به گزارش خبرگزاری حوزه، حجّت الإسلام والمسلمین حمیدرضا آلوستانی، استاد سطوح عالی حوزه علمیّه قم به مناسبت ولادت حضرت امیرالمؤمنین«علیهالسلام» و معمّم شدن تعدادی از طلّاب، به موضوع «روحانیّت، نیاز امروز جامعه» پرداخته است.
متن این سخنرانی بدین شرح است:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»
روحانیّت، نیاز امروز جامعه
امیرالمؤمنین«علیهالسلام» اسطوره واقعی تبلیغ کننده دین مبین اسلام هستند. خاندان مطهّر حضرت علی«علیهالسلام» باعث گسترش اسلام و مذهب تشیّع در ایران شدهاند.
امروزه مبلّغان حقیقی دین مبین اسلام روحانیّت میباشند. متأسّفانه برخی خواسته یا ناخواسته سعی در تضعیف این جایگاه مقدّس برآمدهاند. این عملکرد باعث گردیده که به ندرت برخی از طلبههای جوانی که در لباس روحانیّت درصدد خدمت به اهل بیت«علیهمالسلام» هستند، دچار تردید شوند و حتّی شاید در بعضی موارد از پوشیدن این لباس مقدّس اظهار ندامت نمایند.
روحانیّت یک جایگاه اعتباری و تابع قانون و قانونگذار دنیوی نیست بلکه یک جایگاه حقیقی و واقعی در عالم میباشد. خداوند متعال به لسان نبیّ مکرّم اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» و اهل بیت«علیهمالسلام»، در روایات متعدّدی فرمودهاند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَیْراً فَقَّهَهُ فِی الدِّین» یعنی اگر خداوند متعال برای عبدی خیر واقعی را اراده نماید او را در مسائل دینی فقیه و ژرفنگر میگرداند.
در روایتی از پیامبر اکرم«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» آمده است: «مَنْ حَفِظَ مِنْ أُمَّتِی أَرْبَعِینَ حَدِیثاً یَنْتَفِعُونَ بِهَا بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَقِیهاً عَالِماً». یعنی هر شخصی از أمّت منِ پیغمبر چهل حدیث را حفظ نماید به گونهای که مردم نسل به نسل از آن فائده ببرند، خداوند متعال در روز قیامت او را درحالیکه فقیه عالم است مبعوث خواهد کرد. بر اساس اینگونه احادیث تنها تمثالی که در روز قیامت وجود دارد فقیه میباشد. تمام عناوینی که وجود دارند، تنها در این دنیا تمثال دارند امّا این عنوان فقیه است که هم تمثال دنیوی آن واحد میباشد و هم تمثال أخروی آن. بنابراین روحانیّت یک جایگاه حقیقی در این عالم و هدیهای از جانب خداوند به بندهاش میباشد .
در ادامه لازم است که برخی از شئونات طلبگی بیان گردد:
۱) تفقّه و تبلیغ، دو عنصر اصلی روحانیّت
خداوند متعال در سوره مبارکه توبه آیه شریفه ۱۲۲ میفرمایند: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِم لَعَلَّهُم یَحْذَرُونَ». یعنی چرا از میان شما، تعدادی برای فرا گرفتن درس دین اقدام نمینمایند تا در دین تفقّه کنند و قوم خود را زمانی که برگشتند انذار کنند تا شاید از کارهای اشتباه خود دست بردارند و در مسیر صلاح قرار گیرند.
مسأله تفقّه و تبلیغ، دو عنصر اصلی طلبه میباشند. به هیچ عنوان نمیتوان چنین مسئولیّتی را نادیده گرفت. قرار نیست که تبلیغ حتما به حکم تبلیغی و توسّط ارگانهای ذی ربط انجام شود بلکه رعایت اخلاق اسلامی همانند افشای سلام در مجتمع مسکونی، صله رحم به اندازه لازم، کمک کردن به ایتام و فقراء، تشکّر کردن از خانواده بابت غذا درست کردن و یاد گرفتن فرزندان نیز نوعی تبلیغ است؛ سبد کالاهایی که توسّط مردم جمعآوری میشود و از طریق امام زادهها«سلاماللّهعلیهم» پخش میشوند نوع دیگری از تبلیغ میباشد. چنین امری باعث میشود که مردم یک ملجأ و مأوایی داشته باشند.
