خبرگزاری حوزه | هادی رحیمی خاص، کارگردان سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه سینمای ایران در زمینه پرداختن به شخصیت پیامبر اکرم(ص) فاقد یک استراتژی مشخص و بلندمدت است، اظهار کرد: یکی از مهمترین دلایلی که باعث شده در سینما و تلویزیون ایران آثار محدودی درباره پیامبر اکرم(ص) تولید شود، نبود راهبرد مشخص در نهادهای فرهنگی برای پرداختن به موضوعات مهم دینی است. ما در این زمینه بیشتر به صورت جزیرهای عمل کردهایم و هر کارگردان یا فیلمسازی که دغدغهای شخصی درباره پیامبر اکرم(ص)، ائمه اطهار(ع)، وقایع صدر اسلام یا دیگر موضوعات مهم تاریخی و مذهبی داشته، تلاش کرده است به صورت مستقل وارد این حوزه شود.
وی افزود: اگر این دغدغه به شکل فردی در میان برخی فیلمسازان شکل نگیرد، راهبرد مشخص و مدونی از سوی سازمانها و نهادهای فرهنگی کشور برای پرداختن به چنین موضوعاتی مشاهده نمیکنیم. در حالی که نهادهای فرهنگی مختلف، امکانات و بودجههای قابلتوجهی در اختیار دارند و میتوانند برای یک دوره پنجساله یا حتی ۱۰ ساله، برنامه مشخصی برای تولید آثار دینی تعریف کنند. برای نمونه، میتوانستیم از سالها قبل برنامهریزی کنیم که طی یک دهه، چندین پروژه سینمایی و تلویزیونی درباره ابعاد مختلف زندگی پیامبر اکرم(ص) تولید شود؛ آثاری درباره بعثت، دوران رسالت، اخلاق و سیره ایشان، غدیر، مناسبات اجتماعی جامعه اسلامی و دیگر مقاطع مهم زندگی پیامبر(ص) که هرکدام میتوانستند با زبان و ساختاری متفاوت ساخته شوند.
رحیمی خاص با اشاره به دشواری تولید آثار تاریخی و مذهبی در مقیاس بزرگ ادامه داد: تولید یک فیلم یا سریال فاخر درباره پیامبر اکرم(ص) با پروژههای معمول سینمایی تفاوت جدی دارد و نمیتوان انتظار داشت چنین اثری در یک برنامه یک یا دوساله به نتیجه برسد. یک پروژه بزرگ تاریخی و مذهبی به چند سال پژوهش، نگارش فیلمنامه، پیشتولید، تولید و پستولید نیاز دارد. حتی ممکن است مرحله تحقیق و نگارش فیلمنامه چند سال زمان ببرد و پس از آن نیز فرآیند تولید و تکمیل اثر طولانی باشد. بنابراین، اگر چنین پروژههایی بدون نگاه بلندمدت تعریف شوند، طبیعی است که نتیجه مطلوب حاصل نشود.
وی تصریح کرد: ریشه اصلی این مسئله را باید در نبود یک استراتژی واحد در میان نهادهای فرهنگی متعدد کشور جستجو کرد. نهادهای فرهنگی ما هرکدام به صورت جداگانه فعالیت میکنند و بسیاری از آنها نیز تحت تاثیر مدیریتهای کوتاهمدت قرار دارند. در چنین شرایطی، برنامهریزی پنجساله یا ۱۰ ساله برای تولید آثار بزرگ فرهنگی و دینی چندان مورد توجه قرار نمیگیرد، زیرا مدیرانی که دوره مسئولیت کوتاهی دارند، معمولا ترجیح میدهند پروژههایی را تعریف کنند که در همان دوره مدیریتی به نتیجه برسد. در حالی که پروژهای درباره پیامبر اکرم(ص) باید با نگاه تمدنی و تاریخی دیده شود و ممکن است ثمره آن سالها بعد نمایان شود.
این کارگردان درباره نقش تلویزیون در تولید آثار مذهبی و تاریخی نیز گفت: این موضوع درباره تلویزیون اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا تلویزیون یک نهاد دولتی است و از بودجه عمومی استفاده میکند و طبیعتا انتظار میرود در زمینه معرفی شخصیتهای دینی و پیامبران الهی برنامهریزی منسجمتری داشته باشد. در سالهای گذشته شاهد تولید آثاری درباره برخی پیامبران بنیاسرائیل بودهایم و نمونههایی مانند «مریم مقدس» و پروژه «موسی کلیمالله(ع)» نشان میدهد که تلویزیون توانایی ورود به پروژههای بزرگ تاریخی و مذهبی را دارد، اما پرسش اینجاست که چرا چنین نگاه گستردهای درباره شخصیت پیامبر اکرم(ص) استمرار پیدا نکرده است.
وی ادامه داد: البته باید میان تولید آثار مذهبی و پروژههایی که با رویکرد ضدصهیونیستی ساخته میشوند نیز تفاوت قائل شد. بخشی از آثار تاریخی و مذهبی ما با هدف پرداختن به جریانهای ضدصهیونیستی تولید شدهاند که این موضوع به خودی خود قابل بررسی است، اما پرسش مهم این است که چرا در کنار این اولویت، معرفی دین اسلام، سیره پیامبر اکرم(ص) و فرهنگ رحمانی ایشان به شکل گسترده و مستمر دنبال نشده است. به نظر من پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند بررسی کارشناسان دینی و فرهنگی است، اما این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد که ما برای معرفی اسلام و پیامبر رحمت(ص) حتی برای مخاطب داخلی نیز ظرفیتهای فراوانی داریم که هنوز به درستی از آنها استفاده نکردهایم.
رحیمی خاص با اشاره به ضرورت تخصصگرایی در مدیریت فرهنگی اظهار کرد: یکی دیگر از مشکلاتی که باید به آن توجه کرد، ضعف تخصص در برخی سطوح مدیریتی حوزه سینما و تلویزیون است. با تمام احترامی که برای مدیران مختلف قائل هستم، به نظر میرسد در برخی موارد دانش تخصصی کافی درباره سینما و فرآیند تولید آثار بزرگ وجود ندارد. وقتی مدیران شناخت عمیقی از فرآیند فیلمسازی، پژوهش، فیلمنامهنویسی، تولید و مخاطبشناسی نداشته باشند، نمیتوان انتظار داشت پروژههای بزرگ و ماندگار با یک برنامهریزی دقیق شکل بگیرند. در مدیریت تلویزیون نوعی روزمرگی نیز دیده میشود. بسیاری از برنامهها و تصمیمها در بازههای کوتاهمدت گرفته میشوند و کمتر شاهد آن هستیم که یک چشمانداز روشن برای سالهای آینده ترسیم شود. تلویزیون به یک دانش تخصصی در حوزه سینما و سریالسازی نیاز دارد که در کنار دانش حرفهای، تعهد فرهنگی، انقلابی، اسلامی و ایرانی نیز در آن وجود داشته باشد. این دو موضوع نباید در مقابل یکدیگر قرار گیرند. ما میتوانیم هم از نظر فنی و سینمایی استانداردهای بالایی داشته باشیم و هم در زمینه محتوای دینی و فرهنگی، اثری متعهد و تاثیرگذار تولید کنیم.
این کارگردان درباره وضعیت تولید آثار مرتبط با پیامبر اکرم(ص) در جهان اسلام نیز گفت: مسئله فقط به ایران محدود نمیشود و در بسیاری از کشورهای اسلامی نیز آنگونه که انتظار میرود، تولید آثار سینمایی و تلویزیونی درباره پیامبر اکرم(ص) را شاهد نیستیم. برخی کشورهای عربی در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای بسیار گستردهای در حوزه سینما و سریالسازی انجام دادهاند و حتی سرمایههای قابلتوجهی در اختیار شرکتهای تولیدکننده در هالیوود و اروپا دارند، اما این ظرفیت اقتصادی الزاماً در مسیر تولید آثار مرتبط با پیامبر اکرم(ص) قرار نگرفته است.
وی ادامه داد: حتی در مواردی شاهد بودهایم که سرمایهگذاران کشورهای مسلمان برای تولید فیلمهای مهم سینمایی در اختیار فیلمسازان مطرح جهان قرار گرفتهاند، اما محور این سرمایهگذاریها لزوما موضوعات مذهبی نبوده است. به نظر میرسد کشورهای اسلامی هنوز نتوانستهاند حول یک محور مشترک فرهنگی و اعتقادی مانند پیامبر اعظم(ص) برنامهریزی کنند. در بسیاری از موارد، اختلافات تاریخی و مذهبی پررنگتر از اشتراکات بنیادین مورد توجه قرار گرفته است. ریشه این فاصله را باید در تاریخ و مناسبات فرهنگی جهان اسلام جستجو کرد و طبیعتا کارشناسان تاریخ و مطالعات اسلامی میتوانند درباره چرایی آن تحلیل دقیقتری ارائه دهند.
رحیمی خاص با اشاره به ماندگاری فیلم «الرساله» در جهان اسلام بیان کرد: یکی از نکات قابل توجه این است که با گذشت نزدیک به ۵۰ سال از ساخت فیلم «الرساله» هنوز این اثر در میان آثار سینمایی مرتبط با صدر اسلام جایگاه ویژهای دارد و همچنان درباره جذابیت و کیفیت آن صحبت میشود. به اعتقاد من یکی از دلایل ماندگاری این فیلم آن است که سازندگان آن تلاش کردند تا حد امکان فارغ از اختلافات مذهبی به موضوع نگاه کنند. کارگردان فیلم مسلمان بود، اما همه عوامل تولید از یک نگاه مذهبی و اعتقادی واحد به پروژه وارد نشده بودند و همین مسئله به اثر اجازه داد تا از یک زاویه سینمایی و انسانی نیز به موضوع نگاه کند.
وی تصریح کرد: اگر به شخصیتهایی که در «الرساله» میبینیم توجه کنیم، متوجه تفاوت جدی در نحوه شخصیتپردازی آنها میشویم. برای مثال، شخصیت حمزه در آن فیلم به شکلی ساخته شده که همچنان برای مخاطب جذاب و باورپذیر است و نمیتوان بهسادگی نمونه مشابهی برای آن پیدا کرد. به نظر من سینما وظیفه دارد بدون پیشداوری و قضاوت مستقیم، شخصیت و داستان را به مخاطب عرضه کند. وقتی فیلمساز از مرحله پژوهش و نگارش فیلمنامه تا تولید و تدوین، دائما با قضاوت وارد اثر شود، این قضاوت در نهایت به مخاطب نیز منتقل خواهد شد.
این کارگردان بیان کرد: فیلمساز باید اجازه دهد مخاطب با شخصیتها و حوادث ارتباط برقرار کند و خودش به نتیجه برسد. اگر در مرحله پژوهش، نگارش، تولید و تدوین، نگاه قضاوتگرانه بر فیلم حاکم باشد، مخاطب این نگاه را به صورت ناخودآگاه دریافت میکند. حتی اگر اثر از نظر تکنیکی بسیار خوب باشد، ممکن است مخاطب احساس کند فیلمساز از ابتدا قصد داشته است نتیجه مشخصی را به وی تحمیل کند. این مسئله بهخصوص درباره شخصیتهای بزرگ دینی اهمیت بیشتری دارد، زیرا مخاطب باید بتواند با فضای تاریخی و انسانی اثر ارتباط برقرار کند.
رحیمی خاص گفت: برای ساخت آثار ماندگار درباره پیامبر اکرم(ص) باید میان پژوهش دینی، دانش تاریخی و دانش سینمایی پیوند برقرار شود. نمیتوان صرفا با بودجه زیاد یک اثر فاخر ساخت. سرمایه زمانی نتیجه میدهد که پژوهشگران، کارشناسان دینی، مورخان، فیلمنامهنویسان و فیلمسازان متخصص در یک فرآیند مستمر و چندساله کنار یکدیگر قرار گیرند. در چنین شرایطی میتوان امیدوار بود اثری ساخته شود که هم از نظر محتوای دینی معتبر باشد و هم از منظر سینمایی بتواند مخاطب داخلی و جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. پیامبر اکرم(ص) شخصیتی متعلق به یک گروه یا جریان خاص نیست، بلکه پیامبر رحمت برای همه انسانهاست و ظرفیتهای داستانی، اخلاقی و انسانی زندگی ایشان بسیار گسترده است. بنابراین اگر نگاه ما صرفا تولید یک فیلم مناسبتی باشد، بخش بزرگی از این ظرفیت از بین خواهد رفت. باید به دنبال تولید مجموعهای از آثار در گونههای مختلف باشیم که هرکدام بخشی از زندگی و شخصیت پیامبر(ص) را روایت کنند و در مجموع تصویری جامع، انسانی، اخلاقی و دقیق از ایشان ارائه دهند.
رحیمی خاص در پایان تاکید کرد: اگر میخواهیم سینما و تلویزیون ایران در زمینه معرفی پیامبر اکرم(ص) آثار ماندگاری تولید کنند، باید از تصمیمهای مقطعی و جزیرهای فاصله بگیریم و به سمت برنامهریزی بلندمدت حرکت کنیم. این کار نیازمند یک استراتژی فرهنگی مشخص، مدیریت تخصصی، سرمایهگذاری مستمر و استفاده از ظرفیت سینماگران حرفهای است. اگر چنین رویکردی شکل بگیرد، میتوانیم آثاری تولید کنیم که علاوه بر مخاطب ایرانی، برای جهان اسلام و حتی مخاطب جهانی نیز قابل فهم و تاثیرگذار باشد و شخصیت پیامبر رحمت(ص) را نه صرفا در قالب یک اثر مناسبتی، بلکه به عنوان یکی از بزرگترین شخصیتهای تاریخ بشریت معرفی کند.
انتهای پیام










نظر شما