سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۳
خاطرات شهدا | فرمانده‌ای که مخفیانه لباس نیرویش را می‌شست

حوزه/ «لباس‌هات چه خوشبوئه» - این جمله ساده، رازی را فاش کرد که شهید محمدرضا مهدی‌زاده طوسی سال‌ها پنهان کرده بود: شبانه و بی‌سروصدا، لباس‌های همرزمش را می‌شست تا او دلتنگ خانه نشود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، خاطره‌ای صمیمی از سردار شهید محمدرضا مهدی‌زاده طوسی روایت می‌کند چگونه او بدون اطلاع همرزمش، شبانه لباس‌های او را می‌شست. این خاطره که با بوی صابون لوکس خانه آغاز شد، تصویری ماندگار از تواضع و اخلاص یک فرمانده جبهه است.

بچه‌ی شمالِ‌شهرِ مشهد بودم و مادرم لباس‌هام رو می‌شُست. وقتی به جبهه اعزام شدم هنوز توی همون حال و هوای خونه‌ی خودمون بودم.

یه روز محمدرضا بهم گفت: لباس‌هات چه خوشبوئه... بهش گفتم: مادرم لباس‌های منو با صابون لوکس می‌شوره.

گذشت و یه‌ بار با هم رفتیم ارومیه.

محمدرضا رو به من کرد و گفت: اسم صابونی که مادرت لباس‌هاتو باهاش می‌شُست چی بود؟

گفتم: صابون لوکس.

بعد از این قضیه من که عادت نداشتم لباس‌هام رو بشویم، می‌دیدم همیشه لباسهایم تمیزه.

به این فکر افتادم که کار چه کسی می‌تونه باشه، تا اینکه یاد سفرم به ارومیه همراه با محمدرضا افتادم. احتمال دادم که کار ایشونه.

یه بار هم بهش گفتم: چه کسی لباس‌های منو شسته؟

ایشونم گفت: حالا یه کسی پیدا شده و لباس‌هات رو شسته؛ شما چیکار داری؟

چون لو نداد؛ تصمیم گرفتم شبها کشیک بدم تا ببینم ماجرا از چه قراره.

یه شب متوجه شدم که یه نفر داره آب گرم می‌کنه تا لباس‌های کثیف رو بشوید.

اما همون زمان خوابم برد؛ ولی بعدها فهمیدم که محمدرضا لباس‌هام رو می‌شوره...

منبع: خاطره‌ای از زندگی سردار شهید محمدرضا مهدی‌زاده طوسی، نوید شاهد [بنیادشهید و امور ایثارگران]

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha