یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۵
تشدید شکاف‌های سیاسی و مذهبی، زمینه‌ساز فروپاشی داخلی رژیم صهیونی است

حوزه/ اسداللهی با تشریح روند تحولات سیاسی رژیم صهیونی، تأکید کرد: گسترش شکاف‌های داخلی، قدرت‌گیری جریان‌های راست دینی افراطی و مهاجرت معکوس نخبگان، این رژیم را با چالش‌های جدی مواجه کرده و می‌تواند زمینه‌ساز فروپاشی آن از درون شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه از مشهد، مسعود اسداللهی، کارشناس ارشد مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی، شامگاه شنبه ۹ آبان‌ماه در نشست مجازی با موضوع شکل‌گیری و سیر تحول ساختار حاکمیتی رژیم صهیونیستی که به همت بسیج دانشجویی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد با حضور اساتید دانشگاه، دانشجویان و فعالان فرهنگی برگزار شد، با تشریح روند تحولات سیاسی جامعه صهیونیستی از زمان تأسیس این رژیم تاکنون، اظهار داشت: ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی در طول چند دهه گذشته از حاکمیت جریان‌های چپ‌گرا به سمت قدرت‌گیری جریان‌های راست‌گرا و در نهایت ائتلاف احزاب راست سیاسی و راست دینی افراطی حرکت کرده است.

وی با بیان اینکه شناخت ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی صرفاً از طریق بررسی احزاب و ترکیب پارلمان امکان‌پذیر نیست، افزود: جامعه صهیونیستی از زمان شکل‌گیری در سال ۱۹۴۸ تاکنون، تحولات و دگرگونی‌های ساختاری متعددی را تجربه کرده است؛ اگرچه جریان‌های مختلف این جامعه در برخورد با فلسطینیان و دیگر غیرصهیونیست‌ها رویکردی مشترک در اشغالگری و سرکوب دارند، اما در مسائل داخلی و نوع اداره رژیم، اختلافات جدی میان آنها وجود دارد.

اسداللهی با اشاره به تنوع فرهنگی و مذهبی مهاجران یهودی تصریح کرد: یهودیانی که از کشورهای مختلف جهان به فلسطین مهاجرت کردند، با وجود اشتراکات دینی و قومی، از نظر فرهنگی و مذهبی یکدست نبودند؛ تفاوت میان گرایش‌های مذهبی، سنت‌های فرهنگی و پیشینه اجتماعی مهاجران، به‌تدریج زمینه‌ساز شکل‌گیری جریان‌های سیاسی متفاوت در جامعه صهیونیستی شد.

این کارشناس مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی با تقسیم‌بندی تاریخ سیاسی رژیم صهیونیستی به چهار دوره، اظهار داشت: دوره نخست از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۸، دوره دوم از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۱، دوره سوم از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲ و دوره چهارم از سال ۲۰۲۲ تاکنون را شامل می‌شود که هرکدام ویژگی‌ها و تحولات سیاسی متفاوتی داشته‌اند.

وی در تشریح زمینه‌های شکل‌گیری اندیشه تأسیس دولت یهودی، گفت: ایده ایجاد سرزمینی مستقل برای یهودیان در اواخر قرن نوزدهم مطرح شد و در ابتدا لزوماً فلسطین به‌عنوان مقصد این مهاجرت در نظر گرفته نشده بود؛ برخی جریان‌های یهودی، به‌ویژه گرایش‌های سکولار، مناطقی مانند آرژانتین و اوگاندا را به دلیل وسعت سرزمین، حاصلخیزی خاک و برخورداری از منابع آبی مناسب برای کشاورزی پیشنهاد می‌کردند.

اسداللهی ادامه داد: در مقابل، گروهی از یهودیان مذهبی و راست‌گرا معتقد بودند فلسطین سرزمین موعود است و بر اساس برداشت خود از آموزه‌های تورات، باید در این منطقه دولت یهودی تشکیل شود؛ همین اختلاف دیدگاه میان جریان‌های سکولار و مذهبی، از همان مراحل اولیه شکل‌گیری جنبش صهیونیسم وجود داشت.

وی با اشاره به نقش انگلیس در جهت‌دهی به مهاجرت یهودیان به فلسطین خاطرنشان کرد: پس از جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری عثمانی، انگلیس و فرانسه مناطق تحت حاکمیت عثمانی را میان خود تقسیم کردند و فلسطین تحت قیمومت انگلیس قرار گرفت؛ در همین دوره، آرتور بالفور، وزیر خارجه وقت انگلیس، در سال ۱۹۱۷ با صدور اعلامیه بالفور از ایجاد سرزمینی برای تشکیل کانون ملی یهودیان در فلسطین حمایت کرد.

این کارشناس مسائل منطقه‌ای افزود: پس از اعلامیه بالفور، روند مهاجرت یهودیان به فلسطین شتاب بیشتری گرفت و در جریان جنگ جهانی دوم نیز با افزایش مهاجرت یهودیان اروپایی، زمینه‌های جمعیتی و سیاسی تأسیس رژیم صهیونیستی فراهم شد.

وی با اشاره به ویژگی‌های مهاجران اولیه یهودی، گفت: بخش قابل‌توجهی از مهاجرانی که در مراحل نخست وارد فلسطین شدند، از کشورهای اروپایی بودند و تحت تأثیر فضای سکولار و لائیک جوامع اروپایی قرار داشتند؛ از این رو، بخش مهمی از جریان سیاسی اولیه رژیم صهیونیستی را یهودیان سکولار و چپ‌گرا تشکیل می‌دادند.

اسداللهی با اشاره به اختلافات موجود درباره تعریف هویت و ماهیت رژیم صهیونیستی، اظهار داشت: پس از تأسیس این رژیم در سال ۱۹۴۸، دیوید بن‌گوریون با دو مسئله اساسی برای تدوین قانون اساسی مواجه شد؛ نخست، تعیین مرزهای این رژیم و دوم، تعریف ماهیت دولت یهودی.

وی افزود: از یک‌سو، جریان‌های چپ‌گرا خواستار تشکیل دولتی سکولار و دموکراتیک بودند که در آن احزاب مختلف امکان فعالیت داشته باشند و قدرت از طریق انتخابات پارلمانی جابه‌جا شود؛ از سوی دیگر، جریان‌های راست‌گرا بر تشکیل دولتی کاملاً یهودی تأکید داشتند و با تعریف سکولار و دموکراتیک از این رژیم موافق نبودند.

این کارشناس مسائل بین‌المللی با بیان اینکه اختلاف بر سر ماهیت دولت مانع تدوین قانون اساسی شد، تصریح کرد: بن‌گوریون برای جلوگیری از تشدید اختلافات داخلی از تدوین قانون اساسی صرف‌نظر کرد و رژیم صهیونیستی تاکنون نیز قانون اساسی واحد و مدونی ندارد و اداره آن بر اساس مجموعه‌ای از قوانین مصوب پارلمان انجام می‌شود.

وی با اشاره به حاکمیت جریان‌های چپ‌گرا در سه دهه نخست تأسیس رژیم صهیونیستی، گفت: از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۷۸، جریان چپ به‌صورت انحصاری قدرت را در اختیار داشت و احزاب راست‌گرا با وجود حضور در انتخابات، از قدرت سیاسی کافی برای تشکیل دولت برخوردار نبودند.

اسداللهی افزود: در همین دوره، چهار جنگ مهم سال‌های ۱۹۴۸، ۱۹۵۶، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ میان رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی رخ داد. در جنگ سال ۱۹۶۷، رژیم صهیونیستی بخش‌های باقی‌مانده فلسطین، بلندی‌های جولان سوریه و صحرای سینا را اشغال کرد؛ این اقدامات در حالی صورت گرفت که جریان‌های حاکم چپ‌گرا خود را مدافع دموکراسی معرفی می‌کردند.

وی با تأکید بر اینکه تغییر ترکیب جمعیتی مهاجران، عامل مهمی در دگرگونی ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی بود، اظهار داشت: در سه دهه نخست، بخش عمده مهاجران از اروپا وارد فلسطین شده بودند، اما پس از تأسیس رژیم، موج مهاجرت از کشورهای عربی، کشورهای اسلامی غیرعرب، آمریکای لاتین، شرق اروپا و دیگر مناطق جهان افزایش یافت.

این کارشناس مسائل منطقه‌ای ادامه داد: بسیاری از مهاجران جدید برخلاف بخش قابل‌توجهی از مهاجران اروپایی، گرایش‌های مذهبی پررنگ‌تری داشتند و همین مسئله موجب افزایش تدریجی جمعیت حامی جریان‌های راست‌گرای مذهبی شد؛ در نتیجه، توازن سیاسی جامعه صهیونیستی به‌تدریج تغییر کرد و جریان‌های راست‌گرا توانستند برای نخستین بار در انتخابات سال ۱۹۷۷ پیروز شوند.

وی دوره دوم تحولات سیاسی رژیم صهیونیستی را از سال ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۱، دوره جابه‌جایی قدرت میان جریان‌های چپ و راست دانست و گفت: در این دوره، قدرت سیاسی به‌صورت متناوب میان دو جریان دست‌به‌دست می‌شد و هرکدام در مقاطعی دولت را تشکیل می‌دادند.

اسداللهی با اشاره به تأثیر پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر تحولات منطقه در این دوره، اظهار داشت: انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ با طرح جدی مسئله آزادی قدس و حمایت از آرمان فلسطین، معادلات منطقه‌ای را تحت تأثیر قرار داد؛هم‌زمان، جریان‌های سیاسی رژیم صهیونیستی نیز درباره چگونگی تأمین امنیت و تثبیت موجودیت این رژیم با یکدیگر اختلاف داشتند.

وی با اشاره به تغییر رویکرد جریان چپ‌گرای رژیم صهیونیستی پس از جنگ ۱۹۷۳، تصریح کرد: پس از این جنگ، چپ‌گرایان به این نتیجه رسیدند که تداوم جنگ‌های گسترده نظامی نمی‌تواند راهبرد مناسبی برای تأمین امنیت رژیم باشد؛ از این رو، به سمت مذاکرات و توافق‌های سیاسی با کشورهای عربی و فلسطینیان حرکت کردند.

این کارشناس مسائل بین‌المللی افزود: توافق کمپ‌دیوید در سال ۱۹۷۸ میان مصر و رژیم صهیونیستی، یکی از مهم‌ترین نتایج این رویکرد بود که در پی آن، مصر به‌عنوان یکی از قدرت‌های مهم نظامی جهان عرب، از محور منازعه با رژیم صهیونیستی خارج شد.

وی ادامه داد: پس از این توافق، سوریه که خود را در برابر رژیم صهیونیستی در موقعیت دشوارتری می‌دید، به‌تدریج به ایران نزدیک شد و روابط راهبردی میان دو کشور شکل گرفت.

اسداللهی با اشاره به اختلاف دیدگاه جریان‌های چپ و راست درباره مسئله فلسطین، گفت: چپ‌گرایان به دنبال توافق با فلسطینیان و اجرای فرمول زمین در برابر صلح بودند و معتقد بودند با واگذاری بخشی از سرزمین‌های اشغالی می‌توانند به عادی‌سازی روابط و تأمین امنیت رژیم دست یابند؛ اما جریان‌های راست‌گرا این رویکرد را خیانت به آرمان‌های صهیونیستی می‌دانستند و با هرگونه عقب‌نشینی از سرزمین‌هایی که آنها موعود تلقی می‌کردند، مخالفت می‌کردند.

وی خاطرنشان کرد: همین اختلافات موجب شد هرگاه جریان‌های راست‌گرا به قدرت می‌رسیدند، در اجرای توافق‌های سیاسی و روند سازش اختلال ایجاد کنند. البته درباره برخی مناطق مانند صحرای سینا، به دلیل جایگاه متفاوت آن در باورهای مذهبی یهودیان، امکان توافق و عقب‌نشینی فراهم شد؛ اما موضوعاتی مانند غزه و بلندی‌های جولان از حساسیت بیشتری برای جریان‌های مذهبی و راست‌گرای صهیونیستی برخوردار بود.

