شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۹
مقاومت هویتی؛ لازمه ترسیم افق تمدنی

عضو هیئت علمی پژوهشکده حکمرانی و مطالعات فرهنگی گفت: مقاومت هویتی، نه یک واکنش دفاعی، بلکه یک کنش خلاقانه است که می‌تواند از دل بحران‌ها، فرصت‌های تمدنی جدیدی را برای کشور ما ایجاد کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، دکتر علی مدد طی سخنانی در نشست علمی با موضوع "ایران نوین؛ از مقاومت هویتی تا افق تمدنی" با تأکید بر اهمیت بازخوانی نسبت هویت، فرهنگ و تمدن در مسیر آینده کشور ابراز داشت: در میان انبوه بحث‌ها درباره آینده ایران، یکی از سوالات بسیار مهم و بنیادین که همواره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول ساخته، نسبت میان هویت ایرانی و افق تمدنی است. پرسش اینجاست که آیا می‌توان بدون بازتعریف هویت، به تمدن‌سازی نوین دست پیدا کرد و این که آیا مقاومت هویتی در برابر مدرنیته غربی، شرط تداوم تمدنی است یا مانعی برای پیشرفت و در نهایت این که چگونه می‌توان از دل بحران‌های هویتی، افق تمدنی جدیدی ترسیم نمود!؟

وی با بیان این که مفهوم ایران نوین بیش از آن‌که یک پروژه سیاسی باشد، یک مسأله تمدنی به شمار می‌رود، افزود: ایران برای ورود به افق تمدنی جدید، ناگزیر از بازتعریف نسبت خود با سه حوزه بنیادین است؛ اول، نسبت با سنت تاریخی و فرهنگی خود؛ دوم، نسبت با مدرنیته و جهان مدرن؛ و سوم هم نسبت با هویت اسلامی و انقلابی است. از این رو، هرگونه غفلت از هر یک از این سه حوزه، مسیر تمدن‌سازی را با اخلال روبرو می سازد.

مدد همچنین تبیین مفهوم مقاومت هویتی بیان داشت: این مفهوم، نه به معنای انفعال و انزوا، بلکه به معنای کنشگری هوشمندانه در برابر جریان‌های همگون‌ساز جهانی است. همچنین ایران همواره با مقاومت هویتی توانسته است خود را بازتولید کند و این مقاومت، خود شرط اصلی تداوم تمدنی بوده است. از این رو، نقش زبان فارسی، ادبیات، هنر، معماری و آیین‌های ملی و مذهبی به عنوان ارکان مقاومت هویتی مورد تاکید است.

عضو هیئت علمی پژوهشکده حکمرانی و مطالعات فرهنگی با نقد رویکردهای افراطی در مواجهه با مدرنیته خاطرنشان کرد: ایران نوین نمی‌تواند خود را از مدرنیته جدا کند، همان‌گونه که نمی‌تواند خود را در مدرنیته حل کند. از این منظر راهبرد صحیح، گفت‌وگوی انتقادی با مدرنیته است، یعنی پذیرش دستاوردهای مدرنیته در عرصه‌های علم، فناوری، حقوق و حکمرانی اما در عین حال نیاز جدی به نقد مبانی فلسفی و انسان‌شناختی آن و ارائه الگویی بومی و متناسب با فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی به شدت احساس می شود.

وی همچنین با اشاره به ظرفیت‌های تمدنی ایران، به سه مؤلفه اساسی اشاره کرد که می‌توانند محور تمدن‌سازی نوین قرار گیرند؛ نخست، حکمت و فلسفه اسلامی که با داشتن پیشینه‌ای غنی در مکاتب مشاء، اشراق و حکمت متعالیه، ظرفیت نظریه‌پردازی در عرصه‌های مختلف را دارد. دوم، فرهنگ و ادبیات غنی فارسی که به عنوان یک سرمایه نمادین عظیم، می‌تواند به بازتولید هویت ملی و پیوند نسل‌ها کمک کند. سوم، تجربه انقلاب اسلامی که با وجود فراز و نشیب‌های فراوان، الگویی از مقاومت و استقلال‌طلبی را در جهان معاصر ارائه کرده است که می‌تواند مبنایی برای تمدن‌سازی نوین باشد.

عضو هیات علمی پژوهشکده حکمرانی و مطالعات فرهنگی همچنین با اشاره به مهم ترین چالش‌های پیش روی ایران نوین در این مسیر گفت: اصلی‌ترین چالش در این میان، شکاف میان نخبگان و توده مردم است، چه آن که تا زمانی که نخبگان فکری، سیاسی و فرهنگی ایران نتوانند با زبان و ادبیات مشترکی با مردم صحبت کنند و دغدغه‌های آنان را بفهمند، هرگونه پروژه تمدن‌سازی با شکست روبرو خواهد شد و لذا، عدالت فرهنگی و مشارکت مردمی در فرآیند تمدن‌سازی امری بایسته محسوب می شود.

وی در ادامه با نقد نگاه‌های صرفاً اقتصادی و سیاسی به توسعه ابراز داشت: تمدن‌سازی یک پروژه معنایی و هویتی است و لذا هرگونه برنامه‌ریزی برای ایران نوین باید بر محور تولید معنا و بازسازی سرمایه اجتماعی استوار باشد.

مدد همچنین با تأکید بر ضرورت نگاه راهبردی به آینده ایران گفت: ایران نوین برای ورود به افق تمدنی، باید از سه مرحله عبور کند؛ مرحله اول ناظر به بازشناسی هویتی است که در آن جامعه به درک صحیح از خود و نسبت خود با جهان می‌رسد؛ مرحله دوم، بازسازی نهادی که بر اساس آن، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بر اساس ارزش‌های هویتی بازتعریف می‌شوند؛ و مرحله سوم، تولید تمدن که در آن، ایران به عنوان یک تمدن نوین در نظم جهانی جدید نقش‌آفرینی می‌کند. از همین رو، ایران امروز در مرحله نخست است و برای ورود به مراحل بعدی، نیازمند یک عزم ملی و اراده جمعی است.

عضو هیئت علمی پژوهشکده حکمرانی و مطالعات فرهنگی در خاتمه افزود: مقاومت هویتی، نه یک واکنش دفاعی، بلکه یک کنش خلاقانه است که می‌تواند از دل بحران‌ها، فرصت‌های تمدنی جدیدی را ایجاد کند. از این حیث باید توجه داشت که ایران نوین در صورتی می‌تواند به افق تمدنی دست یابد که هم به سنت و هویت خود وفادار بماند و هم با عقلانیت و بازنگری انتقادی، دستاوردهای مدرنیته را به خدمت گیرد و الگویی بومی و متناسب با زیست‌جهان ایرانی-اسلامی ارائه دهد. این مسیر طبعاً دشوار اما شدنی است و نیازمند همت جمعی و اراده ملی است تا ایران را از بحران هویت به افق تمدن رهنمون سازد.

انتهای پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha