حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدتقی موسوی کرامتی استاد حوزه علمیه ، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با تحلیل ریشههای فکری و فرهنگی حادثه عاشورا، بر این نکته تأکید کرد که برای فهم چگونگی قدرتیابی یزید و وقوع فاجعه کربلا، نباید تنها به بازیگران مستقیم صحنه سیاست توجه کرد، بلکه باید به جریانهای فکری و نظریههایی پرداخت که زمینه اجتماعی و فرهنگی چنین رخدادهایی را فراهم میکنند.
وی با بیان اینکه همه عوامل مؤثر در شکلگیری یک حادثه، الزاماً در متن آن حادثه حضور مستقیم و آشکار ندارند، اظهار کرد: گاه برخی عوامل در نقطهای دورتر از صحنه رخدحرماد قرار دارند و به ظاهر دیده نمیشوند، اما نقش آنان در شکلگیری شرایط و فراهم شدن مقدمات حادثه، کمتر از عوامل حاضر در میدان نیست. از این رو برای تحلیل درست عاشورا باید فراتر از تقابل ظاهری امام حسین(ع) و یزید نگریست.
استاد حوزه علمیه افزود: در جامعه سیاسی سال ۶۱ هجری، آنچه در ظاهر دیده میشود، تقابل امام حسین(ع) و یزید بن معاویه است، اما در لایههای عمیقتر جامعه دوگانهای مهمتر و تأثیرگذارتر در جریان بود؛ دوگانهای که یک سوی آن امام حسین(ع) و سوی دیگر آن نوعی مرجعیت دینی و فکری به نمایندگی عبدالله بن عمر قرار داشت. این تقابل معرفتی و فرهنگی، زمینهساز شکلگیری نوع خاصی از حکمرانی سیاسی شد که در نهایت به ظهور و تثبیت شخصیتی مانند یزید انجامید.
وی با اشاره به جایگاه عبدالله بن عمر در جامعه آن روز تصریح کرد: عبدالله بن عمر به عنوان یکی از چهرههای پرنفوذ و مرجعیت فکری جامعه اسلامی، مروج قرائتی خاص از دین و سیاست بود؛ قرائتی که هر کس آن را میپذیرفت، عملاً از جبهه فکری و فرهنگی امام حسین(ع) فاصله میگرفت.
حجتالاسلام والمسلمین موسوی کرامتی درباره مبانی این تفکر گفت: نظریهای که عبدالله بن عمر بر اساس آن رفتار سیاسی و اجتماعی خود را سامان میداد، در جملهای مشهور خلاصه میشود؛ «پشت سر هر کسی که پیروز شود نماز میگذارم.» این نگاه، مشروعیت را نه از حقانیت، بلکه از غلبه و پیروزی سیاسی اخذ میکرد و به نوعی تسلیم شدن در برابر قدرت مستقر را ترویج میداد.
وی در مقابل، به رویکرد امام حسین(ع) اشاره کرد و گفت: فرهنگ سیاسی مورد نظر سیدالشهدا(ع) بر محور مقابله دائمی حق و باطل شکل گرفته بود. آن حضرت در بیان معروف خود میفرمایند: «آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیری نمیگردد؟» این نگاه، مسئولیت اجتماعی مؤمنان را در برابر انحرافات سیاسی و اجتماعی یادآور میشود و آنان را به ایستادگی در برابر باطل فرا میخواند.
استاد حوزه علمیه تأکید کرد: بر این اساس، یزید را نمیتوان صرفاً یک فرد یا یک حاکم منحرف دانست، بلکه او محصول و برونداد یک فرهنگ و نگرش خاص است؛ نگرشی که با تساهل افراطی در برابر انحرافات و بیتفاوتی نسبت به حق و باطل، زمینه را برای شکلگیری حکومتهای غیر اخلاقی فراهم میکند.
وی افزود: آنچه دست یزید را برای ارتکاب جنایت علیه امام حسین(ع) و اهلبیت پیامبر(ص) باز گذاشت، صرفاً قدرت نظامی و سیاسی نبود، بلکه گسترش تفکری بود که در جامعه دینی، مبارزه با انحراف را به حاشیه میراند و دینداری را به عرصه فردی محدود میکرد. در چنین فضایی، امر به معروف و نهی از منکر که مهمترین ابزار نظارت اجتماعی در جامعه اسلامی است، عملاً تعطیل میشود و راه برای تثبیت سلطه جریانهای فاسد هموار میگردد.
حجتالاسلام والمسلمین موسوی کرامتی خاطرنشان کرد: نتیجه چنین رویکردی آن است که جامعهای با احساسات و عواطف دینی نسبت به امام حسین(ع) پرورش مییابد، اما در بزنگاههای حساس تاریخی، توان ایستادگی در کنار حق را از دست میدهد. همان جامعهای که دلهایش با امام حسین(ع) است، در میدان عمل شمشیرهایش علیه او به کار گرفته میشود؛ حقیقتی که در عبارت مشهور «قلوبهم معک و سیوفهم علیک» تجلی یافته است.
وی ادامه داد: عبدالله بن عمر از یک سو نسبت به امام حسین(ع) ابراز محبت و ارادت میکرد، اما از سوی دیگر در برابر قدرت حاکم سر تسلیم فرود میآورد و با حجاج بن یوسف، چهره خونریز حکومت اموی بیعت میکرد. این دوگانگی نشان میدهد که صرف محبت قلبی به اولیای الهی، بدون تعهد اجتماعی و سیاسی به آرمانهای آنان، نمیتواند جامعه را در مسیر حق نگه دارد.
استاد حوزه علمیه با اشاره به نقش تعیینکننده مرجعیتهای فکری در تحولات سیاسی گفت: در محاسبات سیاسی امویان، نفوذ اجتماعی عبدالله بن عمر به اندازهای اهمیت داشت که یزید حاضر نبود درخواستهای او را نادیده بگیرد. این مسئله نشاندهنده تأثیر عمیق جریانهای فکری در مشروعیتبخشی به ساختارهای قدرت است.
وی در پایان تأکید کرد: بزرگترین نظریهای که به حکومت ناپاک یزید اعتبار سیاسی بخشید، همان دکترین تسلیم در برابر قدرت غالب بود که در جمله «پشت سر هر کسی که پیروز شود نماز میگذارم» تبلور یافت. از این منظر، فهم واقعه عاشورا تنها با شناخت عاملان مستقیم آن ممکن نیست، بلکه باید به بررسی اندیشهها و گفتمانهایی پرداخت که زمینه اجتماعی و فرهنگی ظهور و تداوم چنین حکومتهایی را فراهم میکنند.
انتهای خبر/











نظر شما