اشاره؛
امروز خانوادهها در فضایی زندگی میکنند که مرزهای فرهنگی در هم شکسته و کودکان و نوجوانان بیمحابا در معرض هجمهٔ آلودگیها و محرکهای فضای مجازی قرار دارند. در چنین شرایطی، «تربیت جنسی» دیگر یک موضوع گزینشی نیست، بلکه یک ضرورتِ حیاتی برای صیانت از سلامت نسل آینده است؛ چرا که غفلت در این عرصه تاوان سنگینی دارد و دشمن با تمام توان برای انحراف غرایز جوانان وقت گذاشته است.در همین راستا، حجتالاسلام محسن عباسیولدی در سلسله جلساتی پیرامون این موضوع حیاتی، نکات بسیار عمیق و راهگشایی را بیان کردهاند که با احترام و به نیت بهرهمندی دغدغهمندانِ عرصهٔ تربیت، تقدیم مخاطبان گرامی میگردد.
مروری بر جلسه گذشته
بچهها باید با خدا زندگی کنند و در پناه یاد او آرامش بگیرند. خداوند باید فصلالخطاب زندگی آنان باشد. در تربیت فرزندان، راهی جز تقویت توحید و ایمان به خدا نداریم.
برخی توصیه میکنند درباره خدا، بهشت و جهنم یا جایگاه و شخصیت ماورایی ائمه علیهمالسلام با بچهها صحبت نکنیم؛ چون تصور میکنند کودکان آمادگی شنیدن این موضوعات را ندارند. چنین توصیهای در حق والدین جفا میکند؛ چراکه برگ برنده اصلی آنان را از دستشان میگیرد. باید با بچهها درباره خدا سخن گفت. آنان ظرفیت شنیدن درباره عظمت، قدرت، حکمت و مهربانی خدا را دارند؛ زیرا فطرتی خداجو دارند.
تقویت توحید از راه تفکر در آفرینش
یکی از راههای تقویت توحید و ایمان به خدا، اندیشیدن در جهان آفرینش است. خداوند در همین پدیدههایی که پیرامون ما قرار دارند، نشانههای قدرت و حکمت خود را آشکار کرده است. چه کسی از خدا بزرگتر و حکیمتر است؟ به چه کسی بیش از خدا میتوان اعتماد کرد؟
باید فرزندانمان را متوجه نعمتهای خدا کنیم. یکی از کوتاهترین راههای تقویت توحید، پرورش روحیه شکرگزاری است؛ و برای تقویت این روحیه، باید آنان را به اندیشیدن درباره نعمتها عادت دهیم. ذهن بچهها باید همواره متوجه این حقیقت باشد که در میان نعمتهای فراوان خداوند زندگی میکنند.
ارتباط بچهها با خدا بهگونهای شگفتانگیز، محبتی و عاشقانه شکل میگیرد.

جلسه سیزدهم: گامی بهسوی گفتمانی نوین در تربیت جنسی
از همراهی شما عزیزان سپاسگزارم و امیدوارم خداوند به این مسیر برکت دهد تا بتوانیم گفتمانی جدید و متفاوت در حوزه تربیت جنسی خانوادهها ایجاد کنیم. پیامهایی که درباره تغییر نگاه و تحول بنیادین خود برای ما میفرستید، مایه دلگرمی و انگیزه فراوان است.
هدف اصلی ما در این دوره تربیت جنسی همین بود؛ اینکه به پدران و مادران یادآوری کنیم نقشهی راه تربیت را باید از دین و خالق خود بگیریم. خداوند همان کسی است که این غریزه را در وجود انسان قرار داده است؛ بنابراین، عاقلانه نیست برای طی کردن مسیر زندگی سالم، به سراغ مخلوقات برویم.
برخی از شرکتکنندگان در پیامهای خود جملات بسیار زیبایی نوشتهاند که خواندن آنها در این چند هفته برایم بسیار دلنشین بوده است. آنها اذعان میکنند که پیش از این، تصور نمیکردند در تربیت جنسی باید به چنین نکاتی دقت کنند. فضای ذهنیشان درباره تربیت جنسی کاملاً دگرگون شده و دچار یک انقلاب فکری شدهاند؛ پیشتر دچار ترس، اضطراب و احساس تسلیمشدگی در برابر شرایط بودند، اما اکنون امیدواری و دلگرمی جایگزین آن شده است.
نمیدانید دریافت چنین پیامهایی چه شعفی در دل من ایجاد میکند؛ از این جهت که با وجود تمام تبلیغات رسانهای علوم غربی، باز هم فطرتها بیدارند و سخن خداوند و اهلبیت علیهمالسلام خریدار دارد. ما باید دستبهدست یکدیگر دهیم و این گفتمان را به گفتمان رایج جامعه تبدیل کنیم تا همگان بدانند گرفتن نقشهی تربیت از کسی غیر از خدا، تصمیمی عاقلانه نیست.
در ادامه بحث گذشته، چرا بر تقویت توحید تأکید میکنیم؟
هدف این است که اتصال بچهها با خدا به قدری قوی شود که وقتی در موقعیتها و شرایط خطیر با موضوعاتی روبهرو میشوند که باید به آنها «نه» بگویند و از آنها دوری کنند، یک نقطه اتکای درونی محکم داشته باشند. باید ایمان فرزندانمان را تقویت کنیم تا قدرت «نه گفتن» در آنها افزایش یابد.
پدر عزیز و مادر مهربان! اگر کسانی در حوزه تربیت جنسی مدام تأکید میکنند که «باید کاری کنید بچهها قدرت نه گفتن در برابر پیشنهادها را داشته باشند»، اما نگ گفتند راهکارش تقویت ارتباط فرزند با خداست، بدانید که آنها شناخت درستی از کودک، غریزه جنسی و شیوه مدیریت آن ندارند و با مسئله تربیت جنسی بسیار سادهانگارانه برخورد میکنند. اگر هم کسی پرسید «توحید چه ربطی به تربیت جنسی دارد؟»، حواستان جمع باشد و این پاسخ کلیدی را به خاطر بسپارید: غریزه جنسی از مقولهی «لذت» است و مدیریت لذت درونی، بدون یک «عامل درونی» امکانپذیر نیست؛ آن عامل درونی چیزی جز «ایمان به خدا» نیست. بحث ما دقیقاً بر سر تقویت همین ایمان به خداست.
راهکار بعدی: انس با قرآن
راهکار بعدی چیست؟ انس با قرآن. بله؛ ما باید انس با قرآن را در خانوادهها افزایش دهیم تا توحید اعضای خانواده و فرزندانمان تقویت شود. قرآن «نور» است و باید نور آن را به خانههایمان بیاوریم.
خداوند صراحتاً فرموده است:
«قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ»؛ قرآنوری آشکار است. قرآن سراسر خیر و برکت است: «وَهَذَا کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ».
باید خیر و برکت را به خانههای خود وارد کنیم. قرآن هدایت است، موعظه است و شفاست؛ و همهی اینها از سوی خود خداوند نازل شده است. خانههایی که خود را از نور قرآن محروم میکنند، با هیچ چیز دیگریچیز دیگری نمیتوانند جایگزین نور گمشدهی قرآن را پر کنند.
اما چگونه از قرآن در مسیر تقویت توحید بچهها و اعضای خانواده بهره بگیریم؟ گام اول این است که تلاوت قرآن را در خانهها رواج دهیم و باب کنیم.
نباید روزی بگذرد که در خانه قرآن خوانده نشود؛ با صدای بلند یا آرام، فرقی نمیکند؛ مهم این است که حتماً در خانه قرآن تلاوت شود. اثر قرآن را با دو دو تا چهارتای محاسبات مادی نسنجید. به این روایت ارزشمند از امام صادق (علیهالسلام) به نقل از امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) دقت کنید که فرمودند:
«الْبَیْتُ الَّذِی یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ یُذْکَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ، تَکْثُرُ بَرَکَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِکَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّیَاطِینُ وَ یُضِیءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ کَمَا یُضِیءُ الْکَوْکَبُ الدُّرِّیُّ لِأَهْلِ الْأَرْضِ...»
(کافی، ج ۲، ص ۴۹۹)
«خانهای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر و یاد خدای عزوجل در آن جاری باشد:
تَکْثُرُ بَرَکَتُهُ: برکت در آن فزونی مییابد؛
وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِکَةُ: فرشتگان در آن خانه رفتوآمد و حضور پیدا میکنند؛
وَ تَهْجُرُهُ الشَّیَاطِینُ: شیاطین از آن خانه دوری گزیده و طرد میشوند.
وَ یُضِیءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ...: و این خانه برای اهل آسمان میدرخشد و نورافشانی میکند، همانگونه که ستارگان درخشان برای اهل زمین نورافشانی میکنند.»
واقعاً جا دارد انسان برای چنین عظمتی جان دهد! یعنی این خانه و اهل آن، به ستارگانی در زمین تبدیل میشوند که آسمان را روشن میسازند.
اما در ادامه، حضرت روی دیگر سکه را نیز بیان میفرمایند:
«وَ إِنَّ الْبَیْتَ الَّذِی لَا یُقْرَأُ فِیهِ الْقُرْآنُ وَ لَا یُذْکَرُ اللَّهُ فِیهِ، تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِکَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّیَاطِینُ...»
خانهای که در آن قرآن خوانده نشود و یاد خدا در آن نباشد:
- تَقِلُّ بَرَکَتُهُ: برکت از آن رخت برمیبندد و کم میشود؛
- وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِکَةُ: فرشتگان از آن هجرت میکنند و قهرآمیز میروند و میگویند اینجا جای ما نیست؛
- و وقتی ملائکه رفتند، چه کسانی وارد میشوند؟
وَ تَحْضُرُهُ الشَّیَاطِینُ: شیاطین در این خانه جا خوش میکنند و حاضر میشوند.
اگر به دنبال مؤلفهها و عوامل معنوی تربیت نباشید، در امر تربیت راه به جایی نخواهید برد. تربیت صرفاً با این دو دو تا چهارتاهای مادی سامان نمییابد؛ ما باید بتوانیم نگاه و توجه خداوند و اولیای الهی را به خانه و فرزندانمان جلب کنیم. باید فضای خانه را به زیستبوم حضور نیروهای معنوی تبدیل کنیم؛ راهکارش چیست؟ همانگونه که امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) فرمودند: تلاوت قرآن در خانه.

حتی اگر روزهایی فرصت کافی ندارید، دستکم روزی ۵ تا ۱۰ دقیقه خودتان تلاوت کنید یا نوای تلاوت قرآنی را در فضای خانه پخش کنید تا خانه از این نسیم معنوی بیبهره نماند.
۲. آموزش قرآن و تدبر در آن
نکته دوم این است که باید برای آموزش قرآن به فرزندانمان وقت بگذاریم. امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در نهجالبلاغه، حق فرزند بر پدر را اینگونه برمیشمارند:
«وَ حَقُّ الْوَلَدِ عَلَی الْوَالِدِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَ یُحَسِّنَ أَدَبَهُ، وَ یُعَلِّمَهُ الْقُرْآنَ» (حکمت ۳۹۹)
حق فرزند بر پدر این است که نامی نیکو برایش برگزیند، به شایستگی ادبش کند و به او قرآن بیاموزد.
حضرت در نامه ۳۱ به امام حسن مجتبی (علیهالسلام) نیز تصریح میفرمایند: «در آغاز تربیت تو، پیش از هر چیز بر آن شدم تا کتاب خداوند را به تو بیاموزم.
باید علاوه بر آموزش روخوانی، تدبر در قرآن را نیز به فرزندان یاد دهیم. از پدران و مادران گرامی خواهش میکنم این شیوه عملی را تجربه کنند: آیهای از قرآن را همراه ترجمهاش در اختیار فرزندانتان بگذارید و بگویید: «تا فردا فقط ۵ یا ۱۰ دقیقه روی این آیه فکر کنید و ببینید چه پیامی دارد.» سپس دور هم بنشینید، جلسه تدبر خانوادگی تشکیل دهید و اجازه دهید بچهها برداشتهای خود را بازگو کنند؛ بگذارید اندیشیدن با محوریت قرآن در جان و ذهن آنان نهادینه شود.
مدیریت رسانه و الگوپذیری عملی
پدران و مادران ارجمند، پیش از هر چیز باید مصرف رسانهای و فضای مجازی خودمان را مدیریت کنیم. بسنجیم که فرزندانمان در شبانهروز، چقدر سرِ ما را در تلفن همراه میبینند و چقدر بر فراز صفحات قرآن؟
مدام از گرایش افراطی بچهها به فضای مجازی گلایه نکنیم؛ خود ما در طول روز چقدر پای تلویزیون و تلفن همراه وقت میگذرانیم و در شبکههای اجتماعی گشت میزنیم؟ وقتی از برخی والدین میپرسیم چرا قرآن نمیخوانید و چرا نسبت به آن کمتوجهید، پاسخ میدهند: «فرصت نداریم!»؛ اما در عمل میبینیم روزانه یک، دو یا سه ساعت را صرف این رسانهها و پرسه در فضای مجازی میکنند. آیا کلام وحی به اندازه یک گروه خانوادگی، کانال دوستانه یا صفحه مجازی ارزش ندارد که برای تلاوت و تدبر در آن زمان اختصاص دهیم؟
کودک باید در عمل نظارهگر جایگاه رفیع قرآن در سبک زندگی والدینش باشد. نباید قرآن را صرفاً به عنوان شیئی تزیینی، حرز برای دفع بلایا یا قرآنی برای بدرقه مسافر به فرزندان معرفی کرد. با این بیپناه گذاشتنِ کلام الهی، مبادا مصداق گلایه و مهجوریت قرآن شویم؛ کلام الهی از بیمهری و کمتوجهی ما دلگیر است، در حالی که مسیر هدایت و صیانت اخلاقی خانواده منحصراً در انس با همین کتاب مبین نهفته است.
علت این مهجوریت آن است که به قرآن به اندازه فضای مجازی اهمیت نمیدهیم. باید قرآن را به متن زندگی بازگردانیم. از همین لحظه بیایید تصمیمی قاطع بگیریم؛ مگر بنا نگذاشتیم گفتمانی متفاوت و اصیل را در جامعه ترویج کنیم؟ اگر دغدغه داریم که فرزندانمان را از گرداب شهوات نقد و فراگیری که در جامعه گسترده شده است مصون و محفوظ بداریم، «یا علی» بگوییم و حرکت را آغاز کنیم.
فرزندانمان را به پناه قرآن ببریم. قرآن برگ برنده ماست؛ همان دژ نفوذناپذیر و قلعه استواری است که وقتی در حصار امن آن قرار بگیریم، شیاطین راهی برای نفوذ به جان ما و حریم خانواده نخواهند یافت. درِ این قلعه گشوده است؛ چرا از آن بهره نبریم؟
بر اساس روایات معصومین (علیهمالسلام)، قرآن حی و زنده است. پناه بردن به قرآن یعنی تکیه زدن بر تکیهگاهی اختصاصی که تنها ما از موهبت آن برخورداریم و مکاتب مادی از آن بیبهرهاند. در صدها کارگاه تربیت جنسی متداول که نگاهی غیردینی دارند شرکت کنید؛ آیا نامی از قرآن و نور هدایت آن به میان میآورند؟
با دلی شکسته به پیشگاه کلامالله رجوع کنیم، از کاستیها پوزش بخواهیم و با نیت صادقانه بگوییم: «به حول و قوه الهی تصمیم گرفتهام برای تو وقت بگذارم و فرزندم را در پناه تو قرار دهم.»
با قرآن مأنوس شویم و با آن نجوا کنیم: «میخواهم تلاوتت کنم تا آوای آسمانیات در گوش فرزندم طنینانداز شود؛ «میخواهم آیاتت را در جانش بنشانم تا در آن تدبر کند.» از درگاهش عاجزانه بخواهیم حلاوت و شیرینی بیکران معارفش را به کام جان کودکانمان بچشاند.
پدران و مادران گرامی! ما در این دنیا جز قرآن و اهلبیت علیهمالسلام هیچ پناهگاه دیگری نداریم. تا میتوانید فرزندانتان را در حصار امن قرآن و اهلبیت علیهمالسلام قرار دهید و با این سرچشمههای نور مأنوس سازید.
«تدبر جمعی» راهکار مؤثر دیگری در این مسیر است؛ دور هم بنشینید، با یکدیگر قرآن بخوانید، در مفهوم یک یا دو آیه تدبر کنید و مهمتر از همه، خودتان به آموزههای قرآن عمل کنید تا بچهها جلوههای عملی و ملموس انس با قرآن را در رفتار شما ببینند؛ بدون شک، دیدنِ عمل قرآنیِ والدین، بهترین و قویترین مشوق برای فرزندان است تا به سوی قرآن کشیده شوند.
تا اینجا راههای تقویت توحید را مرور کردیم:
۱. توجه دادن به نظام خلقت؛
۲. توجه دادن به نعمتهای الهی؛
۳. توجه دادن به قرآن و انس با آن.
شکوفایی فطرت؛ انس با اهلبیت علیهمالسلام
اکنون به سراغ راهکار بعدی برای شکوفایی فطرت میرویم؛ یعنی انس با اهلبیت علیهمالسلام. در این باره نیز سخنان مهم و کلیدی وجود دارد؛ ذهنها و حواس خود را معطوف این بحث سازید تا نکات کوتاه اما سرنوشتسازی را در این زمینه مرور کنیم.
سخن رهبر شهید درباره اهمیت انس با قرآن:
«عزیزان من، جوانان ایرانی، جوانان مؤمن، جوانان انقلابی! آشناییتان با قرآن، انستان با قرآن، استفادهتان از قرآن را روزبهروز بیشتر کنید. این مایه قوت شماست، مایه اقتدار شماست، مایه عزت شماست. باید ترتیبی اتخاذ بشود در کشور ما و در میان جامعه ما که همه آحاد مردم با قرآن به نحوی انس داشته باشند و مفاهیم قرآنی برای اینها مفهوم باشد و درک کنند معانی قرآن را؛ به قرآن مراجعه کنند. اگر با قرآن مأنوس بشویم، خیلی از مفاهیم حیات و زندگی برای ما روشن خواهد شد.
بنده همیشه به دوستان مختلف، از مسئولین و غیرمسئولین، جوانها که پیش بیاید راجع به قرآن صحبت میکنم؛ من میگویم شما هر روز حتماً قرآن بخونید. حالا نمیگم روزی مثلاً نیمجزء یا یک حزب بخونید، روزی نیمساعت، روزی یک ساعت؛ اما ترک نشود. در طول سال، روزی نباشد که شما قرآن را باز نکنید و قرآن را تلاوت نکنید. قرآن را بایست با تدبر خواند. تدبر البته مراتبی دارد؛ تدبر یعنی از ظاهرِ عمیقِ قرآن به باطنِ عمیقِ قرآن رسیدن. ظاهرِ او عمیق و باطنِ او عمیق؛ باطنِ عمیق آن چیزی است که با تدبر به دست میآید. کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ؛ یعنی اصلاً کتاب نازل شده برای تدبر برای فهمیدن.
انس با قرآن ایمان را تقویت میکند، توکل به خدا را زیاد میکند، اعتماد به وعده الهی را زیاد میکند، ترس و خوف از مشکلات مادی را در انسان کم میکند، انسانها را تقویت روحی میکند، اعتمادبهنفس میدهد، راههای تقرب به خدا را برای انسان روشن میکند.
اگر بتوانیم با قرآن انس بگیریم، معارف قرآن را در دل و جان خودمان نفوذ بدهیم، زندگی ما و جامعه ما قرآنی خواهد شد.»
جمعبندی مسیر طیشده
در ادامه بحث شیرین و حیاتیِ تربیت جنسی، به تبیین راههای تقویت ایمان و توحید پرداختیم و سه راهکار عملیاتیِ آن را مرور کردیم:
۱. توجه دادن به نظام خلقت؛
۲. توجه دادن به نعمتهای الهی؛
۳. انس و تدبر در قرآن کریم.
یادمان نرفته است که با یکدیگر عهد بستیم این راهکارها را جدی بگیریم و در زندگی پیاده کنیم؛ و فراموش نکردهایم که این تلاشها صرفاً برای شخص خودمان نیست، بلکه رسالت بزرگتری بر دوش داریم و آن ایجاد گفتمانی نوین و اصیل تربیتی در سطح خانوادهها و جامعه است. بنابراین، لازم است خودمان در این مسیر با ارادهای محکمتر و استوارتر گام برداریم.
۴. انس با اهلبیت (علیهمالسلام)؛ دژ تسخیرناپذیر تربیت
در امتداد مسیر تقویت ایمان و شکوفایی فطرت، به چهارمین راهکار بنیادین میرسیم: انس با اهلبیت (علیهمالسلام).
فرزندان ما باید با اهلبیت (علیهمالسلام) پیوند قلبی و رفاقتی دیرین برقرار کنند؛ آنان باید دلدادهی این خاندان پاک شوند، بهگونهای که ائمهی اطهار (علیهمالسلام) به محور و الگوی اصلی زندگیشان بدل گردند.
پدران و مادران گرامی! بار دیگر باید به برگ برندههای بیبدیل مکتب خود بازگردیم. خدای متعال چقدر مهربان، حکیم و بزرگ است که در آشفتهبازار مکاتب تربیتی شرق و غرب، موهبتهایی در اختیار ما نهاده که هیچ مکتب دیگری از آن برخوردار نیست. ولایت اهلبیت (علیهمالسلام) همان «حِصنِ حصین» و قلعهی تسخیرناپذیری است که اگر جان فرزند به آن پناه برد، هیچ شیطانی توان رخنه در آن را نخواهد داشت؛ انسانی که در این قلعه پناه گیرد، در هر کجای این جهان زیست کند، زیستی پاک و عفیفانه خواهد داشت.
جبهه مقابل دقیقاً نمیخواهد ما متوجه این برگهای برنده شویم؛ زبان به طعنه و تمسخر میگشاید که: «شما از تربیت جنسی سخن میگویید یا تربیت دینی و کلامی؟! این مفاهیم چه پیوندی با هم دارند؟»
پاسخ ما روشن است: ما نیک میدانیم که دشمن از اصالت این برگ برنده باخبر است. او خوب میداند اگر توحید و پیوند ولایی در قلب کودکان ما ریشه بدواند، با تمام هجمههای رسانهای و فرهنگی نیز نمیتواند آنان را از صراط مستقیم منحرف سازد. شگرد دشمن، «استخفاف»، تحقیر و بیارزش جلوه دادن این گنجینههاست؛ او میکوشد طلای ناب ما را خاک، و دُرّ و گوهرِ معارفمان را سنگریزه بنمایاند تا با دستان خودمان آنها را واگذاریم. اما با توکل به ذات حق و توسل به اهلبیت (علیهمالسلام)، هرگز این سرمایه جاودان را از کف نخواهیم داد.

اعجاز انس با احادیث اهلبیت (علیهمالسلام)
اما چگونه فرزندانمان را با اهلبیت (علیهمالسلام) مأنوس کنیم؟ یکی از مهمترین راهها، انس با کلمات و احادیث نورانی معصومین (علیهمالسلام) است.
اجازه ندهید نسل نو با احادیث بیگانه بماند. اگر ذائقه روحی کودک با شیرینی حدیث آشنا شود، گزافهگوییهای مکاتب دیگر در نظرش بیفروغ و کممایه خواهد شد. کلمات اهلبیت (علیهمالسلام) جانبخش و حیاتآفرین است؛ همانطور که امام باقر (علیهالسلام) فرمودند:
«إِنَّ حَدِیثَنَا یُحْیِی الْقُلُوبَ»
(بحارالأنوار، ج ۲، ص ۱۴۴)
«همانا احادیث ما دلها را زنده میکند.»
همچنین کلام امام رضا (علیهالسلام) روشنگر این حقیقت است که زیباییهای سخن ما، زمینهساز تبعیت و همراهی قلبی مردمان خواهد بود. علاوه بر این، حدیثشناسی، سد محکمی در برابر لغزش و گرفتاری در دام مکاتب انحرافی است.
در عصر ائمه (علیهمالسلام)، جریان انحرافی مشهوری به نام «مُرجِئه» ظهور کرد. جوهرهی تفکر ارجاء این بود که: «تنها اقرار به ایمان کافی است و عمل هیچ مدخلیتی ندارد؛ هر گناهی مرتکب شوی، جایگاهت در بهشت تضمین است!»
معادل امروزی تفکر مرجئه، همان شعار عوامفریبانه و پربسامدی است که میگوید: «دلت پاک باشد، هر کاری خواستی بکن!»
- شرب خمر میکند و میگوید: دلت پاک باشد!
- مرتکب رفتارهای منافی عفت میشود و میگوید: دلت پاک باشد!
- زبان به دروغ و غیبت میآلاید و میگوید: دلت پاک باشد!
- در فضای مجازی به تماشای صفحات مستهجن و مبتذل مینشیند و هنگام هشدار، پاسخ میدهد: دلت پاک باشد!
در برابر چنین فتنهها و انحرافات فکری عمیقی، تنها داروی شفابخش، تبیین احادیث ناب اهلبیت (علیهمالسلام) و پرورش ذهن و دل فرزندان در پرتو معارف معصومین است.
مرجئه نماد تساهل و تسامح مشرکانهای بودند که با نقاب دین عرضه میشد؛ وضعیتی بهمراتب بدتر از آنچه تصور میشود؛ تا جایی که میگفتند: «حتی اگر پیامبر را هم به قتل برسانی، مادامی که اقرار به ایمان داشته باشی، آسیبی به دینداریات نمیرسد!»
امروز نیز ما با موجی سهمگین از اباحهگری، تساهل و تسامح غیردینی روبهروییم که در پی صید ذهن و دل فرزندان ماست. این پدیده جدید نیست؛ تاریخ تکرار شده است. اما نسخه رهاییبخش اهلبیت (علیهمالسلام) در برابر این دام خطرناک چیست؟
امام صادق (علیهالسلام) با لحنی هشداردهنده و اورژانسی راهبرد مقابله را تبیین میفرمایند:
«بَادِرُوا أَوْلَادَکُمْ بِالْحَدِیثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَکُمْ إِلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ»
(کافی، ج ۶، ص ۴۷)
«در آموزش حدیث به فرزندانتان شتاب کنید، پیش از آنکه تفکر انحرافی مرجئه بر شما پیشی بگیرد و دل و ذهن آنان را تسخیر کند.»
