به گزارش خبرگزاری حوزه، سلسله گفتمانهای «ظرفیتهای تأویلی پیادهروی اربعین» در نشست علمی «اربعین؛ فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی (هیأت، اربعین، مقاومت، خونخواهی)» با حضور جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه در پژوهشکده تبلیغ و مطالعات اسلامی باقرالعلوم(ع) برگزار شد. حجتالاسلام سیدمحمدحسین هاشمیان، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)، دریچهای نو به سوی پدیدهشناسی اربعین گشوده است. محور اساسی این گفتار، نقد رویکردهای تقلیلگرایانه و امنیتی به تحولات اجتماعی اخیر (بعثت مردمی) و بازخوانی ظرفیتهای اربعین به عنوان یک «فناوری اجتماعی» برای تحقق هدف متعالی خونخواهی است.
مشروح این سخنان از حجتالاسلام سیدمحمدحسین هاشمیان تقدیم شما فرهیختگان می شود.
۸ محور اصلی این نشست:
- تحلیل آیهشناختی اربعین بر پایه آیات سوره مبارکه شوری
- اقامه دین و نفی تفرقه؛ رسالت مشترک پیامبران اولوالعزم
- اربعین؛ تجلی کامل اقامه دین و استمرار رسالت انبیا
- زیارت اربعین؛ احیای ولایت و میراث همه پیامبران الهی
- اربعین؛ راهبرد مقابله با ظلم، حسد، شک و حیرت
- نقش اربعین در هدایت انسانِ سرگردان عصر رسانه و مجاز
- اربعین؛ گشودن افق حقیقت در برابر حیرت انسان معاصر
- ظرفیت تمدنساز اربعین در تحقق دین و وحدت امت
موضوعی که خدمت بزرگواران هستم مبتنی بر آیات سیزدهم تا پانزدهم سوره مبارکه شورا، تحلیلی ناظر به پدیده اربعین است که خود اربعین حقیقتاً به عنوان یک آیت الهی باید شناخته شود و این آیت الهی را چه بهتر که مبتنی بر آیات قرآن کریم ما مورد تحلیل قرار بدهیم.

تأمل که میکردم در قرآن کریم، فکر میکنم تنها یک آیه است که در قرآن نام پنج پیامبر اولوالعزم کنار هم به این گونه در یک آیه آمده و نبوتی که خداوند تشریعی کرده بر گردن این پیغمبران را در دو هدف خلاصه بیان کرده است. آیه این هست، تلاوت میکنم خدمتتان و بعد قدری تأمل میکنیم نسبت این آیه را با اربعین سیدالشهدا.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: «شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصَّیٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَیٰ وَعِیسَیٰ ۖ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ ۚ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ ۚ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ».
یک ترجمه تحتاللفظی اگر از آیه داشته باشیم، حق تعالی میفرماید که خداوند برای شما آیینی را تشریح کرد که آن آیین از قبل به نوح نبی سفارش شده بود و در قالب وحی به تو نازل شد و آنچه که به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش شد. یعنی این پنج پیغمبر اولوالعزم، تشریع دین و حقیقت دین که دین واحد باشد از جانب خدا صورت گرفت که چه بشود: «أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ»؛ که دو هدف محقق بشود: یکی اقامه دین و دو اینکه تفرقهای در آن ایجاد نشود. «کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ»؛ هرچه بر مشرکین آنچه که شما به او دعوت میکنید سنگین است، بزرگ است. الله «یَجتَبِی إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ»؛ خداوند انتخاب میکند هر کسی را بخواهد و هدایت میکند و باز میگردد به سمت کسی که بخواهد.
من به دو تفسیر ذیل این آیه شریفه رجوع کردم: یکی تفسیر البرهان که تفسیر روایی ما هست و یکی هم تفسیر المیزان.
تفسیر البرهان ناظر به این آیات حدود فکر میکنم هفت هشت تا روایت را که چند تای آن از وجود نازنین آقا امام رضا(علیه السلام) بود و یکی دو روایت دیگر هم از سایر معصومین، من جمله امام صادق (علیهالصلاتوالسلام)، که مستحضرید تفسیر المیزان تفسیر البرهان یه جاهایی بیش از اینکه تفسیر باشد تأویل آیاته ولی اینجا به هر حال شاید بگیم هم تفسیر و هم تأویل آیات را در پی داشت که مرحوم بحرانی آنجا آن روایاتی که آورده اشعار به این دارد. حالا من وقت نیست تکتک روایات را بخوانم که این حقیقت دین، طبق روایاتی که برمیآید همان حقیقتی است که از معارف نزد اهلبیت (علیهمالسلام) هست. این در دو یا سه روایتی که از امام رضا(علیه السلام) ایشان آورده نقل شده و آن چیزی که در آن اختلاف نباید بشود، آن ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و در ادامه آیه هم آن چیزی که گران هست بر مشرکین و زیر بار نمیروند، آن باز ولایت اهلبیت (علیهمالسلام) است و در ادامه انتهای آیه هم میفرماید که خداوند انتخاب میکند هر کسی را بخواهد و هدایت میکند و انابه میکند به سمتش؛ منظور هدایت باز به سمت ولایت امیرالمؤمنین (علیهالصلاتوالسلام) است. بنابراین آن معنا و مغز آیه را اگر نگاه کنیم برمیگردد به ولایت اهلبیت (علیهمالسلام).
در تفسیر شریفه المیزان وقتی به آنجا رجوع میکنیم میبینیم که مرحوم علامه (رضواناللهعلیه) قائل به این است که به هر حال حقیقت دین واحد است؛ «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» و اینکه میفرماید خداوند فلسفه رسالت این انبیای اولوالعزم را اقامه دین قرار داده و این دین هم دین واحد هست، نشان از این دارد که این رسالت، رسالت یکسان و مشترکی بوده است. ولیکن مطلبی که رقم خورده علامه اشاره میکند به اینکه امتها علیرغم اینکه دین واحد بود، حقیقت دینی که حق تعالی نازل فرموده بود یکسان بود، به دو گروه تقسیم شدند:
امتها یک گروهشون که گروه به تعبیر مرحوم علامه گروه «نیاکان» بودند، با علم و اطلاع و از در حسد رویگردان شدند از حقیقت دین و در دین اختلاف ایجاد کردند؛ و گروه دوم که «نسلها» بودند، فرزندان بودند، در شک و تحیر باقی ماندن. لذا در آیه بعد که حالا آن آیه را تلاوت میکنم در آنجا خداوند دستور میدهد به پیغمبر: «فَلَذَلِکَ فَاسْتَقِمْ»، بنابراین ای پیامبر تو استقامت کن «و ادْعُ إِلَی رَبِّکَ» و دعوت به سمت پروردگارت دعوت کن و استقامت بورز و از أهوای اینها تبعیت نکن.
عرض کردم آیه ۱۳ تا پانزدهم سوره مبارکه شورا: من آیه ۱۳ را خواندم، آیه ۱۴ اشعار به این موضوع دارد و: «وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ»؛ تو آیه اشاره فرموده که فلسفه این نبوت اقامه دین بود و اجتناب از تفرقه، ولی چه اتفاق افتاد این امتها اینگونه به هر حال پاره پاره شدند؟ میفرماید: «وَمَا تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ»؛ اینها متفرق نشدند بعد، مگر بعد از اینکه علم پیدا کردند، یعنی از روی علم؛ منتها «بَغْیًا بَیْنَهُمْ»، اینجا علامه میفرماید یعنی ظلم و حسد؛ یعنی از روی اینکه میدانستند حق چیست ولی به جهت حسد و ظلمی که داشتند رویگردان شدند از حق و دین حق. «وَلَوْلَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلَیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ». اگر دقت بفرمایید این دو تا مطلب که علامه اشاره میکند، استناد به این دو آیه است که آن نیاکان مبتنی بر بَغْی که تفسیر میکند ایشان به حسد و ظلم و آن فرزندانشان و «إِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ» نسلهای بعد، «لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ»؛ بر اساس شک، بر اساس حیرت که چیکار بکنیم، اینها رویگردان شدند؛ نیاکان مبتنی بر حسد و ظلم و فرزندان مبتنی بر شک و حیرت. بعد در ادامه میفرماید: «فَلِذَٰلِکَ فَادْعُ» ؛ حالا که در یک چنین موقعیتی قرار گرفته ای پیغمبر، تو دعوت کن به سمت پروردگارت، «وَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ» و استقامت بورز و ادامه آیات که به هر حال اشعار به این دارد که «وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَقُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُم»، و بگو که من امر شدم تا بین شما به هر حال مساوات و عدالت را برقرار کنم.
این آیات را بنده به این جهت شاهد گرفتم برای فهم آیهشناسانه آیت الهی، اربعین سیدالشهدا و وجود نازنین سیدالشهدا (علیهالصلاتوالسلام) مهمترین تجلی اقامه دین است؛ یعنی آن شریعتی که به هر حال تمام انبیا، به ویژه انبیای اولوالعزم به او امر شدند و همه در دو هدف طبق این آیه خلاصه شده: اقامه دین رقم بخورد و تفرقه از بین برود، در زیارت سیدالشهدا (علیهالصلاتوالسلام) رقم میخورد.
اقامه دین یعنی چی؟ اقامه دین، رهبر شهیدمان رجوع میکردند در سخنرانی که سال ۹۲-۹۳، اسفند ۹۳ در جمع خبرگان داشتن، استناد به همین آیه شریفه میکنند در بحث اقامه دین که اولاً این آیه «الدین» را که آورده دلالت به تمام دین دارد، یعنی اقامه تمام دین باید صورت بگیرد. ایشان اسناد به این میکنند و این در مقابل این هست که پارهپاره یا بخشی از دین، نه تمامیت دین. و این نیازمند برقراری به هر حال حکومت اسلامی است تا شما بتوانید اقامه دین به این معنا را داشته باشید.
اما چرا اربعین و زیارت سیدالشهدا (علیهالصلاتوالسلام) این مهم را رقم میزند؟ این را ما در زیارت خود حضرت میخوانیم: «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ الرِّسَالَة وَ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَیْتَ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ»؛ در سوره مبارکه حج میفرماید: «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ»؛ وقتی به تمکنی میرسند در حکومت، «أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ»؛ این چهار تا رکنی که استناد به آن شده در این آیه، تماماً توسط سیدالشهدا (علیهالصلاتوالسلام) صورت گرفته است.
اقامه دین پنج رکن دارد؛ «بنیالإسلام علی خمس» روایت امام باقر (علیهالصلاتوالسلام): «علی الصلاة والزکاة والصوم والحج والولایة.ولم ینادَ بشیء کما نودی بالولایة»؛ آن رکن اصلی ولایت که دارد در اربعین و زیارت اربعین تجلی پیدا میکند. اما گفتم دو تا انحراف؛ یعنی امتها بر اساس دو تا انحراف مقابل اقامه دین قرار میگیرند. و در حقیقت اربعین سیدالشهدا میخواهد مقابل دو انحراف بایستد:
یک انحراف، عرض کردم انحراف عدهای است امتی است که بر پایه بَغْی مقابلش میخواهد بایستد مقابل دین بایستد که عرض کردم به حسد و ظلم علامه تفسیر کرده؛ و دو انحرافی که نه بر پایه شک است، بر پایه شبه است، بر پایه حیرت است؛ یعنی اینها شاید به آن حد به هر حال علم ندارند؛ یعنی آن طایفه اول مجازاتشان سنگینتر است چون آنها علم دارند، حق را میشناسند ولیکن مقابلش میایستند به جهت حسد و ظلم؛ ولی طایفه دوم طایفهای هستند که در حیرتند.
نگاه میکنیم میبینیم که اربعین سیدالشهدا برای هر دو طایفه به هر حال راهبرد دارد: وقتی که شما زیارت اربعین مشرف میشوید، اولاً پایه این زیارت همان جمله است که «حب الحسین یجمعنا»؛ یعنی محبت امام حسین یک وحدتی در قلوب تمام انسانها. من از عمد این آیه را انتخاب کردم برای اینکه نشان بدهم که ظرفیت اربعین حقیقتاً یک ظرفیتی فراتر از فرق و مذاهب اسلامی برای وحدتبخشی برای بشریت است؛ شما تمام بشریت به هر حال در این پنج پیغمبر اولوالعزمی که از نوح آمده تا پیغمبر همه تو این قرار هست متجلی بشود؛ این شریعتی که حق تعالی وضع کرده، هر پیغمبری به هر میزانی آورده تا تمامش در وجود نازنین خاتم الانبیا به هر حال عرضه شده است.
برای هر دو طایفه میبینیم که حضرت و زیارت اربعین راهبرد دارد: برای آنهایی که به هر حال مقابل از روی حسد و از روی ظلم میخواهند بایستند مقابل دین حق، میبینیم که این وحدتی که ایجاد میشود، این انسجامی که ایجاد میشود، رعب را در قلوب آنها میاندازد و این انسجامبخشی که در جبهه حق ایجاد میکند در حقیقت یک ظرفیتی ایجاد میکند برای آن دو تا آیه بعدی: «وَ لَذَلِکَ فَادْعُ»؛ هم دعوت صورت میگیرد در اربعین و هم استقامت و مقاومتورزی در مقابل جریان باطل رقم میخورد.
اما به طور خاص در عرض کنم زیارت اربعین که این فراز از زیارت خیلی فراز عجیبی است که میفرماید: «وَ قَدْ أَعْطَیْتُهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ»؛ سیدالشهدا مواریث انبیا را ارث برده؛ یعنی چی؟ یعنی میخواهم بگم یعنی این آیه یعنی پنج تا پیغمبر آمدند تا این رقم بخورد. ارث انبیا که ما ترک دنیا نیست که فقط مواریث الانبیا این معنا را دارد. بنابراین حقیقت امر این است که وارث، حالا ما در زیارت وارث هم که یکی یکی نام میبریم که حضرت وارث یکایک این انبیای اولوالعزم هستند؛ معنای از ارث که میبرد یعنی همین، یعنی حضرت هست که اقامه دین میکند، حضرت است که تفرقه را به هر حال با آن مقابله میکند.
اما به طور خاص برای آن طایفه دوم که عرض کردم، طایفه که اتفاقاً ما امروز بیشتر با آن درگیر هستیم، بخش زیادی از عالم ممکن است که به هر حال علم از روی علم عناد نمیورزند که به جهت حسد یا ظلم باشد، بلکه اینها در حیرتند، در یک به هر حال شک به سر میبرند. اینجا هم آن فراز زیارت اربعینه که: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلَالَهِ»؛ یعنی آن حیرت ضلالت را اینجا ما میتوانیم با این آیه بفهمیم چرا؟ چون یک عدهای هستند که اساساً طبق این آیه اینها «فِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ» هستند و در ماندن چیکار باید بکنند؛ اینجا هست که آن معنای آن حدیث نبوی که: «إِنَّ الْحُسَیْنَ مِصْبَاحُ الْهُدَی وَ سَفِینَةُ النَّجَاةِ» که در این حیرت چراغ روشنیبخش هدایت سیدالشهدا (علیهالصلاتوالسلام) است.
بنابراین بیتعارف، این ظرفیت اربعین وقتی ما میگوییم اربعین ظرفیت تمدنسازی دارد من باب شعار نیست؛ یعنی حقیقتی که مبتنی بر قرآن ما به او میرسیم، امام حسین(علیه السلام) وارث این انبیای اولوالعزم هست و این انبیا هم آمدند که اقامه دین صورت بگیرد و وحدت رقم بخورد در جامعه و این دو گروه را به هر حال حضرت بتواند با راهبردی که اتخاذ میکند این دو گروه را به هر حال سر خط هدایت قرار بدهد.
عرض کوتاهی ناظر به این گروه دوم تطبیق با مباحث امروزمان هم میخواستم بدهم: این گروه دوم که عرض کردم امت دوم، امتی است که تعدادشان هم بسیار زیاد است، در حقیقت در دوره جاهلیت ثانی مدرن ما به هر حال این بحث شک و گروهی که در یک حیرتی قرار دارند را میبینیم خیلی روزافزون است. دلیلش هم به هر حال فضای معرفتی و فضای اجتماعی که امروز مبتنی بر برساختهایی که از طریق رسانههای جمعی و به هر حال این شبکههای اجتماعی دارد نسبت به مفاهیم صورت میگیرد؛ یعنی به نحوی که حقایق عالم را ما امروز میبینیم که بسیار پوشیده و مستور میشود؛ به نحوی که مدعیان قائلم به اینکه اصلاً در برای عالم حقیقتی وجود ندارد و حتی برای عالم واقعیتی هم وجود ندارد؛
چون ما در تاریخ تمدن مدرن به لحاظ هستیشناسی دو بار تقلیل صورت گرفته؛ یک بار تقلیل از حقیقت به واقعیت؛ یعنی حقیقتی برای عالم دیگر باقی نماند، همه چیز در ماده و همین واقعیت ملموس خلاصه شد. گام دوم که گامی است که در فضای فعلی رقم خورده که ما از واقعیت فیزیکی هم یک مرتبه دیگر تنزل پیدا کردیم به به هر حال واقعیتهایی که برساخت مجازی هستند؛ به تعبیر ژان بودریار، هایپرریالیتیها، حاد واقعیتهایی که رسانهها خلق میکند و هیچ منشا و مبنایی ندارند.
میخواهم عرض بکنم که این حیرت ثانیه، حیرت خیلی بزرگتری است که این انسان فلکزده فعلی بااش درگیر است. هرچند این حیرت اول هم که تو تقلیل از حقیقت عالم به واقعیت مادی صورت گرفت حیرتآفرین بود، به هر حال بخشی از ساحت هستی را به محاق برد برای انسان، ولی تقلیل دوم آسیبش و حیرتآفرینیاش بسیار شدیدتر هست؛ تقلیلی که ما الان و نسل ما و فرزندان ما متأسفانه الان درگیرش هستند، در ساحت حاد واقعیتهایی که به تعبیر بودیار در مرز بین راست و دروغ قرار دارند و اینها مرتب بازتولید میشوند توسط رسانهها.
عرضم این است که در یک چنین فضایی، حق تعالی پنجرهای را باز میکند هر سال برای ما؛ در این ایام افقی باز میشود به سمت حقیقت عالم، نه برای ما، برای هر کسی که جویای حقیقت است. این افق باز میشود تا بتواند به هر حال این هایپر ریالیتی را خلق کند، اینها را پاره کند و به حقیقت عالم یک بارقهای یک نسیمی از آنجا بوزد و او را هدایت کند.
بنابراین این بیتعارف ظرفیت اربعین در یک چنین سنخ هدایتی است؛ یک وقتی عرض میکنیم خدمت حضرت که شما به هر حال بشریت را از حیرت ضلالت نجات دادید به این معنا داریم اشاره میکنیم که مخصوصاً در امروز این حیرت، حیرت مضاعفه است. واقعاً ما خودمان اگر بخواهیم خودمان را ترک کنیم باید اینگونه نگاه کنیم که چون ماهی هستیم که در دل دریاییم، یعنی واقعاً شکر نعمت باعث نعمتی که ما را احاطه کرده باعث شده ما در غفلت قرار بگیریم. خارج از این فضا، حیرت حیرت عجیبی است که بشریت امروز با آن درگیر است.
در یک چنین فضایی، آن چیزی که به ما کمک میکند به حقیقت عالم که همین حقیقتی است که در آیاتی که تلاوت کردم خدمتتان رجوع بکنیم، عرض محضر شما سیدالشهدا و به ویژه اربعین حضرت است که هر دو امر عرض کردم درش محقق میشود: هم اقامه دین و هم اجتناب از تفرقه رقم میخورد و این ظرفیت نهایت امر منتج به تمدنسازی میشود، مقدمهسازی میشود برای آن آیه شریفه که: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَیٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»؛ که آن به هر حال ظهور تمامیت دین با ظهور حضرت رقم بخورد «وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ».
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید










نظر شما