به گزارش خبرگزاری حوزه، نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین محمدباقر سعیدی روشن، استاد گروه قرآنپژوهی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با موضوع «تسویل نفس دام مهلک انسان و جامعه» منتشر شده است.
در این نوشتار آمده است:
مسئولان عزیز کشور! اصرار بر تفاهمنامه صدپاره و مذاکره با اهریمن شرور، تسویل نفس و پرتگاه مهلک است!
یکی از آموزههای کلیدی قرآن کریم بازنمایی روان انسان و زمینههای تصمیم و رفتار اوست. یکی ازپردههای وجود انسان که قرآن از آن رمزگشایی می کند، نیروی خود فریبی است! این حقیقت در قرآن با مفهوم «تسویل نفس» یاد می شود. جز این البته «نفس مطمئنه» جان انسانی است که نیک خویی بر او غالب، و نهادین، و «نفس اماره» است که بی مهابا انسان را به زشتی میخواند، و «نفس لوامّه» است که وقتی مبتلا به خطا شد، هشدار و بانگ بیداری می دهد.
اما «نفس مسوّله» خصلتی فریب کارانه و اغواگرانه دارد که فضای روانی انسان را در تداوم مسیر خطا پیش میبرد. این حالت زشتی فعل را در نظر یک فرد یا یک گروه زیبا می نماید و به حسب ویژگی روانی آنان، انگیزهها، تصمیم ها و اقدام های ناروایشان را پسندیده می نماید. به سبب خطر مهلک این ویژگی نفسانی، قرآن با هشداری عظیم، زیانکارترین آدمیان را کسانی می داند که نتیجه تلاش آنان تباه شده است، اما آنان می پندارند که در حال انجام کار نیک اند!
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا سوره کهف، ۱۰۳- ۱۰۴)
قرآن به این حد کلی اکتفا نکرده، نمونه های شگفتی از تسویل نفس را در زندگی انسان های به ظاهر خداباور نشان می دهد که عبرت آموز است.
قرآن به نمونه از فرزندان یعقوب نبی علیه السلام یاد می کند که خداباور بودند، و خوی حسادت ایشان به جای گاه یوسف آرام آرام آنان را تا قلمرو حذف یوسف و برادرکشی پیش برد. به بیان قرآن این تصمیم در آغاز آسان نبود، اما آرام آرام، نفس آرایشگر آنان، این اقدام را در نگاهشان عاقلانه جلوه داد وخودفریبی چنان درذهنشان زیبا نمود که پنداشتند با حذف یوسف توجه پدر را معطوف خود می کنند، و سپس مردمی شایسته می شوند!
«اقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِاطْرَحُوهُ أَرْضًا یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَتَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِینَ» (سوره یوسف، ۹)
آنان پس ازاین گناه بزرگ با پیراهن خونین دروغین وچهره حق نما به سوی پدرآمدند! اما یعقوب پیامبر از فعل شیطانی آنان چنین رمزگشایی کرد: « قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا» (سوره یوسف، ۱۸)؛ نه! بلکه نفس شما کاری بد را برای شما آراست!
گزارش قرآن از سامری نمونه دیگری از خداباوران قوم موسی علیه السلام است که ظاهرا انسانی بزرگ مانند بلعم بود.او اما در غیاب موسی گرفتار «تسویل نفس» شد و در دام بتسازی سقوط کرد و گوساله پرستی را درانداخت!
وی در پاسخ به این پرسش حضرت موسی علیه السلام که : تو را چه غرضی بود از این کار؟ گفت من به چیزی پی بردم که آنان آگاه نشدند، پس اندکی از دانش رسول را گرفتم و دراثرهوای نفس آن را انداختم و گوساله ساختم؛ و این گونه نفس من، آن شرک عظیم را بر من آراست!
«قَالَ فَمَا خَطْبُکَ یَا سَامِرِیُّ» قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ یَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَکَذَلِکَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی» (سوره طه، ۹۶، )
این روان شناسی قرآن زنگ هشداری بزرگ برای همه ماست که اغواگری نفس و زیبانمایی فعل ناحق، چنان مردافکن است که میتواند مومنی والامرتبه چون سامری را به سوی بتسازی سوق دهد و به وادی شرک ساقط کند!
«سؤل»، همان خواست نفس به یک کار است که انسان به آن علاقه مفرط می یابد و برای رسیدن به آن حریصانه می کوشد. تسویل آن است که انسان یک امرِ بد را چنان برای خود خواستنی میسازد که میخواهد با اشتیاق به آن برسد. دراین مرحله «نفس» ابتدا یک کار قبیح را مطلوب و خواستنی و سپس به نیاز و ضرورت بدل می کند و انسان را در پی آن می کشاند.