چرا اینقدر تأکید بر شتاب و پیشدستی؟ زیرا کلام اهلبیت (علیهمالسلام) واکسن روحی و مایه مصونیت است. ظاهر حدیث شاید جملاتی مرکب از چند واژه به نظر برسد، اما باطن آن «نور الهی»، مایهی حیات دل و برانگیزانندهی فطرت توحیدی است. این همان برگ برنده انحصاری ما در تربیت است.
در بیانی دیگر، امام باقر (علیهالسلام) همین راهبرد مصونبخش را تصریح میفرمایند:
«عَلِّمُوا صِبْیَانَکُمْ مِنْ عِلْمِنَا مَا یَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ، لَا تَغْلِبْ عَلَیْهِمُ الْمُرْجِئَةُ بِرَأْیِهَا»
(الخصال، ج ۲، ص ۶۱۴ / بحارالأنوار)
«به کودکان و نوجوانان خود از دانش ما آن اندازهای را بیاموزید که خداوند به واسطه آن به آنان سود رساند، تا مبادا مرجئه با آراء و اندیشههای انحرافی خود بر آنان چیره شوند.»
راه نجات روشن است: باید فرزندانمان را با حدیث مأنوس کنیم، در خانه حلقههای کوتاه حدیثخوانی برپا داریم و جانِ تشنهی نسل نو را پیش از آنکه آبشخورهای آلوده آن را سیراب کنند، با سرچشمهی زلال کلام معصوم پیوند زنیم.
ما دورهای ویژه تحت عنوان «جلای دلها» داریم که تمام محوریت آن بر همین موضوع استوار است؛ به همین جهت، بیش از این وارد جزئیات نمیشوم و از همه شما بزرگواران و شنوندگان این برنامه صمیمانه تقاضا میکنم حتماً در این دوره شرکت کنید. این دوره در مجموع ۹ جلسه و حدود ۵ ساعت صوت آموزشی است؛ اما در همین مدت کوتاه، معارف بسیار کاربردی را در اختیارتان میگذارد:
- جایگاه حدیث و فرهنگ حدیثخوانی در خانواده؛
- شیوههای اصولی و جذاب آموزش حدیث به فرزندان؛
- نحوه راهاندازی و مدیریت حلقههای خانوادگی حدیثخوانی؛
- معرفی کتب معتبر و متناسب حدیثی برای خرید و مطالعه در خانه؛
- و پایگاهها و سایتهای اینترنتی مطمئن و موثقِ حدیثپژوهی.
از شما عزیزان خواهش و استدعا میکنم با استفاده از پیوند یا دکمهای که در تصویر قرار دارد، در این دوره ثبتنام کنید. پای سفره اهلبیت (علیهمالسلام) بنشینید و فرزندانتان را نیز در این حصار محکم و قلعه نفوذناپذیرِ معارف بنشانید؛ تنها با ۴ تا ۵ ساعت وقت گذاشتن، این سرمایه عظیم را به زندگی خود بیاورید. نسخهای که امام صادق (علیهالسلام) تجویز فرمودهاند روشن است: اگر نسل نو با حدیث مأنوس شود، در برابر بخش عظیمی از آفات و شبهات زمانه بیمه خواهد شد.
سادگی مسیر تربیت در بستر وحی
باور من این است که امر تربیت، آنگونه که مکاتب دیگر القا میکنند، پیچیده و لاینحل نیست؛ مشروط بر آنکه به نقشه خداوند و راهبردی که حجتهای الهی برای زندگی بشر ترسیم کردهاند، ایمان قلبی بیاوریم و به آن پایبند باشیم.
پیچیدگیها، سردرگمیها و اضطرابها دقیقاً از نقطهای آغاز میشود که با جسارت یا غفلت بگوییم: «خدایا! نقشهای که تو با حکمتت طراحی کردی و بهواسطه پیامبر و ائمه به ما رساندی کنار میگذاریم؛ خودمان میخواهیم با آزمون و خطا مسیر را بیازماییم!» انحراف از همینجا شکل میگیرد؛ در حالی که تمسک به نقشه وحی، راه را هموار و روشن میسازد.
باید با صداقت از خود بپرسیم: حدیث در کجای زیست روزمره ما حضور دارد؟
اگر فرهنگ حدیثخوانی در جامعه ما احیا و رواج یابد، همچون طوفانی سهمگین، ریشه شبهات، وسوسهها و انحرافات فکری را از جا برمیکَند.
- اگر دچار روزمرگی و قساوت دل شدهایم، کلام معصوم دلها را زنده میکند؛
- اگر در پی چشیدن حلاوت و شیرینی دینداری هستیم، حدیث کام جان را شیرین میسازد؛
- و اگر به دنبال استحکامبخشی به بنیانهای ایمانی هستیم، استحکام را باید در کلمات عترت جست.
امروز در جهان، جذابیت را در بیان «حرف نو» میدانند؛ اما حقیقتاً در دنیای امروز هیچ کلامی تازهتر، نابتر و راهگشاتر از پیام قرآن و اهلبیت (علیهمالسلام) وجود ندارد. باید متواضعانه، بیادعا و با افتخار در پیشگاه معارف کلامی ائمه زانو بزنیم؛ اعتراف کنیم که دانش ما در برابر حکمت الهی ناچیز است و تمام حقیقت، نور تربیت، صراط کمال و کلید هدایت درِ خانه این خاندان است و جای دیگری یافت نمیشود.
جهان حدیث، جهان کلمات آسمانی است. آشنا کردن فرزندان از همان دوران طفولیت با این کلمات نورانی، زمینهساز بندگی خالصانه و عبودیت عمیق است. بهراستی، چه زمانی بناست به مسیری که اولیای خدا پیش پای ما گشودهاند بازگردیم و چه وقت قرار است به غنا و معجزهآساییِ معارف خودمان اعتماد کنیم؟
این همان نقطه ثقل و جانمایه اصلی تربیت دینی است: پیوند ناگسستنی ثقلین در متن خانواده.
اگر بناست در خانه دژ تسخیرناپذیری در برابر امواج فساد، بیبندوباری و انحرافات مدرن ساخته شود، هر دو رکن باید دوشادوش هم وارد زیست روزمره خانواده شوند: قرآن در کنار حدیث.
وقتی کلام خدا و معارف اهلبیت (علیهمالسلام) در خانه طنینانداز شد:
1. شکلگیری قلعه محکم ولایت و توحید: خانه از نفوذ شیاطین جن و انس مصون میگردد.
2. تولد و تقویت پلیس درونی: عامل بازدارنده اصلی در تربیت جنسی، کنترل بیرونی و پلیسی نیست؛ بلکه جوشش ایمانی است که از درون، تقوای روحی میآفریند و به فرزند قدرت «نه» گفتن به خواهشهای نفس و جلوههای شهوانی میدهد.
3. در دست داشتن سلاح برتر: در این معرکه پرتلاطم جنگ شناختی و شهوانی، خانوادهای که مجهز به نور قرآن و کلام معصوم است، پیشاپیش پیروز میدان است. باید با تمام قوا مراقب باشیم این سلاح اصیل و تکرارنشدنی را با غفلت از کف ندهیم یا با الگوهای وارداتی عوض نکنیم.
مدخل و درآمدی بر جلسه آینده: «نیاز فطری کودک به الگوی بیهمتا»
همانطور که اشاره کردید، جان و فطرت کودکان تشنه اتصال به یک قله دستنیافتنی، بلندبالا، بیهمتا و بیعیبونقص است. ذهن و دل پاک کودک به قهرمانها و الگوهای معمولی یا خطاپذیر راضی نمیشود؛ فطرتاً به دنبال کمال مطلق، عظمت بینظیر و صفای بینهایت میگردد.
اما متأسفانه خطای بزرگ در برخی شیوههای تربیتی ما این بوده که:
- دقیقاً همین نیاز اصیل فطری را نادیده گرفتهایم؛
- یا با پایین آوردن افقها و حذف این قلههای آسمانی، جای معصومین (علیهمالسلام) را برای فرزندانمان خالی گذاشتهایم و عرصه را به دست قهرمانان توخالی و فانتزی دنیای رسانه سپردهایم!
در حالی که اگر عظمت، مهربانی، شجاعت و عصمت بیبدیل اهلبیت (علیهمالسلام) به شیوه درست به کودک شناسانده شود، روح کمالجوی او چنان شیفته و دلبسته این انوار قدسی میشود که خودبهخود سلوک و رفتار خویش را با اراده و کلام آنان تنظیم خواهد کرد.
در جلسه آینده انشاءالله به شکافتن این اصل مهم فطری و نحوه الگوسازی بر مدار قلههای عصمت خواهیم پرداخت.










نظر شما