پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۹ | Jul 16, 2020
قتل

حوزه/ رومینا اشرفی، ماجرایی که عیار انصاف و مواجهه عقلایی با دو فریادخواهی متفاوت از یک دهان واحد را بر ملا می کند تا آنجا که در مواجهه نفوذ رسانه‌ای باید با وجدان و انصاف پرسید که کدام مسئله برایتان مهم است، مقام پدری و فرزندی، عشق، کودک همسری و...

 خبرگزاری حوزه/  معضلات فرهنگی اجتماعی یک ملت عموما به نوع سیاست‌ها و فرایندهای ساختاری بدنه اجرایی قانون اساسی -به عنوان میثاق ملی یک ملت- برمی‌گردد، تا جایی که در فرایندهای حزبی و سیاسی از وقوع حوادث نیز برای تقابل‌های حزبی بهره گرفته می‌شود.

حادثه کشته شدن دختری توسط پدرش که در تیترها و محافل گوناگون حزبی سیاسی به حادثه رومینا اشرفی مشهور شد، یکی از متن بازترین جریانات شبه حزبی کشور که عمدتا خود را از یک جناح می‌نامند در ادامه فرایندهای ساختار شکنانه خود از این حادثه برای حمله به ساختارهای احکام اسلامی و قانون های مدنی و جزایی منطبق بر اندیشه دینی بهره گرفته و می‌خواهند از این حادثه شخصی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز بهره  ببرند!

بر اساس این گزارش یکی از روزنامه ها روز گذشته در تیتری نوشت: «بابا با داس آمد»! عبارتی که در ظاهر خیلی احساسی و شاید به نظر نویسنده، بسیار خاص نگاشته شد، ولی نخستین قربانی آن، جایگاه پدر و مسئولیت او نسبت به خانواده است. پدرانی که در سرزمین ما از آرزوها و علایق و خوشی های خود می گذرند تا نظام خانواده را حفظ کنند و نگذارند چشم ناپاکی نسبت به نوامیسشان نظری بیاندازد.

جایگاهی که اسلام برای این مرد ترسیم کرده، جایگاه رهبری است و از این رو حقوقی را برای جامعه خانواده ترسیم کرده که نقش ها به درستی در آن ایفا شود و به وسیله آن خانواده که ریشه جامعه است، به بهترین شکل ممکن، با مشکلات و آسیب ها تقابل کرده و نقشه بیماردلان در این عرصه را خنثی کند.

در ماجرای کشته شدن یک فرزند به دست پدرش که البته متأسفانه در سراسر تاریخ و این کره خاکی نمونه های آن دیده می شود، همواره انسان ها را متأثر می کند و هر انسان عاقلی را دور از هر گونه رفتار احساسی به فکر فرو می برد که چطور می شد کاری کرد که جلوی این اتفاق را گرفت...؟

آیا قصاص بی قید و شرط پدر، در هر شرایطی، می تواند بازدارندگی داشته باشد. این همه پدرانی که به دست فرزندانشان کشته شده اند، مردانی که به دست زنانشان کشته شده اند یا حتی همسرانی که به دشت شوهرانشان کشته شده اند سخنی دیگر را به میان می آورند.

رومینا اشرفی، ماجرایی که عیار انصاف و مواجهه عقلایی با دو فریادخواهی متفاوت از یک دهان واحد را بر ملا می کند تا آنجا که در مواجهه نفوذ رسانه‌ای باید با وجدان و انصاف بپرسد که کدام مسئله برایتان مهم است، مقام پدری و فرزندی، عشق، کودک همسری و...؟

باید به این نکته مهم اذعان داشت که جریان فکری خاصی با آبشخور خاص به طمع تأمین منافع خود، شعار پُرکردن حفره‌های قانونی را بهانه‌ای برای  تغییرات ماهوی ساختارهای شناختی نظام اسلامی کرده است، در حالی که همچنان پرونده کودک همسری را در  دست اجرا و به دنبال ایجاد تغییرات شناختی برای سست شدن ارکان نظام خانواده دارد، در  پرونده رومینا اشرفی هیچ اشاره‌ای  به کودک بودن رومینا و سوء استفاده جوان ۲۹ ساله از نوجوان ۱۳ ساله نمی‌کنند!

حال سوال اساسی این است که اگر پدر رومینا به این ازدواج تن می‌داد آیا عَلم کودک همسری جای تیترهای قتل او را نمی‌گرفت؟ آیا مزدوران و سربازان این تفکر اینجا به حق انتخاب دختری ۱۳ ساله برای ازدواج با مردی بیش از دو برابر سنش احترامی قائل می شدند.

البته سؤالات دیگری در این میان هست که با تأملی می توان به پاسخ ها رسید:

- چطور ساعاتی بعد از این اتفاق، شرح کامل یک طرفه ای از این اتفاق در فضای مجازی با سرعت هرچه تمام تر منتشر شد؟

- این دختر که در سنین دانش آموزی قرار دارد، تحت چه آموزش هایی یا عدم دریافت چه آموزش هایی در چنین مسیری قرار گرفت. آیا اجرای چراغ خاموش سند ۲۰۳۰ در این مسیر نقشی داشته است؟

- این همه هجمه نسبت به اسلام، خانواده و نقش پدر و مادر در خانه از برای چیست؟

- اگر این دختر توسط معشوقه خود کشته می شد، کسی می نوشت «عاشق با داس آمد»؟

- اگر نام این دختر از اسامی مذهبی و دینی بود، آیا باز هم اینگونه معصومیتش دیده می شد؟

در این میان مواجهه حوزه و عالمان نیز می‌تواند تعیین کننده باشد؛ البته صبح امروز چند تن از بانوان محجبه و مؤمنه در اعتراض سکوت رسانه‌ای اجتماعی در برابر  دهن کجی جریان های حزبی به شریعت مبین اسلام امروز صبح جمعه (۹ خرداد ۱۳۹۹) به اقامه نماز استغاثه امام عصر(عج) در مقابل بیوت برخی از عالمان پرداختند.

علیرضا حسینی فعال رسانه

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 10 =
google-site-verification=0iLoQV4C04yTFqMIugB47gzW8uc7-poVtQKrLZbxcw8