آنچه در پی میآید شمهای از تاریخ زندگینامه حضرت امام خمینی(س) است که از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در اختیار سرویس علمی- فرهنگی مرکز خبر حوزه قرار گرفته که شامل بخشهایی از دوران زندگی از ولادت تا رحلت و بخشی از حوادث مهم در دوران انقلاب میباشد.
ولادت
در روز بیستم جمادیالثانی 1320 هجری قمری مطابق با اول مهر 1281 هجری شمسی (24 سپتامبر 1902 میلادی) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزی ایران در خانوادهای اهل علم، هجرت، جهاد و در خاندانی از سلالة زهرای اطهر ـ سلام الله علیها ـ روحاللّه موسوی خمینی پای بر خاکدان طبیعت نهاد.
او وارث سجایای آبا و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت مردم و کسب معارف الهی کوشیدهاند. پدر بزرگوار امام خمینی مرحوم آیتاللّه سید مصطفی موسوی در حالی که بیش از پنجماه از ولادت «روحاللّه» نمیگذشت، در مسیر خمین به اراک به شهادت رسید.
کودکی و نوجوانی
امام خمینی از اوان کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبهرو گردید. وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت سرپرستی مادر مؤمنهاش (بانو هاجر) که خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیتاللّه خوانساری (صاحب زبدة التصانیف) بوده است و همچنین نزد عمه مکرمهاش (صاحبه خانم) که بانویی شجاع و حقجو بود، سپری کرد. امّا در سنّ پانزده سالگی از نعمت وجود آن دو عزیز محروم گردید.
دوران تحصیل و اساتید امام
حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهرهگیری از هوشی سرشار، قسمتی از معارف متداول روز و علوم مقدماتی و سطح حوزههای دینیه، از آن جمله ادبیات عرب، منطق و فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه (نظیر آقا میرزا محمود افتخارالعلما، مرحوم میرزا رضا نجفی خمینی، مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی، مرحوم آقا شیخ محمد گلپایگانی و مرحوم آقا عباس اراکی و بیش از همه نزد برادر بزرگش آیتاللّه سید مرتضی پسندیده) فرا گرفت و در سال 1298 هـ .ش عازم حوزة علمیة اراک شد.
اندکی پس از هجرت آیتاللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی(ره) ـ نوروز 1301 هجری شمسی، مطابق با رجب المرجب 1340 هجری قمری ـ امام خمینی نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه قم طی کرد..jpg)
پس از رحلت آیتاللّه العظمی حائری یزدی تلاش امام خمینی به همراه جمعی دیگر از مجتهدین حوزه علمیه قم به نتیجه رسید و آیتاللّه العظمی بروجردی(رض) به عنوان زعیم حوزه علمیه عازم قم گردید. در این زمان، امام خمینی به عنوان یکی از مدرّسین و مجتهدین صاحب رأی در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق شناخته میشد و زهد و وارستگی، تعبّد و تقوای او زبانزد خاص و عام بود.
پس از رحلت آیتاللّه بروجردی نیز امام خمینی علیرغم رویکرد گسترده طلاب و فضلا و جامعه اسلامی به ایشان به عنوان یکی از مراجع تقلید، از هر گونه اقدامی که شائبه موقعیتطلبی و مقامخواهی داشته باشد به شدّت پرهیز داشت و دوستان خویش را همواره به بیاعتنایی به اینگونه مسائل فرا میخواند.
تدریس
حضرت امام طیّ سالهای طولانی در حوزه علمیة قم به تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق اسلامی در مدرسه فیضیه، مسجد اعظم، مسجد محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسی و... همت گماشت و در حوزة علمیة نجف نیز قریب سیزده سال در مسجد شیخ اعظم انصاری(ره) معارف اهل بیت(ع) و فقه را در عالیترین سطوح تدریس نمود.
درس امام خمینی از معتبرترین کانونهای درسی حوزه محسوب میشد و در برخی از دورهها ـ سالهای تدریس در حوزه علمیه قم ـ شاگردان حاضر در محضر استاد به 1200 نفر هم رسیده بود که در میان آنان دهها تن از مجتهدین مسلّم و شناخته شده حاضر بودند و از مکتب فقه و اصول امام خمینی بهره میبردند.
پس از رحلت آیتاللّه بروجردی و تجزیه مرجعیت عظمی، رژیم شاه، شتاب بیشتری به اصلاحات مورد نظر آمریکا داد و همزمان کوشید تا امر مرجعیت را به خارج از ایران منتقل نماید.
اما رژیم در محاسباتش اشتباه کرده بود. لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که به موجب آن شرط «مسلمان بودن، سوگند به قرآن کریم و مرد بودن انتخاب کنندگان و کاندیداها» تغییر مییافت، در 14 مهر 1341 هـ .ش به تصویب کابینه اسداللّه علم رسید. آزادی انتخابات زنان پوششی برای مخفی نگه داشتن هدفهای دیگر بود. حذف و تغییر دو شرط نخست دقیقاً به منظور قانونی کردن حضور عناصر بهایی در مصادر امور کشور، انتخاب شده بود.
نقش امام خمینی در لغو لایحة انجمنهای ایالتی و ولایتی
نقش حضرت امام در روشن ساختن اهداف واقعی رژیم شاه و گوشزد کردن رسالت خطیر علما و حوزههای علمیه در این شرایط بسیار مؤثر و کارساز بود. تلگرافها و نامههای سرگشاده اعتراضآمیز علما به شاه و اسداللّه علم موجی از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت. لحن تلگرافهای امام خمینی به شاه و نخستوزیر تند و هشداردهنده بود.
سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسماً در 7 آذر 1341 هیأت دولت، مصوبه قبلی را لغو کرد و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع داد. امام خمینی در نشست با علمای قم مجدداً بر مواضع خویش پای فشرد و لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانست و اعلام کرد تا زمانی که لغو آن در رسانهها پخش نشود، قیام ادامه خواهد داشت. فردای آن روز خبر لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در روزنامههای دولتی منعکس شد و مردم نخستین پیروزی بزرگ خویش را پس از نهضت ملی شدن صنعت نفت جشن گرفتند.
شاه در دیماه 1341 هجری شمسی اصول ششگانه اصلاحات خویش را برشمرد و خواستار رفراندوم شد. در همین زمان احزاب ملیگرا با شعار «اصلاحات آری، دیکتاتوری نه» چراغ سبز نشان دادند. کمونیستها نیز با این تحلیل که اصلاحات شاهانه روند تغییر دیالکتیکی نظام فئودالی به نظام صنعتی و سرمایهداری را تسریع میکند، با موضع رادیو مسکو هماهنگ شده و اصول انقلاب سفید را مترقی خواندند.
امام خمینی بار دیگر مراجع و علمای قم را به نشست و چارهجویی و قیامی دوباره فراخواند. قیام برای کسانی که زعامت را تنها از دریچه رتق و فتق آرام امور دینی مردم و نه از زاویه مسئولیت در قبال مسائل و مصایب جامعة اسلامی مینگریستند چندان خوشایند نبود. با آنکه هدفهای پشت پرده رژیم از اصلاحات و رفراندوم برای شخص امام آشکار، و رویارویی غیر قابل اجتناب بود، اما در این نشست تصمیم جمعی بر این شد که با شاه مذاکره و انگیزه او را جویا شوند.
در نشست بعدی علمای قم، حضرت امام خواستار تحریم رسمی رفراندوم شاه بود ولی محافظهکاران حاضر در جلسه، مبارزه در چنین شرایطی را مقابله «مشت با درفش» دانسته و بیثمر خواندند! سرانجام بر اثر اصرار و مقاومت امام خمینی قرار شد مراجع و علما مخالفت با رفراندوم را صریحاً اعلام و شرکت در آن را تحریم کنند. حضرت امام بیانیهای کوبنده در دوم بهمن 1341 صادر کرد.