وجود انسان کانون عقل و فطرت، و شهوت و غضب است. زندگی پیوسته در جدال عقل وهوس قرار دارد. گاه لکشرهوس، عقلِ ناتوان را به واسطه تسویل میفریبد؛ یعنی حق را باطل نشان می دهد باطل را حق جلوه می دهد. نفسِ مسوِّله این توان را دارد که به تناسب تمایلات درونی هر فرد وی را ازهمان نقطه اغوا کند. گرایش به نام وشهرت، ثروت و قدرت، جاه و مقام و مانند آن زمینه هایی است که نفوس ناراسخ درعقل و ایمان، این گونه هوسهای باطل را بسان تابلوی زیبا و حق نما جلوه می بیند و معایب آن را پوشیده می دارد. وقتی انسان فعل زشت و ناحق را زیبا و حق دید، در دام آن و دلداده آن می شود. این همان دام ویرانگر «تسویل نفس» است.
آثار تسویل نفس درسرنوشت یک فرد یا جامعه چنان مُهلک است که قرآن برادرکشی فرزندان آدم، پسران یعقوب، گوساله سازی سامری، و سقوط انسان دردامن ارتداد را چونان زنگ خطر برجسته می سازد.
«إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّوا عَلَی أَدْبَارِهِم مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الهُدَی الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَی لَهُم» (سوره محمد، ۲۵)؛ بی گمان کسانی که پس از روشن شدن هدایت برای آنان، به همان باور و کردارباطل برگشتند و از راه قرآن و پیامبر روی برتافتند، شیطان زشتی هایشان را در نظرشان آراست و آنان را در آرزوهای دور و دراز انداخت.
این بیان درس آموز قرآن برای همه خداباوران است که پیوسته در تصمیم ها و اقدام ها و رفتارهای فردی یا اجتماعی خود، بر پایه معیارهای الهی قرآن و چشم انداز بلند و دقیق تجربی، زمان شناسی و به بیان امام پارسان حضرت علی علیه السلام یعنی شناخت دقیق نقشه سلطان و قدرت مسلط جهان، به تصمیم مطلوب برسند. اگر دیدند یک تصمیم اجتماعی چون تفاهم نامه و مذاکره با دشمن آیینی وناپایبند به هیچ قاعده و قانون، با خطوط اساسی دین و ارزشهای دینی و باور به مقاومت و امداد خداوند، و با دستورات صریح و مستدل قائد شهید امت و با تشخیص رهبر واجبالاطاعه جامعه، و با خواست مردم مقاوم حاضر درصحنه، همخوانی ندارد، و کیان امت و اساس کشور را در بلندمدت تأمین نمی کند، مطمئن باشید که این راه «بیّن الرّشد» نیست، بلکه «بیّن الغّی» است.
امروز صدها نشانه و دلیل، گواه است که اصرار بر ادامه این مسیرهیچ نفعی نداشته، زیانهای افزونی را نیز درپی دارد، چنان که در طول بیست سال گذشته و به ویژه کوتاه آمدن های دو سال گذشته، خسارت های جبران ناپذیری از این رویکرد بر جای مانده است که بالاترین آنها ترور رهبر حکیم جامعه توسط یزید زمان است. طرفه این که این دشمن شرور اکنون نیز پیوسته و با تمام توان تدارک جنگ می بیند و ترور رهبری و نابودی کشور را به صراحت فریاد می زند!
آقایان عزیز شما که به خداوند سبحان ایمان دارید، راه این است که به سپر تقوا مجهز شوید «یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَلۡتَنظُرۡ نَفۡسࣱ مَّا قَدَّمَتۡ لِغَدࣲۖ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۚ» و در راه خدا از ملامت سرزنشگران نهراسید و به خدای قادر مطلق و ظرفیتهای بیشمار کشور و سرمایه عظیم اجتماعی مردم غیور و اهرمهای گوناگون اقتدار درونی و قدرت بازدارندگی خود اعتماد کنید و راه طمع دشمن را ببندید و حقوق از دست رفته این کشور را از طریق عناصر اثر بخش بازدارنده بگیرید و خود را براین زورگوی متجاوزکه در اثر اقتدار شما مستأصل شده بود و تقاضای آتش بس کرد، تحمیل کنید. از این رو درچنین شریطی اصرار برحفظ جنازه تفاهم نامه بی سروته و رفتن به این کشور و آن کشور که ضمن حسن نیت، اما همه زیرچترآمریکا بازی می کنند و از خود اختیاری ندارند، جز انحراف و پای بر بند فریب دشمن نیست. مباد که دلبستگی به تفاهم و مذاکره همان تسویل نفس شما باشد و خود به آن التفات ندارید! مباد که ناخواسته مصداق آیه کریمه فوق باشیم که: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا سوره کهف، ۱۰۳- ۱۰۴)
توفیق شما بزرگوران را درتشخیص راه درست و عمل به صلاح از خداوند مسألت دارم.
و لاحول و لاقوه الابالله العلی العظیم. ۲۰ تیر ۱۴۰۵
محمد باقر سعیدی روشن










نظر شما