شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۶
سینمای ایران گرفتار معضل شبه‌روشنفکری است

حوزه/ مدرس و منتقد سینمای ایران تصریح کرد: متأسفانه بدنه اصلی سینمای ما همچنان گرفتار تفکر شبه‌روشنفکری است و تا حدودی از گفتمان مردمی و انقلابی فاصله گرفته است.

خبرگزاری حوزه | سعید مستغاثی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه با اشاره به این که سینمای ایران خود را برای چنین روزهایی که ما در کانون جنگ با نظام سلطه و در رأس آن، آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی هستیم، چندان آماده نکرده بود، اظهار داشت: واقعیت تأسف‌باری که وجود دارد این است که سینمای ایران، در کلیت خود تا حدود زیادی از جامعه و حقیقت آن فاصله گرفته و این دردآور است.

دوری بدنه اصلی سینمای ایران از واقعیت‌های جامعه

وی افزود: البته همواره جرقه‌هایی وجود داشته و هر سال می‌توان به سه یا چهار نمونه از این تلاش‌ها در ساخت و نمایش فیلم ها اشاره کرد و لذا این طور نیست که بگوییم هیچ اقدامی صورت نگرفته اما نکته اینجاست که با وجود تلاش‌های صورت گرفته و قابل تقدیر، در مجموع، جریان اصلی سینمای کشور چندان در این مسیر حرکت نکرده و حتی در بسیاری موارد، آگاهانه از آن فاصله گرفته است.

وی همچنین گفت: در همین جنگ ۱۲ روزه اخیر، برای نخستین‌بار شاهد بودیم که درباره این موضوع فیلم ساخته شد و این اتفاق امیدوارکننده با همکاری شهرداری تهران، حوزه هنری و سازمان صدا و سیما رقم خورد. همچنین در جریان جنگ ۴۰ روزه نیز، خوشبختانه دو مجموعه فیلم تولید شد. فارغ از قوت یا ضعف این آثار، اصل موضوع این بود که برای اولین‌بار، تولیدات سینمایی با چنین سرعتی نسبت به وقایع روز شکل گرفت که اتفاق قابل توجهی بود.

معدود سینماگرانی با دغدغه انقلابی به فعالیت می‌پردازند

منتقد و پژوهشگر سینمای ایران ادامه داد: با این حال روی سخن اینجاست که پیش از این قضایا، چنین آمادگی‌ای برای مواجهه با این روزها وجود نداشته است. به‌عنوان مثال، دو سال از آغاز جنگ غزه گذشته بود که تازه اولین فیلم جدی درباره غزه ساخته شد که کار آقای بابک خواجه‌پاشا با عنوان «سرزمین فرشته ها» بود که در جشنواره فیلم فجر نیز اکران شد، در حالی‌ که حتی فیلمی که برای اسکار، یعنی جایزه‌ای که به باور برخی در اختیار جریان صهیونیستی است، معرفی شده بود، پذیرفته شد، اما ما درباره چنین موضوع مهمی اثری تولید نکرده بودیم.

وی همچنین بیان داشت: خود این مسأله نشان می‌دهد که سینمای ما تا چه اندازه از گفتمان مردمی، انقلاب و فرهنگ عمومی جامعه فاصله گرفته است و اکنون نیز همین وضعیت ادامه دارد. البته برخی هنرمندان با دغدغه انقلابی خود در برخی برنامه‌ها حضور یافته و یا کارهایی را در عرصه فیلم و هنر نمایش تولید کردند ولی واقعیت تأسف‌بار این است که آن حرکت عمومی شکل نگرفت، کما این که درباره مراسم باشکوه تشییع و وداع با رهبر شهید و مظلوم انقلاب به جز معدود هنرمندان و سینماگران که موضع خوبی گرفتند، عملاً سکوت مطلقی حاکم بود. نه خانه سینما، نه خانه تئاتر و نه خانه موسیقی، هیچ‌یک واکنشی نشان ندادند؛ گویی اساساً جزئی از این جامعه نیستند!

مستغاثی اضافه کرد: البته برخی هنرمندان به‌صورت فردی در این مراسم باشکوه و تاریخی حضور داشتند، اما آن اندیشه مقاومت و تفکر ناب انقلابی که انتظار می‌رود در چنین بزنگاه‌هایی ظهور پیدا کند، در بدنه اصلی جریان سینمای ایران دیده نمی‌شود.

سینمای ایران و معضل شبه‌روشنفکری!

وی ابراز داشت: به عقیده بنده، بروز و ظهور چنین مسأله‌ای به همان ریشه‌های شبه‌روشنفکری بازمی‌گردد. متأسفانه سینمای ما همچنان با نوعی تفکر شبه‌روشنفکری درهم‌تنیده است؛ جریانی که کارنامه آن در طول تاریخ روشن بوده است. این جریان معمولاً یا در کنار دشمن قرار گرفته و یا در برابر حوادث، سکوت اختیار کرده است.

منتقد و تحلیلگر سینمای ایران افزود: در همین دوره اخیر نیز شاهد بودیم که در قبال بسیاری از حوادث، از جمله شهادت‌ها و جنایت‌هایی که در همین یک سال گذشته رخ داد، موضعی از سوی این جریان اتخاذ نشد. به‌عنوان نمونه، درباره شهادت مظلومانه کودکان میناب یا دیگر جنایت‌هایی همچون ماجرای لامرد که اتفاق افتاد و حقیقتاً هم ابعاد آن بسیار تکان‌دهنده بود، واکنش قابل توجهی از سوی بسیاری از سینماگران و هنرمندان کشور ما دیده نشد و حال آن‌که گذشته از نوع واکنش‌ها، حوادث ناشی از دو جنگ تحمیلی اخیر، خودش واجد سوژه های بسیار مهم و تأثیرگذاری است که می تواند هر کدام زمینه ساز تولید و اکران فیلم‌های مهمی در سینمای ایران باشد.

سکوت و انفعال در مواجهه با یک تشییع تاریخی

وی گفت: این بحث شبه‌روشنفکری که به آن اشاره کردم یک واقعیت تلخ است چه آن که اساساً جریان شبه‌روشنفکری ما بیمار متولد شده، کما این که رهبر شهید انقلاب نیز به این موضوع اشاره کرده و از سوی اندیشمندانی همچون شهید سیدمرتضی آوینی، ابعاد مختلف چرایی و چگونگی شکل‌گیری این جریان «شبه‌روشنفکری» به خصوص در رابطه با هنر و سینما تحلیل و تبیین شده است؛ البته باید دانست که روشنفکری اصیل متعلق به غرب است و این افراد صرفاً در پی تقلید از آن هستند.

مستغاثی ادامه داد: متأسفانه سینمای ما همچنان درگیر همین جریان است؛ با وجود همه انسان‌های شایسته و استعدادهای خوبی که در آن حضور دارند و با وجود تلاش‌هایی که انجام می‌دهند. می‌دانم که برخی از همین دوستان در مراسم تشییع و وداع با پیکر مطهر رهبر شهیدمان حضور داشتند و فعالیت کردند. برخی از آنان، از جمله آقایان میرکریمی، مهدویان، مقدم، افخمی و ...، در صحنه حضور داشتند، اما بسیاری دیگر سکوت کردند؛ سکوتی که حتی دونالد ترامپ نیز درباره آن گفت انتظار نداشته این افراد ساکت بمانند!

اصلاح سینمای ایران با بخشنامه مسئولان محقق نمی‌شود

وی در بخش دیگری از سخنان خود در رابطه با آینده سیاست‌گذاری سینمایی کشور نیز گفت: قبل از هر چیز باید به این مسأله توجه داشت که سینما اساساً با ریل‌گذاری مسئولان و صدور دستورالعمل و بخشنامه از سوی آنان اصلاح نمی‌شود، کما این که باید دانست هنر نیز چنین ماهیتی ندارد و به مسئولان وابسته نیست. مسئولان ممکن است در مقاطعی مسیر را هموار کنند، اما اصل جریان هنر از دل جامعه شکل می‌گیرد.

وی اضافه کرد: همان‌گونه که در طول تاریخ نیز دیده‌ایم که تمدن اسلامی وابسته به حکومت‌ها نبوده، بلکه در متن جامعه جریان داشته است. البته در مقاطعی حکومت هایی همچون صفویه، آل‌بویه یا برخی حکومت‌های دیگر به آن کمک کردند و در دوره‌هایی نیز مغول‌ها با آن جنگیدند، اما این جریان همواره در بطن جامعه تداوم داشته و اینک به دست ما رسیده است.

هنر باید از باور هنرمند ریشه بدواند

مستغاثی همچنین اظهار داشت: سینما و هنر نیز همین‌گونه هستند. هنر، امری حسی است و از اعتقادات، باورها و احساسات هنرمند سرچشمه می‌گیرد و لذا باید توجه داشت که این مسائل با بخشنامه حل نمی‌شود. شاید بتوان شرایط را فراهم کرد، اما اگر این باور از درون هنرمند نجوشد، اثر هنری اصیل شکل نخواهد گرفت. هنر باید از درون انسان تراوش کند و لذا این‌که تصور کنیم صرفاً با ریل‌گذاری و سیاست‌گذاری همه مسائل حل می‌شود، به نظر من بیشتر به شعار شبیه است تا واقعیت میدانی.

