حجتالاسلام محمودی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه در ساری، با اشاره به شرایط حساس دوران امامت امام حسن مجتبی(ع)، اظهار داشت: دوران امامت آن حضرت یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ اسلام است؛ چراکه جامعه اسلامی تنها با یک اختلاف سیاسی مواجه نبود، با بحران در تشخیص حق و باطل و تغییر تدریجی معیارهای سیاسی و اجتماعی روبهرو شده بود.
وی افزود: مهمترین مسئله این بود که مفاهیم اصیل اسلامی، بهتدریج از محتوای واقعی خود فاصله میگرفتند و قدرت سیاسی تلاش میکرد خود را با پوشش دین، مشروع و مقدس نشان دهد؛ در واقع، جامعهای که روزگاری معیار حق را در قرآن، سنت پیامبر(ص) و ولایت میجست، در معرض آن قرار گرفته بود که «قدرت» را به جای «حق» معیار تشخیص قرار دهد.
مدیر مدرسه علمیه ابوالحسن(ع) آمل ادامه داد: در سطح اجتماعی نیز مردم، بهویژه در کوفه، پس از سالها درگیری و جنگهای داخلی، دچار فرسودگی و خستگی شده بودند، اختلافات قبیلهای، دنیاگرایی، ضعف بصیرت سیاسی و کاهش انگیزه جهاد، توان جامعه را برای ایستادگی در برابر جریان باطل کاهش داده بود.
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، مشکل فقط ضعف توده مردم نبود؛ بلکه بخشی از نخبگان و فرماندهان نیز گرفتار دنیاطلبی و فرصتطلبی شده بودند و معاویه با استفاده از تطمیع مالی و ایجاد شکاف در جبهه امام حسن(ع)، عملاً انسجام سیاسی و نظامی جبهه حق را هدف قرار داد.
حجتالاسلام محمودی با بیان اینکه امام حسن(ع) نه با یک جنگ صرفاً نظامی که با جنگی ترکیبی علیه هویت اسلامی مواجه بودند، خاطرنشان کرد: دستگاه اموی از قدرت سیاسی، تبلیغات، تطمیع و تحریف مفاهیم دینی به صورت همزمان استفاده میکرد تا مرز میان حکومت اسلامی و سلطنت موروثی را از بین ببرد.
وی در ادامه به راهبرد امام حسن مجتبی(ع) در مواجهه با این شرایط اشاره کرد و گفت: نخستین نکته، پذیرش صلح در شرایط تحمیلی و اجتناب از جنگی بود که نتیجه آن نابودی جبهه حق و از بین رفتن نیروهای مؤمن و وفادار به اهلبیت(ع) میشد، بنابراین صلح امام حسن(ع) را نمیتوان با معیارهای ظاهری و صرفاً نظامی تحلیل کرد؛ این صلح، یک تصمیم راهبردی برای حفظ اصل جریان حق بود.
مدیر مدرسه علمیه ابوالحسن(ع) آمل بیان کرد: اگر قرار بود در شرایطی که بخش مهمی از بدنه اجتماعی و نظامی از امام حمایت واقعی نمیکرد، جنگ ادامه پیدا کند، ممکن بود نهتنها حکومت به دست جریان اموی باقی بماند، بلکه اصل جریان اهلبیت(ع) نیز دچار آسیب جبرانناپذیر شود. از این منظر، صلح امام حسن(ع) را باید مدیریت هوشمندانه برای جلوگیری از شکست تاریخی جبهه حق دانست.
وی با اشاره به مفاد پیمان صلح، اظهار کرد: راهبرد دوم امام، محدود کردن و افشای ماهیت حکومت معاویه بود، شروط صلح، از یکسو نشان میداد که حکومت اموی نمیتواند ادعای پایبندی به معیارهای اصیل اسلامی داشته باشد و از سوی دیگر، زمینهای فراهم کرد تا در صورت نقض پیمان، ماهیت واقعی معاویه برای افکار عمومی آشکار شود.
حجتالاسلام محمودی ادامه داد: معاویه با نقض عملی مفاد پیمان، خود را در برابر تاریخ رسوا کرد و این مسئله نشان داد که مسئله اصلی او حفظ ارزشهای اسلامی نیست، بلکه تثبیت قدرت سیاسی است. به این ترتیب، امام حسن(ع) اجازه ندادند شکست نظامی جبهه حق به پیروزی گفتمانی جریان باطل تبدیل شود.
وی سومین راهبرد امام حسن(ع) را انتقال میدان مبارزه از عرصه نظامی به عرصه فرهنگ و هویت دانست و یادآور شد: پس از صلح، مبارزه متوقف نشد، بلکه شکل آن تغییر کرد. امام با حفظ مرجعیت دینی و معنوی اهلبیت(ع)، به تبیین حقیقت اسلام و افشای انحرافات جریان اموی پرداختند و نگذاشتند دستگاه تبلیغاتی بنیامیه، روایت خود را به عنوان روایت رسمی اسلام تثبیت کند.
مدیر مدرسه علمیه ابوالحسن(ع) آمل خاطرنشان کرد: از این منظر، یکی از مهمترین کارهای امام حسن(ع)، حفظ حافظه تاریخی جامعه بود؛ یعنی جامعه نباید فراموش میکرد که اسلام نبوی چه معیارهایی دارد و حکومت اموی تا چه اندازه از آن معیارها فاصله گرفته است.
وی افزود: این مسئله در تحلیل تاریخی عاشورا نیز اهمیت فراوانی دارد. امام حسن(ع) با صیانت از جریان اصیل امامت و آشکار شدن تدریجی ماهیت حکومت اموی، شرایطی را رقم زدند که در آینده، قیام امام حسین(ع) بتواند به عنوان یک اعتراض روشن و حجت تاریخی در برابر انحراف عمیق حکومت اموی فهم شود.
حجتالاسلام محمودی تأکید کرد: صلح امام حسن(ع) را نباید پایان مبارزه دانست؛ بلکه باید آن را تغییر تاکتیک برای حفظ راهبرد اصلی، یعنی صیانت از اسلام اصیل و جریان امامت، تلقی کرد، امام حسن(ع) نشان دادند که در میدان مبارزه با باطل، همیشه بیشترین شجاعت در کشیدن شمشیر نیست؛ گاهی بزرگترین مجاهدت، تشخیص درست شرایط، حفظ نیروهای جبهه حق، جلوگیری از تحریف حقیقت و انتقال پرچم مبارزه به نسلی است که بتواند در زمان مناسب، حقیقت را آشکار کند.
وی خاطرنشان کرد: تجربه امام حسن مجتبی(ع) به ما میآموزد که جبهه حق برای بقا، بیش از قدرت نظامی به بصیرت، حفظ هویت، شناخت دشمن و تشخیص درست اولویتها نیاز دارد؛ چراکه اگر جامعه معیارهای تشخیص حق را از دست بدهد، حتی برخورداری از قدرت نیز نمیتواند مانع غلبه روایت باطل بر افکار عمومی شود.
انتهای پیام. /










نظر شما