خبرگزاری حوزه | چند وقتی است که هر حرکتی در دستگاه دیپلماسی کشور صورت میگیرد، برچسب «تحمیل به رهبری» را دریافت کرده و چنین وانمود میشود که رهبر انقلاب به واسطه فشار اطرافیان خود وادار به پذیرش فلان موضوع شده است! به نظر میرسد مرور تاریخچهای از آن چه در دولت چهاردهم بین ایران و آمریکا در جریان بوده است، به فهم درست از این مسأله کمک شایانی خواهد کرد؛ بخوانید!
در اوایل بهمن1403 ترامپ برای بار دوم رئیسجمهور آمریکا میشود و از همان ابتدا در بوق و کرنا میکند که میخواهد پروندههای متعددی -از جمله ایران- را در سریعترین زمان ممکن به اتمام برساند! از طرف دیگر نیز بوقهای تبلیغاتی در داخل و خارج کشور او را شخصیتی معاملهگر معرفی کرده و مدام توصیه میکنند که جمهوری اسلامی باید از این فرصت(!) برای توافق با آمریکا استفاده کند! همه این موارد دست به دست هم داده و فشار افکارعمومی بر ایران مبنی بر لزوم مذاکره با آمریکا افزایش مییابد؛
رهبری اما در سخنرانی 19 بهمن 1403، مذاکره با آمریکا را با تکیه بر تجربه عینی ملت ایران، غیر شرافتمندانه و غیرعاقلانه خوانده و تا میزان قابل توجهی عملیات روانی ترامپ را خنثی میکنند؛ (منبع (https://eitaa.com/khamenei_ir/32829)) با این وجود در اوایل سال1404 مجددا زمزمه مذاکرات بلند شده و 23فروردین1404 اولین دور از مذاکره غیر مستقیم ایران و آمریکا برگزار میشود؛ آغاز این مذاکرات کافی بود تا هجمه سنگینی به دولت و تیم دیپلماسی شکل گرفته و متهم به تحمیل مذاکرات به کشور و رهبری شوند!
در چنین شرایطی است که رهبر شهید انقلاب در ۳۰اردیبهشت ۱۴۰۴، ضمن تمجید از صراحت و انقلابیگری شهید رئیسی در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجه، از جریان مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در دوران شهید رئیسی پرده برداشته و میفرمایند: «البتّه مذاکرات غیر مستقیم زمان ایشان [شهید رئیسی] هم بود، مثل حالا که هست؛ البتّه بدون نتیجه؛ حالا هم گمان نمیکنیم به نتیجه برسد؛ نمیدانیم چه خواهد شد.» (منبع (https://eitaa.com/khamenei_ir/36474))
«تهمت تحمیل» به رئیسجمهوری با مختصات شهید رئیسی، تهمت نچسبی بود و احدی نمیتوانست چنین اتهامی را نسبت به ایشان مطرح کند لذا این بیانات، حجم هجمهها علیه دولت چهاردهم را نیز تا حدودی کاهش داد؛ اگرچه همچنان بودند افرادی که این اشاره رهبری -آن هم در آن مقطع خاص را- هضم نکرده و بر موضع خود پافشاری میکردند!
بالاخره در بهار1404، 5دور مذاکرات غیرمستقیم برگزار میشود و در میانه همین مذاکرات است که جنگ تحمیلی 12روزه رخ میدهد؛ دومرتبه عدهای نوک پیکان خود را به سمت دولت گرفته و بیتوجه به نقش آمریکا و اسرائیل، دولت جمهوری اسلامی را به دلیل مذاکره با آمریکا عامل شروع جنگ معرفی میکنند! مصاحبه محسن رضایی در 30خرداد1404 و در بحبوحه جنگ تحمیلی اما واقعیت دیگری را روشن میکند؛ وی میگوید: «از اسفند1403 [قبل از شروع مذاکرات] جمعبندی دوستان ما این بود که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ما قطعی است!»
به عبارتی مشخص میشود که هدف از شروع مذاکرات غیرمستقیم، نه معامله و عقبنشینی در برابر زیادهخواهیهای آمریکا که مدیریت و هدایت افکارعمومی جهان و حتی داخل کشور بود که ایران اسلامی را متهم به ماجراجویی و جنگطلبی نکنند؛ بعدها شهید کمال خرازی در مصاحبه با رسانه رسمی امام شهید، پرده از این تدبیر نظام اسلامی برداشته و از حکمت مذاکرات قبل از جنگ 12روزه سخن میگویند. (منبع (https://eitaa.com/khamenei_ir/41127))
مذاکراتی که اگرچه شخص رهبری و عمده کارگزاران نظام، بیشتر از همه مردم نسبت به بینتیجه بودن آن آگاه بودند ولی به خاطر مصالح بالاتری که گوشهای از آن بعدها و در گذر زمان روشن شد حاضر به پذیرش آن شدند؛ بالاخره این واقعیت را باید پذیرفت که در دنیای سیاست، هزار نکته باریکتر از مو وجود دارد و به جز معدودی از این اخبار، دیگر اطلاعاتْ مُهر محرمانه میخورند و به فضای رسانهها راه نمییابند؛
در پایان گفتنی است که اگرچه امکان تحمیل به رهبری، قابل خدشه نبوده و در طول تاریخ نیز بارها رخ داده است اما واضح است که «تشخیص تحمیل» با دادههای فضای مجازی -خصوصا زمانی که دلایلی بر خلاف آن وجود داشته باشد- ممکن نیست؛ چه بسا بی آن که خود متوجه شویم کجفهمیها، سطحینگریها و گسترش «ویروس بدبینی» در فضای کشور، خود منجر به تحمیل پارهای از مسائل به رهبری شود!
محمد چراغی










نظر شما