به گزارش خبرگزاری حوزه، صد و بیست و دومین جلسه شرح مثنوی مولانا با حضور یساولی، جمعی از استادان، شاعران و علاقهمندان به ادب و عرفان فارسی، به همت کانون نویسندگان قم و دانشگاه طلوع مهر در این دانشگاه برگزار شد.
این استاد و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی در ابتدای سخنان خود با نگاهی انتقادی و دردآلود به شرایط اجتماعی و حوادث تلخ اخیر گفت: کشته شدن برخی از هموطنان عزیز، واقعاً مایه تأسف است. وی این رفتارها را نشانهای از دوری بخشی از جامعه از ذخایر عمیق فرهنگی، اخلاقی و عرفانی سرزمین ایران دانست و افزود که کاهش اثرگذاری متون کلاسیک و عرفانی، مانند مثنوی مولانا، حافظ و فردوسی، زنگ خطری جدی برای فرهنگ و اخلاق اجتماعی است.
یساولی سپس و در ادامه شرح مثنوی به حکایت مسجد ضرار در مثنوی اشاره کرد و توضیح داد: این بنا صرفاً یک بنای تاریخی نیست، بلکه نمادی از نفس انسان است؛ نفس میتواند در پوشش دیانت، اخلاق یا خیرخواهی، به کانون فریب، خودخواهی و خشونت تبدیل شود. مولانا «مسجد حقیقی» را دل انسان میداند و خراب کردن مسجد ضرار به معنای پالایش نفس و افشای نیتهای آلودهای است که پشت ظاهر دینداری و نیکوکاری پنهان شدهاند.
این استاد و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی به مثالهای مولانا اشاره کرد: صیادی که دانه بر دام میریزد یا ماهیگیری که طعمه به قلاب میبندد. این کارها نه از سر خدمت و جود، بلکه برای به دام انداختن دیگران است. همانگونه که دانه یا طعمه وسیلهای برای گرفتار کردن موجود زنده است، اعمال ظاهراً نیک نیز میتوانند وسیلهای برای خودبینی، قدرتطلبی و فریب باشند و مصداق مسجد ضرار شوند.
وی افزود: شناخت مسجد ضرار درونی بدون خودنقدی ممکن نیست. انسانی که به نقد دیگران مشغول است، در حقیقت در مسجد ضرار نفس خود ساکن است. هر کس پیش از آنکه دیگری را خطاکار بداند، باید از خود بپرسد آیا رفتارهای خودش نیز به ابزاری برای شهرت، قدرت یا برتریطلبی تبدیل نشده است.
این استاد و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی تأکید کرد: ویران کردن مسجد ضرار به معنای نفی دین، عقل یا اجتماع نیست، بلکه حرکتی آگاهانه برای پالایش درون است؛ حرکتی که با ترس مقدس (خوف)، امید مسئولانه (رجا) و پذیرش امکان لغزش همراه است. حتی عبادت، علم و معنویت اگر به ابزار خودبینی و قدرتطلبی تبدیل شوند، میتوانند ویرانگر باشند.
وی در پایان گفت: انسانی که مسجد ضرار درون خود را نشناسد و ویران نکند، ناگزیر مسجد ضرارهای بیرونی خواهد ساخت. حکایت «مسجد ضرار» همواره هشداری است برای انسان تا نفس آراسته به نفاق، خودبینی و ظاهرگرایی را بشناسد و پاکسازی کند.










نظر شما