به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد یاوری شب گذشته در سخنرانی دویستوسیونهمین شب اجتماع شبانه موکب پایگاه بسیج شهدای روحانی مرکز مدیریت حوزههای علمیه در ۴۵ متری صدوق(ره) قم با اشاره به تقابل بنیامیه با پیامبر اسلام(ص) اظهار کرد: یزید یکی از اعضای خاندان بنیامیه بود و اوج فساد و جنایت این خاندان در حکومت وی ظهور پیدا کرد؛ ازاینرو، تقابل امام حسین(ع) با یزید را باید در امتداد رویارویی با جریانی بررسی کرد که از ابتدا درصدد مقابله با اسلام و کنار زدن پیامبر(ص) بود.
وی افزود: بنیامیه در دوران پیامبر(ص) تلاش میکردند با ایشان رقابت کنند و برای خود کسب اعتبار و شرافت داشته باشند، اما در آن مقطع موفق نشدند. پس از آن، با استفاده از نفوذ و دسیسههایی که داشتند، زمینه حضور در عرصه قدرت را فراهم کردند.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به برخی جریانهای سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: در کشور نیز جریانهایی وجود داشتند که به دنبال به دست گرفتن قدرت بودند؛ از جمله جریانهای منافق، کمونیست و تودهای که برای نفوذ در ساختارهای مختلف تلاش میکردند.
وی با اشاره به نقش شهید آیتالله مرتضی مطهری در مقابله فکری با جریانهای انحرافی، به نقش دکتر علی شریعتی نیز پرداخت و یادآور شد: با وجود انتقادهایی که به برخی دیدگاههای شریعتی درباره حجاب و شماری از باورهای شیعی وارد میشد، او در مقابله با کمونیسم و گرایشهای مارکسیستی در دانشگاهها تأثیرگذار بود؛ چنانکه رهبر شهید انقلاب نیز بر نقش او در جلوگیری از گسترش کمونیسم در دانشگاهها تأکید کرده بودند.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به فعالیت جریانهای نفوذی در دورههای مختلف افزود: برخی جریانها در داخل کشور باقی ماندند و در مقاطع گوناگون برای دستیابی به قدرت تلاش کردند. حوادث و فتنهها نیز میتواند به شناخت ماهیت این جریانها و روشن شدن مواضع آنها کمک کند.
جریان نفوذ؛ ابزاری برای تضعیف حکومت امیرالمؤمنین(ع)
وی با بازگشت به تاریخ صدر اسلام، اظهار کرد: بنیامیه پس از دستیابی به قدرت، در دوران حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) تمام تلاش خود را برای تضعیف و ساقط کردن حکومت آن حضرت به کار گرفتند. یکی از ابزارهای آنان، استفاده از افراد بانفوذی بود که در ساختار حکومت حضور داشتند و در بزنگاههای سیاسی میتوانستند زمینه تضعیف جبهه حق را فراهم کنند.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به شخصیتهایی همچون اشعث بن قیس و شبث بن ربعی، به تغییر مواضع شبث در مقاطع مختلف تاریخی پرداخت و گفت: شبث بن ربعی در دورهای از زندگی خود با امیرالمؤمنین(ع) بیعت کرد و در برابر معاویه قرار گرفت، اما بعدها در شمار خوارج درآمد. او در دوره امام حسن مجتبی(ع) نیز با آن حضرت بیعت کرد و در ادامه، از جمله کسانی بود که به امام حسین(ع) نامه نوشت و ایشان را به کوفه دعوت کرد، اما سرانجام در مقابل آن حضرت ایستاد.
وی ادامه داد: شبث پس از واقعه کربلا نیز در جریان تحولات سیاسی آن دوران، میان جبهههای مختلف جابهجا شد و در مقاطعی در سپاه مختار و سپس در جریان مرتبط با آلزبیر حضور یافت. چنین تغییر مواضعی نشان میدهد که در بررسی تاریخ، باید به عملکرد افراد در بزنگاههای مختلف توجه کرد، نه اینکه صرفاً به ادعاها و مواضع مقطعی آنان بسنده شود.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به استفاده معاویه از نخبگان و چهرههای بانفوذ برای مقابله با حکومت امیرالمؤمنین(ع) خاطرنشان کرد: دشمن از ظرفیت کسانی که از مسیر اصلی خود جدا میشوند، بهره میگیرد و سخنان و مواضع آنان را در راستای اهداف خود به کار میبرد. در تحولات معاصر نیز باید توجه داشت که اظهارات و رفتارهای سیاسی افراد چگونه در چارچوب محاسبات و اهداف جریانهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
شایعهسازی معاویه و ماجرای برکناری قیس بن سعد از مصر
استاد حوزه علمیه قم، شایعهسازی را یکی از ابزارهای مهم معاویه برای تضعیف حکومت امیرالمؤمنین(ع) دانست و با تشریح ماجرای قیس بن سعد گفت: مصر به دلیل موقعیت راهبردی، ارتباط با آفریقا، دسترسی به دریا و ظرفیتهای تجاری، برای حکومت امیرالمؤمنین(ع) اهمیت اقتصادی و سیاسی فراوانی داشت. از سوی دیگر، این منطقه در مجاورت قلمرو شام قرار داشت که تحت سلطه معاویه بود و از همین رو، رقابت بر سر مصر اهمیت ویژهای پیدا کرده بود.
وی افزود: امیرالمؤمنین(ع)، قیس بن سعد را که از شخصیتهای برجسته و مورد اعتماد بود، به حکومت مصر منصوب کرد. قیس در مواجهه با برخی شورشهای داخلی، سیاست مدارا و کنترل تدریجی را در پیش گرفت؛ زیرا در برخی شرایط، برخورد شتابزده و قهری نهتنها به حل مسئله کمک نمیکند، بلکه ممکن است دامنه بحران را گسترش دهد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری ادامه داد: معاویه از این وضعیت بهره گرفت و با قیس بن سعد مکاتباتی انجام داد. سپس با استفاده از زمینههای ایجادشده، نامهای جعلی منتشر کرد و شماری از افراد بانفوذ را علیه قیس و در نهایت علیه تصمیم امیرالمؤمنین(ع) تحریک کرد. فشارها به اندازهای افزایش یافت که حتی برخی از نزدیکان آن حضرت، از جمله عبدالله بن جعفر، خواستار تغییر حاکم مصر شدند.
وی با اشاره به جایگاه قیس بن سعد در میان یاران اهلبیت(ع) اظهار کرد: قیس از افرادی بود که در دوران امام حسن مجتبی(ع) نیز بر موضع خود ایستاد و برخلاف برخی دیگر از چهرهها، به معاویه نپیوست. در مقابل، عبیدالله بن عباس که در دوره حکومت امیرالمؤمنین(ع) مسئولیت یمن را بر عهده داشت، در دوران امام حسن(ع) به معاویه ملحق شد.
این استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: نتیجه فشارهای سیاسی و شایعهسازیها درباره قیس بن سعد، تغییر حاکم مصر و فراهم شدن زمینه از دست رفتن این منطقه بود؛ رخدادی که نشان میدهد شایعه چگونه میتواند با تأثیرگذاری بر خواص و ایجاد تردید در تصمیمگیریها، پیامدهای راهبردی به دنبال داشته باشد.
وی با تأکید بر ضرورت هوشیاری در برابر اخبار و شایعات گفت: در شرایطی که شایعهسازی به یکی از ابزارهای جنگ روانی تبدیل شده است، نباید هر خبری را بدون بررسی پذیرفت یا بر اساس اطلاعات تأییدنشده تصمیم گرفت. تجربه تاریخی نشان میدهد که انتشار هدفمند اخبار نادرست میتواند اعتماد عمومی را تضعیف و مسیر تصمیمگیریهای مهم را منحرف کند.
دو عامل اثرگذار در حفظ مسیر حق؛ لقمه حلال و پایبندی به ولایت
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به تأثیر عوامل اعتقادی و اخلاقی بر رفتار سیاسی و اجتماعی افراد، دو مسئله لقمه حلال و پایبندی به ولایت را از عوامل مهم در حفظ مسیر حق دانست و گفت: رفتار برخی شخصیتهای صدر اسلام نشان میدهد که فاصله گرفتن از معیارهای دینی و بیتوجهی به ولایت میتواند انسان را از مسیر صحیح منحرف کند.
وی با اشاره به برخی گزارشهای تاریخی درباره رفتار عبیدالله بن عباس و دیگر شخصیتهای آن دوران افزود: در بررسی تاریخ باید به این نکته توجه کرد که جایگاه اجتماعی، خویشاوندی با شخصیتهای بزرگ یا برخورداری از سابقه مذهبی، بهتنهایی تضمینکننده وفاداری افراد نیست؛ بلکه عملکرد آنان در بزنگاههای حساس، معیار شناخت مواضع واقعیشان است.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به ماجرای قیس بن سعد و عبیدالله بن عباس تأکید کرد: قیس در شرایطی که امام حسن مجتبی(ع) با فشارهای فراوان مواجه بود، بر موضع خود باقی ماند؛ اما عبیدالله بن عباس به معاویه پیوست. این تفاوت رفتارها نشان میدهد که در تحلیل تحولات تاریخی، باید میان افراد وفادار و کسانی که در بزنگاهها مسیر خود را تغییر میدهند، تمایز قائل شد.
خوارج، مسئله فرعی یا تهدید اصلی حکومت اسلامی؟
وی با اشاره به اختلافنظرها در دوران حکومت امیرالمؤمنین(ع) درباره نحوه مواجهه با خوارج گفت: آن حضرت بارها بر ضرورت شناخت اولویتهای اصلی جامعه تأکید داشتند. در شرایطی که معاویه بهعنوان رقیب اصلی حکومت اسلامی در برابر آن حضرت قرار گرفته بود، برخی افراد به جای تمرکز بر این تهدید، مقابله با خوارج را در اولویت قرار میدادند.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری افزود: امیرالمؤمنین(ع) میان کسانی که با وجود انحراف فکری امکان بازگشت داشتند و تهدید اصلی حکومت تفاوت قائل میشدند؛ اما برخی افراد به توصیههای آن حضرت توجه نمیکردند و بر دیدگاه خود اصرار داشتند.
وی با تعمیم این بحث به تصمیمگیریهای سیاسی امروز اظهار کرد: در هر مقطع باید مسئله اصلی و اولویت راهبردی را شناخت و تصمیمها را بر اساس آن تنظیم کرد. اگر دشمن در پی تحمیل اراده خود باشد، نباید با غفلت از تهدید اصلی، ظرفیتها را صرف مسائل فرعی کرد.
استاد حوزه علمیه قم همچنین با اشاره به مذاکرات هستهای و ضرورت توجه به خطوط تعیینشده در تصمیمگیریهای کلان گفت: در مسائل مهم کشور، باید روشن باشد که چه موضوعی در اولویت قرار دارد، چه مطالباتی باید دنبال شود و چگونه میتوان از ظرفیتهای موجود برای حفظ منافع ملی استفاده کرد. بیتوجهی به اولویتها میتواند زمینه بهرهبرداری طرف مقابل را فراهم کند.
صلح امام حسن(ع)؛ تصمیمی در شرایط فشار و با هدف حفظ عزت جامعه اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به شرایط دشوار دوران امام حسن مجتبی(ع) اظهار کرد: برای تحلیل صلح آن حضرت با معاویه، باید وضعیت سیاسی، اجتماعی و نظامی آن دوران را در نظر گرفت. معاویه با خریدن برخی سران و اشراف کوفه، ایجاد ترس و استفاده از امکانات مالی، زمینه تضعیف جبهه امام حسن(ع) را فراهم کرده بود.
وی افزود: در آن دوران، حتی گزارشهایی از نامهنگاری برخی افراد با معاویه و اعلام آمادگی آنان برای تحویل دادن امام حسن(ع) وجود داشت. فشارهای داخلی و تزلزل بخشی از نیروها، شرایط را بهگونهای رقم زد که ادامه جنگ با دشواریهای جدی مواجه شد.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به حمله برخی افراد به امام حسن مجتبی(ع) و مجروح شدن آن حضرت گفت: فضای اجتماعی و سیاسی کوفه، شرایطی نبود که بتوان آن را با وضعیت دیگری در تاریخ بهسادگی مقایسه کرد. ازاینرو، بررسی صلح امام حسن(ع) بدون توجه به شرایط آن زمان، تصویری ناقص از تصمیم آن حضرت ارائه میدهد.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به مفاد و اهداف صلح افزود: صلحی که پیامبر اسلام(ص) یا دیگر شخصیتهای معصوم در شرایط خاص پذیرفتند، باید با توجه به زمینهها و نتایج آن بررسی شود. معیار، صرف انجام مذاکره یا توافق نیست؛ بلکه باید دید آن تصمیم چه نسبتی با حفظ عزت، منافع جامعه اسلامی و اهداف دینی داشته است.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری تصریح کرد: سیره اهلبیت(ع) نشان میدهد که مذاکره و صلح، بهخودیخود نه نشانه ضعف است و نه تضمینکننده موفقیت؛ بلکه شرایط، محتوای توافق و میزان حفظ عزت و حقوق جامعه در ارزیابی آن اهمیت دارد.
وی با اشاره به تفاوت شرایط تاریخی امام حسن مجتبی(ع) با وضعیت امروز اظهار کرد: نباید شرایط یک دوره تاریخی را بدون توجه به تفاوتهای سیاسی و نظامی آن، بر دورهای دیگر منطبق کرد. در ارزیابی وضعیت امروز نیز باید ظرفیتهای موجود، مشکلات و کاستیها و شرایط واقعی میدان را در کنار یکدیگر دید.
از ظرفیتهای موشکی تا ضرورت حفظ قدرت چانهزنی
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به بازدید خود از برخی مراکز و سایتهای موشکی اظهار کرد: در بازدیدهایی که از بخشهایی از ظرفیتهای موشکی کشور داشتم، انبارها و تجهیزات قابل توجهی مشاهده کردم. البته مشکلاتی نیز وجود دارد؛ از جمله کمبود برخی تجهیزات و امکانات پشتیبانی، دشواریهای مربوط به سنگرها و موتور برق و آسیبدیدگی بخشهایی از سامانههای پدافندی.
وی افزود: وجود مشکلات را نباید نادیده گرفت، اما ارزیابی توان کشور باید بر اساس مجموعه ظرفیتها و شرایط واقعی صورت بگیرد. در چنین وضعیتی، موضوع اصلی این است که چگونه میتوان از امکانات و توان موجود برای حفظ اقتدار و تأمین منافع کشور استفاده کرد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با تأکید بر اینکه مذاکره باید با درک درست از شرایط و برخورداری از قدرت چانهزنی انجام شود، خاطرنشان کرد: در هر مذاکرهای باید روشن باشد که چه چیزی مطالبه میشود و طرف مقابل چه هدفی را دنبال میکند. سیره مذاکراتی اهلبیت(ع) نیز نشان میدهد که تصمیمگیری در این عرصه، نیازمند شناخت دقیق شرایط و توجه به پیامدهای هر توافق است.
وی ادامه داد: اگر صلح یا مذاکرهای در دستور کار قرار میگیرد، باید بهگونهای باشد که عزت جامعه اسلامی حفظ شود. همانطور که پیامبر اسلام(ص) در شرایط خاص پیمان صلح پذیرفتند، نمیتوان بدون بررسی جزئیات و زمینههای تاریخی، هر توافقی را به آن سیره نسبت داد.
جنگ روانی و تغییر سبک زندگی
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به تلاشهای معاویه برای تغییر فضای فرهنگی و اجتماعی جامعه اسلامی اظهار کرد: پس از شهادت امام حسن مجتبی(ع)، جریانهایی برای تغییر نگرش مردم و فاصله انداختن آنان از اهلبیت(ع) فعالیت کردند. این اقدامات تنها به عرصه سیاست محدود نبود، بلکه فرهنگ عمومی و سبک زندگی مردم را نیز هدف قرار میداد.
وی افزود: در آن دوران، تلاشهایی برای تغییر گرایشهای فرهنگی جامعه و دور کردن مردم از ارزشهای دینی صورت گرفت. در روزگار معاصر نیز باید نسبت به اقداماتی که با هدف تضعیف ارزشها، عادیسازی بیتفاوتی اخلاقی و کاهش حساسیت جامعه نسبت به مسائل دینی انجام میشود، هوشیار بود.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به فعالیت برخی حلقههای فکری و رسانهای در دهههای گذشته گفت: در دورههایی، برخی جریانها با انتشار مطالب و تولید ادبیات خاص، درصدد تغییر نگاه جامعه به جایگاه سیاسی و اجتماعی اهلبیت(ع) بودند. امروز نیز گسترش نفوذ چهرههای مشهور و جریانهای رسانهای، مدیریت و کنترل این فضا را پیچیدهتر کرده است.
وی با انتقاد از کمرنگ شدن حساسیت نسبت به برخی ارزشهای دینی اظهار کرد: نباید برای حفظ موقعیت یا عبور از شرایط دشوار، از ضرورتهایی همچون امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از ارزشهای اساسی دین چشمپوشی کرد. سیره امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن مجتبی(ع) نشان میدهد که آنان در شرایط دشوار نیز از بیان مواضع خود و تذکر درباره انحرافها دست نمیکشیدند.
فعالیت علمی امام حسن(ع)؛ زمینهساز احیای معارف اهلبیت(ع)
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به تلاشهای علمی و فرهنگی امام حسن مجتبی(ع) گفت: آن حضرت در شرایطی که برخی جریانها به دنبال تغییر فضای فرهنگی جامعه بودند، فعالیتهای خود را در زمینه تبیین معارف دینی و بازخوانی سیره پیامبر اسلام(ص) گسترش دادند.
وی افزود: امام حسن(ع) تنها به مواجهه سیاسی با جریانهای مخالف بسنده نکردند، بلکه با فعالیت علمی و تربیت فکری جامعه، زمینه آگاهی مردم را فراهم ساختند. این تلاشها در تحولات بعدی و شکلگیری زمینههای همراهی بخشی از مردم با امام حسین(ع) نیز اهمیت داشت.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به شرایط کنونی جامعه اظهار کرد: امروز نیز یکی از مسئولیتهای مهم، حفظ ارتباط با خانواده و اطرافیان و جلوگیری از گسترش بیاحترامی به ارزشهای دینی و ملی است. گاهی نمیتوان انتظار داشت که همه افراد در کوتاهمدت به یک تحلیل واحد برسند، اما میتوان از عادی شدن توهین به ارزشها و گسترش نفرت در محیط خانواده و جامعه جلوگیری کرد.
امام حسین(ع) چگونه جنایات معاویه را افشا کرد؟
وی در ادامه به اقدامات امام حسین(ع) در دوران معاویه اشاره کرد و گفت: امام حسین(ع) پس از شهادت امام حسن مجتبی(ع)، با معرفی عملکرد معاویه و بیان جنایات حکومت بنیامیه، تلاش کردند جامعه را نسبت به ماهیت این جریان آگاه کنند.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری افزود: امام حسین(ع) نامههایی برای معاویه نوشتند و در آنها به جنایتهایی اشاره کردند که علیه شیعیان و مخالفان حکومت اموی انجام شده بود. در برخی گزارشهای تاریخی، از جمله نقلهایی که در منابعی مانند تاریخ طبری آمده، به اعتراض آن حضرت نسبت به کشتار و مثله کردن شیعیان اشاره شده است.
وی ادامه داد: امام حسین(ع) در مواردی، جنایتهای رخداده در مناطق مختلف را بهصورت مشخص یادآوری کردند تا روشن شود که مسئله تنها اختلاف سیاسی نیست، بلکه با رفتارهایی مواجه هستیم که جان و امنیت افراد و حقوق جامعه را هدف قرار داده است.
این استاد حوزه علمیه قم با اشاره به سخنرانی امام حسین(ع) در اجتماع منا گفت: آن حضرت در جمع شماری از شخصیتها و مردم، درباره وضعیت جامعه و عملکرد معاویه سخن گفتند و آنان را به انجام مسئولیت خود در برابر انحرافها فراخواندند. این اقدامات در راستای آگاهسازی جامعه و جلوگیری از فراموش شدن جنایتهای حکومت بنیامیه صورت میگرفت.
وی با اشاره به تحولات معاصر نیز اظهار کرد: در شرایطی که کشور با فقدان شخصیتهای برجسته و شهادت مسئولان و چهرههای مهم مواجه شده است، پیگیری حقوقی و قانونی موضوع خونخواهی و مجازات عاملان جنایت، از جمله مسائلی است که باید در چارچوب قانون و سازوکارهای مسئولانه مورد توجه قرار گیرد.
تحریف تاریخ عاشورا؛ از روایت مذاکره تا نادیده گرفتن اهداف قیام
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به برخی برداشتها درباره حرکت امام حسین(ع) به سوی کربلا اظهار کرد: برای شناخت اهداف قیام عاشورا، باید مجموعه سخنان، خطبهها و مواضع آن حضرت را در طول مسیر بررسی کرد. مطالعه گزینشی تاریخ و جدا کردن یک بخش از مجموعه حوادث، میتواند به برداشتهای نادرست از انگیزههای قیام منجر شود.
وی کتاب «سخنان امام حسین(ع)» اثر آیتالله محمدصالح نجمی را از منابعی دانست که مجموعهای از سخنان و خطبههای آن حضرت را گردآوری کرده است و مطالعه آن را برای آشنایی دقیقتر با مواضع امام حسین(ع) پیشنهاد کرد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به استناد برخی افراد به مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد برای توجیه مذاکرات سیاسی معاصر اظهار کرد: برای مقایسه این دو موضوع باید به ترتیب حوادث و محتوای گزارشهای تاریخی توجه کرد. در نقلهایی از تاریخ طبری و کتاب الارشاد شیخ مفید، جزئیاتی درباره دیدار امام حسین(ع) و عمر سعد مطرح شده است که در تحلیل این واقعه باید مورد توجه قرار گیرد.
وی تأکید کرد: نمیتوان صرف وقوع یک گفتوگو را به معنای پذیرش خواستههای طرف مقابل یا آمادگی برای بیعت دانست. مذاکره، گفتوگو و بررسی راههای جلوگیری از درگیری، با پذیرش مشروعیت حکومت یا تسلیم شدن در برابر خواستههای آن یکسان نیست.
این استاد حوزه علمیه قم افزود: در بازخوانی تاریخ عاشورا باید روشن شود که پیشنهادها از سوی چه کسی مطرح شده، امام حسین(ع) چه پاسخی دادهاند و مواضع نهایی آن حضرت چه بوده است. نادیده گرفتن بخشی از گزارشهای تاریخی و برجسته کردن بخش دیگر، میتواند تصویر وارونهای از واقعه ارائه کند.
بدعت و تحریف دین؛ از عوامل اصلی قیام امام حسین(ع)
وی با اشاره به محتوای خطبهها و سخنان امام حسین(ع) در مسیر کربلا گفت: یکی از محورهای مهم سخنان آن حضرت، مقابله با بدعت، تحریف دین و تغییر سنت پیامبر اسلام(ص) بود. امام حسین(ع) در شرایطی قیام کردند که حکومت وقت، از نگاه ایشان، زمینه انحراف در دین و تضعیف ارزشهای اسلامی را فراهم کرده بود.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به عبارت مشهور «عَلَی الْإِسْلَامِ السَّلَامُ إِذْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلَ یَزِید» اظهار کرد: این سخن، بیانگر اهمیت مسئله حاکمیت و تأثیر آن بر سرنوشت دین و جامعه اسلامی است؛ زیرا هنگامی که زمام امور در اختیار فردی قرار گیرد که شایستگی لازم را ندارد، ارزشهای دینی و سنت پیامبر(ص) در معرض آسیب قرار میگیرد.
وی ادامه داد: در گزارشهای تاریخی، از برخی مواضع معاویه درباره نام پیامبر(ص) و تلاش او برای مقابله با جایگاه آن حضرت نیز سخن گفته شده است؛ مسائلی که در کنار دیگر اقدامات بنیامیه، زمینه نگرانی درباره آینده اسلام را افزایش میداد.
افول روحیه انقلابی؛ زمینهای برای گسترش انحراف
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به کاهش روحیه انقلابی در جامعه اسلامی پس از شهادت امام حسن مجتبی(ع) اظهار کرد: یکی از مسائل مهم در تحلیل واقعه عاشورا، تغییر وضعیت جامعه و کاهش آمادگی برای ایستادگی در برابر انحرافهاست. در دورههای پیشین، افرادی مانند حجر بن عدی در برابر برخی اقدامات حکومت ایستادگی میکردند، اما بهتدریج فضای جامعه تغییر کرد و بسیاری از افراد از همراهی با جریان حق فاصله گرفتند.
وی با اشاره به برخی شخصیتهای بنیهاشم که در واقعه کربلا حضور نداشتند، گفت: افرادی همچون عبدالله بن عباس، محمد بن حنفیه و عبدالله بن جعفر در شرایطی قرار داشتند که انتظار میرفت مواضع آنان در قبال حرکت امام حسین(ع) مورد توجه قرار گیرد. برخی از این افراد همراهی مستقیم با قیام نداشتند و در مواردی، اقداماتی برای فراهم کردن زمینه امنیت امام حسین(ع) انجام دادند.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به روایتی درباره شرط حضرت زینب(س) در زمان ازدواج برای همراهی همیشگی با امام حسین(ع) تصریح کرد: این روایت، پشتوانه تاریخی روشنی ندارد و نباید بدون سند معتبر بازگو شود. آنچه در بررسی سیره حضرت زینب(س) اهمیت دارد، تصمیم آگاهانه ایشان برای همراهی با امام حسین(ع) در مسیر کربلا و پذیرش مسئولیتهای سنگین پس از واقعه عاشوراست.
وی افزود: حضرت زینب(س) با شناختی که از شرایط و اهداف قیام داشتند، برادر خود را همراهی کردند و این اقدام، جلوهای از مسئولیتپذیری و روحیه انقلابی ایشان بود. بازگویی روایتهای فاقد پشتوانه تاریخی میتواند ابعاد واقعی شخصیت و نقش ایشان را تحتالشعاع قرار دهد.
جامعه بیتفاوت؛ بستری برای گسترش انحراف
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به برخی گزارشهای تاریخی درباره وضعیت اجتماعی دوران امام حسین(ع) اظهار کرد: در آن زمان، بخشی از جامعه اسلامی دچار غفلت و بیتفاوتی شده بود و در برخی شهرها، اهانت به اهلبیت(ع) و ارزشهای دینی رواج داشت. مجموعه این عوامل، زمینه تضعیف جامعه اسلامی را فراهم میکرد.
وی با بیان اینکه احیای اسلام و بازگرداندن جامعه به مسیر صحیح از اهداف قیام امام حسین(ع) بود، افزود: امام حسین(ع) در چنین شرایطی حرکت کردند تا در برابر انحرافها بایستند و اجازه ندهند تغییر سنت پیامبر(ص) و تضعیف ارزشهای دینی به روندی عادی تبدیل شود.
این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: شناخت جامعهای که امام حسین(ع) در آن قیام کردند، برای فهم ضرورت و ماهیت عاشورا اهمیت دارد. قیام آن حضرت را نمیتوان تنها در چارچوب یک اختلاف سیاسی یا نظامی محدود کرد؛ بلکه باید زمینههای فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی آن را نیز در نظر گرفت.
احیای غدیر؛ یکی از دستاوردهای تاریخی قیام عاشورا
وی با اشاره به جایگاه واقعه غدیر در تاریخ اسلام گفت: در دوره امیرالمؤمنین(ع)، هنگامی که آن حضرت در کوفه از حاضران در غدیر خواستند درباره واقعه شهادت دهند، برخی از افراد از انجام این مسئولیت خودداری کردند. این مسئله نشان میدهد که با گذشت زمان، بخشی از جامعه نسبت به برخی حقایق تاریخی و مسئولیتهای خود بیتفاوت شده بود.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به گزارشهایی درباره براء بن عازب و زید بن ارقم افزود: در برخی نقلهای تاریخی آمده است که این افراد در واقعه غدیر حضور داشتند، اما در مقطعی از بیان شهادت خودداری کردند. مواجهه آنان با سر بریده امام حسین(ع) و یادآوری جایگاه آن حضرت نزد پیامبر اسلام(ص)، زمینه توجه دوباره به حقیقت غدیر را فراهم کرد.
وی تصریح کرد: یکی از آثار قیام امام حسین(ع)، زنده شدن دوباره پرسشها درباره جایگاه اهلبیت(ع) و حقانیت آنان بود. واقعه عاشورا بار دیگر جامعه را متوجه نسبت میان حکومت، ولایت و سیره پیامبر اسلام(ص) کرد و زمینه بازخوانی برخی حقایق فراموششده را فراهم ساخت.
پیامدهای عاشورا؛ از بیداری اجتماعی تا شکلگیری قیامهای بعدی
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به پیامدهای واقعه کربلا اظهار کرد: پس از شهادت امام حسین(ع)، تحولات و حرکتهایی در اعتراض به حکومت اموی شکل گرفت. از جمله این رخدادها میتوان به قیام عبدالله بن عفیف ازدی در کوفه و اعتراض مردم سیستان به برخی اقدامات کارگزاران حکومت اشاره کرد.
وی همچنین با اشاره به حرکت سلیمان بن صرد خزاعی گفت: سلیمان بن صرد از جمله کسانی بود که پیشتر به امام حسین(ع) نامه نوشته بود، اما در واقعه کربلا به یاری آن حضرت نشتافت. پس از این واقعه، او دچار پشیمانی شد و در ادامه، حرکت توابین را شکل داد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با تأکید بر ضرورت تعیین درست اولویتها در اقدامات سیاسی و اجتماعی افزود: در بررسی حرکت توابین و قیام مختار باید به این نکته توجه کرد که شناسایی هدف اصلی و تمرکز بر آن، اهمیت فراوانی دارد. اگر هدف، مجازات عاملان یک جنایت است، نباید با غفلت از عاملان اصلی، مسیر اقدام را به سمت دیگری منحرف کرد.
وی ادامه داد: در هر حرکت سیاسی و اجتماعی، باید میان هدف اصلی و مسائل فرعی تمایز قائل شد؛ زیرا خطای راهبردی میتواند تلاشها و ظرفیتهای موجود را از رسیدن به نتیجه مطلوب بازدارد.
انقلاب اسلامی و الگوی کربلا
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به پیوند انقلاب اسلامی با قیام امام حسین(ع) اظهار کرد: امام خمینی(ره) در آثار و سخنان خود، انقلاب اسلامی را متأثر از قیام سیدالشهدا(ع) معرفی کردهاند و الگوی کربلا در شکلگیری این حرکت نقش اساسی داشته است.
وی افزود: قیام امام حسین(ع) نشان داد که در برابر انحراف و تهدیدهای اساسی، نمیتوان از اصول و ارزشها چشمپوشی کرد. این قیام در طول تاریخ الهامبخش حرکتهایی شد که با هدف مقابله با ظلم و احیای ارزشهای دینی شکل گرفتند.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به شعار «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَ یَزِید» و تأکید بر ضرورت حفظ اقتدار در برابر دشمن گفت: مذاکره، صلح و جنگ، هرکدام در شرایط خاص خود معنا پیدا میکنند؛ اما در همه این وضعیتها، باید عزت و منافع جامعه حفظ شود. مذاکره بدون توجه به اقتدار و جایگاه طرف مذاکره، نمیتواند بهتنهایی تضمینکننده تأمین منافع باشد.
وی خاطرنشان کرد: سیره اهلبیت(ع) نشان میدهد که در مواجهه با دشمن باید شرایط را بهدرستی شناخت، از ظرفیتهای موجود استفاده کرد و در عین حال، از اصول اساسی و حقوق جامعه اسلامی چشمپوشی نکرد.
حجتالاسلام والمسلمین یاوری با اشاره به تداوم جنایتهای بنیامیه پس از واقعه کربلا گفت: هرچند حکومت اموی در دورههای بعد نیز به اقدامات خود ادامه داد، اما واقعه عاشورا و پیامدهای آن، زمینه گسترش آگاهی و بیزاری بخشهایی از جامعه از بنیامیه را فراهم کرد و نشان داد که ایستادگی بر سر اصول، میتواند در تحولات تاریخی و بیداری جوامع اثرگذار باشد.
انتهای پیام










نظر شما