این کارشناس مسائل منطقه‌ای با تشریح دوره سوم تحولات سیاسی رژیم صهیونیستی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲، اظهار داشت: در این دوره، جریان‌های چپ‌گرا به‌تدریج از صحنه سیاسی حذف و به‌شدت تضعیف شدند؛ زیرا موج مهاجرت یهودیان با گرایش‌های مذهبی و راست‌گرایانه ادامه یافت و ترکیب جمعیتی جامعه صهیونیستی به نفع این جریان‌ها تغییر کرد.

وی با اشاره به ترور اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، گفت: ترور رابین به دست یک جوان یهودی افراطی در سال ۱۹۹۵، یکی از نشانه‌های عمق اختلافات داخلی در جامعه صهیونیستی بود. رابین از چهره‌های برجسته سیاسی و نظامی این رژیم به شمار می‌رفت، اما به دلیل حمایت از روند سازش و مخالفت جریان‌های راست‌گرای افراطی با واگذاری سرزمین‌های اشغالی، هدف ترور قرار گرفت.

اسداللهی افزود: این حادثه نشان داد اختلافات میان جریان‌های صهیونیستی تا چه اندازه عمیق شده است؛ به‌گونه‌ای که حتی یک چهره ملی و نظامی برجسته نیز از سوی جریان‌های افراطی داخلی هدف قرار گرفت.

وی با اشاره به عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از نوار غزه در سال ۲۰۰۵، بیان کرد: آریل شارون، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی که از چهره‌های شناخته‌شده جریان راست‌گرا بود، به دلیل دشواری کنترل غزه و هزینه‌های بالای حضور نظامی در این منطقه، تصمیم به عقب‌نشینی گرفت.

این کارشناس مسائل بین‌المللی ادامه داد: پیش از این تصمیم، رژیم صهیونیستی ۱۷ شهرک صهیونیست‌نشین در نوار غزه ایجاد کرده و ارتش خود را در این منطقه مستقر کرده بود؛ اما به دلیل تراکم بالای جمعیت فلسطینی و مشکلات امنیتی، شارون دستور تخلیه شهرک‌ها و خروج نیروهای نظامی را صادر کرد. این تصمیم با مخالفت شدید جریان‌های مذهبی و راست‌گرای افراطی روبه‌رو شد.

وی افزود: پس از این عقب‌نشینی، شارون دچار سکته مغزی شد و سال‌ها در وضعیت کما قرار داشت. برخی جریان‌های مذهبی افراطی این اتفاق را مجازات الهی به دلیل واگذاری بخشی از سرزمین موعود به فلسطینیان تعبیر می‌کردند.

اسداللهی با بیان اینکه تضعیف جریان چپ به معنای یکپارچگی جریان راست نبود، اظهار داشت: در سال‌های پایانی دوره سوم، جریان راست نیز به دو گرایش اصلی راست سیاسی و راست دینی تقسیم شد که هر دو در موضوع فلسطین و اشغالگری مواضع افراطی دارند، اما درباره ماهیت دولت و نحوه اداره آن اختلاف‌نظرهایی میان آنها وجود دارد.

وی تصریح کرد: جریان راست سیاسی خواستار تشکیل دولت خالص یهودی است، اما لزوماً بر اجرای کامل شریعت یهود تأکید ندارد؛ در مقابل، جریان راست دینی معتقد است علاوه بر تشکیل دولت خالص یهودی، باید احکام و آموزه‌های دینی یهود نیز در ساختار حکومتی اجرا شود.

این کارشناس مسائل منطقه‌ای با اشاره به انتخابات سال ۲۰۲۲ رژیم صهیونیستی، گفت: در این انتخابات، احزاب مذهبی و جریان‌های راست دینی موفق شدند کرسی‌های قابل‌توجهی در پارلمان به دست آورند و با ائتلاف با جریان راست سیاسی، دولت جدیدی تشکیل دهند.

وی افزود: بنیامین نتانیاهو به‌عنوان چهره شاخص راست سیاسی، برای تشکیل دولت ناچار به ائتلاف با احزاب و شخصیت‌های راست‌گرای مذهبی افراطی شد؛ افرادی مانند ایتامار بن‌گویر، وزیر امنیت داخلی، و بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی، از جمله چهره‌های این ائتلاف هستند.

اسداللهی با اشاره به ویژگی‌های این دولت، اظهار داشت: ترکیب دولت فعلی از نظر گرایش‌های افراطی، یکی از تندروترین دولت‌های تاریخ رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود؛ زیرا برای نخستین بار جریان‌های راست دینی افراطی با قدرت و نفوذ قابل‌توجهی در ساختار اجرایی حضور پیدا کرده‌اند.

وی با تشریح دیدگاه جریان‌های راست دینی افراطی درباره مسئله فلسطین، گفت: این جریان‌ها معتقدند رهبران صهیونیستی در سال ۱۹۴۸ و جنگ ۱۹۶۷ مرتکب اشتباه راهبردی شدند؛ زیرا به باور آنها، به جای اخراج کامل فلسطینیان از سرزمین خود، تنها بخشی از آنان را آواره کردند و باقی‌ماندن جمعیت فلسطینی به مسئله‌ای جدی برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.

این کارشناس مسائل بین‌المللی افزود: جریان‌های افراطی به دنبال تکمیل آنچه خود اصلاح اشتباه تاریخی می‌دانند، هستند و خواستار اخراج فلسطینیان از سرزمین‌های اشغالی‌اند؛ به این معنا که فلسطینیان غزه به مصر، ساکنان کرانه باختری به اردن و فلسطینیان ساکن مناطق اشغالی ۱۹۴۸ به لبنان منتقل شوند.

وی تأکید کرد: این دیدگاه تنها مسلمانان فلسطینی را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه مسیحیان فلسطینی نیز در نگاه این جریان‌ها جایی در ساختار دولت موردنظر آنان ندارند؛ زیرا هدف اصلی، تشکیل دولتی با جمعیت کاملاً یهودی و حذف حضور غیر یهودیان است.

اسداللهی با اشاره به پیامدهای چنین رویکردی، بیان کرد: اجرای این سیاست مستلزم جنگ‌های طولانی، گسترده و بسیار خشونت‌بار است؛ زیرا مردم فلسطین حاضر نیستند سرزمین آبا و اجدادی خود را ترک کنند؛ تجربه جنگ اخیر غزه نیز نشان داد که فلسطینیان با وجود تحمل شرایط بسیار دشوار، همچنان بر ماندن در سرزمین خود تأکید دارند.

وی ادامه داد: جریان‌های افراطی برای تحقق اهداف خود به دنبال تداوم جنگ و تشدید فشار نظامی هستند؛ اما چنین رویکردی حتی برای دولت‌های غربی نیز از نظر توجیه افکار عمومی هزینه‌ساز شده است.

افزایش فشار افکار عمومی غرب بر رژیم صهیونیستی

این کارشناس مسائل منطقه‌ای با اشاره به تغییر رویکرد افکار عمومی غرب نسبت به رژیم صهیونیستی، اظهار داشت: دولت‌های غربی در گذشته برای توجیه حمایت از رژیم صهیونیستی، آن را تنها دموکراسی منطقه معرفی می‌کردند و بر همین اساس، حمایت‌های سیاسی و نظامی خود را برای افکار عمومی توجیه می‌کردند.

وی افزود: اما جنایات گسترده رژیم صهیونیستی در جنگ اخیر غزه، به‌ویژه کشتار غیرنظامیان و کودکان، موجب شد این توجیه با چالش جدی مواجه شود و دولت‌های غربی برای همراه‌کردن افکار عمومی خود با حمایت از تل‌آویو با دشواری بیشتری روبه‌رو شوند.

اسداللهی خاطرنشان کرد: فشارهای بین‌المللی علیه رژیم صهیونیستی افزایش یافته و حتی محدودیت‌هایی در زمینه ورود کالاهای تولیدشده در شهرک‌های صهیونیست‌نشین به برخی بازارهای اروپایی مطرح شده است؛همچنین صدور حکم بازداشت بین‌المللی برای بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت از سوی دیوان کیفری بین‌المللی، تحول مهمی در مواجهه قضایی بین‌المللی با سران این رژیم به شمار می‌رود.

وی با اشاره به پیامدهای تحولات جمعیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی، اظهار داشت: هم‌زمان با افزایش قدرت جریان‌های مذهبی و راست‌گرای افراطی، بخشی از نیروهای سکولار و متخصص جامعه صهیونیستی، به‌ویژه فعالان حوزه فناوری‌های پیشرفته، در حال مهاجرت معکوس از سرزمین‌های اشغالی هستند.

این کارشناس مسائل بین‌المللی افزود: بسیاری از این افراد از تخصص و توانمندی علمی و اقتصادی بالایی برخوردارند و به دلیل شرایط موجود، امکان مهاجرت و فعالیت در کشورهای دیگر را دارند؛ خروج این گروه‌ها از جامعه صهیونیستی، از یک‌سو موجب کاهش وزن جمعیتی و سیاسی جریان‌های سکولار و از سوی دیگر زمینه افزایش سهم جریان‌های مذهبی و افراطی را فراهم می‌کند.

اسداللهی با اشاره به تأثیر این روند بر آینده سیاسی رژیم صهیونیستی، تصریح کرد: اگر این روند ادامه پیدا کند، جریان راست سیاسی نیز ممکن است به‌تدریج تضعیف شود و قدرت بیشتری در اختیار احزاب راست دینی افراطی قرار گیرد؛ احزابی که در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و امنیتی، رویکردی تندروانه دارند.

وی با بیان اینکه ساختار سیاسی رژیم صهیونیستی در مسیر تشدید اختلافات داخلی قرار گرفته است، گفت: جامعه صهیونیستی از حاکمیت چپ‌گرایان به مرحله رقابت و جابه‌جایی قدرت میان چپ و راست، سپس غلبه راست سیاسی و در نهایت ائتلاف راست سیاسی و راست دینی رسیده است؛ روندی که در صورت تداوم می‌تواند به حاکمیت کامل جریان‌های مذهبی افراطی منجر شود.

فروپاشی داخلی؛ یکی از مسیرهای تضعیف رژیم صهیونیستی

این کارشناس ارشد مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی با تأکید بر اینکه تحولات داخلی رژیم صهیونیستی باید در کنار فشارهای خارجی بررسی شود، اظهار داشت: این رژیم علاوه بر تهدیدهای بیرونی، با شکاف‌ها و اختلافات عمیق داخلی مواجه است و همین مسئله می‌تواند زمینه‌ساز فروپاشی از درون باشد.

وی با اشاره به اختلافات سیاسی پیرامون بنیامین نتانیاهو، گفت: حتی در میان جریان‌های راست‌گرا نیز اختلافات جدی وجود دارد. بخشی از مخالفان نتانیاهو معتقدند او به دلیل پرونده‌های قضایی و اتهامات مطرح‌شده، تلاش می‌کند با تداوم وضعیت جنگی، روند رسیدگی به پرونده‌های خود را به تعویق بیندازد و موقعیت سیاسی‌اش را حفظ کند.

اسداللهی افزود: نتانیاهو تلاش دارد خود را چهره‌ای نجات‌بخش برای رژیم صهیونیستی معرفی کند و همچنان در رأس قدرت باقی بماند؛ در حالی که مخالفان او معتقدند پایان جنگ می‌تواند زمینه رسیدگی قضایی به پرونده‌هایش را فراهم کند. همین اختلافات، شکاف‌های درونی ساختار سیاسی این رژیم را عمیق‌تر کرده است.

وی در پایان با اشاره به پیش‌بینی رهبر شهید انقلاب درباره آینده رژیم صهیونیستی، اظهار داشت: فروپاشی رژیم صهیونیستی صرفاً به معنای شکست در برابر حمله خارجی نیست، بلکه تحولات داخلی و تشدید اختلافات میان جریان‌های سیاسی و مذهبی نیز می‌تواند این روند را سرعت ببخشد؛ بنابراین، برای شناخت آینده این رژیم باید علاوه بر تحولات نظامی و منطقه‌ای، روندهای جمعیتی، مهاجرت معکوس و شکاف‌های ساختاری در جامعه صهیونیستی را نیز مورد توجه قرار داد.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha