جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶
بازخوانی یک وعده الهی در میدان مقاومت بر اساس سوره فتح/ ادب توحیدی؛ حلقه مفقوده در تحلیل موفقیت‌ها و ناکامی‌ها

حوزه/ سوره فتح تنها روایت یک پیروزی تاریخی نیست، بلکه ترسیمی ماندگار از سنت‌های الهی در مسیر ایمان، صبر و نصرت است. بازخوانی وعده الهی در این سوره نشان می‌دهد که «فتح» پیش از آنکه یک رخداد بیرونی باشد، فرآیندی توحیدی و درونی است که در میدان آزمون‌ها، اراده‌ها و باورها تحقق می‌یابد؛ میدانی که در آن، نسبت انسان با خدا و نقش توحید افعالی، معنا و جهت پیروزی را تعیین می‌کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، متن زیر حاصل سلسله جلسات حجت الاسلام والمسلمین کمال الدین مظلومی زاده، استاد عالی حوزه علمیه قم در خبرگزاری حوزه است که قسمت دوازدهم آن تقدیم حضورتان می‌گردد:

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه آنچه درباره سوره فتح مطرح شد، لازم است پیام‌های آیات دوم و سوم این سوره را تقدیم حضورتان کنم.

* بازتاب آیات سوره فتح در تحولات امروز جبهه مقاومت

مطالبی که در تفسیر این آیات عرض کردیم، چه اندازه با حوادث امروز، یعنی با وضعیت جبهه مقاومت، قابل تطبیق است؟ تمام تلاش کشورهای غربی این است که ما را در جهان، تروریست و جنایتکار معرفی کنند. گناه ما چیست؟ گناه ما، پشتیبانی از مظلومان عالم است.

با پیروزی جمهوری اسلامی، بسیاری از تهمت‌هایی که به جمهوری اسلامی زده می‌شد، برطرف شد؛ تا همینجا نیز ما مراتبی از این نگاه را، همراه با مراتب فتحی که به عنایت و نصرت الهی الحمدلله صورت پذیرفته است، مشاهده می‌کنیم.

* تغییر معادلات افکار عمومی به سود جبهه مقاومت

بسیاری از مردم در کشورهای مختلف، در دفاع از کشور ما به خیابان‌ها آمدند و علیه استکبار، صهیونیسم و آمریکا شعار سر دادند. یک نفرت جهانی علیه آنها شکل گرفته است و حتی نگاه شهروندان داخل کشور ما نیز نسبت به جمهوری اسلامی، نسبت به رهبر و مقام ولایت، تغییر کرده است. این موفقیت را می‌توان یکی از مصادیق همین آیاتی دانست که خدمتتان عرض کردم.

* محوریت توحید؛ پیام بنیادین آیات دوم و سوم

نکته دوم این است که زندگی باید بر محور توحید باشد. یکی از پیام‌های این آیات، همین است که زندگی باید بر محور توحید باشد. همچنان‌که یکی از پیام‌های آیه اول، پرورش روحیه توحید افعالی بود و در آنجا نکاتی را در بخش پیام‌ها خدمتتان عرض کردم، به‌ویژه از آیات دوم و سوم نیز ادب توحیدی برداشت می‌شود؛ به این معنا که سعی کنیم توحید افعالی را در زندگی روزمره‌مان، روزبه‌روز جاری و ساری کنیم و آن را تمرین نماییم.

در این آیات می‌خوانیم: «لیَغْفِر لَکَ اللَّهُ»، «یَهْدِیَکَ»، «یَنْصُرَکَ اللَّهُ»؛ همه‌جا سخن از خداست، خدا، خدا، خدا. هر چه می‌بینیم، خداست. او می‌آمرزد، او هدایت می‌کند، او یاری می‌کند. این آیات به ما می‌فهماند که هر عملی را که انجام می‌دهیم، از جهت فاعلی باید به خداوند متعال و خداوند سبحان نسبت بدهیم؛ یعنی هیچ‌گاه جهت فاعلی در فعل را به خودمان نسبت ندهیم. این، ادب توحید است؛ همان ادب توحیدی که قرآن به ما آموزش می‌دهد.

* تفسیر «لا حول و لا قوة الا بالله» در پرتو توحید افعالی

اتفاقاً این حقیقت در بسیاری از دستورات دینی نیز دیده می‌شود. برای نمونه، مثالی از یک روایت عرض می‌کنم. ما در روایات، در تفسیر ذکر شریف «لا حول و لا قوة الا بالله» از امام معصوم سؤال می‌شود که منظور از «لا حول و لا قوة الا بالله» چیست؟ حضرت، با تکیه بر آموزه توحید افعالی، این ذکر را تفسیر می‌کنند و می‌فرمایند: «لا حولَ عن المعاصی و لا قوةَ علی الطاعة إلا بالله»؛ یعنی هیچ توانی برای دوری از گناهان حاصل نمی‌شود مگر به قوت الهی، و هیچ قدرتی برای انجام طاعت پدید نمی‌آید مگر به قدرت الهی.

اگر اطاعت و عبادت می‌کنیم، به قدرت و عنایت الهی عبادت می‌کنیم. اگر توفیق ترک گناه پیدا می‌کنیم، به قوت و قدرت و عنایت الهی است که گناه را ترک می‌کنیم. این‌گونه نیست که همه چیز از خود ما باشد. «نی همین الله تو، لبیک ماست؛ زیر هر الله تو، لبیک‌هاست.» اگر ما برمی‌خیزیم و نماز می‌خوانیم، عبادت می‌کنیم، دعا می‌خوانیم، پیش از همه، این عنایت و توجه حضرت حق و این قدرتی است که خداوند متعال به ما عنایت کرده است که ما اهل عبادت می‌شویم.

* نسبت اراده انسان با اراده الهی

البته، دقت بفرمایید که در این نگاه توحیدی، هرگز اراده اشخاص نفی نمی‌شود؛ ما اختیار انسان را انکار نمی‌کنیم؛ انسان مختار است، بلکه اراده انسان را در طول اراده الهی معنا می‌کنیم. مقصود این است که در هر عمل اختیاری که انجام می‌دهیم، نگاه استقلالی و اختیار محض نداشته باشیم که بگوییم: «من هستم که نماز می‌خوانم»، «من هستم که مراقبه چشم می‌کنم»، «من هستم که مراقبه زبان می‌کنم».

ما اختیار داریم، اما نباید برای خود، اختیار مستقل و مطلق قائل شویم؛ این خطاست. باید اختیار و اراده خود را در طول اراده الهی ببینیم؛ باید ادب توحیدی را تمرین کنیم.

* از تلقین ذهنی تا باور قلبی؛ مسیر شکل‌گیری ایمان

این تمرین، در آغاز، به صورت ذهنی و تلقینی است؛ یعنی دائماً به خودمان بگوییم که خدا همه‌کاره است. اما همین تلقین، زمینه‌ساز یک گره و پیوند قلبی، یعنی یک باور قلبی، می‌شود. این باور، به‌مرور زمان، تبدیل به یک حال باطنی می‌شود و جان و زندگی ما را توحیدی خواهد کرد. این، نکته و روشی بسیار مهم است که خدمتتان عرض کردم.

هر اندازه ما این ادب توحیدی را از جهت ذهنی تمرین کنیم -که کار دشواری هم نیست- و انسان پیوسته در کارها و در برنامه زندگی خود به خویش تلقین می‌کند. سپس این تلقین، کم‌کم به یک عقد قلبی تبدیل می‌شود؛ آن عقد قلبی، ایمان می‌شود؛ و اتفاقاً در آیات بعد، با همین ایمان کار داریم.

* تکنیک تقویت ایمان در پرتو تمرین توحید افعالی

یکی از راه‌ها و تکنیک‌های تقویت ایمان، که آثار مهمی نیز دارد و آن آثار را ان‌شاءالله در آیه بعد خدمتتان عرض خواهم کرد، از همین‌جا آغاز می‌شود: از جهت ذهنی، فکری و تلقینی، این ادب توحیدی و این توحید افعالی را پیوسته تمرین کنیم. این تمرین توحید افعالی، تبدیل به یک باور می‌شود؛ آن باور، ایمان را پدید می‌آورد؛ و ایمان، سراسر زندگی انسان را نورانی می‌کند، ان‌شاءالله.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha