حجتالاسلام والمسلمین سعید فخرزاده در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در تهران با اشاره به آغاز روابط رسمی ایران و آمریکا در سال ۱۲۵۲ شمسی اظهار کرد: مرور حدود ۱۵۰ سال رابطه دو کشور نشان میدهد که آمریکا هیچگاه به دنبال ایجاد رابطهای برابر و مبتنی بر منافع مشترک با ایران نبوده و همواره تلاش کرده است منافع خود را بر منافع ملت ایران ترجیح دهد.
وی با اشاره به مخالفت امام خمینی(ره) با قانون کاپیتولاسیون در چهارم آبان سال ۱۳۴۳ افزود: این قانون به مستشاران آمریکایی در ایران مصونیت قضایی میداد و عملاً امکان پیگیری قضایی تخلفات آنان را از مردم و دستگاه قضایی کشور سلب میکرد. امام خمینی(ره) با سخنرانی اعتراضی خود، این قانون را مغایر استقلال و عزت ملت ایران دانستند؛ اعتراضی که در نهایت به تبعید ایشان انجامید.
حجتالاسلام والمسلمین فخرزاده با بیان اینکه تجربه نهضت ملی شدن صنعت نفت نیز ماهیت سیاست آمریکا را آشکار کرد، گفت: در جریان این نهضت، برخی رهبران ملی به آمریکا بهعنوان قدرتی تازهظهور امید بسته بودند، اما پس از ملی شدن صنعت نفت، این کشور در کنار انگلیس در مسیر مقابله با دولت مصدق قرار گرفت و در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقش ایفا کرد. این تجربه نشان داد که حمایت اولیه آمریکا از یک حرکت ملی، تا زمانی ادامه دارد که با منافع این کشور تعارض پیدا نکند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به وابستگی حکومت پهلوی به آمریکا تصریح کرد: حضور گسترده مردم از اقشار مختلف، از دانشگاهیان و روحانیون تا کارگران، معلمان و کارمندان، در جریان انقلاب اسلامی نشان میدهد که سیاستهای حکومت پهلوی و ارتباط آن با آمریکا نهتنها در خدمت منافع مردم نبود، بلکه به یکی از عوامل اعتراض عمومی تبدیل شده بود.
وی برای توضیح پیامدهای اتکا به آمریکا، به وضعیت مصر نیز اشاره کرد و گفت: تجربه این کشور نشان میدهد که پذیرش خواستههای آمریکا و برقراری رابطه نزدیک با این قدرت، لزوماً به توسعه و رفاه منجر نمیشود و نمیتوان نمونهای روشن از رابطهای برابر و مبتنی بر منافع مشترک در چنین الگوهایی معرفی کرد.
حجتالاسلام والمسلمین فخرزاده با بیان اینکه فشارها و اقدامات آمریکا علیه انقلاب اسلامی از همان ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب آغاز شد، اظهار کرد: شورشها و ناآرامیها در مناطق مختلف کشور، تلاش برای اجرای کودتای نقاب یا نوژه و ترورهای ابتدای انقلاب از جمله حوادثی بود که در آن دوره رخ داد. مجموعه این رویدادها نشان میداد که آمریکا در پی حفظ نفوذ و منافع پیشین خود در ایران است.
وی همچنین به اسناد بهدستآمده از سفارت آمریکا پس از تسخیر آن اشاره کرد و افزود: این اسناد از ارتباط و مذاکره آمریکاییها با مخالفان انقلاب حکایت داشت. البته بخش مهمی از اسناد پیش از تسخیر سفارت از کشور خارج یا نابود شده بود و اساساً اطلاعات مربوط به عملیاتهای جاسوسی و امنیتی معمولاً در سفارتخانهها نگهداری نمیشد.
مدیر دفتر ثبت و تدوین دستاوردهای انقلاب اسلامی با اشاره به تحلیلهای منتشرشده پیش از تسخیر سفارت آمریکا درباره احتمال تحمیل جنگ به ایران گفت: برخی تحلیلگران در ماههای نخست پس از انقلاب نسبت به زمینهسازی برای وقوع جنگ و استفاده آمریکا از آن برای افزایش حضور نظامی در منطقه هشدار داده بودند؛ موضوعی که بعدها با آغاز جنگ تحمیلی و حضور گستردهتر آمریکا در منطقه اهمیت بیشتری پیدا کرد.
حجتالاسلام والمسلمین فخرزاده در ادامه با تشریح ابعاد نفوذ آمریکا در دوران پهلوی دوم اظهار کرد: حوزه نفت، نظامی، بانکی، صنعتی و فرهنگی از جمله بخشهایی بود که آمریکا در آنها نفوذ گستردهای داشت. بخش قابل توجهی از صنعت نفت ایران در اختیار شرکتهای آمریکایی بود و در حوزه نظامی نیز تجهیزات، آموزش و اطلاعات کشور به مستشاران این کشور وابستگی داشت؛ بهگونهای که حتی نیروهای ایرانی برای انجام برخی تعمیرات و تغییرات در تجهیزات آمریکایی با محدودیت مواجه بودند.
وی افزود: در حوزه صنعتی نیز بسیاری از کارخانهها به شکل مونتاژ فعالیت میکردند و قطعات و تجهیزات مورد نیاز از خارج وارد میشد. در عرصه فرهنگی هم ترویج الگوهای مصرفی و سبک زندگی غربی بهگونهای دنبال میشد که هویت و فرهنگ بومی تضعیف و زمینه وابستگی بیشتر فراهم شود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با تأکید بر شناخت سیاسی امام خمینی(ره) پیش از پیروزی انقلاب گفت: برخلاف برخی برداشتها، امام از سالها پیش تحولات داخلی و بینالمللی و نقش قدرتهایی مانند آمریکا و انگلیس را دنبال میکردند. مخالفت ایشان با اصلاحات ارضی و دیگر سیاستهای حکومت پهلوی نیز در چارچوب همین شناخت از اهداف و منافع قدرتهای خارجی قابل بررسی است.
حجتالاسلام والمسلمین فخرزاده با اشاره به نگاه امام خمینی(ره) به تسخیر سفارت آمریکا خاطرنشان کرد: امام معتقد بودند آمریکا پس از پیروزی انقلاب از تلاش برای بازگرداندن نفوذ خود دست نخواهد کشید. پس از ورود شاه به آمریکا نیز نگرانی از تکرار تجربه کودتای ۲۸ مرداد در میان مردم افزایش یافت و تسخیر سفارت در چنین فضایی رخ داد.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا امام خمینی(ره) تسخیر لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامیدند، گفت: تجربه نهضت مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت نشان داده بود که حرکتهای مردمی بدون شناخت ماهیت استعمار و مقابله با نفوذ قدرتهای خارجی ممکن است با شکست مواجه شوند. از این منظر، تسخیر سفارت آمریکا را میتوان اقدامی در مسیر آگاهی از ماهیت دشمن و تثبیت استقلال سیاسی کشور دانست.
حجتالاسلام والمسلمین فخرزاده تأکید کرد: انقلاب اسلامی تنها با پیروزی در سال ۱۳۵۷ به پایان نرسید، بلکه حفظ استقلال و قطع وابستگی به قدرتهای خارجی نیز بخشی از مسیر انقلاب بود. ایستادگی ایران در برابر فشارهای آمریکا و متحدانش و تلاش برای اتکا به توان داخلی در دهههای پس از انقلاب، در امتداد همان رویکرد استقلالطلبانه قرار دارد.
انتهای پیام/










نظر شما