شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۱
انقلاب اسلامی؛ انقلابی ایدئولوژیک با پشتوانه قرآنی

حوزه/ در حالی‌که بسیاری از نظریه‌پردازان علوم سیاسی، انقلاب‌ها را محصول شرایط اقتصادی و طبقاتی می‌دانند، انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان انقلابی مبتنی بر ایدئولوژی دینی و آموزه‌های قرآنی شناخته می‌شود؛ انقلابی که ایمان به نصرت الهی، طاغوت‌ستیزی و امت‌گرایی از ارکان نظری آن به شمار می‌رود.

خبرگزاری حوزه| حجت الاسلام والمسلمین اویسی، مدیر گروه قرآن و حدیث پژوهشگاه جامعه الزهرا با حضور در غرفه خبرگزاری حوزه در سی و سومین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم در مصلی تهران، در نشست علمی با موضوع «ایران در پناه قرآن» ضمن تشریح این موضوع به پرسش های خبرنگار خبرگزاری حوزه پاسخ داد که مشروح این نشست علمی تقدیم حضورتان می گردد:

سؤال: برای ورود به موضوع نشست علمی « ایران در پناه قرآن »، در ابتدا ارائه مختصری درباره چارچوب نظری انقلاب اسلامی بفرمایید.

این خود یک نظریه است که آیا اساساً انقلاب جمهوری اسلامی ایران باید در کنار دیگر انقلاب‌ها دیده شود یا خیر. در حوزه علوم اجتماعی و علوم سیاسی، در واقع می‌توان گفت سه نظریه کلی در این زمینه وجود دارد که دست‌کم یکی از آن‌ها به این مسئله می‌پردازد که آیا انقلاب‌هایی که در جهان رخ می‌دهند، دارای پشتوانه ایدئولوژیک بوده‌اند یا نبوده‌اند.

نود و نه درصد دانشمندان علوم سیاسی و علوم اجتماعی بر این باورند که چنین پشتوانه‌ای وجود نداشته و توده‌ها بر اثر بسترهای اقتصادی و طبقاتی به صحنه آمده و دست به انقلاب زده‌اند. با این حال، یکی دو تن از پژوهشگران خارجی که درباره انقلاب اسلامی ایران کتاب نوشته‌اند، اذعان کرده‌اند که انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی در جهان ـ دست‌کم در فاصله زمانی پس از انقلاب فرانسه ـ است که ماهیتی ایدئولوژیک داشته و بر اساس ایدئولوژی شکل گرفته است.

اگر این دیدگاه را بپذیریم، این پرسش مطرح می‌شود که این ایدئولوژی از کجا اخذ شده است؟ در پاسخ می‌گوییم قرآن کریم به‌عنوان یک پشتوانه نظری و ایدئولوژیک برای انقلاب، قابل اثبات است. چنان‌که پیش از پیروزی انقلاب نیز در آثار مرحوم امام خمینی و دیگر بزرگان انقلاب، مانند شهید بهشتی، این نظریه هویت‌ساز وجود داشته است.

سؤال: اگر بخواهیم میان موضوعاتی که در این مسیر قابل طرح است اولویت‌بندی کنیم تا بتوانیم نقش بنیادین قرآن در تبیین نظری انقلاب را تحلیل کنیم، نخستین موضوعی که باید به آن پرداخته شود چیست؟

به نظر من، نخستین بحث همان مقایسه تئوریک انقلاب‌های مختلفی است که تاکنون رخ داده‌اند. در واقع، کبرای بحث باید اثبات شود؛ بدین معنا که ما معتقدیم ایدئولوژی در انقلاب اسلامی تأثیر داشته است، در حالی که برخی دیگر چنین تأثیری را انکار می‌کنند. اثبات این مسئله اهمیت دارد و می‌تواند کبرای بحث ما باشد که خارج از چارچوب قرآن بررسی می‌شود؛ سپس در صغرای بحث می‌توان وارد بررسی آیات قرآن شد.

سؤال: آیا در این نشست مجال آن وجود دارد که به این موضوع بپردازیم و آن را اثبات کنیم؟

بله، به‌صورت مختصر می‌توان به آن پرداخت. ما در زمینه انقلاب‌ها در جهان سه رویکرد اصلی داریم: نخست، رویکرد اقتصادی ـ طبقاتی که «کارل مارکس» مطرح می‌کند و مبتنی بر تحلیل مارکسیستی است. دوم، رویکرد روان‌شناختی ـ اجتماعی که نظریه‌پردازانی چون «کتفورد» و «فرانتس فانون» آن را بررسی کرده‌اند و معتقدند جامعه از نظر روانی به مرحله‌ای می‌رسد که نیازمند انقلاب می‌شود و دین در این میان نقشی ایفا نکرده است. برای مثال، ممکن است جوانی به دلیل نیازهای شخصی خود دست به اقدام بزند. آنچه امروز در کشور خود شاهد آن هستیم، اغتشاش است و نه انقلاب؛ زیرا انقلاب به معنای واقعی خود دارای سازوکار مشخص و ویژگی‌های خاص است.

برخی دیگر، مانند تدا اسکاچپول ـ که حدود بیست سال پیش کتابی درباره انقلاب اسلامی نوشت ـ با وجود آنکه نگاه مثبتی نداشت، نتیجه پژوهش او در نهایت به نفع انقلاب اسلامی تمام شد. وی از رویکرد ساختاری و سیاسی در تحلیل انقلاب سخن می‌گوید و در همان چارچوب، انقلاب اسلامی ایران را در میان سایر انقلاب‌ها بررسی می‌کند.

* آیه‌ای که مهم‌ترین پارادایم انقلاب محسوب می‌شود

آیه معروفی در قرآن کریم وجود دارد که می‌فرماید: «إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ». این آیه نشان می‌دهد که قرآن اصل تغییر و تحول را پذیرفته است. این آیه، مهم‌ترین مبنای پارادایمی ما محسوب می‌شود و اساس بحث را شکل می‌دهد. در این چارچوب، انقلاب به‌عنوان نتیجه نهایی یک فرایند تغییر تلقی می‌شود و محرک اولیه آن، تحول در باورها، ارزش‌ها و تفسیر انسان از جهان اجتماعی است.

این‌که چگونه مرحوم امام خمینی پیش از سال ۱۳۴۲، در درس‌های مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی، به این نتیجه رسیدند که باید نسبت به اصولی که در چارچوب یک جهان‌بینی تحمیلی برای جامعه ترسیم شده بود اصلاحاتی صورت گیرد و این اصلاحات در نهایت به انقلاب اسلامی منتهی شود، نشان‌دهنده همین تحول بنیادین در اندیشه و نگرش است.

یعنی با این نگاه، مؤلفه‌های اعتقادی، مولّد کنش انقلابی می‌شوند. برخی از آیات قرآن کریم بر نقش مردم تمرکز دارند و برخی دیگر بر ساختار حکومت تأکید می‌کنند. اکنون اگر امام خمینی نظریه ولایت فقیه را مطرح نکرده بودند، آیا مردم به‌تنهایی می‌توانستند انقلاب را به پیش ببرند؟ قطعاً چنین نبود. انقلاب اسلامی ما دارای دو بال است.

* «تمدن نوین اسلامی» و «مردم سالاری دینی» دو بال انقلاب اسلامی

امروز نیز بر اساس نظریه‌ای که مقام معظم رهبری در بحث «تمدن نوین اسلامی» مطرح می‌کنند و می‌فرمایند نخستین گام آن، انقلاب اسلامی بوده و پس از آن مرحله نظام‌سازی قرار دارد، در همین نظام‌سازی مفهوم «مردم‌سالاری دینی» تبیین می‌شود. مردم‌سالاری، بخشی است که نهاد مردم را تعریف می‌کند و بُعد دینی آن، همان جایگاهی است که ولایت فقیه این شبکه دینی را سامان می‌دهد. بنابراین، باید با این دو مؤلفه به سراغ قرآن برویم و بررسی کنیم که مؤلفه‌های اعتقادیِ محرّک و پدیدآورنده انقلاب در قرآن کدام‌اند.

این بحث، بنیادی و بسیار مهم است. جوانان ما در دانشگاه‌ها، به دلیل فضایی که برای آنان ایجاد شده، گاه تمایز میان انقلاب و اغتشاش را به‌درستی درک نمی‌کنند. انقلاب اسلامی دارای پشتوانه و نظریه است و به‌سادگی همچون بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. طرح این مباحث در عرصه نظری اهمیت فراوان دارد. از جمله مؤلفه‌های اعتقادی محوری که اساس بحث بنده را نیز تشکیل می‌دهد، ایمان به نصرت الهی است.

امروز نیز می‌بینیم که مقام معظم رهبری بارها در سخنان خود بر نصرت الهی تأکید کرده‌اند و این امید به یاری الهی در بیانات ایشان امری آشکار است. البته این نصرت الهی شرط دارد: هر کس دین خدا را یاری کند، خداوند نیز او را یاری خواهد کرد. یکی از بنیادی‌ترین مؤلفه‌ها، ایمان به تحقق وعده الهی، یعنی نصرت الهی است. در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که پیروزی ـ که می‌تواند همان نصرت الهی باشد ـ نه نتیجه برتری مادی، بلکه نتیجه ثبات و استواری ایمانی معرفی شده است.

* ایمان؛ نصرت الهی را به همراه دارد

این باور بدین معناست که اگر ایمان داشته باشیم و یقین کنیم که نصرت الهی فراخواهد رسید و در راه دین خدا استقامت ورزیم ـ و با توجه به اینکه انقلاب ما ماهیتی دینی دارد و این مسیر را در فرآیند انقلاب پیموده‌ایم ـ ترس کاهش می‌یابد. کنشگر انقلابی با اطمینان بیشتری در میدان حاضر می‌شود. برای نمونه، دیده‌ایم که در مقاطعی حتی زمانی که جان مقام معظم رهبری در معرض تهدید بوده است، ایشان با آرامش در مراسم رژه نیروهای مسلح حضور یافته یا به‌موقع در حسینیه امام خمینی در مراسم شرکت کرده‌اند. این روحیه شجاعت، ناشی از همان امید به نصرت الهی است.

این ایمان، هزینه‌های کنش انقلابی را معنادار می‌کند. بی‌تردید این مسیر بی‌هزینه نیست؛ شهید می‌دهیم، جانباز تقدیم می‌کنیم و هزینه‌های مالی و فرهنگی می‌پردازیم. در راه اسلام باید سختی‌ها را پذیرفت؛ چنان‌که در تاریخ اسلام نیز پیامبر اکرم(ص) در جنگ آسیب دیدند. این نگاه ایمانی، سنگینی این هزینه‌ها را کاهش می‌دهد و فرد انقلابی با آمادگی بیشتری در میدان حاضر می‌شود.

شکست‌های مقطعی نیز در این چارچوب به‌عنوان امتحان الهی تفسیر می‌شود. ما می‌پذیریم که در مسیر انقلاب ممکن است ناکامی‌هایی رخ دهد، اما شکست می‌تواند مقدمه پیروزی باشد. اگر کنشگر انقلابی این مبانی قرآنی را بپذیرد و با قرآن مأنوس باشد، هر هزینه یا شکستی را در قالب امتحان الهی معنا می‌کند و در نتیجه، آرامش قلبی و روانی می‌یابد و دچار یأس و افسردگی نمی‌شود.

در مقابل، سربازی که از ترس موشک‌ها دچار اضطراب و افسردگی می‌شود و حتی ممکن است به خودکشی بیندیشد، فاقد چنین پشتوانه ایمانی است؛ زیرا ایمان مانع فروپاشی روانی می‌شود.

* ظلم ستیزی و طاغوت ستیزی در نظریه قرآنی انقلاب

دومین محور در بازخوانی نظری و قرآنی انقلاب، ظلم‌ستیزی و طاغوت‌ستیزی است. آیات متعددی در این زمینه وجود دارد؛ از جمله آیه «اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ». در دین، هم بُعد ایجابی وجود دارد و هم بُعد سلبی. طاغوت در قرآن صرفاً به معنای یک حاکم ظالم تاریخی نیست که بگوییم مربوط به گذشته بوده و پایان یافته است. نظام مبتنی بر طاغوت مفهومی فراتر دارد. آنچه امروز جمهوری اسلامی در تقابل با آمریکا، استکبار جهانی، امپریالیسم و صهیونیسم جهانی مطرح می‌کند، در همین چارچوب قابل تحلیل است.

برای نمونه، اقدام نمادینی مانند به آتش کشیدن نماد «بَعل» صرفاً مبارزه با یک بت تاریخی نیست، بلکه ناظر به پشتوانه فکری و نمادین آن است. این رفتارها دارای معنا و پشتوانه قرآنی در قالب ظلم‌ستیزی و طاغوت‌گریزی است. بر این اساس، ما معتقدیم انقلاب پایان نیافته است. هرچند با سقوط رژیم پهلوی به پیروزی رسیدیم، اما تقابل با استکبار جهانی همچنان ادامه دارد و این مسیر تا تحقق وعده نهایی استمرار خواهد داشت.

نصّ قرآن کریم، سازش با طاغوت را انحراف اعتقادی می‌داند و مقابله با آن را تکلیف دینی معرفی می‌کند. همین مؤلفه است که انقلاب را از سطح یک اعتراض اصلاح‌طلبانه فراتر برده و آن را به حرکتی بنیادین و براندازانه تبدیل می‌سازد.

* وقتی‌که هویت دینی و ایمانی جامعه را شکل می‌دهد

آیه بعدی، آیاتی است که مسلمانان را به معنای حقیقی کلمه ـ یعنی هر کس که در برابر خداوند تسلیم است ـ به‌عنوان «امت واحد» معرفی می‌کند. این موضوع، پروژه‌ای سنگین و گسترده است که اگر بخواهم به تفصیل به آن بپردازم، مجال بیشتری می‌طلبد؛ اما در حد فرصت موجود عرض می‌کنم. این آیات، هویت ایمانیِ جمعی ما را تبیین می‌کنند. بدین معنا که اگر نگاه ما، نگاه امتی باشد، بسیاری از تمایزات ظاهری رنگ می‌بازد. برای نمونه، در شهر قم بارها دیده‌ایم که بزرگوارانی از طلاب حوزه‌های علمیه، از ملیت‌ها و نژادهای گوناگون، حتی با رنگ پوست متفاوت، در کنار یکدیگر تحصیل می‌کنند و این صحنه بسیار زیباست. در مقابل، اگر خدای ناکرده برادر خونی انسان دچار انحراف شود، دیگر آن هویت ایمانی مشترک وجود نخواهد داشت؛ در حالی که یک مسلمان آفریقایی با وجود تفاوت‌های ظاهری، به سبب ایمان، با انسان پیوند هویتی عمیق‌تری می‌یابد.

مفهوم «امت واحده» در قرآن معنا شده و باید آن را به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اساسی نظریه انقلاب، به‌ویژه در حوزه نقش مردم، بازخوانی کرد.

موضوع دیگر، تفسیر قدسی از رنج و شهادت است که پیش‌تر در بحث نصرت الهی تا حدودی به آن اشاره کردم. در این تفسیر، رنجِ کنشگران انقلاب ـ چه در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و چه پس از آن ـ امری بی‌معنا تلقی نمی‌شود. زندان رفتن‌ها، شکنجه‌ها و شهادت در راه حق، شکست محسوب نمی‌گردد. این نگاه قدسی، ترس از سرکوب را کاهش می‌دهد و شهادت را به عامل انگیزشی تبدیل می‌کند.

نمونه روشن آن در سوره «بلد» آمده است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ». واژه «کَبَد» به معنای رنج و سختی است. حتی در ادبیات فارسی نیز تعبیر «دندان روی جگر گذاشتن» به معنای تحمل درد و سختی به کار می‌رود. قرآن کریم تصریح می‌کند که انسان در بستر رنج آفریده شده است؛ بنابراین، سختی امری طبیعی در مسیر تکامل و حرکت الهی است.

* انقلاب اسلامی مقدمه ای بر انقلاب حضرت مهدی(عج)

بحث دیگر، «امید فعال به آینده» است؛ نگاهی که منتظران ظهور در عصر غیبت داشته‌اند و در میان مردم ایران نیز، به‌ویژه در جریان انقلاب اسلامی، جلوه‌گر بود. در شعارها و مواضع مردم، پیوند انقلاب اسلامی با انقلاب حضرت مهدی(عج) آشکارا دیده می‌شد. این امید فعال، یأس را ناموجه می‌سازد و حرکت اجتماعی را تداوم می‌بخشد.

اگر نظریه ولایت فقیهِ امام خمینی(ره) را بررسی کنیم، مشاهده می‌شود که استاد ایشان، مرحوم آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی، در کتاب «شذرات المعارف» و در بخشی که درباره حکومت الهی سخن گفته‌اند، اشاراتی دارند که نشان می‌دهد زمینه‌های این اندیشه در ذهن ایشان وجود داشته است. امام خمینی این مباحث را بسط و ارتقا دادند تا آنجا که نظریه مترقی ولایت فقیه را به جامعه حوزوی ارائه کردند و این نظریه بعدها به مانیفست جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد.

در قرآن آیاتی وجود دارد که برخی از آن‌ها، ولایت را به‌طور انحصاری به معصومان(ع) نسبت می‌دهد. از جمله در آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»، بر اساس روایتی از امام باقر(ع)، «اولی الامر» به اهل‌بیت(ع) تفسیر شده است. البته چگونگی امتداد این مفهوم به ولایت فقیه، بحثی مفصل و تخصصی است که مجال تفصیل آن در اینجا نیست. با این حال، می‌توان ولایت امری به معنای مدیریت اجتماع را یکی از شئون ولی فقیه دانست؛ همان‌گونه که قضاوت و اداره جامعه در قالب حکومت نیز از دیگر شئون او به‌شمار می‌رود.

از دیگر آیات محوری در زمینه نهاد و ساختار حکومت، آیه شریفه «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» است. در این آیه، غایت بعثت پیامبران، قیام اجتماعی به قسط معرفی شده است. عدالت، امری صرفاً فردی نیست؛ تحقق آن نیازمند ساختار اجتماعی و حکومتی است. پیش از انقلاب اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر به‌صورت سازمان‌یافته و ساختاری دنبال نمی‌شد. هرچند ممکن است در مسیر اجرا کاستی‌هایی وجود داشته باشد، اما اصلِ سازمان‌دهی برای تحقق قسط، ریشه قرآنی دارد.

یکی از پارادایم‌های انقلاب اسلامی نیز همین آیه است که حتی پیش از انقلاب، در آثار برخی از اندیشمندان مورد توجه قرار گرفته بود.

* قاعده نفسل سبیل در آثار بزرگان دینی قبل از انقلاب

آیه دیگری که بسیار مورد استناد قرار می‌گیرد، قاعده «نفی سبیل» است: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا». امام خمینی(ره) چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، در درس‌های خارج فقه خود بارها به این آیه استناد کرده‌اند و دیگر بزرگان انقلاب نیز درباره آن سخن گفته‌اند.

اگر این آیه را به‌عنوان یک پارادایم انقلابی در نظر بگیریم، «سبیل» در آن ناظر به هرگونه سلطه سیاسی، حقوقی و اقتصادی است. پذیرش نظام وابسته با این مبنای قرآنی ناسازگار است. باور به نفی سلطه، اقتضا می‌کند که جامعه اسلامی برای جلوگیری از سلطه بیگانگان، ساختار حکومتی مستقل و مقتدر داشته باشد تا این قاعده به‌صورت کامل تحقق یابد.

در قرآن کریم آیات متعددی در این زمینه وجود دارد؛ چه در ارتباط با جمهوریت و نقش مردم، و چه در نسبت با نظریه ولایت فقیه و مفهوم مردم‌سالاری دینی که در قالب جمهوری اسلامی و پیوند اسلامیت و جمهوریت تجلی یافته است.

* چطور می توان نظریات سیاسی و اجتماعی را از سکولار شدن دور کرد؟

این پرسش جدی مطرح است که چرا ما طلاب کمتر به این آیات می‌پردازیم و چرا پژوهشگران علوم دینی و قرآن‌پژوهان کمتر وارد عرصه نظریه‌پردازی در این حوزه می‌شوند. لازم است از این ظرفیت قرآنی در تولید نظریه بهره‌برداری شود. بی‌تردید متخصصان علوم سیاسی و اجتماعی نیز می‌توانند در این عرصه وارد شوند و شده‌اند، اما ما که در حوزه حدیث و معارف دینی فعالیت می‌کنیم، باید خوراک نظری و مبانی قرآنی را در اختیار آنان قرار دهیم.

در غیر این صورت، این خطر وجود دارد که علوم سیاسی و اجتماعی ما به سمت سکولار شدن حرکت کند؛ زیرا اگر ماده خام نظری از قرآن استخراج نشود، طبیعی است که منابع دیگری جایگزین آن شود.

سؤال پایانی این است که آیا نقش بینش قرآنی در انقلاب اسلامی صرفاً در سطح نظریه‌پردازان و رهبران انقلاب بوده است یا در میان توده‌های مردم نیز حضور داشته است؟

با بررسی آیات و شواهد تاریخی روشن می‌شود که این حرکت مردمی، مستند به آموزه‌های دینی بوده است. مردم از مساجد و جلسات قرآنی حرکت خود را آغاز کردند. فضای انقلاب، فضایی معنوی و دینی بود و مساجد به سنگرهای اصلی انقلاب تبدیل شدند.

انتهای پیام/

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha