به گزارش گروه ترجمه خبرگزاری حوزه، چهارده کشور و سه سازمان منطقهای روز یکشنبه اظهارات مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، را محکوم کردند؛ او گفته بود «برای اسرائیل قابل قبول است که بر سرزمینهای متعلق به کشورهای عربی، از جمله کرانه باختریِ اشغالی، اعمال کنترل کند.» به دنبال این اظهارات سلطه جویانه و افراطی، موجی از خشم گسترده در رسانههای اجتماعی نسبت به اظهارات سفیر آمریکا ایجاد شد اظهاراتی که نشان از نقشه خطرناک اسرائیل و آمریکا برای امت عربی و اسلامی دارد..
در همین راستا، «محمد ناصر حتروش » نویسنده یمنی طی یادداشتی در السمیره نوشت:
اظهارات مایکل هاکبی، سفیر آمریکا در رژیم صهیونیستی، خشم گستردهای را در جهان عرب و اسلام برانگیخت، زیرا این اظهارات به واقعیت جاهطلبیهای صهیونیستی در منطقه اشاره داشت.
محمد الفرح، عضو دفتر سیاسی انصارالله، در تحلیلی سیاسی از این بیانیه توضیح میدهد که این اظهارات صرفاً یک «سهو لفظی» نیست، بلکه نشاندهندهی اولویت قطعی برای برچیدن رژیمهای بزرگ عربی، بهویژه عربستان سعودی و مصر، است.
الفرح با اشاره به اینکه پروژه صهیونیستی به دنبال تجزیه منطقه است، هشدار داد که اگر این کشورها در استراتژیهای خصمانه خود نسبت به یمن تجدیدنظر نکنند، نوبت همه خواهد رسید. او یمن را به عنوان «سنگر» منطقه توصیف کرد و لزوم آن را به وضعیت «برادران یوسف» با برادرشان پس از انداختن او در چاه تشبیه کرد.
یحیی نافع، فعال فلسطینی، شخصیت سفیر آمریکا در اسرائیل را تحلیل میکند و توضیح میدهد که خطر او ناشی از وابستگیاش به جنبش گسترده «صهیونیسم مسیحی» در آمریکا است که بر اساس تفاسیر کتاب مقدس به حق اسرائیل بر این سرزمین اعتقاد دارد. او همچنین هشدار میدهد که دولت ترامپ ممکن است شرایط ایدهآلی را برای تبدیل این رویاهای «متافیزیکی» به یک واقعیت جغرافیایی ملموس که منطقه را تهدید میکند، فراهم کند.
خطرناک ترین و صریح ترین اعلام نابودی اعراب
اظهارات سفیر آمریکا ، نشان دهنده نیات واقعی واشنگتن است که به دنبال خدمت به این رژیم موقت و گسترش نفوذ خود در منطقه است. احمد عطوان، روزنامه نگار مصری، این اظهارات را «خطرناک ترین و صریح ترین اعلام نابودی اعراب» به نفع گسترش صهیونیستی توصیف می کند.
عطوان به استدلال تاکر کارلسون، گوینده آمریکایی، استناد میکند که شکنندگی منطق تاریخی هاکبی را آشکار کرد و مشروعیت ادعاهای نتانیاهو (او در خانوادهای با اصالت اروپای شرقی متولد شده است) در مورد سرزمینی که هیچ ریشه اثباتشدهای در آن ندارد را زیر سوال برد و بدین ترتیب روایت صهیونیستی را در یک مخمصه اخلاقی و فکری قرار داد.
این اظهارات همزمان با انفعال و سرسپردگی بیسابقه اعراب و اسلام است، همانطور که عبدالرحمن الاحنومی، فعال رسانهای، تأیید کرد و گفت: «بیانیههای محکومیت اعراب دیگر مؤثر نیست.» الاحنومی از واکنشهای رسمی و بیرمق اعراب که صرفاً خواستار «توضیح» اظهارات کاملاً واضح هاکبی شده بودند، انتقاد میکند. وی استدلال میکند که این اعلام حق «مقدس» برای تصرف خاورمیانه، اولین مورد نیست، اما گستاخانهترین آنهاست و شکاف عظیم بین بزرگی تهدید و ضعف پاسخ رسمی را آشکار میکند.
مسلمانان از خواب عمیق خود بیدار شوند
در حالی که فراماسونری صهیونیستی جهانی به دنبال ترویج عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی تحت پوشش توافق صلح است، اظهارات سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی، انگیزههای واقعی درگیری اعراب و صهیونیستها را آشکار میکند که او تأیید میکند ناشی از یک دکترین صرفاً ایدئولوژیک است. این امر مستلزم آن است که مسلمانان از خواب عمیق خود بیدار شوند و برای مقابله با خطر واقعی که کل منطقه را بدون استثنا تهدید میکند، متحد شوند.
در این مورد، احمد سلمان، فعال عراقی، تناقض آشکاری را برجسته میکند: در حالی که دشمنان ما سرزمینهای ما را به بهانههای مذهبی هزاران ساله (از نیل تا فرات) اشغال میکنند، وقتی حماسههای کربلا یا خیبر را به یاد میآوریم، ما را به زندگی در گذشته متهم میکنند. وی معتقد است که هاکبی چراغ سبز برای تصرف همه چیز نشان داده و تمام قوانین بینالمللی را نادیده گرفته است .
رویارویی اجتنابناپذیر و فروپاشی شرطبندیها
اظهارات مایک هاکبی، جهان عرب و اسلام را در برابر یک چالش تاریخی بیسابقه قرار میدهد؛ دیپلماسی که پشت شعارهای «صلح» و «راه حل دو کشور» پنهان شده بود، کاملاً فروپاشیده و جای خود را به گفتمانی مبتنی بر تصاحب و تملک مبتنی بر «متون مذهبی» تحریفشده داده است.
پیوند دادن سرنوشت کل منطقه به جاهطلبیهای صهیونیستی از نیل تا فرات، ما را به قطعیت پایان دوران مانورهای سیاسی میرساند و آگاهی عمومی و اقدام میدانی را تنها گزینه برای بقا میکند.
واکنشها از یمن، فلسطین، مصر و عراق نشان میدهد که مردم عرب کاملاً آگاهند که نبرد با رژیم صهیونیستی، نبردی برای «موجودیت» و «هویت» است.
بنابراین، ادامه تکیه بر «ضمانتهای آمریکایی» خودکشی سیاسی محسوب میشود، زیرا این طرح دیگر یک راز نیست، بلکه به یک «برنامه کاری» آشکار برای سفیری تبدیل شده است که غارت سرزمینهای مادری را تحقق اراده الهی میداند و بدین ترتیب امت را مجبور میکند از حالت دفاعی به حالت بازدارندگی استراتژیک جامع تغییر وضعیت دهد.
انتهای پیام/











نظر شما