دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۲
در مذاکرات، ایران باید به فساد ترامپ در پرونده اپستین توجه کند!

حوزه/ بر اساس اسناد منتشرشده، جفری اپستین در چارچوب همکاری‌های پنهان با موساد و در دوره ایهود باراک، بخشی از یک شبکه سازمان‌یافته نفوذ و باج‌گیری از چهره‌های بانفوذ سیاسی و اقتصادی جهان بوده است؛ پرونده‌ای که ابعاد آن فراتر از رسوایی فردی، به سطح تصمیم‌سازی‌های کلان غرب گره خورده است.

به گزارش خبرگزاری حوزه، دکتر فؤاد ایزدی تحلیلگر مسائل آمریکا، با اشاره به اسناد پرونده اپستین، از نقش فساد و فشارهای پنهان اطلاعاتی در تصمیم‌سازی سیاستمداران غربی سخن گفت.

بر اساس اسناد موجود، منتشرشده و در دسترس، جفری اپستین مأمور سازمان اطلاعاتی موساد بوده و از ارتباطات گسترده‌ای با مقامات ارشد اسرائیلی برخوردار بوده است.

این همکاری‌ها به دوره‌ای بازمی‌گردد که ایهود باراک در رأس ساختار اطلاعاتی ارتش اسرائیل قرار داشت.

از همان مقطع، اپستین در چارچوب یک مأموریت ویژه با این نهاد همکاری می‌کرد. این مأموریت با هدف آلوده‌سازی و به دام انداختن چهره‌های اثرگذار، چه در کشورهای غربی و چه غیرغربی، طراحی شده بود؛

افرادی که در موضوعاتی نظیر مسئله فلسطین یا در مقاطع مختلف، از ظرفیت و نفوذ بالقوه‌ای برخوردار بودند که امکان استفاده از آن‌ها در آینده وجود داشت.

روش اصلی این آلوده‌سازی، درگیر کردن این افراد در فساد اخلاقی بود. در سطحی خاص‌تر، این فساد از طریق برقراری ارتباط با کودکان خردسال، به‌ویژه دختران کم‌سن، صورت می‌گرفت.

از این اقدامات فیلم‌ها و تصاویر متعددی تهیه و نگهداری می‌شد تا در زمان مقتضی، به‌عنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد.

بر اساس اسناد منتشرشده، شبکه‌ای گسترده از شخصیت‌های بانفوذ غربی در این ساختار سازمان‌یافته درگیر بوده‌اند؛ از سیاستمداران برجسته‌ای مانند دونالد ترامپ و بیل کلینتون گرفته تا چهره‌های علمی همچون لری سامرز، رئیس پیشین دانشگاه هاروارد، و فعالان مشهور حوزه فناوری پیشرفته آمریکا مانند بیل گیتس.

مجموعه اسناد مرتبط با پرونده اپستین، در عمل تصویری از یک «غرب‌شناسی عینی» ارائه می‌دهد؛ چرا که در این پرونده نه‌تنها چهره‌های سیاسی و امنیتی، بلکه شخصیت‌های اقتصادی و علمی نیز درگیر انواع خاصی از فساد بوده‌اند. هرچند فساد به‌طور کلی در جامعه آمریکا وجود داشته، اما تعرض به کودکان، حتی در این

کشور نیز همواره با حساسیت و خطوط قرمز جدی همراه بوده است. همین مسئله، این نوع فساد را به ابزاری مؤثر برای آلوده‌سازی و همراه‌سازی این افراد تبدیل کرده بود؛ ابزاری که اپستین طی سال‌های متمادی از آن استفاده می‌کرده است.

در اسناد منتشرشده، نام افراد متعددی از مقامات رسمی آمریکا دیده می‌شود. به‌جز خود ترامپ که بنا بر گزارش‌ها نام او ۳۸ هزار بار در این اسناد آمده، اسامی مقاماتی چون وزیر بازرگانی، وزیر نیروی دریایی و معاون وزیر دفاع آمریکا نیز در میان این پرونده‌ها وجود دارد.

دولت‌های مختلف آمریکا، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، طی سال‌ها تلاش کرده‌اند از انتشار این اسناد جلوگیری کنند؛ چرا که هر دو حزب درگیر این پرونده‌ها بوده‌اند. حتی نام رئیس فعلی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان نیز در این اسناد دیده می‌شود.

با گذشت زمان و رسیدن برخی از قربانیان(دختر بچه‌ها) به سنی که امکان مصاحبه و اعتراض علنی برایشان فراهم شده، امکان سرپوش گذاشتن بر این موضوعات به‌شدت کاهش یافته است.

در نتیجه، اسناد به‌صورت تدریجی و قطره‌چکانی منتشر می‌شوند. از مجموع حدود شش میلیون سند موجود، تنها سه میلیون سند انتشار یافته و وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرده که سه میلیون سند دیگر منتشر نخواهد شد. حتی در اسناد منتشرشده نیز بخش‌های گسترده‌ای سانسور شده و نام بسیاری از افراد یا حذف

شده یا به‌صورت کامل سیاه شده است.

این وضعیت، از منظر اجتماعی و تمدنی، یک فاجعه بزرگ تلقی می‌شود برای فرهنگ غرب و پرسش‌های عمیقی را در میان بخش قابل‌توجهی از مردم کشورهای غربی ایجاد کرده است؛ از جمله این‌که چگونه فرهنگی شکل گرفته که رهبران سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ما تا این اندازه درگیر چنین آلودگی‌هایی شده‌اند.

در برخی اسناد، نشانه‌هایی از گرایش‌های شیطان‌پرستانه، اعمال غیرمتعارف، شکنجه و رفتارهای خشونت‌آمیز نیز دیده می‌شود.

این شبکه صرفاً به کشورهای غربی محدود نبوده است. نام برخی از سرمایه‌داران بزرگ اماراتی و شماری از شاهزادگان جنوب خلیج فارس نیز در این اسناد مطرح شده و حتی تصاویری از ارتباط اپستین با محمد بن سلمان منتشر شده است.

بر اساس برخی تحلیل‌ها، اپستین در عمل نقش نوعی سفیر غیررسمی اسرائیل را ایفا می‌کرده است. شبکه الجزیره نیز اخیراً برنامه‌ای در این زمینه پخش کرده که در آن کارشناس برنامه به همین موضوع اشاره داشته است.

علاوه بر فساد جنسی، فساد مالی و زدوبندهای اقتصادی نیز بخش مهمی از این شبکه را تشکیل می‌داده است.

در جمع‌بندی این بحث می‌توان گفت که در تحلیل روابط آمریکا با سایر کشورها، از جمله ایران، معمولاً تمرکز اصلی بر مباحث ژئوپلیتیک و نظریه‌های روابط بین‌الملل است.

با وجود اهمیت این مباحث، واقعیت‌های دیگری نیز وجود دارد مثلا در بحث روابط ایران و آمریکا و مذاکرات این امور نقش تعیین کننده دارد!

پرونده اپستین نمونه‌ای روشن از این واقعیت است؛ جایی که تصمیمات سیاستمداران غربی نه صرفاً بر پایه ملاحظات ژئوپلیتیکی، بلکه تحت تأثیر گرفتاری‌های شخصی، فساد فردی، ارتباطات پنهان و فشارهای اطلاعاتی ناشی از اسناد و تصاویر ضبط‌شده اتخاذ می‌شود.

در روزهای اخیر، در کنگره آمریکا جلسه‌ای برگزار شد که در آن یکی از نمایندگان، خطاب به وزیر دادگستری، به سندی اشاره کرد که حاکی از گفت‌وگوی مشترک ترامپ و اپستین درباره تعرض به یک دختر خردسال بوده است.

بنا بر اظهارات این نماینده، این گفت‌وگو در داخل خودروی ترامپ انجام شده و هر دو نفر در حین صحبت می‌خندیده‌اند. بعدها جسد آن دختر پیدا شده و پلیس اعلام کرده که هیچ نشانه‌ای از خودکشی وجود نداشته و گلوله‌ای به سر او شلیک شده است.

این اظهارات به‌طور رسمی در جلسه کنگره مطرح شده و انتظار می‌رود موارد مشابه بیشتری نیز منتشر شود.

در مجموع، دولت آمریکا تحت فشار فزاینده‌ای قرار دارد تا اسناد باقی‌مانده را نیز منتشر کند. بسیاری از ناظران از یک «شوک تمدنی» سخن می‌گویند که جامعه غربی در حال تجربه آن است؛ شوکی که برای فهم بهتر وضعیت کنونی جهان و ادعاهای تمدنی غرب، اهمیت قابل‌توجهی دارد.

برای شنیدن صوت اینجا کلیک کنید.

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha