خبرگزاری حوزه | امیر سیدزاده، تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفتوگو با خبرگزاری حوزه با اشاره به تحولات اخیر کشور اظهار کرد: با وضعیتی که پس از شهادت رهبر انقلاب و همچنین جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه در کشور تجربه کردیم، عملاً میتوان گفت نوعی «انقلاب دوم» در فضای اجتماعی و فرهنگی ایران شکل گرفته است. به همین دلیل لازم است در همه عرصهها، از جمله سینما، هنرهای نمایشی، قوانین سینمایی و حتی تصویر و روایت ما از جامعه، بازنگری جدی صورت بگیرد.
وی افزود: ما در طول چهل و هفت سال گذشته در مسیری حرکت میکردیم که چنین حوادثی در آن رخ نداده بود. سینمای بعد از انقلاب برای خود تعریفی داشت؛ از عبور از فیلمفارسی تا رسیدن به سینمای ارزشی، انسانی و اجتماعی. اما اتفاقاتی که در هشت یا نه ماه اخیر رخ داده، شرایط را کاملاً تغییر داده است. در جریان جنگهای اخیر، تقریباً تمام دنیا در مقابل ایران ایستادند تا کشور را به زانو درآورند، اما ملت ایران تسلیم نشد. همین مسئله پیام مهمی دارد و رسالتی را بر دوش اهالی هنر، بهویژه سینماگران، قرار میدهد.
این تهیهکننده سینما ادامه داد: اکنون لازم است هنرمندان در ایدئولوژیهای خود و همچنین در شیوه تولید آثار هنری بازنگری کنند. شرایط کاملاً تغییر کرده و به نظر من صددرصد نمیتوانیم با همان روال سابق ادامه دهیم. اگر قرار باشد همان مسیر گذشته را تکرار کنیم، در حقیقت از مسئولیت تاریخی خود فاصله گرفتهایم. سینما باید با تحولات اجتماعی و تاریخی جامعه هماهنگ باشد و نمیتواند نسبت به چنین رخدادهای بزرگی بیتفاوت بماند.
سیدزاده با انتقاد از بخشی از تولیدات سینمایی سالهای اخیر گفت: متأسفانه در دورهای شاهد بودیم که برخی فیلمها با عنوان کمدی ساخته میشدند، اما در عمل نهتنها کمکی به نشاط اجتماعی نمیکردند بلکه گاه بنیان خانواده و ارزشهای اجتماعی را هم زیر سؤال میبردند. این آثار در بسیاری موارد بدآموزی داشتند و تنها هدفشان فروش گیشه بود؛ آن هم به قیمتی که مخاطب باید از جیب خود میپرداخت بدون اینکه اثر فرهنگی یا هنری قابل توجهی دریافت کند.
وی افزود: از سوی دیگر، بخشی از سینمای ما به تولیدات سفارشی برخی نهادهای دولتی وابسته شده بود. نهادهایی مانند بنیاد سینمایی فارابی یا مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی گاهی بودجههایی را به پروژههایی اختصاص میدادند که نه مخاطب داشتند و نه تأثیرگذاری فرهنگی قابل توجهی. در مواردی حتی فیلمهایی با هزینههای بسیار بالا تولید میشد اما در زمان اکران فروش ناچیزی داشتند و عملاً هیچ بازگشت سرمایهای هم نداشتند.
این تهیهکننده ادامه داد: وقتی به برخی از این آثار نگاه میکنیم، میبینیم فیلمی با هزینههای ۲۰ یا ۳۰ میلیارد تومانی ساخته شده اما در گیشه حتی چند صد میلیون تومان هم فروش نداشته است. با این حال هیچکس هم پاسخگوی این وضعیت نبوده و نیست. این مسئله نشان میدهد که در مدیریت فرهنگی و سینمایی کشور نیاز به اصلاحات جدی وجود دارد.
سیدزاده تأکید کرد: اکنون و پس از تحولات اخیر، شرایط بهگونهای است که باید مسیر سینمای کشور تغییر کند. بودجههای فرهنگی باید در مسیر درست هزینه شوند و اگر همچنان همان روند قبلی ادامه پیدا کند، نمیتوان نام دیگری جز کوتاهی در انجام وظیفه یا حتی خیانت بر آن گذاشت. سینما باید بازتابدهنده واقعیتهای بزرگ و حماسههای مردم ایران باشد.
وی درباره نوع آثاری که باید در آینده تولید شود گفت: به نظر من از این پس در همه ژانرها، چه درام، چه آثار ارزشی و چه حتی کمدی، باید بازنگری جدی در محتوا و سناریو صورت گیرد. فیلمها باید به گونهای ساخته شوند که عظمت ملت ایران و ایستادگی مردم در آنها دیده شود. مردمی که در برابر فشارهای جهانی ایستادند، شایسته آن هستند که روایت درست و شایستهای از مقاومت و فداکاریهایشان در سینما و تلویزیون ارائه شود.
این تهیهکننده سینما تصریح کرد: ما تا امروز شاید کمتر توانستهایم حق مطلب را درباره مردم ادا کنیم. در حالی که ملت ایران در مقاطع مختلف تاریخی نشان دادهاند که چه ظرفیت بزرگی از ایستادگی، همبستگی و فداکاری دارند. این ظرفیت باید در فیلمها، سریالها و آثار نمایشی منعکس شود تا هم برای نسل امروز و هم برای آیندگان ثبت شود.
سیدزاده ادامه داد: فرهنگ شهادت، فرهنگ مقاومت و فرهنگ ایستادگی از عناصر مهم هویت ملی ماست. این مفاهیم باید در آثار هنری به شکلی عمیق و هنرمندانه بازتاب پیدا کنند. اگر سینما و هنر نتوانند این مفاهیم را منتقل کنند، در واقع از رسالت فرهنگی خود فاصله گرفتهاند.
وی همچنین بر ضرورت اصلاح ساختار تولید در سینما تأکید کرد و گفت: علاوه بر محتوا و سناریو، در شیوه تولید آثار نیز باید بازنگری شود. یکی از مسائلی که در سالهای اخیر مطرح بوده، دستمزدهای بسیار بالایی است که به برخی چهرهها پرداخت شده است. این روند نهتنها باعث افزایش هزینههای تولید شده بلکه گاهی به شکلگیری نوعی سلبریتیمحوری در سینما انجامیده است.
این تهیهکننده ادامه داد: متأسفانه برخی از چهرههایی که در این سالها به شهرت و ثروت زیادی رسیدهاند، در بزنگاههای مهم اجتماعی و ملی واکنش درخوری نشان ندادند. در حالی که انتظار میرفت هنرمندان نسبت به اتفاقات مهم کشور و رنجهایی که مردم متحمل میشوند حساس باشند و همراهی خود را نشان دهند.
سیدزاده گفت: وقتی هنرمندی با سرمایه و حمایت مردم به شهرت و ثروت میرسد، طبیعی است که جامعه از او انتظار مسئولیتپذیری بیشتری داشته باشد. اگر چنین مسئولیتی وجود نداشته باشد، باید در شیوه انتخاب عوامل تولید نیز بازنگری شود؛ از تهیهکننده و کارگردان گرفته تا بازیگران.
وی افزود: به نظر من سینمای آینده ایران نیازمند یک تحول بنیادی است؛ تحولی که هم در محتوا و هم در ساختار تولید رخ دهد. این تحول باید به گونهای باشد که سینما بتواند بازتابدهنده ارزشها، آرمانها و واقعیات جامعه ایرانی باشد و در عین حال مخاطب را نیز جذب کند.
این تهیهکننده ادامه داد:میدوارم مسئولان فرهنگی کشور با در نظر گرفتن شرایط جدید، زیرساختهای لازم برای این تحول را فراهم کنند. این تغییرات باید در همه بخشهای هنری، از سینما و تلویزیون گرفته تا شبکه نمایش خانگی، اتفاق بیفتد. همچنین لازم است نظارت جدیتری بر روند تولید آثار اعمال شود تا منابع فرهنگی کشور به شکل مؤثر و هدفمند استفاده شوند.
سیدزاده در پایان گفت: اگر این اصلاحات بهطور جدی دنبال شود، میتوان امیدوار بود که سینمای ایران وارد دورهای تازه و اثرگذار شود؛ دورهای که در آن هنر بتواند در شأن مردم و تاریخ این سرزمین عمل کند. اما اگر همه چیز در حد شعار باقی بماند و تغییری در عمل رخ ندهد، بعید است شاهد تحول واقعی در عرصه فرهنگ و هنر باشیم.
انتهای پیام










نظر شما