سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۴
مکتب فاطمی؛ قطب‌نمای مقاومت در برابر جریان انحراف

به گزارش خبرگزاری حوزه، فاطمیه، فراتر از یک سوگواریِ آیینی، مدرسه «سیاست‌ورزی علوی» و قطب‌نمای حرکت در مسیر مقاومت است. بازخوانی خطبه فدکیه صدیقه طاهره (س)، نه تنها تبیین مظلومیت آن بانوی یگانه در برابر جریان انحراف سقیفه، که افشای ماهیتِ «محاصره اقتصادی» علیه امامت است

به گزارش خبرگزاری حوزه، در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)، نشست تبیینی با سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمین محمد علی مروجی طبسی عضو هیأت علمی دانشگاه حضرت معصومه (س)، برگزار گردید؛ نشستی که در آن، ابعاد عمیق و تاریخی خطبه فدکیه و زوایای کمتر شنیده‌شده‌ی این سند حق‌طلبی مورد واکاوی قرار گرفت که گزیده‌ای از آن تقدیم می‌گردد.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم؛

سالروز شهادت جانسوز صدیقه کبری، فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)، تسلیت باد.

برخی از بزرگان، همچون علامه مجلسی (ره)، روایت ۷۵ روز را برگزیده‌اند و بر این باورند که آن حضرت، ۷۵ روز پس از رحلت رسول خدا (ص) به دیدار حق شتافتند و جهان اسلام را داغدار نمودند. درود می‌فرستیم به روح بلند و مطهر رهبر عظیم‌الشان انقلاب که همواره در ایام فاطمیه، پرچم عزاداری آن بانوی بزرگوار را برافراشته نگاه می‌داشتند؛ و امیدواریم، همان‌گونه که نقل شده است و شهرت دارد، ما نیز در این ایام، توشه‌ و روزی معنوی سال خود را از محضر آن حضرت دریافت کنیم.

نکاتی پیرامون «خطبه حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در مسجد رسول اکرم (ص):

شواهد و قرائن نشان می‌دهد که این خطبه، پیش از واقعه یورش به خانه وحی ایراد شده است.

همچنین، آن‌چنان که «زیدابن علی» فرزند برومند و جلیل‌القدر امام سجاد (علیه‌السلام) نقل کرده‌اند، این خطبه در سده نخست و سده‌های بعد، در میان خاندان ابوطالب روایت می‌شده و به فرزندانشان آموزش داده می‌شده است. خطبه فدکیه، متنی بسیار رسا، فصیح، بلیغ، پرمضمون، معرفت‌بخش و شورانگیز است؛ و شیعیان از اواخر سده نخست هجری و قرون پس از آن، همواره اهتمام ویژه‌ای به تدبر در محتوای این خطبه داشته‌اند.

برآن شدم تا بخش‌ها و فرازهایی از این خطبه نورانی را خدمت شما عزیزان تقدیم کنم:

به نظر می‌رسد به این فرازهای خطبه شریف کمتر پرداخته شده است؛ آنجا که حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها) پس از احتجاج با خلیفه نخست، او را با منطق وحی به چالش می‌کشند و می‌فرمایند:

«آیا در کتاب خدا آمده است که تو از پدرت ارث ببری، اما من از پدرم ارث نبرم؟!

آیا آیه‌ای نازل شده که مرا از این حکم الهی مستثنا و تخصیص زده باشد؟

یا شاید گمان می‌کنید من و پدرم از یک آیین نیستیم و به جهت اختلاف در دین، توارث میان ما جاری نیست؟ آیا چنین پنداری دارید؟!

پس از این احتجاجِ بُرّان با دستگاه خلافت، روی سخنِ حضرت به سمت «انصار» یعنی دو قبیله اوس و خزرج و توده‌های مردم مدینه می‌چرخد؛ فرازی عمیق و تکان‌دهنده که شایسته است با دقت و تأمل مضاعف به آن نگریست:

حضرت خطاب به انصار می‌فرمایند:

«أَأُهْتَضَمُ تُرَاثَ أَبِی وَأَنْتُمْ بِمَرْأًی مِنِّی وَمَسْمَعٍ؟!»

آیا میراث پدرم به ستم پایمال شود و حقوق من غصب گردد، در حالی که شما در برابر دیدگان خود می‌بینید و ناله‌های مرا با گوش‌هایتان می‌شنوید؟!

میراث پدرم باغ فدک را به زور و مصادره از من ستانده‌اند و شما تماشاگرانِ این بیدادید! حضرت در ادامه استغاثه می‌کنند که من شما را به یاری فراخوانده‌ام و ندای حق‌طلبی‌ام به گوش شما می‌رسد؛ پس چرا پاسخی نمی‌دهید؟! نکند سستی و ترس بر دل‌هایتان سایه افکنده است؟

اینجاست که حضرت امکانات و مؤلفه‌های قدرتِ آنان را یادآور می‌شوند و می‌فرمایند: شما دارای «عُدَّه» (نیرو و جمعیت)، «عُدَّت» (ساز و برگ جنگی)، سلاح، سپر، زره، شوکت، ثروت و امکانات هستید. چرا با وجود این‌همه تجهیزات و ساز و برگ، هنگامی که دختر پیامبرتان فریاد یاری سر می‌دهد، سکوت کرده‌اید و پاسخی نمی‌شنوید؟

سپس با بیانی حماسی، گذشته پرافتخارِ انصار را به رخ آنان می‌کشند؛ کارنامه‌ای که امروز با سکوتشان در تناقض است:

شما همان پیشگامانی بودید که در دفاع از ما در برابر مشرکانِ عرب ایستادید؛ در برابر کانون‌های دشمنی از مشرکان و یهود تا نصاری سینه سپر کردید؛ با دلیران و شجاعانِ میدان‌ها تن‌به‌تن پیکار کردید و پنجه در پنجه کفار انداختید؛

«کَابَدْتُمُ اللَّأْوَاءَ»؛ شما در میدان‌های نبرد، رنج‌ها و سختی‌های طاقت‌فرسا را به جان خریدید.

پس چه بر سر آن روحیه و پیشینه آمد؟!

«أَنَّی نَکَصْتُمْ بَعْدَ الإِقْدَامِ؟!»

چگونه است که پس از آن‌همه روشنگری، راه حق را وانهادید و به انحراف گرویدید؟ و چرا پس از آن‌همه سوابق درخشان، دلاوری‌ها و پیشروی در میدان جهاد، این‌چنین مرعوبانه و منفعلانه به عقب بازگشتید و سکوت پیشه کردید؟!

مکتب فاطمی؛ قطب‌نمای مقاومت در برابر جریان انحراف

آیا راه قهقرا و ارتجاع را برگزیده‌اید؟! آیا مرعوب و هراسان گشته‌اید و به واپس‌گرایی روی آورده‌اید؟! آیا از پیشینه درخشان خویش پشیمان شده‌اید و پس از آن‌همه شجاعت، دلاوری و رادمردی، اکنون بزدلی پیشه کرده‌اید؟!

سپس حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها) با استناد به آیات قرآن کریم، انصار را به ایستادگی در برابر جریان انحراف فرامی‌خوانند؛ نخست با تمسک به آیه ۱۲ سوره توبه:

«فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ»

(با پیشوایان کفر پیکار کنید، چرا که آنان را عهد و پیمانی پایدار نیست).

سپس با بیانی تکان‌دهنده به آیه ۱۳ همان سوره استشهاد می‌کنند:

«أَلَا تُقَاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»

(آیا با گروهی که پیمان‌های خود را شکستند و به اخراج پیامبر همت گماشتند و نخستین‌بار جنگ را با شما آغاز کردند، کارزار نمی‌کنید؟! آیا از آنان می‌هراسید؟! در حالی که اگر مؤمنید، خداوند سزاوارتر است که از او پروا داشته باشید).

حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در این فراز درخشان از خطبه فدکیه، انصار را صریحاً به مقاومت و کنشگری شجاعانه در برابر خط انحراف و پیمان‌شکنی فرامی‌خوانند. در تحلیل این فرازها، ذکر چند نکته حائز اهمیت است:

۱. کنشگری راهبردی در کنار جهاد تبیین:

حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) پس از رحلت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، علاوه بر روشنگری و جهاد تبیین، در پی فعال‌سازی و سازماندهی ظرفیت‌های دفاعی مؤمنان برآمدند. ایشان به‌تنهایی کوشیدند سرداران و رزمندگانی را که پیشینه جان‌فشانی در رکاب نبی مکرم اسلام داشتند، گرد هم آورند و یک جبهه مقاومت منسجم در برابر انحراف بنیادین از مسیر خلافت رسول‌الله و خانه‌نشین کردن امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) ایجاد کنند.

۲. تجلی آیه مبارکه «جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ»:

این ایستادگی و فراخوان علنی، جلوه‌ای عینی از عمل به فرمان الهی بود که به پیامبر فرمود:

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ». حضرت زهرا (س) به عنوان پاره تن رسول‌الله، در حساس‌ترین مقطع تاریخی، تمام‌قد برای صیانت از خط اصیل نبوت و نهاد امامت به میدان آمدند.

۳. فدک؛ نماد اقتصادی و خاکریز حق‌خواهی:

هرچند محور ظاهری خطبه، مطالبه حق فدک است، اما فدک تنها یک باغ یا قطعه زمین نبود؛ فدک عطیه و هبه قطعی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در سال هفتم هجری به دختر گرامی‌شان بود که حدود سه سال در تصرف و تولیت کامل ایشان قرار داشت. غصب فدک اقدامی برای تضعیف توان اقتصادی بیت رسالت و تثبیت انحراف سیاسی بود؛ از این رو، استرداد فدک به نمادی از مبارزه علنی علیه مصادره حق و مشروعیت‌زدایی از انحراف تبدیل شد.

عزیزان، قضیه غصب فدک به‌هیچ‌وجه قابل انکار و تردید نیست؛ این رویداد یک حقیقت قطعی تاریخی است و حتی بزرگان اهل‌سنت نیز آن را پذیرفته‌اند. بحث بر سر این نیست که آیا فدک از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) گرفته شده یا نه — چرا که تصرف زورمندانه و مصادره آن توسط حکومت وقت، جای هیچ شک و شبهه‌ای ندارد — بلکه پرسش اصلی این است که آیا غاصبان توجیه عاقلانه یا قانع‌کننده‌ای برای این کار داشتند یا خیر.

۱. نقض میثاق غدیر و عهدشکنی منافقان:

نکته دوم اینکه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) انصار را به نبرد نظامی و جهاد مسلحانه در برابر جبهه منافقانِ پیمان‌شکن تشویق و تحریک می‌کنند. اما عهدشکنی منافقان چه بود؟ پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بارها از مردم عهد و پیمان گرفته بود که بارزترین جلوه آن در واقعه غدیر خم تجلی یافت («مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیَّوْ مَوْلَاهُ...»). پیامبر مکرر بر تمسک به ثقلین تأکید کرده بود:

«إِنِّی تارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی»؛ این‌ها سفارش‌هایی عادی و دم‌دستی نبودند، چنان‌که قرآن کریم نیز بر مزد رسالت و مودت ذوی‌القربی تأکید فرموده است:

«قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی». منافقان این میثاق‌های الهی را نقض کردند و حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در برابر این عهدشکنی، انصار را به مقابله و جهاد مسلحانه فراخواندند.

۲. فدک؛ پشتوانه اقتصادی امامت و نخستین محاصره اقتصادی تاریخ:

نکته سوم و بسیار مهمی که برای امروزِ ما نیز درس‌آموز است، این است که جریان سقیفه و حکومتِ کودتاییِ نوپا، بر پایه زور، تزویر و غصب بنا شد؛ و مصادره فدک — این زمین حاصلخیز و پر درآمد — یکی از ارکان کلیدی این سیاست بود. طبق روایاتی که علامه مجلسی (رضوان‌الله‌علیه) نقل کرده‌اند، درآمد سالانه فدک رقمی میان ۲۴ هزار تا ۷۰ هزار دینار بوده است. چرا حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) این‌قدر بر بازپس‌گیری فدک اصرار داشتند؟ زیرا درآمد فدک، پشتوانه اقتصادی محکمی برای حمایت از نهاد امامت به شمار می‌رفت.

در واقع، منافقانی که فدک را به زور از حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) گرفتند، بدعت زشتِ **«محاصره اقتصادی اهل‌بیت (علیهم‌السلام)»** را پایه‌گذاری کردند؛ نخستین محاصره ظالمانه اقتصادی علیه خاندان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در دوران حکومت منافقان شکل گرفت. قرآن کریم نیز ریشه و طرحِ این جریان را این‌گونه افشا می‌کند:

«هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَی مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّی یَنْفَضُّوا»

(آنان کسانی هستند که می‌گویند: به کسانی که نزد رسول خدایند انفاق نکنید تا پراکنده شوند).

برنامه‌ریزانِ غصب فدک نیز دقیقاً همین هدف را دنبال می‌کردند؛ یعنی تضعیف معیشت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و تهی‌دست کردن بیت رسالت تا از این طریق، نهاد امامت را در تنگنا قرار داده و منزوی سازند.

از این روست که نقل معروف «ابن ابی‌الحدید معتزلی» بسیار راهگشا و عمیق است. او نقل می‌کند که از یکی از اساتید خود در بغداد پرسیدم: آیا فاطمه (سلام‌الله‌علیها) در ادعای فدک راست می‌گفت؟ آن استاد که اهل شوخی و مزاح هم نبود، لبخندی تلخ زد و گفت: آری، او راست می‌گفت.

پرسیدم: پس چرا حکومت وقت فدک را به او پس نداد؟!

آن استاد در تحلیل این ماجرا پاسخ داد: اگر آن روز فدک را به فاطمه (سلام‌الله‌علیها) بازمی‌گرداندند، روز بعد آن حضرت با همان پشتوانه و حقانیت به میدان می‌آمد و می‌پرسید: «شما به چه حقی در جایگاه خلافت نشسته‌اید؟ کنار بروید که این جایگاه از آنِ علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) است!» و دستگاه خلافت هیچ پاسخ و عذری در برابر فاطمه (سلام‌الله‌علیها) نداشت؛ چرا که فاطمه مصداق بارز آیه تطهیر «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ» و تجسم عین عدالت بود و حقانیت او نیازی به شاهد و گواهی نداشت.

عزیزان من! امروز نیز اگر نیک بنگریم، حاکمیت تفکر و جریان «سقیفه» در برابر رویدادهای فجیع و دردناک سرزمین اسلامی فلسطین، ساکت، منفعل، سازشکار و حتی خیانتکار است. بر اساس تجربیات عینی جهان اسلام، کاملاً به اثبات رسیده است که تنها «مکتب فاطمی» و بازگشت به منش و سیره سیاسی حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) است که می‌تواند فلسطین مظلوم را از چنگال خون‌آلود و ددمنشانه صهیونیست‌های غاصب و کودک‌کش نجات دهد، نه تفکرِ مرده و سازش‌کارانه جریان سقیفه.

امروز دولتمردان برخی کشورهای منطقه را می‌بینیم؛ در برابر فجایع غزه و فلسطین نه تنها سکوت و انفعال پیشه کرده‌اند، بلکه کار به خیانت کشیده است... آدم نمی‌خواهد نام برخی از آن‌ها را بر زبان آورد! در مقابل، مکتب ولایت و انقلاب اسلامی ما که بر پایه تفکر ناب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) پی‌ریزی شده، عملاً به دنیای امروز نشان داده است که تنها مکتب فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) توان و جرئت ایستادگی در برابر ظالم را دارد، در مقابل ظلم سر فرود نمی‌آورد و در دفاع از مظلوم کوچک‌ترین کوتاهی نمی‌کند. این عزت و اقتدار، همگی به برکت مکتب حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) است.

و اما نکته پایانی؛ اعتراض حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) به کسانی بود که بنیان‌گذار تفرقه و انحراف در امت اسلامی شدند. این اعتراض و حق‌طلبی، عین وحدت و اتحاد حقیقی است و هیچ منافاتی با وحدت امت اسلامی ندارد؛ چرا که وحدت واقعی در بستر تمسک به حق و عدل معنا پیدا می‌کند. حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) به همه ما آموختند که چگونه باید در پای صیانت از ولایت و حق ایستاد.

سلام بر آن بانوی مظلومه و اسوه پایداری:

«السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ، أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha