به گزارش خبرگزاری حوزه، به سراغ حجتالاسلام والمسلمین روحبخش استراتژیست اتاق جنگ شناختی رفته ایم که دعوت میکنیم گفتوگو با او را در ادامه بخوانید:
از روزهای اول حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، بیش از شصت طلبه رسانهای در این مجموعه حضور شبانهروزی دارند. از بیرون شبیه یک اردوی رسانهای به نظر میرسد. واقعاً چه اتفاقی دارد میافتد؟
اردو نیست. اردو آغاز و پایان دارد، برنامه از پیش تعیینشده دارد، و آدمها میدانند کِی میروند خانه. اینجا یک اتاق عملیاتی واقعی است که در شرایط جنگی کار میکند. تفاوتش اینجاست که ما در یک محیط با فشار زمانی جدی هستیم. هر سوژهای که دیر برسد، سوخته است. هر شبههای که بیجواب بماند، پخش میشود. ما داریم با واقعیت زمان واقعی کار میکنیم.
دقیقاً در این روزها چه اتفاقاتی را مدیریت کردهاید؟
ترجیح میدهم از جزئیات سوژههای خاص نگویم، اما ساختار را میتوانم توضیح دهم. ما روزانه تحلیلهای فوری تولید میکنیم که مستقیماً به شبکهای از کنشگران رسانهای در سطح استان و فراتر از آن میرسد. این کنشگران — بالگرها، ادمینهای کانال، مبلغان، معلمان — هر کدام مخاطب خاص خودشان را دارند. کار ما این نیست که محتوا تولید کنیم و منتشر کنیم. کار ما این است که این شبکه را تغذیه کنیم تا آنها با زبان خودشان حرف بزنند.
این مدل را توضیح دهید. شما تولیدکننده نیستید؟
این دقیقاً همان چیزی است که بیشتر اتاقهای رسانهای اشتباه میفهمند. اگر من یک محتوا تولید کنم و از کانال سازمانی منتشر کنم، مخاطبم محدود است و اعتبارم ساختاری است. اما اگر همان تحلیل را به یک بالگر که مخاطب او به او اعتماد شخصی دارد برسانم، اثر چند برابر میشود. ما یک مرکز تسهیل هستیم، نه یک مرکز تولید. استودیو داریم، تیم تدوین داریم، هوش مصنوعی داریم، اینترنت بینالملل داریم — اما همه اینها در خدمت کنشگران شبکه است، نه در خدمت انتشار مستقیم سازمانی.
این شبکه چقدر گسترده است؟
در حال حاضر بیش از سیصد نقطه توزیع استانی داریم و توزیع بینالمللی در پنج زبان. اما عدد مهم نیست. مهم این است که هر پرسونا — هر نوع کنشگر — نیاز متفاوتی دارد. امام جماعت نیاز به بسته محتوایی هفتگی دارد. ادمین گروه نیاز به پاسخهای فوری برای شبهات دارد. خبرنگار همسو نیاز به بریفینگ تحلیلی دارد. هنرمند نیاز به سکوی انتشار دارد. اگر به همه یک چیز بدهی، هیچکس راضی نمیشود.
از چالشها بگویید. چه چیزی در این روزها سختتر از پیشبینی بود؟
صادقانه؟ مسئله سرعت. در جنگ شناختی، سوژهای که ۳۰ دقیقه دیر منتشر شود، دیگر سوژه نیست. ما داریم سیستمی طراحی میکنیم که تحلیل فوری در کمتر از نیم ساعت به کنشگر مناسب برسد. این کار آسانی نیست چون هم نیاز به رصد لحظهای داری، هم نیاز به تحلیل دقیق، هم نیاز به توزیع هدفمند. این سه با هم تناقض سرعت-دقت دارند.
آیا این مدل قابل تکرار است؟ میتوان نه فقط در یک استان بلکه در همه استانها شاهد آن بود؟
این مدل نه فقط قابل تکرار، بلکه باید تکرار شود. ما داریم مستند میکنیم. هر بسته خدماتی، هر پروتکل، هر چرخه عملیاتی مکتوب میشود. ولی یک نکته مهم است: مدل بدون شبکه کنشگران واقعی کار نمیکند. تکنولوژی را میتوانی کپی کنی، اعتماد را نمیتوانی.
سخن پایانی؟
فقط این را بگویم: طلبهای که اینجا شبانهروز کار میکند، دارد در پیچیدهترین میدان نبرد عصر ما حضور دارد. این کار نه برای دیده شدن، که برای مأموریت است. و مأموریت تمام نشده.










نظر شما