با پیشنهاد امام خمینی عید باستانی نوروز سال 1342 در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه حضرت امام از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیر و همسویی شاه با اهداف امریکا و اسرائیل افشا شده بود. در این بیانیه امام خمینی اعلام کرده بود: من چاره در این میبینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار برود؛ و دولتی که پایبند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید.
حمله به طلاب در مدرسة فیضیه قم
روز دوم فروردین 1342 که مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) بود، مأمورین مسلّح رژیم با لباس مبدّل اجتماع طلاب علوم دینی در مدرسه فیضیه را بر هم زدند و متعاقب آن نیروهای پلیس با سلاح گرم، وحشیانه به مدرسه فیضیه یورش بردند و به کشتار و جرح طلاب پرداختند. همزمان مدرسه دینی طالبیه تبریز نیز مورد هجوم مأمورین دولتی قرار گرفت.
امام خمینی در اجتماع مردم، با شجاعت از شخص شاه به عنوان عامل اصلی جنایات و همپیمان با اسرائیل یاد میکرد و مردم را به قیام فرا میخواند. او در سخنرانی خود در روز 12 فروردین 1342 شدیداً از سکوت علمای قم و نجف و دیگر بلاد اسلامی در مقابل جنایات تازه رژیم انتقاد کرد و فرمود:
امروز سکوت همراهی با دستگاه جبار است.
سخنرانی امام در مدرسة فیضیه
امام خمینی عصر عاشورای سال 1383 هجری قمری (13 خرداد 1342 شمسی) در مدرسه فیضیه نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد.
بخش عمدهای از سخنان امام در بیان نتایج زیانبار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسرائیل اختصاص داشت.
محاصره بیت امام در قم
شاه فرمان خاموش کردن صدای قیام را صادر کرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه 14 خرداد دستگیر و ساعت سه نیمه شب (سحرگاه پانزده خرداد 42) صدها کماندوی اعزامی از مرکز، منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و سراسیمه به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران زندانی کردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند.
خبر دستگیری امام به سرعت در شهر قم و مناطق اطراف پیچید. زن و مرد از روستاها و منازل خویش در شهر به سوی منزل قائد خود حرکت کردند. شعار اصلی جمعیت «یا مرگ یا خمینی» بود که از تمام فضای قم به گوش میرسید.
صبحگاه 15 خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، مشهد، شیراز و دیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد. مردم ورامین و شهرکهای اطراف به سوی تهران سرازیر شدند.
تانکها و ابزار زرهی و نیروهای نظامی برای جلوگیری از ورود معترضین به شهر در سه راهی ورامین با جمعیت درگیر شدند و جمع زیادی از راهپیمایان را به خاک و خون کشیدند.
در تاریخ 11 مرداد 1342 حضرت امام را از بازداشتگاه به منزلی تحت محاصره نیروهای امنیتی در منطقه داوودیه تهران منتقل نمودند. مردم تهران به محض اطلاع از انتقال رهبر، به سمت داوودیه سرازیر شدند. ساعاتی از ازدحام جمعیت نگذشت که رژیم ناگزیر از پراکندن جمعیت و محاصره علنی منزل، توسط نیروهای نظامی گردید.
رژیم شاه در آغاز سال 1343 با این تصور که شدت عمل در ماجرای قیام 15 خرداد مردم را متنبه و مبارزین را وادار به سکوت کرده است، کوشش داشت تا وقایع سال گذشته را فراموش شده جلوه دهد. در شامگاه 16 فروردین 43 بدون اطلاع قبلی، امام خمینی آزاد و به قم منتقل میشود. به محض اطلاع مردم، شادمانی سراسر شهر را فرا میگیرد و جشنهای باشکوهی در مدرسه فیضیه و شهر به مدت چند روز برپا میشود.
تصویب لایحه کاپیتولاسیون به وسیلة مجلسین فرمایشی سنا و شورا تیر خلاصی بر استقلال نیمبند ایران بود. سرکوبی شدید مبارزین و حبس و تبعید آنان و حکومت پلیسی شاه نفس را در سینهها حبس کرده و کسی یارای مخالفت نداشت. در این ماجرا نیز امام خمینی بر انجام رسالت تاریخی خویش مصمم شد و به قیامی دوباره برخاست.
افشاگری امام علیه تصویب لایحة کاپیتولاسیون و تبعید به ترکیه
افشاگری امام علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون، ایران در آبان سال 43 در آستانه قیامی دوباره قرار داد.
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره کماندوهای مسلّح اعزامی از تهران، منزل امام خمینی در قم را محاصره کردند. شگفت آنکه وقت بازداشت، همانند سال قبل مصادف با نیایش شبانه امام خمینی بود. حضرت امام بازداشت و به همراه نیروهای امنیتی مستقیماً به فرودگاه مهرآباد تهران اعزام و با یک فروند هواپیمای نظامی که از قبل آماده شده بود، تحت الحفظ مأمورین امنیتی و نظامی به آنکارا پرواز کرد.
آیتالله حاج آقا مصطفی خمینی نیز در روز تبعید امام بازداشت و زندانی شد و پس از چندی در 13 دیماه 1343 به ترکیه نزد پدر تبعید گردید. دوران تبعید امام در ترکیه بسیار سخت و شکننده بود. حضرت امام حتی از پوشیدن لباس روحانیت در آنجا ممنوع شده بود. اما هیچیک از فشارهای روانی و جسمی نتوانست آن حضرت را وادار به سازش کند.
تبعید به عراق
روز 13 مهرماه 1344 حضرت امام به همراه فرزندشان آیتالله حاج آقا مصطفی از ترکیه به تبعیدگاه دوم کشور عراق، اعزام شدند.
امام خمینی پس از ورود به بغداد برای زیارت مرقد ائمه اطهار(ع) به شهرهای کاظمین، سامرا و کربلا شتافت و یک هفته بعد به محل اصلی اقامت خود یعنی نجف عزیمت کرد. استقبال پرشور طلاب و مردم از ایشان در شهرهای مذکور، خود بیانگر آن بود که برخلاف تصور رژیم شاه پیام نهضت 15 خرداد در عراق و نجف نیز هوادارانی یافته است.
شهادت حاج آقا مصطفی
شهادت آیتاللّه حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356 و مراسم پرشکوهی که در ایران برگزار شد نقطه آغازی بر خیزش دوباره حوزههای علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی در همان زمان به گونهای شگفت این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامیده بود. رژیم شاه با درج مقالهای توهینآمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت.
اعتراض به این مقاله، به قیام 19 دیماه قم در سال 56 منجر شد که طی آن جمعی از طلاب انقلابی به خاک و خون کشیده شدند. بار دیگر قیام از قم آغاز شد و در مدت زمانی اندک و در شرایطی کاملاً متفاوت با 15 خرداد سال 42 در سراسر کشور همگانی شد.
روز 12 مهر، امام خمینی نجف را به قصد مرز کویت ترک گفت. دولت کویت با اشاره رژیم ایران از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد. قبلاً صحبت از هجرت امام به لبنان و یا سوریه بود. امّا ایشان پس از مشورت با فرزندشان (حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی) تصمیم به هجرت به پاریس گرفت. در روز 14 مهر ایشان وارد پاریس شدند، و دو روز بعد در منزل یکی از ایرانیان در نوفل لوشاتو (حومه پاریس) مستقر شدند.
اقامت در پاریس
در مدت اقامت چهار ماهه امام در پاریس، نوفل لوشاتو مهمترین مرکز خبری جهان بود و مصاحبههای متعدد و دیدارهای مختلف امام دیدگاههای ایشان را در زمینه حکومت اسلامی و هدفهای آتی نهضت برای جهانیان بازگو میکرد. به این ترتیب جمع بیشتری از مردم جهان با اندیشه و قیام ایشان آشنا شدند و از همین جا بود که بحرانیترین دوران نهضت را در ایران رهبری کرد.
امام خمینی در دیماه 57 شورای انقلاب را تشکیل داد. شاه نیز پس از تشکیل شورای سلطنت و اخذ رأی اعتماد برای کابینه بختیار در روز 26 دیماه از کشور فرار کرد. خبر در شهر تهران و سپس ایران پیچید و مردم در خیابانها به جشن و پایکوبی پرداختند.
بازگشت به وطن
امام خمینی بامداد 12 بهمن 1357 پس از چهارده سال دوری از وطن وارد کشور شد. استقبال بیسابقة مردم ایران چنان عظیم و غیر قابل انکار بود که خبرگزاریهای غربی نیز ناگزیر از اعتراف شده و استقبالکنندگان را چهار تا شش میلیون نفر برآورد کردند.
سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا(س)، مزار شهیدان انقلاب اسلامی، روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنوندد.
روز 21 بهمن پایگاههای پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط کردند. فرماندار نظامی تهران طی اطلاعیهای ساعات منع عبور و مرور را به ساعت چهار بعدازظهر افزایش داد. از سوی دیگر امام خمینی طی پیامی از مردم تهران خواست تا برای جلوگیری از توطئه در شرف وقوع به خیابانها بریزند و حکومت نظامی را عملاً لغو کنند.
بدین ترتیب آخرین مقاومتهای رژیم شاه در هم شکسته شد و صبحدم 22 بهمن، خورشید پیروزی نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی و پایانی بر دوران دیرپای سلطنت شاهان ستمگر در ایران طلوع کرد.
کمتر از دو ماه از پیروزی انقلاب نمیگذشت که 2 / 98 درصد رأیدهندگان در رفراندوم 12 فروردین سال 58 در یکی از آزادترین انتخابات تاریخ ایران رأی به استقرار نظام جمهوری اسلامی دادند و متعاقب آن انتخابات پیاپی برای تدوین و تصویب قانون اساسی و انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی برگزار گردید. امام خمینی برای استقرار ارکان نظام اسلامی و تبیین هدفها و اولویتهای حکومت اسلامی و تشویق مردم به حضور در صحنهها همه روزه در محل اقامت خود و مدرسه فیضیه قم در دیدار با هزاران تن از مشتاقان خویش سخنرانی میکرد.
در سال 1358 در آستانه سالگرد تبعید امام خمینی به ترکیه (13 آبان) خبر ملاقات اعلام نشده آقای بازرگان با برژینسکی مشاور امنیت ملی کاخ سفید در الجزیره به ایران رسید. روز 13 آبان گروهی از نیروهای مسلمان دانشگاهی با نام «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» سفارت امریکا در تهران را اشغال کرده و پس از شکستن مقاومت تفنگداران امریکایی نگهبان سفارت، جاسوسان امریکایی را بازداشت کردند.
اولین انتخابات ریاست جمهوری
در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری ایران 5 / 11 / 1358 و در حالی که امام خمینی در بیمارستان قلب تهران بستری بود، آقای ابوالحسن بنیصدر از رقبای خود پیشی گرفت. او که در آستانه پیروزی انقلاب به کشور بازگشته بود، با سخنرانیها و ارائه کتابهای خویش از خود چهرهای مذهبی ـ انقلابی و اقتصاددانی آگاه ارائه کرد. امام خمینی در مراسم حکم تنفیذ ریاست جمهوری وی فرمودند: من یک کلمه به آقای بنیصدر تذکر میدهم، که آن یک کلمه تذکر برای همه است: «حُبُّ الدنیا رأسُ کلّ خطیئةٍ». شخصیت آقای بنیصدر و قدرتطلبی وی مانع از بهکارگیری این نصیحت شد. او مغرور از آرای به دست آمده، از آغاز بنا را بر اختلاف با جناح خط امام و مخالفت با روحانیت گذاشت.
در روز 7 تیر فاجعهای عظیم به وقوع پیوست. 72 تن از کارآمدترین عناصر نظام اسلامی و یاران امام خمینی که در میان آنان رئیس دیوانعالی کشور (دکتر بهشتی)، چند تن از وزرا، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولین قوه قضاییه و جمعی از متفکرین و نویسندگان و نیروهای انقلابی حضور داشتند، در مقرّ حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار بمبی قوی که عامل نفوذی سازمان منافقین کار گذاشته بود، شهید شدند. دو ماه بعد در روز 8 شهریور 1360 آقای محمدعلی رجایی چهره محبوب مردم ایران که بعد از عزل بنیصدر از سوی مردم به ریاست جمهوری انتخاب شده بود، به همراه حجت الاسلام دکتر محمدجواد باهنر [نخستوزیر] در محل کار خویش با انفجار بمبی دیگر به شهادت رسیدند.
آغاز جنگ تحمیلی
ارتش عراق در روز 31 شهریور 1359 تجاوز گسترده نظامی خویش را در طول 1280 کیلومتر مرز مشترک از شمالیترین نقطه مرز مشترک با ایران تا بندر خرمشهر و آبادان در جنوب ایران آغاز کرد. همزمان هواپیماهای نظامی عراق فرودگاه تهران و مناطق دیگر را (در ساعت دو بعد از ظهر آن روز) بمباران کردند.
در سومین سال جنگ، پس از عملیات بیتالمقدس که در سوم خرداد 1361 منجر به آزادسازی بندر مهم و استراتژیک خرمشهر از دست قوای متجاوز عراقی گردید، امام خمینی معتقد به خاتمه دادن جنگ و دفاع در آن برهه بود، اما مسئولین بلندپایه و متعهد جمهوری اسلامی ـ اعم از فرماندهان نظامی و مسئولین سیاسی کشور ـ پس از بررسی همه جانبه شرایط سیاسی و نظامی کشور و جبههها، خدمت امام خمینی رسیده و نظریه خود را مبنی بر ضرورت استمرار دفاع تا فراهم آمدن شرایط لازم برای تحقّق صلحی پایدار مطرح ساختند.
قبول قطعنامه
پیام امام خمینی معروف به پیام قبول قطعنامه 29 / 4 / 1367 (مطابق با 20 ژوئیه 1988) از شاهکارهای رهبری و مدیریت امام خمینی است که در آن کارنامه جنگ تحمیلی و ابعاد آن به روشنی بازگویی شده و خطوط آینده نظام و انقلاب اسلامی در همه زمینهها و از آن جمله مواجهه با ابرقدرتها و پایداری بر آرمانها و اهداف انقلاب ترسیم شده است.
نامه به گورباچف
امام خمینی با بصیرتی غیر قابل درک برای محاسبهگران مادی، در تاریخ 11 / 10 / 1367 طی نامهای خطاب به گورباچف چنین پیشبینی کرد:
از این پس کمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد.
امام خمینی در همین نامه ژرفترین تحلیلها را از تحولات جاری شوروی ارائه کرد و از آن به «صدای شکستن استخوانهای کمونیسم» تعبیر نمود.
امام خمینی و وحدت مسلمین
حضرت امام هرگونه حرکتی که به تفرقه صفوف مسلمین و بهرهبرداری و استیلای استعمارگران بینجامد را جایز نمیشمرد. او با صدور فتاوایی منحصر به فرد، و حمایت از اعلام هفته وحدت در جهان اسلام در سالگرد تولد پیامبر اکرم(ص) و صدور پیامهای پیاپی، راههای عملی وحدت شیعه و سنّی را ارائه مینمود و در تمام دوران زعامتش در برابر تلاشهایی که نتیجه آنها تفرقه و جدال بین شیعه و سنّی بود، به مقابله برمیخاست.
امام خمینی معتقد بود که ایمان به خدای یگانه و قرآن مجید بهعنوان منشور ابدی هدایت و اعتقاد به رسالت خاتم انبیا(ص) و ضروریات و شعائر و احکام دینی همچون نماز، روزه، زکات، حج و جهاد محورهای استواری برای وحدت عملی کلیه پیروان مذاهب اسلامی در برابر مشرکین و دشمنان دین هستند.
برنامه ریزی در زندگی
امام خمینی در زندگی، سخت معتقد به برنامهریزی و نظم و انضباط بود. ساعات مشخصی از شبانهروز را به عبادت و ذکر حق و قرائت قرآن و دعا و مطالعه میپرداخت. قدم زدن و در همان حال ذکر خدا گفتن و اندیشیدن، جزئی از برنامه روزانهاش بود. او در حالی که عمرش به نود سال نزدیک شده بود، هنوز یکی از پرکارترین رهبران سیاسی جهان به شمار میرفت که نشاط خدمت در راه تعالی جامعه اسلامی و حلّ مشکلات آن را هیچگاه؛ حتی در سهمگینترین حوادث از دست نمیداد.
چهرهای مصمّم و مهربان داشت، نگاهش پرجاذبه و سرشار از معنویت بود. جمعیت که در حضورش مینشست بیاختیار غرق در جاذبه معنویاش میشد، بسیاری از حاضران ناخودآگاه اشک شوق میریختند. مردم ایران حق داشتند که سالها از صمیم قلب در شعارهای دعاگونهشان از خدا بخواهند که عمر آنان را با افزایش لحظهای بر عمر امام معاوضه کند.
رحلت امام خمینی(س)
ساعت 20 / 22 شامگاه شنبه سیزدهم خردادماه سال 1368 لحظه وصال بود. قلبی از کار ایستاد که میلیونها قلب را به نور خدا و معنویت احیا کرده بود.
وقتی خبر رحلت منتشر شد، گویی زلزلهای عظیم رخ داده است، بغضها ترکید و سرتاسر ایران و همه کانونهایی که در جهان با نام و پیام امام خمینی آشنا بودند، یکپارچه گریستند و بر سر و سینه زدند.
هیچ قلم و بیانی قادر نیست ابعاد حادثه را و امواج احساسات غیر قابل کنترل مردم را در آن روزها توصیف کند.
روز چهاردهم خرداد 1368، مجلس خبرگان رهبری، تشکیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینی توسط حضرت آیتاللّه خامنهای که دو ساعت و نیم طول کشید، بحث و تبادل نظر برای تعیین جانشین امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد و پس از چندین ساعت، سرانجام حضرت آیتاللّه خامنهای (رئیس جمهور وقت) - که خود از شاگردان امام خمینی ـ سلام الله علیه ـ و از چهرههای درخشان انقلاب اسلامی و از یاوران قیام 15 خرداد بود و در تمام دوران نهضت امام، در همه فراز و نشیبها در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازی کرده بود - به اتفاق آرا برای این رسالت خطیر برگزیده شد.
آثار حضرت امام خمینی(س)
شرح دعای سحر، شرح حدیث رأس الجالوت، شرح حدیث جنود عقل و جهل، مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، سِر الصلوة، آداب نماز (آداب الصلوة)، رساله لقاءاللّه، کشف اسرار، انوار الهدایة فی التعلیقة علی الکفایة، الرسائل العشرة، کتاب الطهارة، المکاسب المحرمه، تحریر الوسیله، کتاب البیع، حکومت اسلامی یا ولایت فقیه، کتاب الخلل فی الصلوة، جهاد اکبر یا مبارزه با نفس، رساله توضیح المسائل، مناسک حج، تفسیر سوره حمد، دیوان شعر امام، صحیفه امام خمینی.
روحش شاد
انتهای پیام










نظر شما