابدینی با اشاره به اهمیت آسیبشناسی در حوزه حکمرانی بیان کرد: یکی از محورهای مهم در بررسی نظامهای حکمرانی، توجه به منطق فهم دین و منطق عمل به دین است. این دو حوزه باید بهصورت همزمان بررسی شوند؛ زیرا ممکن است در فهم معارف دینی اشکالاتی وجود داشته باشد یا با وجود شناخت صحیح، در مرحله عمل و تحقق آنها موانعی ایجاد شود.
وی افزود: شناخت موانع فهم صحیح دین و بررسی مشکلاتی که در مسیر عمل به معارف دینی به وجود میآیند، برای آسیبشناسی حکومتها و نظامهای حکمرانی اهمیت دارد. اگر پژوهشها تنها به تبیین مبانی نظری محدود بمانند و نسبت به چگونگی تحقق آنها در عمل توجه نکنند، نمیتوان انتظار داشت که نتایج علمی بهطور مستقیم به بهبود فرایندهای حکمرانی منجر شود.
چهار الزام اساسی برای پژوهش در حوزه حکمرانی اسلامی
رئیس مرکز تولید محتوا مدرسه عالی حکمرانی دانشگاه دفاع ملی در بخش دیگری از سخنان خود، چهار الزام اساسی برای پژوهش در حوزه حکمرانی اسلامی را تشریح کرد و گفت: نخستین الزام، برخورداری از فهم عمیق و منظومهای از معارف دینی است. پژوهشگر این حوزه نباید به شناخت محدود و تکساحتی از دین بسنده کند، بلکه باید ارتباط میان معارف مختلف را بشناسد و مسائل حکمرانی را در نسبت با مجموعه مبانی و آموزههای دینی بررسی کند.
وی دومین الزام را شناخت واقعیتهای نظام اجرایی دانست و افزود: پژوهش در حوزه حکمرانی بدون شناخت محیط واقعی اجرا، ظرفیتها، محدودیتها و دشواریهای دستگاههای اجرایی، نمیتواند به نتایج دقیق و کاربردی منجر شود. کسی که درباره مسائل حکمرانی اظهارنظر میکند، باید با واقعیتهای اداره جامعه و چالشهایی که مدیران و سازمانها با آن مواجه هستند، آشنایی داشته باشد.
عابدینی ادامه داد: سومین الزام، شناخت ادبیات علمی رایج حکمرانی است. نمیتوان بدون آگاهی از نظریهها، مفاهیم و مطالعات موجود وارد این حوزه شد. با این حال، آشنایی با دانش روز باید زمینهای برای مقایسه، نقد و فهم تفاوتها فراهم کند، نه اینکه پژوهشگر را به پذیرش مبانی حکمرانی متعارف سوق دهد. شناخت دقیق این ادبیات، امکان تشخیص تفاوتهای مبنایی و جوهری میان حکمرانی رایج و حکمرانی اسلامی را فراهم میکند.
وی شناخت تحولات محیطی و شرایط عصر و زمانه را چهارمین الزام پژوهش در این حوزه برشمرد و گفت: حکمرانی در خلأ شکل نمیگیرد و نمیتوان بدون توجه به تحولات اجتماعی، فرهنگی و محیطی، درباره مسائل آن به نتیجهای جامع رسید. پژوهشگر باید شرایط زمانه و تغییراتی را که بر اداره جامعه اثر میگذارند، بشناسد و نسبت آنها را با مبانی و اهداف حکمرانی اسلامی بررسی کند.
عابدینی تأکید کرد: این چهار حوزه باید در کنار یکدیگر و بهصورت متوازن مورد توجه قرار گیرند. فهم عمیق معارف دینی، شناخت واقعیتهای نظام اجرایی، آگاهی از ادبیات علمی حکمرانی و شناخت تحولات محیطی، چهار ضلع مکمل پژوهش در این عرصه هستند و ضعف در هر یک از آنها میتواند بر کیفیت نتایج اثر بگذارد.
وی بر ضرورت همکاری میان حوزههای علمیه، دانشگاهها و مراکز پژوهشی تأکید کرد و گفت: تدوین چارچوب نظری حکمرانی اسلامی به تلاش فردی یا فعالیت محدود یک مجموعه وابسته نیست، بلکه نیازمند همکاری علمی و بهرهگیری از ظرفیتهای مختلف است. با پیوند میان دانش دینی، شناخت میدانی و مطالعات علمی روز میتوان زمینه تدوین چارچوبی منسجم و متناسب با مبانی اسلامی را برای حکمرانی فراهم کرد.











نظر شما