خبرگزاری حوزه | در حوزه عرفان اسلامی، دو مفهوم بنیادین «حال» و «مقام» از کلیدیترین اصطلاحاتی به شمار میروند که برای درک سیر و سلوک معنوی، فهم آنها ضروری است. «حال» و «مقام» دو واژهای هستند که در متون عرفانی، اغلب در کنار یکدیگر به کار میروند و تمایز دقیق میان آنها، یکی از دغدغههای اصلی عارفان مسلمان بوده است.
«حال» در اصطلاح عرفان، حالتی است که بیاختیار در ضمیر سالک پدیدار میشود و در مدت کوتاهی ناپدید میگردد، اما اثری نافذ و ماندگار از خود بر جای میگذارد. احوال، مانند شادی یا اندوه، با عنایات خداوندی بر دل سالک وارد میشوند و زود زایل میگردند. از منظر عرفا، حال موهبتی الهی است که از جانب پروردگار بر قلب سالک فرود میآید و او در کسب آن نقشی ندارد.
در مقابل، «مقام» ایستگاهی از عبادات و مجاهدات است که بنده در پیشگاه خداوندی بدان دست مییابد. مقام، حالتی ماندگار و دارای ثبات است که با جد و جهد سالک حاصل میشود و اکتسابی است. عارفان مسلمان در تعریف، تعداد و شیوههای وصول به مقامات، گاه اختلاف نظرهایی داشتهاند، اما در اصل تمایز میان این دو مفهوم اتفاق نظر دارند.
تفاوتهای بنیادین حال و مقام
عارفان بزرگ، تفاوتهای اساسی میان حال و مقام را در چند محور اصلی بیان کردهاند:
نخست، حال امری گذرا و غیردائمی است، در حالی که مقام دارای ثبات و استمرار است. حال چون برقزدنی در دل پدیدار و ناپدید میشود، اما مقام همچون منزلی است که سالک در آن استقرار مییابد.
دوم، حال موهبتی الهی و عطایی رایگان از سوی خداوند است که سالک در کسب آن نقشی ندارد، اما مقام حاصل مجاهده و ریاضت و تلاش خود سالک است. بر همین اساس، مشهور است که «الاحوال مواهب و المقامات مکاسب».
سوم، در مقامات، کوشش سالک آشکار و موهبت الهی پنهان است، اما در احوال، موهبت آشکار و کوشش سالک پنهان. به عبارت دیگر، سالک برای دستیابی به مقام، باید بکوشد و ریاضت کشد، اما حال بدون تلاش او بر دلش وارد میشود.
جایگاه حال و مقام در عرفان شیعه
در عرفان شیعی، این دو مفهوم جایگاه ویژهای دارند. آبشخور اصلی عرفان اسلامی، سخنان اهل بیت علیهمالسلام است و عرفان، مایههای اصلی خود را از روایات معصومان گرفته است. برخی پژوهشگران بر این باورند که پس از قرآن کریم، حدیث معراج، نخستین خاستگاه «مقامات عرفانی» است. حدیث مِعراج، حدیثی قدسی که گفتگوی میان خداوند و پیامبر(ص) را در شب معراج گزارش میدهد. این حدیث، روایتی طولانی است که نخستین بار در کتاب ارشاد القلوب آمده است. کتابهای «راهیان کوی دوست» و « سِرُّ الإسراء فی شرح حدیث المعراج »، به شرح حدیث معراج پرداختهاند.
امام خمینی (ره) به عنوان یکی از بزرگترین عارفان شیعه در دوران معاصربلکه همه دوران در جهان اسلام، به تفصیل به موضوع حال و مقام پرداخته است. حضرت امام خمینی (قدس الله اسراره) در بیان تفاوت میان حال و مقام بر این باور است که برای سالک و مهاجر الی الله احوال و ارادت و اتصالاتی است که در هر وقت و لحظهای به مناسبت حال سالک تجلی صورت میگیرد که این احوال و تجلیات گاهی مظهر لطف و گاهی مظهر قهر الهی است. از این روی، حالات عبد به حسب تجلیات حقتعالی مختلف میشود و بر اساس اینکه انسان مظهر «کل یوم هو فی شان» است، حالات سالک در سیروسلوک مختلف میشود.
در نگاه ایشان، سلوک بر مدار شریعت است و سیر و سلوک معنوی تنها طبق باید و نبایدهای الهی و وحیانی صورت میپذیرد. این نگاه، عرفان شیعی را از برخی گرایشهای صوفیانه متمایز میسازد و بر التزام به شریعت در تمام مراتب سیر و سلوک تأکید میورزد.
از حال تا قال
در متون عرفانی، گاه از «قال» نیز سخن به میان میآید که در تقابل با «حال» قرار میگیرد. «قال» به زبان و گفتار اشاره دارد و «حال» به باطن و وجدان. پرداختن به زبان زیبا و گیرای آثار عرفانی، مستلزم آگاهی از سیر تکوینی این آثار و روند «به قال درآمدن احوال» آنهاست. به عبارت دیگر، عارف پس از آنکه حالی را در باطن خود تجربه کرد، میکوشد آن را در قالب گفتار و نوشتار (قال) بیان کند. این گذر از حال به قال، یکی از مهمترین مراحل شکلگیری متون عرفانی به شمار میرود.
دراینجا تاکید برحال می شود تا قال ؛ زیرا قالها و حرف زدن ولاف حق زیاد است ؛ لکن درحال انسان خبری نیست که نیست.
خم ابروی کجت قبله محراب من است
تاب گیسوی تو خود، راز تب و تاب من است
اهل دل را به نیایش، اگر آدابی هست
یاد دیدار رُخ و موی تو، آداب من است
آنچه دیدم ز حریفان همه هشیاری بود
در صف می زده بیداری من، خواب من است
در یم علم و عمل، مدعیان غوطه ورند
مستی و بیهشی می زده گرداب من است
حضرت عارف امام خمینی (قدس سره)
مفهوم «حال» و «مقام» در عرفان اسلامی، نه تنها اصطلاحاتی برای توصیف تجارب معنوی، بلکه چارچوبی نظری برای درک مسیر سیر و سلوک هستند. حال، موهبتی گذرا و الهی است که بدون تلاش سالک بر دل او وارد میشود، در حالی که مقام، جایگاهی است که با مجاهده و ریاضت به دست میآید و از ثبات برخوردار است. در عرفان شیعی، این مفاهیم در پرتو آموزههای اهل بیت علیهمالسلام معنا مییابند و سلوک معنوی همواره در چارچوب شریعت صورت میپذیرد. درک صحیح این دو مفهوم، برای هر سالکی که در پی قرب الهی است، ضرورتی انکارناپذیر محسوب میشود.
حجتالاسلام رسول ملکیان اصفهانی










نظر شما