قرنها گذشته است، اما زمین هنوز طعم آن «نه» بزرگ را زیر دندان دارد. «مِثلی لا یُبایعُ مِثلَ یزید...» این صدا در مدار زمان پیچید و امتی را مبعوث کرد تا در امتداد همان قافله، در جادهای پا بگذارند که بازگشت در آن، جز سقوط معنایی ندارد.
اخبار مرتبط
-
خیمه های برافراشته؛
فیلم | روایت تنهایی مسلم(ع) در غروب کوفه
محرم از کوچههای غمزده کوفه آغاز میشود؛ از آنجا که مسلم بن عقیل(ع)، در میان عهدهای شکسته و دلهای مردد، غربت کربلا را پیش از عاشورا به تصویر کشید.
-
خیمه های برافراشته؛
فیلم | مرثیهای برای پروانهی زیر آوار
رقیه... تجسمِ تمامِ غربتِ تاریخ است. پروانهای که بالهای کوچکش، زیرِ بارِ اینهمه داغ، شکسته است.
-
فیلم | شب پنجم محرم سنجش عیارِ جانها
ناگاه... بغضها شکست. شانهها لرزید. پیرمردی برپای خاست. محاسن سپید و چشمها پرآب. حبیب بود؛ با صدایی که از جگر میسوخت: «ما را پس از تو چه جای زندگانی؟…
-
خیمه های برافراشته؛
فیلم | شب هفتم؛ درختِ مهربان
عبا را کنار میزند. قنداقهای سفید. ششماهه. روی دست میگیرد: «اگر من گناهکارم، این طفل چه گناهی دارد؟» لبها خشک. گلو، نازک. پوست، شفاف. کسی آب نمیآورد.…
-
خیمه های برافراشته؛
فیلم | علمدار و دستهای بریده
حالا تمامِ عباس، یک مشک است. آب که به خیمه برسد، دیگر هیچ از خدا نمیخواهد.ناگاه، تیری بر مشک مینشیند. امید، چکهچکه روی خاک میریزد. عمود آهنین بر فرق…
-
خیمه های برافراشته؛
فیلم | شب هشتم؛ آینههای هزار تکه
حسین میآید؛ با زانوانی که توان ندارند. کنار این آینه هزار تکه مینشیند. گونه بر گونه خونین پسر میگذارد: «علی الدنیا بعدک العفا...» جوانان بنیهاشم میآیند.…
-
فیلم | شب دهم؛ عصر تنهاییِ خدا
آسمان روی زمین افتاده است. شمشیرها به استراحت رفتهاند و نیزهها دهان باز کردهاند. گودال... خنجرِ کُند... و خورشیدی که از مشرقِ نیزه طلوع میکند.










نظر شما