به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام والمسلمین حمیدرضا آلوستانی استاد حوزه علمیه قم به تبیین ابعاد شخصیتی حضرت زینب«سلاماللّهعلیها» پرداخت که آ« را در ادامه می خوانید:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»
علماء در طول تاریخ بیانات متعدّدی در مورد ابعاد مختلف شخصیّت حضرت زینب«علیهاالسلام» بیان کردهاند. آنها سیره علمی، عملی، قرآنی، تربیتی و ... حضرت«علیهاالسلام» را به عنوان الگو به جهان معرّفی نمودهاند که در این زمینه کتب مستقلّی نیز نگاشته شده است. ولایت پذیری تامّ با ولیّ زمانه (امام علی، امام حسن، امام حسین و امام زین العابدین«علیهمالسلام») که مصداق بارز آیه شریفه 59 سوره مبارکه نساء: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم» میباشد، درک مشکلات و مصیبتها هم در سنین کودکی و هم در بزرگسالی، تسلّط کامل به آیات و روایات و شناخت حقیقی مسائل دینی و مقتضیات زمان، همسرداری، اجازه گرفتن از شوهر خویش برای همراهی با امام حسین«علیهالسلام»، حضور در واقعه کربلاء که باعث پیری یک روزه حضرت«علیهاالسلام» شد، مبلّغ واقعی قیام عاشورایی بعد از واقعه کربلاء که به تعبیر عامیانه کربلاء در کربلاء میماند اگر زینب نبود، عفّت، شجاعت و ایستادگی در مقابل ظلم و استکبار که روایات شیعه و سنّی بر آن دلالت دارد، بخشی از موضوعاتی میباشد که در مورد شخصیّت والای حضرت«علیهاالسلام» مطرح شده است.
در ادامه به توضیح برخی از این عناوین پرداخته میشود:
پیغمبر اکرم«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم»، اوّلین روضهخوان حضرت زینب«علیهاالسلام»
در روایتی آمده است: «هنگامی که حضرت زینب«علیهاالسلام» دیده به جهان گشودند، این خبر مبارک به رسول مکرّم اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» داده شد؛ رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» به خانه حضرت فاطمه«علیهاالسلام» حاضر شدند و از دختر خویش درخواست نمودند که فرزند تازه متولّد را خدمت ایشان بیاورند؛ وقتی حضرت فاطمه«علیهاالسلام» دختر تازه متولّد را آوردند، پیامبر«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» این نازدانه را در آغوش گرفته و به سینه خویش چسبانید تا جایی که گونه رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» به چهره مبارک حضرت زینب«علیهاالسلام» قرار گرفت، سپس با صدایی بلند گریه نمودند و اشک ایشان بر این بانوی محترمه«علیهاالسلام» جاری شد؛
حضرت فاطمه«علیهاالسلام» خطاب به پیغمبر«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» فرمودند: ای پدر علّت گریه شما چه میباشد؟ خداوند چشمان شما را گریه ننماید؛ پیامبر«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» فرمودند: دخترم زهراء بعد از من و تو، این دختر به بلاهای سختی مبتلا خواهد شد و دشواریهای زیاد و جانسوزی بر او وارد میگردد؛ سپس حضرت زهرا«علیهاالسلام» شروع به گریه کردن نمودند و بعد از آن به رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» فرمودند: ثواب کسی که بر این دختر و مصائب او گریه کند، چه میباشد؟ رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» به حضرت فاطمه«علیهاالسلام» عرضه داشتند: قطعا کسی که بر این بانو و مصیبتهای ایشان گریه نماید، ثواب گریه بر امام حسن و امام حسین«علیهماالسلام» نصیب او میشود و سپس اسم «زینب» را برای او انتخاب کردند».
بر اساس این روایت میتوان اوّلین روضهخوان حضرت زینب«علیهاالسلام» را شخص رسول مکرّم اسلام«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» دانست. در حقیقت مصیبت حلقۀ اتّصال میان ولادت تا رحلت این بانوی بزرگوار«علیهاالسلام» است.
خطبه حضرت زینب«علیهاالسلام» نماد ایستادگی در مقابل ظلم و ظالم
واقعه کربلاء یکی از مهمّترین دورۀ زندگانی حضرت زینب«علیهاالسلام» بوده است. خطبهای که ایشان بعد از واقعه کربلاء در شهر شام در مقابل یزد ملعون ایراد فرمودند، تجلّی شجاعت، تیزبینی، درک صحیح از دین و مقتضیات دینی حضرت«علیهاالسلام» میباشد. بله شجاعت یعنی در اسارت بودن، نترسیدن و ترس به جان دشمن انداختن است. دقیقا ایراد چنین خطبهای زمانی رخ داد که حضرت«علیهاالسلام» در اسارت به سر میبردند و تمام حوادث را با چشم سر دیدند از شهادت امام حسین«علیهالسلام» گرفته تا آوارگی و خار مغیلان.
این خطبه که دارای مضامین عالیه است مشتمل بر هفت بند میباشد :
بند اوّل: حمد پروردگار و درود فرستادن بر رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم»؛ کیفیّت حمد حضرت«علیهاالسلام» در این خطبه عرفان واقعی را از عرفان کاذب جدا مینمایند. چنین حمدی مصداق عرفان واقعی میباشد.
بند دوّم: بیان سنّت الهی در مورد ظلم و ظالم؛ حضرت«علیهاالسلام» خطاب به یزید ملعون میفرمایند: «تو گمان میبری با خفقانی که برای ما ایجاد کردی، ما را نزد خدا خوار کردی و تو نیز گرامی شدهای؟! سر کیف بودنت را به جهت آبروی خود در پیشگاه خدا میدانی و به این جهت باد در دماغ خود انداختی و تکبّر مینمایی؟! ...»؛ این سنّت پروردگار است که به افراد ظالم چند صباحی در این دنیا مهلت میدهد تا به حدّ کفایت جولان داشته باشند و بر گناهان خود بیفزایند و عذابی دردناک را برای خود آماده کنند.
این نوع خطاب، خطاب همگانی میباشد. اندکی به وضعیّت امروز غزّه و مردم مسلمان در دنیا بنگریم، آیا اینگونه نمیباشد؟ بدون تردید تمام افراد ظالم، مستکبر و کسانی که دچار خودکامگی و غرور گردیده و تصوّر میکنند که چرخ روزگار همیشه بر وفق مراد آنها میچرخد همانند ترامپ و نتانیاهو پست، مصداق این فراز قرار میگیرند.
بند سوّم: بیان زشتی رفتارهای یزید ملعون؛
بند چهارم: یزید نماد ظلم و ظالم؛ حضرت«علیهاالسلام» خطاب به یزید ملعون میفرمایند: «چگونه از پسر آن کسی که دهان او جگر پاکان را جوید و بیرون انداخت و گوشتش از خون شهیدان رویید، انتظار دلسوزی و مراقبت از ما برآید؟! چگونه کسی که با بغض و کینه ما را مینگرد، به دشمنی با ما شتاب نکند؟!»؛
در این فراز یزید به عنوان امری از بین رفته دیده نشده بلکه تفکّری است که در دنیا وجود دارد و این سردمدارانی که امروز قدرت ظاهری دنیا در دست آنها است، قطعا تفکّر یزیدی را دارند.
بند پنجم: بیان عاقبت ستمکران؛ حضرت«علیهاالسلام» در ادامه بعد از بیان اینکه: «خود را گنهکار نمیدانی ... درحالیکه دلهای ما را مجروح نمودی ... آنگاه نیاکان خود را ندا میدهی و گمان داری که ندای تو را میشنوند» میفرمایند: «به همین زودی به آنجا که آنها میباشند، خواهی رفت و آن وقت آرزو میکنی که ای کاش دستت شل بود و زبانت لال و چنین حرفی نمیزدی و کاری که کردی را نمیکردی ...». این بیان حضرت«علیهاالسلام» نشان دهنده آن است که ایشان در هیچ شرایطی از هدایتگری دست برنداشتند.
