به گزارش خبرگزاری حوزه، به مناسبت سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع)، مجموعهای از اشعار آیینی در سوگ کریم اهلبیت(ع) تقدیم مخاطبان میشود.
بیچاره دستی که گدای مجتبی نیست
یا آن سری که خاک پای مجتبی نیست
بر گریهی زهرا قسم مدیون زهراست
چشمی که گریان عزای مجتبی نیست
وقتی سکوتش این همه محشر به پا کرد
دیگر نیازی به صدای مجتبی نیست
در کربلا هر چند با دقت بگردی
چیزی به جز عشق و صفای مجتبی نیست
کرب و بلا با آن همه داغ مصیبت
همپایهی درد و بلای مجتبی نیست
طوری تمام هستیاش وقف حسین شد
انگار قاسم هم برای مجتبی نیست
او جای خود دارد در این دنیا مجال
رزم آوری بچههای مجتبی نیست
یا اهل العالم ما گدای مجتبائیم
ما خاک پای خاک پای مجتبائیم
آیا شده بال و پرت افتاده باشد
در گوشهای از بسترت افتاده باشد
آیا شده مرد جمل باشی و اما
مانند برگی پیکرت افتاده باشد
آیا شده در لحظه های آخرینت
چشمت به چشم خواهرت افتاده باشد
من شک ندارم که عروس فاطمه نیست
وقتی به جانت همسرت افتاده باشد
آیا شده سجادهات هنگام غارت
دست سپاه و لشگرت افتاده باشد
مظلوم و تنها و غریب عالمین است
گریه کن غمهای این بیکَس حسین است
علیاکبر لطیفیان
![]()
هرکس به طریقی زده آتش جگرت را
بیگانه جدا دوست شکسته کمرت را
افطار تو را زهر به این حال کشانده
یک کوزهی سربسته زمین ریخت پرت را
یاقوت مدینه به زمرد زدی امروز
بدجور عوض کرده هَلاهِل اثرت را
از راه لبت رفته، زِ چشمت زده بیرون
یک مرتبه سوزانده همه خشک و تَرت را
سرریز شد از طشت، عذابی که کشیدی
خون لخته گرفتهست، اگر دور و برت را
چیزی بِروی طشت بیانداز نبیند
زینب که میاید به سرت دردسرت را
در راه زمین خورده اگر که نرسیده
یک ذره به تأخیر بکش پس سفرت را
اصلا به تو آرامش و لبخند نیامد
شب کرده غم کوچه و سیلی سحرت را
این در نه لگد خورده و نه اینکه شکسته
بردار ز لولای در آخر نظرت را
عمامهات افتاد ولی پیش خودت هست
صد شکر نبردست کسی تاج سرت را
سید پوریا هاشمی
![]()
رسم کریمهاست غم یار میخورند
در عمر خویش غصه بسیار میخوردند
راز نگفته دردلشان موج میزند
از دوست زهر و طعنه ز اغیار میخورند
زیر عبا زره به تن خویش میکنند
وقت نماز خون دل زار میخورند
حتی سپاهیان و غلامان یک کریم
نان را به نرخ درهم و دینار میخورند
پایین منبرند و علی لعن میشود
خشم مدام خویش علیوار میخورند
هر شب فقط به سجده و هر روز روزهاند
یک کاسه آب لحظه افطار میخورند
از همسرانشان طلب آب میکنند
اما به جاش زهرشرربار میخورند
این زهر را نه از ستم همسرانشان
این زهر را زِ کوچه و دیوار میخورند
موی حسن زِ غصه زهرا سپید شد
رسم کریمهاست غم یار میخورند
سید پوریا هاشمی
![]()
دست و پا میزنی و بال و پرت میریزد
گریهی خواهر تو روی سرت میریزد
بهتر است سعی کنی این همه سرفه نکنی
وَرنه در طشت تمام جگرت میریزد
در تقلای سخن گفتنی اما نه نه
جگرت از دهنت دور و برت میریزد
خبرش پخش شده زهر تو را خواهد کشت
بیسبب نیست که اشک پسرت میریزد
جگرت، بال و پرت، اشک تَرت ریخت ولی
چه کسی هست که با نیزه سرت میریزد؟
هانی امیر فرجی
![]()
غارتزده منم که کنارت نشستهام
غارتزده منم که ز داغت شکستهام
غارتزده منم که تو را خاک میکنم
تابوت را ز خون تنت پاک میکنم
غارتزده منم که ز کف داده صبر را
با دست خویش کنده برای تو قبر را
غارتزده منم چه کنم با جنازهات
ای وای ریخته به زمین خون تازهات
غارتزده منم که ز داغ برادرم
میریزم از کنار تنت خاک بر سرم
غارتزده منم که ز آغوش بستهات
میگیرم آه چادر خاکیِ مادرم
من را به داغ قتل تو غارت نمودهاند
نه کربلا، نه کوفه، نه در شام، دلبرم
داغی که رفتن تو روی سینهام گذاشت
والله بود سختتر از غارت حرم
«تشییع روز با من و تو سازگار نیست
تا شب تو را به جانب قبرت نمیبرم»
محمد علی بیابانی
![]()
سر ما زیر منّت حسن است
هرچه داریم عنایت حسن است
دست خالی خریده ما را هم
دست ما برگ دعوت حسن است
سفرههایی که پهن کرده حسین
لقمههای ضیافت حسن است
اشک توفیق حضرت زهراست
گریه کردن محبت حسن است
ما از انگور مرتضی مستیم
نجف ما اجابت حسن است
طوف شش گوشه بهتر از کعبه است
قصد زائر، زیارت حسن است
اربعین که قیامت شیعه است
واقعاً که قیامت حسن است
اینهمه شور و یا حسین حسین
از سکوت و نجابت حسن است
گرچه پرچم به روی قبرش نیست
کربلا تحت رایت حسن است
جگری پاره داشت در کوچه
گوش پاره مصیبت حسن است
رضا دین پرور
![]()
میروم مشهد خیابان ها شلوغ
میروم در قم شبستان ها شلوغ
کربلا هم کل ایوان ها شلوغ
در مسیرش هم بیابان ها شلوغ
هیچ کس مثل تو بیزوار نیست
با کریمان کارها دشوار نیست
![]()
کریم کاری به جز جود و کرم نداره
آقام تو مدینه است ولی حرم نداره
غریب اونیه که همدم اشک و آهه
دیده که مادرش تو کوچه بیپناهه
دلم تو روضه ها شکسته مثل شیشه
ولی روزی مثل روز حسین نمی شه
شهید اونیه که سر به بدن نداره
آقام رو زمینه ولی کفن نداره
![]()
درون سینه نگنجد غمی که من دارم
که همتراز غم آن شهید بیکفن است
امامزاده آبادیم حرم دارد
ولی برادر زینب هنوز بیحرم است
![]()
ما از تو به جز کرم ندیدیم
جز سفرهی محترم ندیدیم
روزی که بقیعمان کِشاندی
گشتیم ولی حرم ندیدیم...
علی اکبر لطیفیان
![]()
یا رب نسیب هیچ غریبی دگر مکن
دردی که گیسوان حسن را سپید کرد
![]()
دو غم به دلت ماند حضرت مادر
کفن برای حسین و حرم برای حسن
![]()
کاش مانند برادر حرمی داشت حسن
کاش مانند برادر کفنی داشت حسین
هر دو نورند و تفاوت سر همسر دارند
بد زنی داشت حسن، شیرزنی داشت حسین
سر به زانوی برادر، حسن آخر جان داد
کاش بالای سر خود حسنی داشت حسین
![]()
در خانه شدی کینهی همسر دیدی
مسجد رفتی طعنه به حیدر دیدی
از مسجد و خانه که برون میرفتی
در کوچه شدی قاتل مادر دیدی
![]()










نظر شما