در سوره مبارکه أحزاب آیه شریفه ۳۹ آمده است: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ یَخْشَوْنَهُ وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّه». یعنی کسانی که تبلیغ دین خدا میکنند در این مسیر، تنها از خدا میترسند و از غیر ایشان ترسی ندارند. اگر شرایط به گونهای رقم بخورد که مجلس اقتضای سخن گفتن در مورد حجاب یا عدم روزه خواری را میطلبد، هراسی از سخن گفتن و بیان مواضع اسلام نداشته باشد؛ همچنین در آیه شریفه ۲۸ سوره مبارکه فاطر آمده است: «إِنَّما یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء». یعنی تنها علماء هستند که از خداوند متعال ترس دارند؛ ترسی که آنان را در مسیر اصلاح قرار میدهد نه ترسی که مانع از حرکت گردد.
طلبهای که خدا ترس است برای یک ساعت سخنرانی، ساعتها برای مطالعه وقت میگذارد تا برای مردم مفید واقع گردد؛ اگر قرار است تحلیلی را ارائه دهد، مدّتها در مورد آن تأمّل مینماید نه تحلیلی که از قبل نوشته شده را بدون مطالعه ارائه دهد؛ اگر در جایی که سخن گفتن به ضرر او بوده ولی به نفع اسلام و مسلمین باشد، هراسی از سخن گفتن نداشته باشد. حضرت امیرالمؤمنین«علیهالسلام» پس از ضربت فرمودند: «فُزْتُ و رَبِّ الکَعْبَة»، امام حسین«علیهالسلام» در مقابل زور دشمنان فرمودند: «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» و حضرت زنیب«علیهاالسلام» بعد از واقعه کربلاء فرمودند: «مَا رَأَیْتُ إلَّا جَمِیلاً». تمام این سخنان نشان میدهد که تبلیغ دین خدا و استقامت در این مسیر تا آخرین لحظه ممکن، لازم است.
سؤالی که پدیدار میشود این است که آیا دانشپژوهان این مقدار استقامت را در این مسیر مقدّس دارند؟ یا به خاطر برخی از مشکلات دست به امور خارج از وظائف طلبگی میزنند؟.
در حدیثی که باید نصب العین تمام دانشپژوهها قرار بگیرد، آمده است که خداوند متعال به حضرت داود وحی نمود که پنج امر را در پنج امر قرار دادم درحالیکه مردم آنها را در پنج امر دیگر طلب میکنند که به آن دست نخواهند یافت؛ یکی از آن امور این است که علم را در گرسنگی و سعی و تلاش قرار دادم درحالیکه آن را در سیری و راحتی میجویند که آن را نخواهند یافت. مصداق بارز این سخن، فقهاء و علماء هستند که در گرسنگی و سعی و تلاش، فقیه و عالم شدند. شاهد بر این سخن خاطراتی میباشد که از علماء و فقهاء به جای مانده است.
ناگفته نماند که در گذشته ارتباط میان مردم و روحانیّت بسیار شدید بوده به همین جهت احساس مینمودند که اگر به روحانیّت رسیدگی نشود، واجبی بر زمین مانده است چراکه چنین خدمتی را برای سالم ماندن نسل خود، عدم انحراف از مسیر هدایت و حفظ دین خداوند متعال لازم میدانستند؛ همچنین بازاریهای یک شهر از روحانی دعوت میکردند که آداب کسب و کار دینی را به آنان بیاموزد چراکه متوجّه بودند کاسبی که آداب کسب و کار دینی را یاد نگیرد در مال او برکت نخواهد آمد. چه بسا افرادی هستند که در مسائل مربوط به ربا، بی اطّلاع میباشند و تنها راه آموزش آنها وجود یک روحانی است نه متخصّص قلب.
برخی از عملکردها موجب شده که فضای صمیمی که در گذشته میان مردم و روحانیّت بوده، اکنون کم رنگ و بلکه پاک شود. اینکه یک روحانی سعی دارد که رسیدگیهای لازم را خود انجام دهد امری پسندیده است امّا این امر نباید به گونهای باشد که آن فضای صمیمی گذشتگان را حذف کند. این نوع رفتار لطف به مردم نیست زیرا با چنین رفتاری، مردم آرام آرام احساس میکنند که نسبت به دین خود هیچ مسئولیّتی ندارند. دور شدن از فضای صمیمی گذشتگان سبب شده که مال شخص پولدار برکت نداشته باشد یا در مسیرهایی همچون مریضی خرج شود و یا برای آیندگان پس انداز گردد.
۲) لباس مقدّس روحانیّت یک نماد اسلامی
لباس مقدّس روحانیّت به عنوان یک نماد اسلامی میباشد. لباسی که برگرفته از سیره عملی رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» و اهل بیت«علیهمالسلام» است. در این زمینه روایات فراوانی وجود دارد. در روایتی آمده است که عمامه، تاج ملائک میباشد ؛ در روایتی بیان شده که در روز بدر، فرشتگان عمامههای سفید دنبالهدار داشتند ؛ همچنین در روایتی دیگر آمده است: «العَمَائمُ وَقارٌ المُؤمنِ ...». یعنی عمامهها وقار مؤمن میباشد.
در این باره خاطرهای از مرحوم علّامه طباطبایی نقل میشود که جایگاه و ارزش لباس مقدّس روحانیّت را نمایان میکند. ایشان میفرمایند:
«در سالهایی که در حوزه نجف اشرف مشغول تحصیل علم بودم مرتب از ناحیه مرحوم والدم هزینه تحصیلم به نجف میرسید و من فارغ البال مشغول بودم تا آنکه چند ماهی مسافر ایرانی به عراق نیامد و خرجیم تمام شد، در همین وضع روزی مشغول مطالعه بودم و دقیقا در یک مسئله علمی فکر میکردم که ناگهان بی پولی و وضع روابط ایران و عراق رشته مطلب را از دستم گرفته و بخود مشغول کرد، شاید چند دقیقه بیشتر طول نکشید که شنیدم درب منزل را میکوبند، در حالی که سر روی دستم نهاده و دستم روی میز بود برخاستم و درب خانه را باز کردم مردی دیدم بلند بالا و دارای محاسنی حنایی و لباسی که شباهت به لباس روحانی عصر حاضر نداشت نه فرم قبایش و نه فرم عمامهاش، اما هر چه بود قیافهای جذاب داشت. به محضی که در را باز کردم سلام کرد و گفت: من شاه حسین ولی، پروردگار متعال میفرماید در این مدت هیجده سال، کی گرسنهات گذاشتهام که درس و مطالعهات را رها کرده و بفکر روزیت افتادهای!! آن گاه خدا حافظی کرد و رفت. من بعد از بستن در خانه و برگشتن به پشت میز تازه سر از روی دستم برداشتم و از آنچه دیدم تعجب کردم و چند سؤال برایم پیش آمد»؛
سپس بعد از بیان سؤال اوّل و دوّم در سؤال سوّم میفرمایند: «سؤال سومی که برایم پیش آمد تاریخ هیجده سال بود که این تاریخ ابتدائش چه وقت بوده است؟ وقتی است که من شروع به تحصیل علوم دینی کردهام؟ که من بیست و پنج سال است مشغولم، و یا وقتی است که من به حوزه نجف اشرف مشرف شدهام؟ که آنهم بیش از ده سال نیست پس ماده تاریخ هیجده از چه وقت است؟ و چون خوب فکر کردم دیدم هیجده سال است که به لباس روحانیت ملبس و مفتخر شدهام».
۳) روحانیّت مصداق خدمت به اهل بیت«علیهمالسلام»
در حدیثی آمده است: «شخصی از خراسان به غلام حضرت امام صادق«علیهالسلام» پیشنهاد داد که تمام دارایی خود را به تو میدهم ولی در قبال آن از امام«علیهالسلام» خواهش کن که من را جای تو قرار دهد تا غلام او باشم؛ غلام خدمت حضرت«علیهالسلام» رفت و چنین درخواستی نمودند؛ حضرت«علیهالسلام» فرمود: اگر شما نسبت به خدمت ما بی تفاوت هستی و آن شخص نسبت به خدمت ما رغبت دارد، ما او را میپذیریم؛ غلام برگشت و در حالیکه خارج میشد، حضرت«علیهالسلام» به او گفت: به خاطر مدّت همنشینی با ما، تو را نصیحتی میکنم و تو نسبت به آن مختار هستی؛ حضرت«علیهالسلام» فرمودند: وقتی روز قیامت شود پیامبر به نور خدا در آویزد و امیرالمؤمنین به نور رسول خدا چنگ میزند و ائمه به امیرالمؤمنین در آویزند و شیعیان به نور ما چنگ میزنند و به منزلگاه ما داخل خواهند شد و به جایگاه ما در میآیند»؛ در نتیجه غلام درخواست شخص خراسانی را رد نمود و خدمت کردن برای حضرت«علیهالسلام» را انتخاب کردند ... .
تمام افتخار طلبه، خدمت به اهل بیت«علیهمالسلام» است. در اقصی نقاط این عالم هم که برویم و با این لباس مقدّس باشیم ما را سرباز امام زمان«روحی له الفداء» میشناسند. همان افرادی که ناخواسته به این طلبه جوان و لباس مقدّس روحانیّت توهین میکنند، حقیقتا پشیمان هستند . باید عهد ببندیم که این مسیر را با هیچ امری معامله نکنیم بلکه ثابت قدم بمانیم.
۴) غفلت از روحانیّت و اثرات آن
پیامبر«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» فرمودند: «سَیَأْتِی زَمَانٌ عَلَی أُمَّتِی یَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَمَاءِ کَمَا یَفِرُّ الْغَنَمُ عَنِ الذِّئْبِ ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِثَلَاثَةِ أَشْیَاءَ الْأَوَّلُ یَرْفَعُ الْبَرَکَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ الثَّانِی سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ الثَّالِثُ یَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْیَا بِلَا إِیمَانٍ» . یعنی زمانی بر امّت من میآید که مردم از علماء فرار میکنند همانگونه که گوسفند از گرگ فرار مینماید. خداوند متعال چنین مردمی را به سه بلاء مبتلا میکند: یکی اینکه برکت را از اموال آنها میگیرد ؛ دیگری آنکه ظالمی بر آنها مسلّط میکند؛ سوّم اینکه بدون ایمان میمیرند.
تمام کشورهایی که اسم اسلام است امّا رسمی از اسلام نیست، به وضعیّت وخیمی گرفتار هستند چراکه مردم آنها جرأت ایستادگی در مقابل ظالم را ندارند. بله کشوری که دختران مسلمان خود، برای یک رئیس جمهور قاتل و پست، رقص شمشیر انجام میدهند، محکوم به ذلّت است امّا کشوری چون جمهوری اسلامی ایران هیچگاه چنین ذلّتی را به کمک قدرت نظامی و حمایت شخص مقام معظم رهبری«مدّظلّهالعالی» که خط قرمزی بر عدم دخالت استعمار بر مسائل نظامی کشیدند، نپذیرفته است. آمریکا و اسرائیل بیشتر از قدرت نظامی جمهوری اسلامی ایران، از شخص مقام معظّم رهبری«مدّظلّهالعالی» میترسند.
چنین شخصیّت با عظمتی تمام افتخار خویش را طلبه بودن معرّفی مینماید به همین جهت در برابر پیشنهاد مدرک دکتری افتخاری، چنین میفرمایند: «...از پذیرش آن معذورم و اگر خدای کریم کمک کند به همان میثاق طلبگی متعهد و پایبند خواهم بود» لذا پس از دیدار رئیس جمهور کشور روسیه با رهبر فرازنه انقلاب«مدّظلّهالعالی» گفته بود: «من مسیح را ندیدهام اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خواندهام؛ من مسیح را در رهبری ایران دیدم».
رهبر انقلاب«مدّظلّهالعالی» به لحاظ زندگی شخصی در سختترین شرایط زندگی میکنند؛ مدیریّت جامعه اسلامی، دشوارترین مسئولیّتی است که ایشان قبل از انتخاب چنین مسئولیّتی، تمایلی به آن نداشتند امّا وقتی که خداوند متعال این مسئولیّت را بر عهده ایشان قرار دادند، به بهترین شکل ممکن آن را اداره نمودند؛ همچنان که خدمات حضرت آیت اللّه سیستانی«مدّظلّهالعالی» که در خانهای محقّر در نجف اشرف زندگی میکنند، شهره خاصّ و عامّ میباشد.
بنابراین تنها راه نجات جامعه اسلامی، روی آوردن به احکام الهی و رجوع به روحانیّت میباشد؛ روحانیّت باید مطالعات لازم را داشته باشد؛ جامعه شناس، موضوع شناس، سخن مطابق نیاز روز مطرح کردن، از جمله اموری است که باید به آنها توجّه شود.
شایان ذکر است که تمام القائات دشمنان به اینکه مردم از روحانیّت، مسجد و ... فاصله دارند، اشتباه است. بدون تردید توهینهایی که به جایگاه روحانیّت میشود باعث تزلزل طلّاب نخواهد شد. در طول تاریخ بالاترین توهینها را به عزیز زهراء«علیهاالسلام» امام حسین«علیهالسلام» و رسول مکرّم اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» دادند امّا در نهایت این پرچم اسلام است که سرافراز و پیروز شد. خداوند در آیه شریفه ۸ از سوره مبارکه صف میفرمایند: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُون».
و الحمدللّه ربّ العالمین










نظر شما