بند ششم: شکایت به درگاه خدا و بیان حقیقت عملکرد یزید؛ حضرت«علیهاالسلام» در این زمینه میفرمایند: «خداوندا حقّ و انتقام ما را از کسی که به ما ستم کرد بگیر، غضب خود را بر کسی که خونهای ما را ریخت و یاران ما را کشت نازل نما»؛ سپس میفرمایند: «ای یزید قسم به خداوند متعال که جز پوست خود را ندریدی و جز گوشت خود را نبریدی و بدون تردید با هتک حرمتی که در مورد خاندان و خویشاوندان رسول خدا انجام دادی بر ایشان وارد میگردی ...»
بند هفتم: بیان جایگاه یزید و ترسیم جاودانگی اهل بیت«علیهمالسلام»؛ حضرت«علیهاالسلام» بعد از بیان اینکه: «به زودی آن کسی که حکومت تو را فریب داد (یعنی معاویه) خواهد فهمید که برای ستمکاران عوض بدی خواهد بود ...» میفرمایند: «گرچه پیش آمدهای ناگوار روزگار من را به سخن گفتن با تو کشانده امّا ارزش تو از نظر من ناچیز، سرزنشت بزرگ و ملامتت بسیار است ...». سپس میفرمایند: «هر کید و مکری که داری انجام بده ... به خدا سوگند که نه نام ما را میتوانی محو کنی و نه نور وحی ما را خاموش نمایی» و در پایان میافزایند: «حمد و سپاس خداوندی را که اوّل ما را به سعادت و مغفرت پایان برد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گردانید ...».
عفاف و حجاب مهمّترین مسأله در خطبه حضرت زینب«علیهاالسلام»
در بند سوّم گفته شد که حضرت«علیهاالسلام» به بیان زشتی رفتارهای یزید ملعون پرداختهاند. در آن شرایط اسفناک با آن وضعیّت مصیبت بار، دستها در غل و زنجیر، شبانه روز شلّاق خوردن و در سیطره اسارت به سر بردن، نه غذای درستی بود و نه بهداشتی وجود داشت، در مقابل یزید ملعون، مهمّترین مسأله که مورد توجّه حضرت«علیهاالسلام» واقع شد، مسأله عفاف و حجاب بود.
حضرت«علیهاالسلام» میفرمایند: «أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَی بَلَدٍ وَ تَسْتَشْرِفُهُنَّ الْمَنَاقِلُ وَ یَتَبَرَّزْنَ لِأَهْلِ الْمَنَاهِلِ وَ یَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِیبُ وَ الْبَعِیدُ وَ الْغَائِبُ وَ الشَّهِیدُ وَ الشَّرِیفُ وَ الْوَضِیعُ وَ الدَّنِیُّ وَ الرَّفِیعُ لَیْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجَالِهِنَّ وَلِیٌّ وَ لَا مِنْ حُمَاتِهِنَّ حَمِیٌّ ...» . یعنی آیا این از عدالت است ای فرزند کسانی که توسّط رسول مکرّم اسلام آزاد شدید که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده قرار میدهی و دختران پیغمبر خدا را درحالیکه اسیر هستند، از این طرف به آن طرف میکشی؛ تو حرمت ایشان را هتک کردی و چهره این دختران را برای دیگران نشان دادی؛ تو باعث شدی که دشمنان ما، ایشان را از شهری به شهر دیگر کوچ بدهند؛ کاری کردی که چهره این مخدّرات را آدم دور و نزدیک، پست و شریف و ... ببینند درحالیکه نه مردی که ولیّ آنها باشد با آنها همراه بود و نه حمایتگری که آنها را حمایت کند.
توجّه شود که حضرت زینب«علیهاالسلام» اوّلین شکایت خود در آن شرایط خاصّ را بحث عفاف و حجاب دانستهاند. این عملکرد نشان از آن دارد که در دین مبین اسلام، آن چه که سر لوحه همه امور قرار میگیرد مسأله حجاب و عفاف است گرچه مسائل دیگر مانند ممانعت از برپایی نماز به جماعت نیز از جمله مسائل مهمّه بود لکن نقطه عطفی که حضرت«علیهاالسلام» را وادار به بیان آن گردانید مسأله دیدن چهره مخدّرات و مسأله عفّت بوده است.
شعار زن زندگی آزادی
امروزه استکبار از یزید زمان خود، به مراتب عملکرد بدتری دارد. یزید در زمان خود، حداقلّ زنان و کنیزان خود را در پسِ پرده قرار داد امّا استعمار در زمان امروز برای رسیدن به اهداف شوم خود، خواستار برهنگی زنان و دختران تمام عالم میباشد. برنامه ضد فرهنگی استکبار باعث شده که برخی از کشورهای اسلامی تحت سلطه ظالمانه آنها قرار بگیرند. یکی از برنامههای ضد فرهنگی آنها، پیریزی مهمانیهای گوناگون میباشد. جشن طلاق از جمله مهمانیهایی است که استعمار وارد کشورهای اسلامی نموده است؛ طلاقی که مبغوض درگاه خداوند متعال بوده و باعث از بین رفتن امنیّت زن، آشفتگی او، ایجاد مشکلات روحی، روانی عدیده میشود. این فرهنگ غلط کاری کرده که چنین شخصیّتی به دنبال جشن طلاق باشد؛ مهمانیهایی با عنوان رنگپارتی، سویچ پارتی و ... از جمله مهمانیهایی است که امروزه آن را تحت عنوان «زن، زندگی، آزادی» برای مردم تعریف میکنند و باعث آسان شدن روابط میان زن و مرد نامحرم شده است که قطعا با فرهنگ اسلامی در تضادّ است. خداوند متعال در سوره مبارکه روم آیه شریفه 21 میفرمایند: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون». یعنی خداوند متعال همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش بگیرید و مودّت و محبّت را میان شما قرار داد؛ همچنینن در آیه شریفه 187 از سوره مبارکه بقره آمده است: «هُنَ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن». یعنی زنان شما لباسی برای شما هستند همچنان که شما لباسی برای آنها میباشید. تمام هدف استعمار، کم رنگ نمودن اینگونه سنّتهای الهی و بلکه پاک کردن آنها و نادیده گرفتن حیا و عفّتی است که در خطبه حضرت زینب«علیهاالسلام» آمده است.
ضروری است که پدران و مادران در اینگونه مسائل و مهمانیهای ضد اسلامی آگاهی لازم را داشته باشند و بدانند که اگر امروز پسران و دختران خود را از این مساجد و مراسمهای مذهبی مانند اعتکاف که الحمدلله امسال استقبال گستردهای داشت، جدا شوند، گرفتار مسائلی میگردند که زندگی را نابود میکند. چنین مهمانیهایی نه تنها زندگی و آزادی را به دنبال ندارد بلکه غیر از آشفتگی چیزی را در بر ندارد چراکه همه صفات رذیله مانند چشم و هم چشمی، فشارهای روانی و ... را در انسان تقویت میکند. آیا عقل سلیم دنباله رو بودن این نوع مهمانیها را صحیح میداند؟! و آیا اگر شخصی به دنباله این مهمانیها نرود، عقل، او را شخص عقب مانده خطاب میکند؟! قطع خیر. علّت تمام گرفتاریهای عالم و وارد شدن در این زبالهدان دنیا، فاصله گرفتن از قرآن، دین و اهل بیت«علیهمالسلام» میباشد. بدون شکّ تنها راه نجات بشریّت از این گرفتاریها، پناه بردن به قرآن خدا و اهل بیت«علیهمالسلام» است. رسول خدا«صلّیاللّهعلیهوآلهوسلّم» در این زمینه میفرمایند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَتَمَسَّکُوا بِهِمَا لَا تَضِلُّوا» .
و الحمدللّه ربّ العالمین










نظر شما