چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۶
ثمره خیانتِ استبداد و استکبار علیه ملت ایران

به ثمر نشستن کودتای ننگین ۲۸ مرداد، ثمره خیانت استبداد داخلی از یکسو و استکبار بیرونی از سوی دیگر علیه ملت ایران و منافع ملی ما بود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، سالروز کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یادآور یکی از تلخ‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر کشورمان است؛ روزی که تاریخ نگاران به روایت خنجر خیانت ائتلاف "استبداد داخلی" و "استکبار بیرونی" با نقش آفرینی آمریکا و انگلیس و تأثیر شوم آن بر پیکر استقلال ملی پرداختند.

بر این اساس، ۲۸ مرداد را نباید صرفاً یک عملیات نظامی در ایران توصیف کرد، چرا که خود محصول پیوند اُرگانیک میان استبداد درباری و استعمار خارجی با جولانِ شعبان‌بی‌مخ‌های خیابانی بوده است.

نگاه خمینی کبیر به کودتای ۲۸ مرداد

امام خمینی(ره) در یکی از سخنرانی های خویش، عامل اصلی واقعه ۲۸ مرداد را آمریکا برشمرده و بر این نکته تأکید می کنند که غفلت و عدم مآل اندیشی مسئولان ذیربط موجب به ثمرنشستن این توطئه شوم شد.

ایشان در انتقادی که به منش و رفتار دولت ملی در کمرنگ کردن رجال سیاسی مذهبی از جمله مرحوم آیت‌الله کاشانی داشت، با اشاره به اشتباهات مصدق به عنوان نخست وزیر بیان می‌دارند: «اگر آن وقت یک نفر مثلاً از رجال و یک نفر از علما، یک جمعی از مردم (گفته) بودند که ما نمی‌خواهیم این سلسله را ... اگر این غفلت نشده بود ... ما حالا البته به این صحبت‌ها اینجا نداشتیم ... این غفلت بزرگ از رجال سیاسی و علما و ... سایر اقشار مملکت ما واقع شد و این آدم را تحمیل کردند بر ما و دنباله‌اش (را) هم گرفتند که قدرتمندش کنند. از آن وقت تا حالا هم غفلت‌ها شده است. قوام‌السلطنه می‌توانست این کارها را بکنند، لکن با غفلت‌ها یا ضعف نفس‌ها نکرد. از او بالاتر دکتر مصدق بود، قدرت دست دکتر مصدق آمد، لکن اشتباهات هم داشت ... یکی از اشتباهات این بود که آن‌وقتی که قدرت دستش آمد، این را خفه‌اش نکرد تا تمام کند قضیه را، این کاری برای او نداشت آن‌وقت، هیچ کاری برای او نداشت، بلکه ارتش دست او بود، همه قدرت‌ها دست او بود و این هم ... آن وقت ضعیف بود و زیر چنگال او بود، لکن غفلت شد. غفلت دیگر اینکه مجلس را ایشان منحل کرد و یکی یکی وکلا را وادار کرد که بروید استعفا بدهید. وقتی استعفا دادند یک طریق قانونی برای شاه پیدا شد..."

دیدگاه شهید بهشتی درباره کودتا

شهید مظلوم آیت الله بهشتی نیز به نکته مهمی درباره این ماجرا اشاره کرده و می گوید: "در سال ۱۳۲۹ و ۱۳۳۰ که تهران بودم، مقارن بود با اوج مبارزات سیاسی - اجتماعی نهضت ملی نفت به رهبری مرحوم آیت‌الله کاشانی و مرحوم دکتر مصدق. من به عنوان یک جوان معممِ مشتاق در تظاهرات و اجتماعات و میتنگ‌ها شرکت می‌کردم. در سال ۱۳۳۱ در جریان ۳۰ تیر به اصفهان رفته بودم و در اعتصابات ۲۶ تا ۳۰ تیر شرکت داشتم و شاید اولین یا دومین سخنرانی اعتصاب که در ساختمان تلگراف خانه بود را به عهده من گذاشتند.

یادم هست که کار ملت ایران را در رابطه با نفت و استعمار انگلیس با کار ملت مصر و جمال عبدالناصر و مسئله کانال سوئز و انگلیس و فرانسه و اینها، مقایسه می‌کردم. در آن موقع موضوع سخنرانی اخطاری بود به قوام‌السلطنه و شاه و این که ملت ایران نمی‌تواند ببیند نهضت ملی شان مطامع استعمارگران باشد. "

نتیجه حضور مستقیم در جریان‌های ملی شدن نفت و حمایت از دولت ملی از سوی آیت‌الله شهید بهشتی باعث شد که ایشان به طور دقیق به واکاوی در نقاط ضعف عدم پایداری مصدق بپردازد و با نگاهی به این رویداد تاریخی برنامه مبارزاتش را سرو سامان دهد. او در این رابطه ابراز می‌دارد: "به هر حال بعد از کودتای ۲۸ مرداد در یک جمع بندی به این نتیجه رسیدیم که در آن نهضت، ما کادرهای ساخته شده کم داشتیم، باز این مسأله مفصل است. بنابراین تصمیم گرفتیم که یک حرکت فرهنگی ایجاد کنیم و در زیر پوشش آن کادر بسازیم و تصمیم گرفتیم که این حرکت اصیل اسلامی و پیشرفته باشد و زمینه‌ای برای ساخت جوان‌ها گردد. "

زمینه‌هایی که منجر به کودتا شد

به تعبیر طاهره طهرانی، روزنامه نگار و پژوهشگر تاریخ سیاسی، این واقعه را نمی‌توان صرفاً به یک جابجایی قدرت فروکاست، چرا که ۲۸ مرداد حاصل هم‌زمانیِ چند روند بود: بحران ملی شدن صنعت نفت، تشدید منازعات داخلی، مداخله بازیگران خارجی و فرسایش تدریجی سازوکارهای مشروطه.

وی در مصاحبه‌ای اظهار می‌دارد: روایت غالب در تاریخ‌نگاری معاصر بر این است که براندازی دولت مصدق با همکاری سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا طراحی شد. این طرح که در اسناد تاریخی با نام‌هایی مانند «آژاکس» شناخته می‌شود، با هدف تضعیف، بی‌ثبات‌سازی و در نهایت سرنگونی دولت ملی برنامه‌ریزی شد. در این روند، عملیات تبلیغاتی، بسیج نیروهای خیابانی، جلب پشتیبانی بخشی از نظامیان، و استفاده از شبکه‌های داخلی و خارجی در کنار هم قرار گرفتند.

نکته جالب توجه اینجاست که اولین تلاش جدی برای اجرای کودتا در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ با شکست مواجه می شود. در این مرحله، فرمان‌ها به‌درستی اجرا نشده و بخشی از نیروهای نظامی از همراهی سر باز می زنند. این ناکامی اما به معنای پایان طرح نبوده چرا که منجر به بازآرایی سریع شبکه‌های دخیل در کودتا شد، به نحوی که در روزهای ۲۶ و ۲۷ مرداد، تبلیغات علیه دولت شدت گرفت و زمینه برای حرکت نهایی مهیا گشت.

کودتای نظامی با نقش‌آفرینی "شعبان بی‌مُخ"ها

صبح ۲۸ مرداد، خیابان‌های پایتخت به صحنه تحرکات سازمان‌یافته بدل شد. گروه‌هایی از جنوب شهر به سمت مرکز به حرکت درآمده و با شعارهای طرفدار شاه، فضای شهر را دگرگون ساختند. هم‌زمان، بخشی از نیروهای نظامی وارد عمل شدند و درگیری‌های خیابانی و نظامی شدت گرفت. در نهایت، ساختمان‌ها و مراکز اصلی قدرت در کنترل مخالفان دولت قرار گرفت و دولت مصدق سقوط کرد و این گونه با حمایت آمریکا و انگلیس، محمدرضاشاه که پیش‌تر کشور را ترک کرده بود، بار دیگر در مرکز معادله قدرت قرار گرفت.

نقش آمریکا، انگلیس و نیروهای داخلی

نقش انگلیس در ماجرای کودتا، از نگاه بسیاری از پژوهشگران، نقشی محوری بوده است از این حیث که به هر حال لندن، ملی شدن نفت ایران را ضربه‌ای مستقیم به منافع خود می‌دانست و لذا می‌کوشید تا کنترل از دست‌رفته را بازگرداند. در همین حال، ایالات متحده نیز که در آغاز نسبت به بحران نفت موضعی محتاط‌تر داشت، به تدریج با ارزیابی‌های امنیتی، به سمت حمایت از سرنگونی دولت مصدق رفت. کمک مالی، اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا در کنار ابتکار عمل انگلیس، زمینه اجرای کودتای ۲۸ مرداد را فراهم کرد.

با این وجود باید توجه داشت که کودتا صرفاً با اتکای به بازیگران خارجی موفق نشد. دربار پهلوی، بخشی از سیاستمداران مخالف مصدق، برخی فرماندهان نظامی و شبکه‌هایی از نیروهای خیابانی که در تاریخ از آن ها به عنوان" شعبان بی‌مُخ"‌ها یاد شده نیز در این روند نقش داشتند. سرلشکر فضل‌الله زاهدی به‌عنوان چهره‌ای محوری در صف مخالفان مصدق شناخته می‌شود، ضمن آن که به هر حال برخی از نزدیکان دربار نیز در هماهنگی‌های پشت‌پرده مشارکت جدی داشتند.

پیامدهای سیاسی کودتا

صدالبته مشخص است که اصلی ترین پیامد فوری کودتا، سقوط دولت دکتر مصدق بود. با این سقوط، روندی آغاز شد که به تمرکز بیشتر قدرت در دست شاه انجامید. فضای سیاسی به سرعت بسته‌تر شد، احزاب و گروه‌های مخالف تحت فشار قرار گرفتند، و دستگاه امنیتی نقش پررنگ‌تری در اداره کشور یافت.

از این نکته کلیدی نیز نباید غافل شد که مصدق سرمست از موفقیت‌های به‌دست آمده در دوران نخست وزیری خویش، عداوت آمریکایی ها با ملت ایران را نادیده گرفت و برای فرار از حیله‌های بریتانیا خود را در دامان آمریکا انداخت و با اعتماد بیش از حد به آنها و اجرای دستوراتشان، در واقع مقدمات شکست خود و سقوط دولتش را فراهم نمود.

گزارش از: سید محمدمهدی موسوی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha