خانم عباسی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه، با اشاره به جایگاه زن مسلمان در جامعه امروزی اظهار کرد: قرآن کریم در آیه ۳۵ سوره احزاب، زن و مرد را در کرامت انسانی و مسئولیت الهی مشترک میداند و مردان و زنان مؤمن را در کنار یکدیگر با مجموعهای از فضائل معرفی میکند؛ «إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ... وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ». بر این اساس زن مسلمان موجودی درجهدو یا تابع هویت مرد نیست؛ بلکه فاعلی مستقل در مسیر ایمان، اخلاق، معرفت، عبادت و مسئولیت اجتماعی است.
وی افزود: همچنین قرآن در آیه ۹۷ سوره نحل میفرماید: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَیٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً»؛ در این آیه نیز معیار ارزشگذاری انسان ها در ایمان و عمل صالح است، نه جنسیت.
مدیر مؤسسه آموزش عالی رفیعه المصطفی تهران با بیان اینکه الگوی زن مسلمان و زن تراز قرآن را میتوان در چند مؤلفه تعریف کرد، گفت: نخستین مؤلفه هویتمندی است؛ به این معنا که زن خود را بر اساس شهرت، زیبایی ظاهری یا تأیید اجتماعی تعریف نمیکند، بلکه هویت خود را از نسبت با خدا، خانواده، جامعه و رسالت انسانی میگیرد.
وی ادامه داد: دومین مؤلفه خانوادهسازی است؛ یعنی همسر و مادر بودن را نقشی کماهمیت و صرفاً خصوصی نمیبیند بلکه آن را بخشی از مأموریت تربیتی و وظیفه اصلی خود میداند. سومین مؤلفه نیز جامعهسازی است؛ زیرا قرآن زن مؤمن را در کنار مرد مؤمن، مسئول اصلاح اجتماعی قرار میدهد و بر این اساس زن مسلمان میتواند در عرصههای علمی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و دیگر عرصههای مشروع فعالیت کند.
عباسی با اشاره به اهمیت اخلاق در فعالیتهای اجتماعی زنان اظهار کرد: زن مسلمان اخلاق را از حضور اجتماعی جدا نمیکند. قرآن در سوره نور برای زن و مرد، همزمان بر مسئولیت اجتماعی و پاکدامنی تأکید می کند؛ بنابراین حضور اجتماعی زنان در منظومه قرآن، حضوری بیضابطه نیست، بلکه مسئولانه و کرامتمحور است.
وی با تأکید بر اینکه مسئله اصلی، حضور یا عدم حضور زنان در اجتماع نیست، بلکه چگونگی، جهت و غایت این حضور است، افزود: زنان انسانهایی با کرامت و هویت مستقل هستند و میتوانند ضمن حفظ هویت زنانه و خانواده خود در ساخت جامعهای متعالی و برتر نیز نقشی فعال و مسئولانه ایفا کنند.
از تربیت نسل تا تولید علم؛ گستره نقشآفرینی زن در الگوی سوم
مدیر مؤسسه آموزش عالی رفیعه المصطفی تهران در رابطه با نقش مادری و فعالیت اجتماعی زنان عنوان کرد: اگر خانواده را امری خصوصی و حاشیهای بدانیم طبیعتاً مادری و همسری در تقابل با فعالیت اجتماعی قرار میگیرد؛ اما اگر خانواده را نخستین نهاد تربیت انسان و بنیادیترین نهاد تولید همهجانبه انسانی و فرهنگی بدانیم، در این صورت جایگاه مادری نه در مقابل اجتماع، بلکه در عمق و بطن جامعه و بهعنوان یکی از ارکان اصلی آن قرار میگیرد.
وی ادامه داد: با این دیدگاه قطعا یک زن میتواند همسر، مادر، عالمه، پژوهشگر، مبلغه، مدیر، معلم، کنشگر اجتماعی و حتی در عرصههای مختلف علمی و مدیریتی اثرگذار باشد. مادری و همسری نقطه مقابل حضور اجتماعی نیست؛ بلکه میتواند پشتوانه و عمقبخش حضور اجتماعی زن باشد.
عباسی خاطرنشان کرد: زنانی که چنین نگاهی دارند، هرگز برای اجتماعیشدن، خانواده و نقشها و وظایف خود را حذف نمیکنند، بلکه بهراحتی میان خانواده و جامعه پیوند برقرار میکنند و به بهترین شکل به ایفای نقش میپردازند
وی با بیان اینکه این دیدگاه به معنای رهایی زن از خانواده نیست، بلکه به معنای رهایی انسان از بندگی غیرخدا است، گفت: اسلام نمیگوید زن برای حضور در اجتماع باید از نقش مادری خود فاصله بگیرد، بلکه الگوی سوم زن را ارائه میدهد. در این الگو، زن نه شخصی منزوی و حذفشده از اجتماع است و نه در الگوی مردانه مستحیل میشود؛ بلکه زنی مؤمنه، عفیفه، خانوادهمحور، دانشمند و اجتماعی است که حضورش هویت زنانه او را از بین نمیبرد. به عبارتی الگوی سوم زن نه زن منزوی و خانهنشین است و نه زنی که برای اثبات جایگاه اجتماعی خود، خانواده و هویت دینیاش را کنار بگذارد؛ بلکه زن مؤمن، خانوادهساز، جامعهساز، عفیف، عالم، مسئول، مطالبهگر، مصلح و فرهنگساز است که میتواند در جامعه اثرگذار باشد.
استاد حوزه با اشاره به تفاوت دیدگاه اسلام و غرب درباره جایگاه زنان اظهار کرد: از منظر مقایسه مبنایی میتوان گفت در بسیاری از رویکردهای مدرن غربی، مسئله زن عمدتاً با مفاهیمی مانند استقلال فردی، آزادی انتخاب، برابری حقوقی و مشارکت اقتصادی و اجتماعی صورتبندی شده است؛ اما در منطق قرآن مسئله صرفاً آزادی زن برای حضور در اجتماع نیست، بلکه رسالت زن در ساخت جامعه نیز مورد توجه قرار دارد.
وی یادآور شد: قرآن نمیگوید ارزش زن به این است که مانند مرد شود یا تمام تفاوتهای زن و مرد را کنار بگذارد بلکه زن و مرد را در اصل کرامت، ایمان و مسئولیت الهی شریک میداند و در عین حال خانواده، تفاوتهای طبیعی و نقشهای انسانی را نیز نادیده نمیگیرد.
مدیر مؤسسه آموزش عالی رفیعه المصطفی تهران با بیان اینکه زن در منطق قرآنی صرفاً مخاطب محصولات فرهنگی نیست، گفت: اگر زن فقط مخاطب محصولات فرهنگی باشد، جامعه او را عمدتاً به مصرفکننده فرهنگ تبدیل میکند؛ اما منطق قرآنی، زن را صاحب مسئولیت اجتماعی میداند. بر این اساس زن میتواند مادر تربیتکننده، معلم و مربی، پژوهشگر و تولیدکننده علم، کنشگر فرهنگی و مبلغ اجتماعی باشد، در اقتصاد و فعالیتهای اجتماعی مشارکت کند و در تربیت نسل آینده و اصلاح جامعه نیز نقش داشته باشد.
وی افزود: این نگاه میان خانه و جامعه برای زنان دیوار نمیکشد بلکه میان آنها رابطهای تربیتی برقرار میکند؛ زیرا اگر خانواده از نظر عاطفی، اخلاقی و تربیتی سالم باشد جامعه نیز از سرمایه انسانی سالمتری برخوردار خواهد شد.
خانهداری؛ کار نامرئی در محاسبات اجتماعی
استاد حوزه در رابطه با اینکه چرا جامعه به سمت ارزشگذاری بیشتر برای زنان شاغل حرکت کرده است، گفت: کارمند، پزشک، معلم، مدیر و سایر زنان شاغل از حقوق، درآمد و حتی جایگاه شغلی برخوردار هستند و در اقتصاد مدرن، فعالیتها عمدتاً بر اساس شاخصهای مالی و درآمدی ارزشگذاری میشوند؛ در حالی که تربیت کودک، مدیریت خانه، ایجاد امنیت عاطفی، مراقبت از سالمند و انتقال ارزشها غالباً در فیش حقوقی دیده نمیشود. در نتیجه جامعه بهتدریج دچار این خطا میشود که هرکس درآمد بیشتری دارد مفیدتر است؛ در حالی که این دو گزاره یکسان نیستند. یک کارمند ممکن است پروژهای را مدیریت کند، اما مادر و پدر شخصیت انسان را شکل میدهند. همچنین یک معلم ممکن است چندصد دانشآموز را آموزش دهد، اما خانواده نخستین مدرسهای است که کودک در آن اعتماد، اخلاق، مسئولیتپذیری، محبت، هویت و دینداری را میآموزد.
وی استقلال اقتصادی را یکی دیگر از عوامل جذابیت اشتغال برای گروهی از زنان دانست و تصریح کرد: استقلال اقتصادی بهاشتباه بهعنوان معیار استقلال و قدرت شمرده شده است و مشکل از جایی آغاز میشود که ارزش و کرامت انسانی، ایمان، رشد، اثرگذاری و مسئولیتپذیری زن نادیده گرفته میشود و این عوامل در تعریف قدرت و اختیار او جایگاهی پیدا نمیکنند.
عباسی با تاکید بر ضرورت توجه به جایگاه زنان خانهدار اظهار کرد: در نگاه اسلام معیار ارزش زن عنوان شغلی نیست بلکه تقوا، کرامت، نقشآفرینی و کیفیت اثرگذاری اوست؛ ازاینرو باید احساس ارزشمندی را به زنان خانهدار منتقل کنیم.
ضرورت بازتعریف مفهوم کار و ارزشمندی زنان خانهدار
وی با اشاره به اینکه در گام نخست باید تعریف خود از مفهوم کار را اصلاح کنیم، تصریح کرد: یکی از خطاهای فرهنگی این است که کار را مساوی با دریافت حقوق و حضور در محیط اداری تعریف میکنیم؛ در حالی که زن خانهدار ممکن است از صبح زود تا شب مجموعهای از فعالیتهای تربیتی، عاطفی، اقتصادی و مدیریتی را انجام دهد، اما چون این فعالیتها غالباً دستمزد مستقیم ندارند، در محاسبات اجتماعی کار محسوب نمیشوند. بنابراین نمیتوان گفت زن شاغل چون درآمد دارد ذاتاً از زن خانهدار ارزشمندتر است.
مدیر مؤسسه آموزش عالی رفیعه المصطفی تهران با تأکید بر ضرورت ارتقای جایگاه خانهداری از یک وظیفه روزمره به رسالتی تمدنی اظهار کرد: اگر به زن گفته شود خانهدار باش، زیرا خانهداری بسیار مهم است، اما جامعه همچنان موفقیت را با حقوق، سمت، مدرک، دفتر کار و عنوان شغلی اندازهگیری کند، این سخن برای زن خانهدار قانعکننده نخواهد بود.
وی با تأکید بر ضرورت تغییر ادبیات فرهنگی درباره زنان خانهدار گفت: باید به جای اینکه بگوییم او کار نمیکند و خانهدار است، بگوییم او وظیفهای بسیار مهم برعهده دارد و مدیریت خانواده و تربیت نسل را با تمام وجود انجام میدهد. نقش حرفهای او در خانه و خانواده است، هرچند درآمد مستقیم ندارد.
عباسی با بیان اینکه تغییر واژگان در این زمینه از منظر روانشناسی اجتماعی اهمیت زیادی دارد، اظهار کرد: باید تصمیمهای مهم خانواده با نظر زن گرفته شود، کار خانه وظیفهای بدیهی و مفروض برای او تلقی نشود و حتی موفقیت شغلی همسر نیز موفقیت او محسوب شود.
وی خاطرنشان کرد: از نظر روانشناسی، زن باید هویت داشته باشد، نه اینکه صرفاً وظیفهای را انجام دهد. نباید برای دفاع از خانهداری، زن را بهگونهای تربیت کنیم که تمام هویت او فقط به آشپزی، نظافت و خدمت به دیگران محدود شود؛ بلکه زن خانهدار نیز نیاز دارد یاد بگیرد، رشد کند، ارتباط اجتماعی سالم داشته باشد، استعدادهای خود را شکوفا کند و احساس اثرگذاری داشته باشد.
مدیر مؤسسه آموزش عالی رفیعه المصطفی تهران در پایان تأکید کرد: اسلام زن را میان خانه و جامعه مجبور به انتخاب یک هویت نمیکند، بلکه برای او کرامت، مسئولیت و امکان اثرگذاری تعریف میکند. اگر بخواهیم زن خانهدار احساس ارزشمندی کند، ابتدا باید تعریف جامعه از کار، موفقیت و اثرگذاری را اصلاح کنیم؛ چراکه مسئله اصلی، بازگرداندن معیار ارزش از درآمد به کرامت و اثرگذاری است.
انتهای پیام










نظر شما