وی افزود: به عقیده بنده آنچه باید رخ دهد، پیش از هر چیز، بازگشت فرهنگ سانسورشده و نادیده گرفته شده به میان فیلم‌سازان جوان است. جریان شبه‌روشنفکری دقیقاً از همین سانسور تغذیه کرده است؛ سانسور این گزاره‌ها که دین کارآمد نیست، سکولاریسم مطلوب است و دین تنها برای مسجد و قبرستان کاربرد دارد. این نگاه باید دگرگون شود، چنان که تاریخ تمدن اسلامی نشان داده که واقعیت چیز دیگری است و باید این واقعیت برای جامعه تبیین شود.

حقایقی که سال‌ها سانسور شده‌اند

وی خاطرنشان کرد: این حقایق سال‌ها سانسور شده‌اند و اکنون باید به جامعه بازگردند. باید با ارائه مصادیق روشن نشان دهیم که تمدن اسلامی چگونه شکل گرفته و چه دستاوردهایی به همراه داشته که بعضاً از آن غفلت کرده‌ایم.

مدرس و منتقد سینمای ایران یادآور شد: آنچه مهم است این که باید این مصادیق را برای نسل جوان تبیین و تشریح کنیم. امروز اگر بخواهید جوانی را به یک مؤسسه آموزشی یا کنکور معرفی کنید، آن مؤسسه برای اثبات ادعای خود نمونه و مصداق ارائه می‌دهد و می‌گوید چه تعداد رتبه برتر یا موفق داشته است. ما نیز باید درباره اسلام و تمدن اسلامی، به‌جای بیان کلیات، مصادیق روشن و مستند ارائه کنیم تا این مباحث برای نسل جدید، باورپذیر باشد.

درخشش تمدن اسلامی را برای نسل جوان تبیین کنیم

وی بیان داشت: به لطف الهی، تاریخ تمدن اسلامی سرشار از چنین نمونه‌هایی است. این همان نکته‌ای است که امام و شهید بارها بر آن تأکید داشتند و می‌گفتند تاریخ تمدن اسلامی را برای جوانان و دانشجویان بازگو کنید؛ زیرا این تاریخ به آنان هویت، ایمان و روحیه استقامت می‌بخشد.

مستغاثی همچنین افزود: اگر به جوان امروز گفته شود که تمدن اسلامی روزگاری پیشتاز علم، فرهنگ و تمدن بوده و حتی برای ملت‌هایی که در شرایط نامناسب زندگی می‌کردند، تمدن به ارمغان آورده است، نگاه او دگرگون خواهد شد. همچنین اگر بداند بسیاری از پیشرفت‌ها و اختراعات ریشه در تمدن اسلامی داشته‌اند، نگرش متفاوتی به این مسائل پیدا می‌کند.

وی تأکید کرد: امروز جوان و نوجوان کشور ما هر کتابی را که باز می‌کند، با فهرستی از اختراعات و اکتشافات دانشمندان غربی روبه‌رو می‌شود و کمتر اثری از دانشمندان ایرانی و مسلمان در آن می‌بیند. طبیعی است که در چنین شرایطی گرایش او نیز به همان سمت شکل بگیرد. به همین خاطر معتقدم که باید این سانسورها کنار گذاشته شود و چهره واقعی غرب نیز آن‌گونه که هست، با استناد به اسناد و مدارک مستدل، برای مردم و جوانان تبیین شود.

دروغ‌گویی دنیای غرب با ابزار هنر و رسانه

وی افزود: دنیای غرب به کمک ابزار هنر و رسانه بسیاری از واقعیت‌ها را پنهان می‌کند و بسیاری از مسائل دروغ را به مسلمانان نسبت می‌دهند، در حالی که خودشان ناقض حقوق بشر هستند. نمونه بارز و روشن آن، همین ماجرای غزه است که بخش زیادی از واقعیت‌های آن سانسور شده است. اگر این حقایق برای نسل جوان بیان شود، می‌تواند نگرش او را دگرگون سازد.

مستغاثی در خاتمه ابراز داشت: در چنین شرایطی، وقتی جوان از درون دگرگون شود، هنر نیز از درون او خواهد جوشید و سینما نیز به‌طور طبیعی شکل خواهد گرفت. در آن صورت دیگر نیازی به بخشنامه، دستور و سفارش نخواهد بود؛ زیرا هنرمند خود این حقیقت را احساس می‌کند و آن را در اثر هنری خود متجلی می‌سازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha