سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۲
مرحوم آیت الله العظمی شبیری: همسر همراه و هم‌فکر می‌تواند سرنوشت انسان را دگرگون کند

حوزه / مرحوم حضرت آیت‌الله شبیری زنجانی با نقل خاطراتی از زندگی خانوادگی خود و بزرگان، بر نقش عمیق همسر در سرنوشت، آرامش و موفقیت انسان تأکید می‌کند و همراهی فکری و اخلاقی همسر را از عوامل مهم کامیابی در زندگی می‌داند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، همسر، تنها شریک زندگی نیست؛ او می‌تواند معمار سرنوشت، جهت‌دهندهٔ مسیر رشد و عامل آرامش یا ناآرامی انسان باشد. تجربهٔ زندگی بزرگان دین نشان می‌دهد که نقش همسر در انتخاب‌ها، موفقیت‌ها و حتی سعادت انسان، تا چه اندازه عمیق و تعیین‌کننده است. روایتی از آیت‌الله شبیری زنجانی، به‌روشنی این حقیقت را به تصویر می‌کشد که همسرِ همراه و هم‌فکر، چگونه می‌تواند مسیر زندگی را دگرگون کند و زمینهٔ کامیابی‌های بزرگ را فراهم آورد.

همسر در سرنوشت انسان خیلی خیلی مؤثر است. والده ما در سرنوشت حاج آقای ما خیلی مؤثر بود. همسر من در سرنوشت من خیلی مؤثر بوده است. همسر مرحوم آقای طباطبایی هم همین جور بود. ایشان با والده ما مربوط بود. رفیق بودند. خیال می‌کنم با خانواده ما هم مربوط بودند. همسر اگر موافق باشد، خیلی مؤثر است.

همسر اول حاج آقای ما، دختر دایی‌اش بود. از او هم یک فرزند داشت که شش سالگی در حمام غرق شد. حاج آقای ما بعد از او با والده ما ازدواج کرد. البته همسر اول را طلاق داده بود. حاج آقای ما مایل به طلاق نبود، ولی همسرش طلبه را نمی‌خواست. ایشان هم گفته بود: وقتی که او مایل نیست، او هم یک انسان است، چرا او را حبس کنم؟ البته بعداً او خیلی پشیمان شده بود. اما حاج آقای ما پشیمان نبود؛ چون والده ما از همه جهات بر او ترجیح داشت: سیّد بود أباً و أُمّاً، چند پشت ایشان همگی سید بودند. پدر همسر دوم، خیلی شخصیت معتبری بود و پدر همسر اؤّل در آن مراحل نبود. همسر دوم از جهات روحی و اخلاقی با همسر اول فاصله زیادی داشت و در خیلی جهات دیگر ترجیح داشت.

و جالب اینکه همسر اول با والده مربوط بود و به والده بی‌علاقه نبود و به وسیله والده از حاج آقای ما هم استحلال کرده بود.

مرحوم حاج آقای ما می‌گفت: بعد از ازدواج یا عقد، زنی از آن محلّه که با محلّه والده ما فاصله داشت و هیچ انتسابی هم نداشتند، پیش جدّه ما می‌آید و خلاصه می‌گوید: وضع زندگی شما با آنها تطبیق نمی‌کند. اینها نخود آب گوشت را با شماره می‌ریزند. ولی وضع شما بهتر است.

جدّه ما یعنی والدهٔ والده زن بسیار متین و مورد احترامی بود. در همهٔ جمعها هر جا بود، اگر برنامهٔ ساز و آواز بود، تعطیل می‌کردند! خیلی خانم وزینی بود. ایشان از او می‌پرسد: اینها عیب دیگری هم دارند؟

او می‌گوید: نه ندارند. می‌گوید: این حُسن آنهاست. تاجر که نیست. او روحانی است. معلوم می‌شود که حساب دارد. این عیب روحانی نیست؛ این حُسن روحانی است. بله، اگر تاجر بود، عیب بود.

حاج آقای ما از جدّه ما تعریف می‌کرد و می‌گفت: خیلی خانم جا افتاده و وزینی بود. جدّه ما، عمّهٔ مرحوم آقای فاضلی بود. من بچّه بودم که از دنیا رفت و مثل خواب در ذهنم است.

منبع:

جرعه‌ای از دریا ؛ ج ۱، ص ۶۰۳_۶۰۴

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha