خبرگزاری حوزه: با توجه به نزدیک شدن به ایام سوگواری حضرت امام حسین (ع) در ماه های محرم و صفر لازم است نگاهی تحلیلی و تبیینی در این زمینه داشته باشیم. نوشتار پیش رو به قلم حجت الاسلام والمسلمین سید حسن ذبیح نیا مقدم قوچانی، کارشناس شورای عالی فضای مجازی و امام جماعت مسجد علوی تهران به تبیین جامع این موضوع پرداخته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
سیاست اسلامی بر محور عقلانیت پیش میرود. علاوه بر عقلانیت، ما نیازمند یک نگاه احساسی و عاطفی هستیم. این عاطفه، بُعد دلبستگی به مسیر را برای ما هموار میسازد. برای سیاسی بودن لازم است علاوه بر یافتن مسیر صحیح، به آن دلبسته شد و مسیر را با عشق و علاقه طی کرد.
این علاقه و دلبستگی باید منطق داشته باشد و نیازمند راه و روش است. در مکتب تشیع، منطق و روش این دلبستگی به روشنی مورد تاکید قرار گرفته است.
ما مدعی هستیم که اشک بر اباعبدالله یک رفتار سیاسی، بر پایه محبت است. این اشک توسط اهل بیت علیهم السلام فرهنگسازی شده است.
این فرهنگسازی در نظام فکری ایشان جایگاهی ویژه دارد که می خواهیم به آن بپردازیم.
آنچه میدانیم این است که ائمه معصوم، اقدامات مؤثری در سطح سیاسی داشتند که اغلب منجر به شهادتشان شد. بزرگترین و مهم ترین هدف این اقدامات، تشکیل حکومت اسلامی بود.
حضرت آقا در رابطه با این موضوع اینطور می فرمایند:
«مهمترین چیزی که در زندگی ائمه علیهم السلام به طور شایسته مورد توجه قرار نگرفته، عنصر «مبارزه حاد سیاسی» است... این مبارزه بزرگترین هدفش تشکیل نظام اسلامی و تأسیس حکومتی بر پایه امامت بود.»
وقتی هدف ائمه علیهم السلام تشکیل حکومت باشد، علی القاعده باید همه فعالیت های امام بر همین محور تنظیم شود. باید هر حرفی و هر فعلی از امام را با عینک حکومتی ببینیم و آن را در نظام فکری حکومتی اهل بیت تحلیل کنیم.
فعالیتهای ائمه با هم متفاوت بود، برخی شرایط نزدیکتری به تشکیل حکومت داشتند و برخی فاصلهشان زیاد بود. در بین ائمه شیعه، بعد از عاشورا، نزدیکترین امام به حکومت و شرایط حکمرانی، امام صادق علیه السلام بودند.
ایشان وقتی به امامت رسیدند که امویان در حال افول بودند و قیامهای متعددی در سرزمینهای اسلامی شکل گرفته بود. این شرایط مقداری از خفقان را کم کرد و فرصت اقدامات بیشتری را برای امام جعفر صادق علیه السلام ایجاد کرد.
یکی از کسانی که قیام کرده بود، ابومسلم خراسانی بود که برای امام نامه فرستاد و قیام خود و موفقیت های خود را در اختیار امام صادق علیه السلام قرار داد و به ایشان پیشنهاد حکومت داد. آقا این پیشنهاد را نپذیرفتند و به او فرمودند: تو آدم من نیستی و ملاکهای من را نداری و همچنین شرایط زمانه طوری نیست که اگر من حاکم شوم، بتوانم آنچه را که میخواهم اجرا کنم.
با اینکه هدف امام علیه السلام تشکیل حکومت بود، اما در شرایطی که میتوانستند حکومت را دست بگیرند، آن را نپذیرفتند. اگر امام قدرتطلب بودند، این شرایط، بهترین فرصت برای به دست آوردن زمام قدرت بود. اما ایشان برای تشکیل حکومت، باید شرایط مناسب حکومت اهل بیت علیهم السلام را ایجاد می کردند و نیروی انسانی مناسب برای پیاده سازی حکومت علوی و نبوی را تربیت مینمودند.
امام میخواهد با تشکیل حکومت، انسان را به رشد و سعادت در دنیا و عقبی برساند و اخلاق اسلامی را در دنیا حاکم کند. این نوع سیاستورزی و حکومتداری باید توسط انسانهای والا و خودساخته مدیریت شود و امام تا وقتی این انسانها را نیابد یا نسازد، حکومت را در دست نمیگیرد.
با توجه به پیام امام به ابومسلم، اقدامات ایشان عموماً ناظر به دو بخش است؛ اول، تربیت نیروی انسانی و دوم، تغییر فضای حاکم بر جامعه، به نفع حکومت شیعه علوی.
یکی از محوریترین اقدامات ایشان در این راستا، ایجاد و ترویج فرهنگ اشک ریختن بر اباعبدالله بود. طبعا این فرهنگسازی، ناظر به همین دو جهت فعالیت است. امام میخواهد با ترویج این فرهنگ، هم کادری را تربیت کند که شاخصههای مورد نیاز برای اداره حکومت اسلامی را داشته باشند، هم جو و فضای جامعه را به سمتی ببرد که راه و حرکت امام حسین، شاخص تشخیص حق و باطل باشد.
بعد از عاشورا تا زمان امام صادق علیه السلام، بر خلاف زمانه ما، فرهنگ روضه و گریه بر اباعبدالله، شناخته شده نبود. این فرهنگ عزاداری که در بین ما وجود دارد، حاصل زحمات ائمه اطهار، خصوصاً امام صادق علیه السلام است. در آن زمان، عموم مردم نسبت به اباعبدالله معرفت نداشتند و ایشان را نمی شناختند. علاوه بر مردم، خواص و نخبگان هم خیلی با اشک بر امام حسین و زیارت ایشان الفت و انس نداشتند. لذا امام تلاش کرد این شناخت را به خواص و عوام بدهد.
مثلا روزی صفوان جمال که از یاران خاص حضرت به شمار میآمد، با امام علیه السلام هم کلام شده بود، امام از او میپرسند که به زیارت سیدالشهدا میروی؟ صفوان که با عظمت زیارت اباعبدالله ناآشنا بود، از امام پرسید: آیا شما میروید؟
صفوان چون اهل علم بود، میدانست که عمل امام حجت است. لابد با خود گفته است که اگر امام صادق علیه السلام این کار را میکنند، پس ما هم باید انجام دهیم.
امام در جواب صفوان میفرمایند چطور به زیارت ایشان نروم در حالی که خدا هر شب جمعه به زیارت او میرود؟ طبعا منظور از زیارت خدا، نظر لطف و رحمت خداست که شبهای جمعه معطوف به زائرین اباعبدالله علیه السلام میشود.
بنابراین امام علیه السلام تلاش کردند که حداقل بین محبین و شیعیان خودشان فرهنگ عاشورایی و حسینی را ترویج دهند و آن ها را با این فیض عظیم آشنا کنند.
نظام فکری امام صادق علیه السلام مبتنی بر تشکیل حکومت بود. ایشان با این هدف، اقدامات شان را حول محور اشک بر اباعبدالله تنظیم میکردند. اما حساسیتی که در زمانه امام صادق علیه السلام حاکم بود، شرایط را برای امام سختتر میکرد. تا حدی که اگر صدای گریه از منزل امام می آمد مامورها حساس میشدند و این عزا را مورد پیگرد قانونی قرار میدادند. همین حساسیت حکومت نسبت به عزاداری، نشانه سیاسی بودن این اشک و گریه است.
این اشک، سیاسی است و محور اقدامات سیاسی شیعیان بوده و خواهد بود. اقدامات اهل بیت و شیعیان شان بر پایه محبت به امام حسین علیه السلام، تنظیم میشود.
سال هاست این اشک و روضه بر اباعبدالله به برکت سیاستگذاری و ریلگذاری اهل بیت علیهم السلام برپاست. بسیاری از قیامها و حکومتهای شیعیان متاثر از این فرهنگ است. انقلاب اسلامی نیز نتیجه این اشک و روضه بوده است و این مسئله را میتوان در کلمات رهبران انقلاب شهدای آن به وضوح مشاهده کرد.
این عزاداریها باید منتج به تشکیل حکومت فاضله مهدوی شود و انسان هایی را تربیت کند که برای این آرمان مثل یاران سیدالشهدا، تا پای جان بایستند. اما حضرت ولیعصر علیه السلام زمانی ظهور خواهند نمود که کلام امام صادق جامه عمل پوشیده باشد. هم انسانهای مورد نظر اهل بیت تربیت شده باشند و هم زمانه آمادگی لازم برای پذیرش حکومت امام را داشته باشد.
سید حسن ذبیح نیا مقدم قوچانی؛ کارشناس ارشد شورای عالی فضای مجازی کشور










نظر شما